شهادتطلبی در اندیشه و عمل آیتالله خامنهای در دوره ریاست جمهوری (۱۳۶۰-۱۳۶۸)
فرهنگ شهادتطلبی به عنوان یکی از مؤلفههای بنیادین انقلاب اسلامی، جایگاه ویژهای در اندیشه و عمل امام خامنهای در دوران ریاست جمهوری (۱۳۶۰-۱۳۶۸) داشته است. شهادتطلبی به عنوان یک فرهنگ و گفتمان مسلط در انقلاب اسلامی ایران، نه تنها در دوران مبارزه با رژیم پهلوی، بلکه در طول هشت سال دفاع مقدس و پس از آن، نقش تعیینکنندهای در حفظ و تداوم انقلاب داشته است. بر اساس یافتههای این پژوهش و از نگاه ایشان، شهادتطلبی نه تنها عامل پیروزیهای انقلاب و دفاع مقدس، بلکه راهبردی مؤثر در مقابله با قدرتهای استکباری، عامل وحدتبخش اجتماعی و تضمینکننده استمرار انقلاب اسلامی است.
سیدالشهدای انقلاب اسلامی، امام خامنهای در مقطع ایفای نقش به عنوان رئیسجمهور که دومین شخصیت مهم نظام پس از امام خمینی(ره)، جانشین فرمانده کل قوا، رئیس شورای عالی دفاع و امام جمعه تهران بودند، در طول این دوره هشت ساله مقوله شهادت را از ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی و بینالمللی مورد توجه قرار دادهاند. شاید چکیده این مفهوم همان بیانی است که در سمینار مسئولین بنیاد شهید در 21 آبان 1360 بیان کردهاند که «ما تاریخ خود را مدیون شهادتطلبی میدانیم» (چهار سال با مردم، ص ۹).
شهادتطلبی به مثابه فرهنگ و گفتمان اجتماعی
از نگاه آیتالله خامنهای، شهادتطلبی فراتر از یک اقدام فردی، یک فرهنگ و گفتمان اجتماعی است که باید در جامعه نهادینه شود. ایشان در دیدار با مسئولین بنیاد شهید در سال ۱۳۶۰ تأکید میکنند: «بزرگترین وظیفه بنیاد شهید یک حرکت معنوی است. باید همه وسائل و عواملی که شهادت را در چشمها شیرین میسازد به کار گرفته شود و بنیاد شهید، بنیادی برای حفظ شهادتطلبی باشد.» (چهار سال با مردم، ص ۱۰) ایشان بار دیگر به سومین سمینار مسؤولین بنیاد شهید در سال 1361 یادآور میشوند که «کاروان شهیدان همچنان با پرچم برافراشته خود پیشاپیش ما در حرکت است [...] حق بزرگ آنان بر ما آن است که فرهنگ شهادت و ارزش مجاهدت در راه خدا برای همه تبیین شود.» (چهار سال با مردم، ص ۱۲۱).
او که عمری همنشین شهدا بود و شهید زیسته بود، در دیدار با خانوادههای شهدای تبریز در سال ۱۳۶۲ نیز بر این معنا تأکید کرده و میفرمایند: «اگر ملتی به شهادت لبخند بزند، روح شهادتطلبی در آن ملت نمرده است و امروز شما خانواده شهدا با دل سرشار از ایمان و خشنودی از شهادت فرزندانتان ثابت کردهاید که در جامعه ما شهادت خسارت نیست.» (چهار سال با مردم، ص ۲۱۱).
ایشان در دیدار با دانشآموزان ممتاز در سال ۱۳۶۰ میفرمایند: «هدف تعلیم و تربیت در رژیم گذشته، بار آوردن افراد برای کسب مقام و پول بود، ولی هدف شما امروز شهادت و جهاد در راه خداست و این امر به دلیل تحصیل در محیط اسلامی و انقلابی است. شما نوجوانان، مسئولین فردای انقلاب اسلامی هستید و دشمن بزرگ ما نیز به همین جهت از شما واهمه دارد.» (چهار سال با مردم، ص ۵۰).
تجلی آرمانخواهی و حیات معناگرا
امام خامنهای شهادت را تحقق بخشیدن به آرمانها و زندگی بخشیدن به ارزشها میدانند. ایشان در پیام به سومین سمینار مسئولین بنیاد شهید در سال ۱۳۶۱ میفرمایند: «امروز در جامعه ما این حقیقت والا شناخته و پذیرفته شده است که مردن بخاطر آرمانها و هدفهای والایی که در جان آدمی ریشه دوانیده است، تحقق بخشیدن به همان آرمانهاست؛ یعنی کسی که اینگونه و در این راه میمیرد در واقع به خویشتن حقیقی خود که همان آرمان اوست زندگی میبخشد. کاروان شهیدان همچنان با پرچم برافراشته خود پیشاپیش ما در حرکت است و ما با دیدگان حسرتبار، مبهوت این همه شور و اشتیاق، بر اثر آنان روانیم» (چهار سال با مردم، ص ۱۲۱).
ایشان در دیدار با خانوادههای شهدای شیراز در سال ۱۳۶۲ این مفهوم را با بیانی شیوا ترسیم میکنند: «در روایت است که وقتی شهید در میدان جنگ از مرکب به زیر میافتد، هنوز بدن او به زمین نرسیده، ملائکه الهی آغوش باز میکنند و او را در آغوش میگیرند؛ چه نعمتی از این بالاتر؟ ... شهید تیر خورده، ترکش خورده، سرازیر به طرف زمین شده، اما توی این دنیاست. در این لحظات که همه انسانها اشک حسرت میریزند و پشت سر خود را با حسرت نگاه میکنند، شهید پیشاپیش خود را با لبخند نگاه میکند. وای بر ما اگر بدون شهادت از این دنیا برویم» (چهار سال با مردم، ص ۲۴۷).
عامل شکست محاسبات دشمن
از دیدگاه آیتالله خامنهای، شهادتطلبی مؤمنانه، معادلات قدرتهای جهانی را بر هم میزند. ایشان در جمع پاسداران در پادگان غدیر اصفهان در سال ۱۳۶۱ میفرمایند: «بدانید پیروزی شما [...] شکست آمریکا است. آنچه امروز دنیا را به شگفتی وامیدارد، شهادتطلبی شماست که غرب مادیگرا و مکاتب الحادی معنای آن را نمیفهمند.» (چهار سال با مردم، ص ۱۱۸).
این نگاه در بیانات ایشان در جمع رزمندگان اسلام در سال ۱۳۶۷ نیز تکرار شده است: «ما باید با جنگ شهادتطلبانه و بدون ترس از مرگ، دشمن را گیر بیندازیم و بندگان شیطان را با قدمهای حق لگدمال کنیم» (چهار ساله دوم، ص ۳۵۰).
این محاسبات غلط منحصر به مردان حاضر در نبرد نبود. ایشان در دیدار با خانوادههای شهدا در سال ۱۳۶۷ با تمجید از مقام شامخ شهدا میفرمایند: «گاه زنان ایرانی یادگارهای خود را که برایشان بسیار گرانبها بوده در اختیار گذاشتهاند. گاه یک خانواده مستضعف تمامی طلا و زیورآلات خود را تقدیم جبهههای حق علیه باطل کرده است... همسران جوان شهدا نیز حلقه نامزدی خود را دادند و نظیر این در تاریخ هیچ کشوری دیده نمیشود» (چهار ساله دوم، ص ۳۶۰).
نقش شهادتطلبی در پیروزیهای نظامی
رهبر شهیدمان در طول هشت سال دفاع مقدس، بارها بر نقش تعیینکننده فرهنگ شهادتطلبی در پیروزیهای رزمندگان اسلام تأکید کردهاند. ایشان در تحلیل عملیات طریقالقدس و فتح بستان در سال ۱۳۶۰ میفرمایند: «در این عملیات نقش بسیار مهم نیروهای مردمی کاملاً آشکار شد. تراکم نیروی مردمی مشتاق جهاد و شهادت بهقدری بود که نیروهای عراقی را به شگفت آورده بود.» (چهار سال با مردم، ص ۱۶)
این نگاه بازتابی از دیدگاه امام خمینی بود. پس از آنکه آیتالله خامنهای در جایگاه رئیس جمهوری و رئیس شورایعالی دفاع ملی طی پیامی به محضر امام خمینی این پیروزی را تبریک گفت، بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی گفته بود: « جناب آقای حاج سید علی خامنهای رئیس جمهوری محترم اسلامی ایران [...] اتکا به مسلسل و تانک، و غفلت از خداوند قادر و جنود الهی، انسانها را به ورطه هلاکت و فضاحت میکشاند. آنان که رمز پیروزی را مجهز به جهاز شیطانی و «میگ»ها و «میراژ»ها میدانند و ایمان به غیب و خداوند قادر را به حساب نمیآورند [...] قدرت ایمان و شهادت طلبی را نمیفهمند، باید با شکست مفتضحانه روبرو شوند و گوشمالی الهی ببینند.» (صحیفه امام خمینی، ج۱۵، ص ۳۹۴) و او بر این اساس در دیدار خانوادههاى شهداى پرسنل سپاه مستقر در ریاست جمهورى گفته بود: «گفتم این پیروزیهاى ایران را بعدها در کلاسهاى جنگ دنیا تدریس خواهند کرد، یکى از فرماندهان نظامى که مرد مؤمنى است، گفت اینها را در دنیا نمىتوانند بفهمند، دیدم راست مىگوید. مىخواست بگوید که ما با تاکتیک پیروز نشدیم، ما با ایمان پیروز شدیم. این یک حقیقتى است که امروز شناخته شده است؛ که انقلاب ما در اصل هم با ایمان پیروز شد. در جنگ هم که بر او تحمیل شده بود باز با ایمان پیروز شد.»
وحدتبخش اجتماع
از نگاه آیتالله خامنهای، شهادت نقش مهمی در ایجاد وحدت و انسجام ملی ایفا میکند. ایشان در سال ۱۳۶۳ در دیدار با خانوادههای شهدای اهل سنت تأکید میکنند: «شهادت شهیدان یکی از عوامل بزرگ وحدت ملت ماست، زیرا هنوز هم دشمن از ایجاد تفرقه بین مسلمانان مأیوس نشده است» (چهار سال با مردم، ص ۳۶۹).
ایشان در تحلیل واقعه هفتم تیر و شهادت مظلومانه آیتالله بهشتی و یارانشان، نقش این حادثه را در وحدت ملی بسیار مهم ارزیابی میکنند. ایشان در سال ۱۳۶۲ میفرمایند: «وضع مردم ایران در این حادثه بهطور کامل عوض شد، مثل یک ورق کاغذ از این رو به آن رو شد. قبل از حادثه در میان مردم واضحترین چیزی که وجود داشت، دودستگی بود. یقیناً اگر این ضربه قاطع عاطفی ... به وقوع نپیوسته بود، سالها طول میکشید تا این اختلافها برطرف شود» (چهار سال با مردم، ص ۱۸۷).
الهامبخشی به جریانهای مقاومت
فرهنگ شهادتطلبی که در اندیشه امام خامنهای تبلور یافته، به جریانهای مقاومت در سطح منطقه نیز الهام بخشیده است. ایشان در سال ۱۳۶۶ در دیدار با خانوادههای شهدای مقاومت اسلامی لبنان میفرمایند: «ما اعلام میکنیم ملت مؤمن و شهادتطلب ما ادامه ظلم و جور اسرائیل را تحمل نخواهند کرد و بدون شک یکی از اساسیترین و مهمترین مسائل ما مبارزه با حضور غاصبانه اسرائیل است» (چهار ساله دوم، ص ۲۱۵).
ایشان راه مواجهه با اسرائیل را تغییر فرهنگ مبارزه آنها میدانند و میفرمایند: «اگر نهضت فلسطین با روح اسلامی شروع میشد و اگر فلسطینیها بر اساس اسلام و قرآن حرکت میکردند و اگر خواستار انجام واجب اسلامی بودند، امروز فلسطین آزاد شده بود و امروز اگر جبهه فلسطین ضعیفتر و باریکتر میشود، به همین دلیل است که نهضت بر معیار صحیح اسلامی نبوده است.» (چهار سال با مردم، ص ۲۲۶) و در این خصوص، به نکتهای راهبردی تأکید میکنند که «به اعتقاد ما مبارزه با اسرائیل بدون مبارزه با آمریکا امکانپذیر نیست. تحلیل ما از مسائل فلسطین و مسائل منطقه و حتی اختلافات داخل سازمان آزادیبخش فلسطین بر این اصل استوار است. یعنی اگر هرقدر این سازمان از اقمار آمریکا فاصله بگیرد، بهتر خواهد توانست با اسرائیل مبارزه کند. (چهار سال با مردم، ص ۱۸۹) ایشان با تأکید بر اینکه «ایران اسلامى امروز کانون فداکاریها و شهادتهاست و جو جهاد و شهادت، زندگى ما را معطر کرده» و توصیه آن به مقاومت اسلامی، راه نجات فلسطین را چنین ارزیابی کرده بودند: «ملت فلسطین برای حفظ موجودیت و احقاق حق خود هیچ راهی جز مبارزه ندارد.» (چهار ساله دوم، ص 104)
ایشان در دیدار با اعضای کاروان وحدت اصفهان بر الگو شدن روحیه شهادتطلبی مردم ایران تأکید کردند که «این ایثارها در آینده در جهان الگو و سرمشق مسلمانان خواهد بود [...] نوجوانان ما با روحیه شهادت طلبی خود بارها هنر خود را در این زمینه به منصه ظهور رساندهاند.» (چهار سال با مردم، ص58) و تأکید داشتند: «با اسرائیل باید جنگید و زور را با زور باید جواب داد [...] بیماری بزرگ کسانی که اسرائیل به آنها حمله کرده، ناامیدی و افسردگی است. اشتباه اساسی که در زمان جمال عبدالناصر انجام گرفت، عدم تکیه بر قدرت مردم و عدم تجهیز و بسیج آنها بود.» (چهار سال با مردم، ص ۳۸۶)
تبلور در کارنامه شخصی
فارغ از تبلور روحیه شهادتطلبی در کارنامه عملی امام شهیدمان که در هشت سال دفاع مقدس به خوبی آشکار بود؛ در مواضع رسمی نیز شهید آیتالله خامنهای بارها آرزوی خود را بیان کرده بود. به عنوان نمونه در سال ۱۳۶۳ هنگام دیدار با خانواده شهید دکتر چمران، کسی که با او در ستاد جنگهای نامنظم دلیرانه جنگیده بود، بیان داشت: «من آرزو می کنم که شهادتی مثل شهادت ایشان داشته باشم چون اینگونه شهادتها امتیاز بزرگی است و این مربوط به ذات پاکی بود که آن شهید عزیز داشت.» (چهار سال با مردم، ص 319) و یا چند روز بعد در جمع خانوادههای شهدای هفتم تیر فرموده بود: «دلهای ما پر از احساس ستایش نسبت به این عزیزان است. آرزوی ما این است که ما نیز در همان خط و با همان سرنوشت شیرین خدا را ملاقات کنیم و با این امید که فرجام کار ما نیز شهادت خواهد بود، به کار مشغول هستیم» (چهار سال با مردم، ص ۳۲۰). آرزویی که در حد اعلا محقق شد.
منابع:
بایگانی روزنامه جمهوری اسلامی
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹). صحیفه امام خمینی، ج۱۵، تهران: نشر عروج
حزب جمهوری اسلامی (1364) چهار سال با مردم، تهران: انتشارات حزب جمهوری اسلامی.
مؤسسه اطلاعات (۱۳۶۸) چهار ساله دوم، گزارشی از دومین دوره ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنهای، تهران: انتشارات اطلاعات.


















نظرات