مقالات
بعد از انتشار خبر رحلت امام خمینی و با توجه به وضعیت کشور، تسریع در تعیین تکلیف دومین رهبر انقلاب اسلامی یک گزینه مهم و غیر قابل اغماض بود. هیأت رئیسه خبرگان رهبری با اعلام بیانیهای از اعضایش دعوت کرد «تا هرچه سریعتر حضور به هم ساخته و تشکیل جلسه داده و درباره مسأله رهبری، تصمیم اتخاذ نمایند.»
امام فرمودند: «بعضی از صداهای بیگانه میگویند فلانی در حال سکرات است. اگر بمیرد چنین و چنان میشود». بعد فرمودند: «هیچ طور نمیشود. این انقلاب را به شخص و اشخاص نسبت ندهید. این انقلاب یک آیه الهی است برای مدد مستضعفان و علیه مستکبران»
اگرچه عوارض این ترور در تمام سالهای بعد همراه ایشان بود، اما موجب نجات ایشان از ترور بعدی به دلیل عدم حضور در هفتم تیر شد. ایشان حضور منظم در جلسات حزب جمهوری اسلامی داشت و جزو آخرین نفرهایی بود که از حزب میآمد بیرون.
در زمان حکومت پهلوی، سازمان اطلاعات و امنیت کشور ( ساواک) با روشهای مختلف اقدام به شکنجههای جسمی و روحی انقلابیون میکرد تا آنها را از ادامه مبارزه با رژیم پهلوی باز دارد. یکی از این شکنجه ها تراشیدن محاسن روحانیون مبارز بود. رهایی امام خامنه ای از تراشیدن محاسن خود به وسیله ی دعا ماجرای جالبی دارد
یکی از نمادهای تقوا، مقام گریزی است. در خاطرات افراد مختلفی درباره استنکاف رهبر شهید، امام خامنهای از پذیرش مقام رهبری سخن گفته شده است.[1] از میان آنها، خاطرات حاج حسین سلیمانی از محافظان حضرت امام حاوی برخی نکات تازه است. آنچه در ادامه میآید فرازی از کتاب «خاطرات حاج حسین سلیمانی» است که در صفحات ۱۰۶ تا ۱۰۸ درج شده است: آیت الله مشکینی و آیت الله مهدوی کنی و آقای هاشمی رفسنجانی و تنی...
در پی حمله وحشیانه رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه قم در سال ۱۳۴۲، شهید آیتالله خامنهای برای دفاع از امام خمینی آماده شهادت شد. لذا وصیتنامهای دو صفحهای نوشت و آن را به سیدجعفر شبیری سپرد و برای دفاع از امام خمینی رفت.
در سالهایی که موج مبارزه با استعمار و صهیونیسم در منطقه اوج گرفته بود، بسیاری از مبارزان انقلاب اسلامی ایران نگاهشان به هر صدای مقاومِ علیه قدرتهای جهانی جلب میشد. جمال عبدالناصر، با وجود اختلافنظرهای عقیدتی، بهعنوان نمادی از ایستادگی در برابر غرب و صهیونیسم، جایگاه ویژهای در ذهن انقلابیون داشت و خبر درگذشت او حتی در فضای زندانهای رژیم پهلوی، اندوه و تأثیر عمیقی بر مبارزان بر جای گذاشت.
امی که پهلویها در ایران در سال ۱۹۲۵ میلادی به قدرت رسیدند، آنها فرهنگ فارسی را به عنوان تنها فرهنگ معتبر در فرآیند تبدیل ساختار چندقومیتی به ساختاری با یک زبان، یک ملت و یک دولت برگزیدند تا پروژه دولت-ملت مدرن را بر اساس برداشت خود تحقق بخشند. متعاقباً، اجرای اقدامات سیاسی مبتنی بر برداشت برتری هویت فارسی، به وضوح مرحله اولیه رویکرد همسانسازی را تشکیل داد.
با اعلام خبر رحلت امام خمینی، عاشقان او در انتظار مراسم تشییع بودند. ستاد برگزاری مراسم، طی سومین بیانیه خود اعلام کرد که نماز بر پیکر امام، فردا در مصلای تهران برگزار خواهد شد (روزنامه کیهان، ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، ص ۲). به این ترتیب، میلیونها نفر از مردم تهران و شهرستانها در مصلی و مسیرهای منتهی به آن اجتماع کردند. اما نماز، با یک روز تأخیر و در ساعت ۷:۳۰ صبح شانزدهم خرداد، به امامت آیتالله العظمی...
آیتالله خامنهای در طول سالهای مبارزاتی خود همواره با فشارهای گوناگون رژیم پهلوی و مأموران ساواک مواجه بودند. یکی از مصادیق این فشارها، زندانی شدن ایشان بود. تقریباً در تمامی زندانهایی که ایشان سپری کردند، به دلیل فقدان مدارک محکمهپسند، پس از چند ماه آزاد میشدند.
متن حاضر، بخشی از سخنرانی تاریخی آیتالله سیدعلی خامنهای، رئیسجمهور وقت جمهوری اسلامی ایران، به تاریخ ۳۱ شهریورماه ۱۳۶۶ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد است که به مسائل مربوط به جنگ تحمیلی دارد: بزرگترین، دردناکترین و فاجعهآمیزترین خصومت دشمنان ما، به راه انداختن جنگ تحمیلی بود. تحریک حس جاهطلبی یک همسایه، تشویق او به حمله و دلگرم کردن او به پشتیبانی و کمک. امروز دیگر پس از گذشت...
امام به آقای مشکینی نوشت: درمورد متمّم قانون اساسی [...] من دخالتی نمیکنم. فقط درمورد رهبری، ، ما که نمیتوانیم نظام اسلامیمان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیّت اسلامیمان در جهان، در جهان سیاست و نیرنگ دفاع کند.
شبِ رحلت امام، آیتالله خامنهای به همراه آقایان عبدالکریم موسوی اردبیلی، آیتالله علی مشکینی و آقای هاشمی رفسنجانی، حجت الاسلام ابراهیم امینی و چند نفر دیگر از مسئولان و چهرههای تأثیرگذار کشور درگیر موضوع مهم جانشین برای امام بودند.
سیدالشهدای انقلاب اسلامی در مقطع ایفای نقش به عنوان رئیسجمهور که در جایگاه دومین شخصیت مهم نظام پس از امام خمینی(ره)، جانشین فرمانده کل قوا، رئیس شورای عالی دفاع و امام جمعه تهران بودند، مقوله شهادت را از ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی و بینالمللی مورد توجه قرار دادهاند.
در آغاز، حزبالله دبیر کل نداشت. اما پس از چند سال به ارکان حزب، عنوان دبیرکل افزوده شده بود. نخستین دبیرکل شیخ طفیلی که تجربه مطلوبی برای حزب الله نبود، اما انتخاب سید عباس موسوی که از آغاز از ارکان حزبالله بود، به عنوان دومین دبیرکل، نقش مؤثری در تدبیر شرایط حزبالله داشت. دوره دبیرکلی او به یک سال نرسید و ۲۷ بهمن ۱۳۷۰ پس از حضور وی در مراسم هشتمین سالگرد شهادت شیخ راغب حرب در شهر جبشیت - که از...
ترور منتی به شهادت امام خامنهای اولین اقدام علیه او نبود. ترور او بارها در دستور ایادی آمریکا قرار گرفت، از فرقان تا سازمان منافقین و ... اما این اقدامات هیچگاه موجب تزلزل قدم او نشد.
نظرات شهید دکتر بهشتی درباره آیتالله خامنهای تا روزهای آخر حیات بر همین منهاج بود. به عنوان نمونه، یکی از اعضای حزب جمهوری اسلامی نقل میکند: «جلسات شاخه روحانیت مبارز حزب (شاخهای که ما تشکیل داده بودیم) به طور سیار هر بار در منزل یکی از اعضا برگزار میشد. منزل دکتر بهشتی، دکتر روحانی، آقای ناطق، آقای باهنر و بنده. بعد از برکناری بنیصدر از ریاست جمهوری، دکتر بهشتی اعضای هر دو شاخه مجمع...
امام خامنهای یکی از مؤسسین ساختاری نظام اسلامی بود و پس از آنکه به دستور امام خمینی شورای انقلاب اسلامی در مسیر تشکیل بود، به پیشنهاد استاد شهید مرتضی مطهری، ایشان نیز عضو شورا شد.
خانم خجسته کار خودش را کرده بود. اسباب آمادهباش چای نیز همان روز به دستش رسید. دیگر مجبور نبود دَم کرده گروهبان چای فروش را بنوشد. به اندازه معده رنجورش از سفره برداشت و بقیه را میان زندانیان تقسیم کرد. این کار، روزهای بعد نیز تکرار شد.
تجربه موفق مدرسه حقانی در قم، موجب شده بود فضلای نهضت امام به فکر تکرار این الگو در دیگر شهرها باشند. در این میان مشهد به دلیل اهمیت آن اولویت داشت. اوایل دهه ۵۰ شهید دکتر بهشتی و آیتالله خامنهای برای این منظور تلاشی داشتهاند که کتاب "شرح اسم" به قلم هدایتالله بهبودی آمده است: تلاش برای تأسیس مدرسه علمیه اندیشه تأسیس مدرسه علمیه همواره با آقای خامنهای و همردیفان اندک او...