مشروطه تحمیلی، دیکتاتوری رضاخانی

مروری بر تحمیل نسخه انگلیسی مشروطه و حکومت رضاخان


مشروطه تحمیلی، دیکتاتوری رضاخانی

در ۱۴ مهر ۱۳۷۹، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اجتماع بزرگ مردم قم اظهار داشتند: «ظهور حکومت رضاخان ناشی از القاء نسخه انگلیسی مشروطه به روشنفکران خودفروخته بود.»[1] این سخن، نه یک ادعای سیاسی، بلکه بیان یک واقعیت تاریخی مستند است که ریشه در اسناد و شواهد برجای‌مانده از دورهٔ حساس ۱۲۸۵ تا ۱۳۰۴ دارد. پرسش اصلی آن است که این «نسخهٔ انگلیسی مشروطه» چه بود، چگونه به روشنفکران القا شد و چگونه در نهایت به ظهور رضاخان انجامید.

بریتانیا، پس از ناکامی در تثبیت سلطهٔ خود از طریق قرارداد ۱۹۱۹، با به‌کارگیری شبکه‌ای از روشنفکران غرب‌گرا و عوامل اطلاعاتی خود، نهضت مشروطه را از مسیر اصیل دینی-مردمی خود منحرف ساخت و با تحمیل یک نظام سیاسی سکولار و متمرکز، زمینه‌های روی کار آمدن یک دیکتاتور نظامی را فراهم کرد. در این میان، اینتلیجنس سرویس بریتانیا نقشی کلیدی ایفا کرد و شخصیتی چون اردشیر ریپورتر به‌عنوان مدیر شبکهٔ اطلاعاتی بریتانیا در ایران، مأموریت یافت تا فرد مناسب برای اجرای این طرح را بیابد و هدایت کند.[2]

 

ریشه‌های مردمی نهضت مشروطه

نهضت مشروطیت ایران که در سال ۱۲۸۵ به پیروزی رسید، محصول اتحاد سه‌گانهٔ علما، بازاریان و روشنفکران بود.[3] مطالبات اصلی این نهضت، محدودسازی قدرت مطلقهٔ شاه، تأسیس مجلس شورای ملی و نظارت علما بر قوانین (اصل دوم متمم قانون اساسی) بود. رهبران روحانی نهضت، از جمله آخوند خراسانی، میرزای نائینی و شیخ فضل‌الله نوری، خواهان «مشروطهٔ مشروعه» بودند؛ نظامی که در آن، قانون اساسی مبتنی بر شریعت اسلامی باشد و قدرت شاه در چارچوب شرع محدود گردد.[4]

 

انحراف نهضت و نقش بریتانیا

با این حال، بریتانیا از همان ابتدا کوشید تا این نهضت را از مسیر اصیل خود منحرف سازد. سفارت بریتانیا در تهران، که به‌عنوان «جعبهٔ سیاه انحراف مشروطه از عدالت‌خواهی به اباحی‌گری» توصیف شده، مفهوم‌سازی دیگری از مشروطه را به بست‌نشینان و روشنفکران تفهیم کرد؛ مفهومی که در آن، مشروطه نه ابزاری برای اجرای شریعت، بلکه وسیله‌ای برای سکولار کردن نظام سیاسی و حذف تدریجی علما از صحنهٔ قدرت بود.[5]

منصور بنکداریان در کتاب خود با عنوان Britain and the Iranian Constitutional Revolution of ۱۹۰۶–۱۹۱۱ نشان می‌دهد که بریتانیا، از طریق گروه‌های لابی و روشنفکران غرب‌گرا، حمایت‌های آشکار و پنهانی از جناح‌های خاصی از مشروطه خواهان به عمل آورد که خواهان نظامی سکولار و متمرکز بودند.[6] این حمایت‌ها، در نهایت به حذف فیزیکی مدافعان «مشروطهٔ مشروعه» -از جمله شیخ فضل‌الله نوری- و انحراف نهضت از مسیر اصلی خود انجامید.[7]

 

روشنفکران خودفروخته و القای نسخهٔ انگلیسی

«روشنفکران خودفروخته» که در بیانات رهبر انقلاب به آن‌ها اشاره شده، به گروهی از تحصیل‌کردگان غرب‌گرا اطلاق می‌شود که با الگوبرداری از نظام‌های سیاسی اروپایی -به‌ویژه نظام جمهوری ترکیه- خواهان حذف کامل دین از ساختار سیاسی و جایگزینی آن با نظامی سکولار و متمرکز بودند.[8] این گروه، که عمدتاً از طبقات بالای شهری و تحصیل‌کردگان اروپا بودند، نه پایگاه مردمی داشتند و نه درک درستی از بافت مذهبی جامعهٔ ایران. بریتانیا با استفاده از همین گروه، نسخهٔ خود از مشروطه را -که در آن، مجلس نه نمایندهٔ واقعی ملت، بلکه ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های استعماری بود- به آنان القا کرد.[9]

 

فروپاشی قاجار و خلأ قدرت

با انحراف نهضت مشروطه و حذف رهبران اصیل آن، ساختار سیاسی ایران به‌تدریج دچار فروپاشی شد. ضعف دولت مرکزی، اشغال ایران در جنگ جهانی اول توسط نیروهای روس، بریتانیا و عثمانی، و هرج‌ومرج ناشی از آن، فضایی از بی‌ثباتی و ناامنی را به وجود آورد.[10] در چنین شرایطی، بریتانیا با بهانه نگرانی نفوذ انقلاب بلشویکی در ایران و تهدید منافع نفتی و مسیر هند، به‌دنبال راهی برای تثبیت یک دولت مرکزی مقتدر و دست‌نشانده بود.[11]

 

قرارداد ۱۹۱۹: تلاش ناکام برای استعمار رسمی

بریتانیا نخست کوشید از طریق قرارداد ۱۹۱۹، ایران را به‌طور رسمی تحت قیمومت خود درآورد. این قرارداد که توسط وثوق‌الدوله به امضا رسید، کنترل ارتش، مالیه و سیاست خارجی ایران را در اختیار مستشاران بریتانیایی قرار می‌داد.[12] اما با مخالفت شدید افکار عمومی، علما و ملی‌گرایان، این قرارداد هرگز به تصویب مجلس نرسید.[13] شکست این قرارداد، بریتانیا را به سمت راهبردی جایگزین سوق داد: استعمار غیرمستقیم از طریق یک حاکم نظامی دست‌نشانده.

 

اردشیر ریپورتر و کشف رضاخان توسط اینتلیجنس سرویس

در چنین بستری، اینتلیجنس سرویس بریتانیا (British Intelligence Service) مأموریت یافت تا فردی مقتدر را برای اجرای طرح لندن بیابد. این مأموریت به اردشیر ریپورتر (Ardeshir Reporter)، که سال‌ها به‌عنوان رئیس شبکهٔ اطلاعاتی بریتانیا در ایران فعالیت می‌کرد، سپرده شد.[14]

بر اساس آنچه در اسناد و منابع تاریخی نقل شده، او بود که رضاخان را «کشف» کرد و در مسیر کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ او را هدایت نمود.[15] ریپورتر پس از شناسایی رضاخان، او را به ژنرال ادموند آیرونساید، فرماندهٔ نیروهای بریتانیایی در شمال ایران (نورپرفورس)، معرفی کرد و آیرونساید نیز رضاخان را به تصرف قدرت هدایت نمود.[16] این زنجیرهٔ اطلاعاتی -از اینتلیجنس سرویس به ریپورتر، و از ریپورتر به آیرونساید و رضاخان- نشان‌دهندهٔ نقش محوری و هدایتگرانهٔ نهاد اطلاعاتی بریتانیا در طراحی کودتا است.[17]

 

نقش محوری بریتانیا

اسناد آرشیوی بریتانیا (FO 371) نشان می‌دهند که نقش بریتانیا در کودتای ۱۲۹۹ نه‌تنها «حیاتی»، بلکه «تعیین‌کننده» بود. دایرةالمعارف ایرانیکا در مدخل «کودتای ۱۲۹۹» به‌صراحت تصریح می‌کند که «بریتانیایی‌ها نقش عمده‌ای در کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ ایفا کردند که رضاخان را به قدرت رساند».[18] بریتانیا نه‌تنها تجهیزات و پول لازم برای کودتا را فراهم کرد، بلکه افسران بریتانیایی به‌عنوان واسطه میان سیدضیاء و قزاق‌ها عمل کردند.[19]

اسناد آرشیو ملی بریتانیا (IOR/L/PS/۱۰/۹۶۶) نیز حاوی گزارش‌های اطلاعاتی است که نشان می‌دهند بریتانیا از جزئیات کودتا آگاه بوده و آن را تسهیل کرده است.[20] در یکی از این اسناد، نقل‌قولی از یک افسر بریتانیایی آمده که می‌گوید: «من مفتخرم که بگویم من شخص واقعی‌ای بودم که کودتا را انجام دادم و مبتکر واقعی کودتا بودم.»[21] این اظهارنظر، نشان‌دهندهٔ عمق دخالت بریتانیا در این رویداد است.

 

استعمار غیرمستقیم در عمل

پس از کودتا، بریتانیا به‌سرعت «وزن خود را به‌طور کامل پشت تثبیت رژیم جدید» قرار داد.[22] سیدضیاءالدین طباطبایی که ابتدا به‌عنوان نخست‌وزیر منصوب شد، در ۲۶ فوریه ۱۹۲۱، تنها پنج روز پس از به قدرت رسیدن، قرارداد ۱۹۱۹ را به‌طور رسمی رد کرد.[23] این اقدام، که ظاهراً نشانهٔ استقلال دولت جدید بود، در واقع بخشی از راهبرد بریتانیا برای «عادی‌سازی» حضور خود و انتقال تدریجی قدرت به رضاخان بود.

 

نقشهٔ انگلستان برای نابودی مشروطه

پژوهش‌های اخیر با روش اسنادی نشان می‌دهند که «جمهوری‌خواهی رضاخان» نه یک تصمیم شخصی، بلکه بخشی از نقشهٔ بریتانیا برای نابودی قانون اساسی مشروطه و جایگزینی آن با نظامی مشابه قانون اساسی ترکیه بود.[24] بریتانیا با بسیج نشریات، دولتمردان و بسیاری از نمایندگان مجلس، کوشید نظام جمهوری را جایگزین نظام مشروطه کند.[25] در این فرآیند، «رضاخان را به‌عنوان پوشش و مجری اصلی این سیاست به کار گرفت و چنین وانمود شد که او شخصاً این تصمیم را گرفته است».[26]

 

تحمیل یک دیکتاتور

در سال ۱۳۰۴، رضاخان با کودتای دیگری، سلسلهٔ قاجار را سرنگون و خود را شاه ایران اعلام کرد. این اقدام نیز با حمایت و چراغ سبز بریتانیا صورت گرفت. مایکل زیرینسکی در مقالهٔ خود با عنوان Imperial Power and Dictatorship: Britain and the Rise of Reza Shah, ۱۹۲۱–۱۹۲۶ نشان می‌دهد که «اعتقاد دیرینه‌ای که بریتانیا رضاشاه را ساخت» تا حد زیادی درست است.[27] او با تحلیل اسناد وزارت خارجهٔ بریتانیا نتیجه می‌گیرد که «بریتانیا نقش تعیین‌کننده‌ای در به قدرت رساندن رضاخان و تثبیت سلطنت او داشت».[28]

 

تحمیل نسخهٔ سیاسی

آنچه در این فرآیند رخ داد، مصداق بارز «استعمار غیرمستقیم» بود. بریتانیا به‌جای اشغال نظامی مستقیم ایران -که هزینه‌های سیاسی و اقتصادی سنگینی داشت- با استفاده از یک شبکهٔ پیچیده از روشنفکران وابسته، افسران نظامی و سیاستمداران خودفروخته، یک نظام سیاسی مطیع را در ایران مستقر ساخت.[29] این نظام، اگرچه در ظاهر مبتنی بر قانون اساسی و مجلس بود، اما در باطن، هیچ‌گونه استقلالی از ارادهٔ لندن نداشت.

بریتانیا با تحمیل «نسخهٔ انگلیسی مشروطه» به روشنفکران، نه‌تنها مشروطهٔ اصیل را از درون تهی کرد، بلکه با حذف علما و رهبران مردمی از صحنه، زمینه‌های اجتماعی و سیاسی لازم برای ظهور یک دیکتاتور نظامی را فراهم ساخت. رضاخان، که خود در کودتای ۱۲۹۹ به‌عنوان ابزار بریتانیا به کار گرفته شد، در نهایت به‌عنوان «شاه» تثبیت شد و به مدت دو دهه، به‌عنوان حافظ منافع بریتانیا در ایران عمل کرد.[30]

بیانات رهبر انقلاب در ۱۴ مهر ۱۳۷۹ دربارهٔ «القاء نسخه انگلیسی مشروطه به روشنفکران خودفروخته» و ظهور رضاخان، ریشه در واقعیت‌های تاریخی مستندی دارد که اسناد آرشیوی بریتانیا، پژوهش‌های دانشگاهی و شواهد تاریخی آن را تأیید می‌کنند. بریتانیا با انحراف نهضت مشروطه از مسیر اصیل دینی-مردمی خود، حذف فیزیکی رهبران مشروعه‌خواه و القای یک نسخهٔ سکولار و متمرکز از مشروطه به روشنفکران غرب‌گرا، زمینه‌های فروپاشی ساختار سیاسی ایران را فراهم کرد.[31]

در ادامه، اینتلیجنس سرویس بریتانیا با به‌کارگیری شبکهٔ اطلاعاتی خود به رهبری اردشیر ریپورتر، رضاخان را «کشف» و به آیرونساید معرفی کرد و او را به‌عنوان «پوشش و مجری اصلی» سیاست‌های خود به قدرت رساند.[32]

این فرآیند، مصداق بارز «استعمار غیرمستقیم» بود که در آن، بریتانیا با کمترین هزینهٔ سیاسی، یک نظام سیاسی مطیع را در ایران مستقر ساخت و مشروطه‌ای که قرار بود در برابر استبداد قاجار قد علم کند، به دست خودِ حامیان انگلیسی‌اش، به استبداد رضاخانی انجامید. آنچه در سال ۱۲۹۹ رخ داد، نه یک کودتای ملی برای نجات ایران، بلکه اجرای یک نقشهٔ استعماری حساب‌شده برای تثبیت سلطهٔ بریتانیا بر ایران بود؛ نقشه‌ای که با انحراف مشروطه آغاز شد و با تحمیل یک دیکتاتور دست‌نشانده به پایان رسید.

 

[1] بیانات امام شهید در اجتماع بزرگ مردم قم. ۱۴ مهر ۱۳۷۹، https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=۲۶۵۷

[2] Encyclopaedia Iranica. (n.d.). COUP D'ETAT OF 1299/1921. Encyclopaedia Iranica, https://www.iranicaonline.org/articles/coup-detat-of-1299-1921/

[3] Abrahamian, E. (۱۹۸۲). Iran Between Two Revolutions. Princeton University Press, pp. ۵۰-۸۵.

[4] تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار و تابستان ۱۴۰۴ ص۵۷-۷۶.

[5] پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام شهید، شناسه مطلب: ۹۸۳۶.

[6] Bonakdarian, M. (۲۰۰۶). Britain and the Iranian Constitutional Revolution of ۱۹۰۶–۱۹۱۱. pp. ۱۱۲-۱۴۵.

[7] پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام شهید، شناسه مطلب: ۹۸۳۶.

[8] تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار و تابستان ۱۴۰۴ ص۵۷-۷۶.

[9] پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام شهید، شناسه مطلب: ۹۸۳۶.

[10] Majd, M. G. (۲۰۰۰). From Qajar to Pahlavi: Iran, ۱۹۱۹-۱۹۳۰. University Press of America, pp. ۱۵-۴۲.

[11] Encyclopaedia Iranica. (n.d.). COUP D'ETAT OF ۱۲۹۹/۱۹۲۱. Encyclopaedia Iranica.

[12] Qatar Digital Library. (۲۰۲۱). File ۲۸۳۴/۱۹۱۷ Pt ۲ 'South Persia Rifles' [۲۷۶] (۸۹۴/۵۶۰). British Library: India Office Records, IOR/L/PS/۱۰/۶۹۱.

[13] Majd, M. G. (۲۰۰۰). From Qajar to Pahlavi: Iran, ۱۹۱۹-۱۹۳۰. University Press of America, pp. ۴۳-۶۸.

[14] پژوهشکده تاریخ معاصر، ۲۲ خرداد ۱۴۰۰، کد مطلب: ۱۹۹۲۱، قابل دسترسی در https://www.iichs.ir/fa/news/۱۹۹۲۱/print/

[15] پژوهشکده تاریخ معاصر، ۲۲ خرداد ۱۴۰۰، کد مطلب: ۱۹۹۲۱، قابل دسترسی در https://www.iichs.ir/fa/news/۱۹۹۲۱/print/

[16] تبریزی شیرازی، محمدرضا (۱۳۹۳). تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، دشتی و روزنامه شفق سرخ، ص۸۶.

[17] پژوهشکده تاریخ معاصر، ۲۲ خرداد ۱۴۰۰، کد مطلب: ۱۹۹۲۱، قابل دسترسی در https://www.iichs.ir/fa/news/۱۹۹۲۱/print/

[18] Encyclopaedia Iranica. (n.d.). CONSPIRACY THEORIES. Encyclopaedia Iranica.

[19] Encyclopaedia Iranica. (n.d.). GREAT BRITAIN IV. BRITISH INFLUENCE DURING THE REŻA SHAH PERIOD, 1921-41. Encyclopaedia Iranica, https://www.iranicaonline.org/articles/great-britain-iv

[20] Qatar Digital Library. (2022). File 566/1921 'Persia: military Attaché's intelligence summaries' [212r] (432/818). British Library: India Office Records, IOR/L/PS/10/966, https://www.qdl.qa/archive/81055/vdc_100125338108.0x000021

[21] Ibid, lines ۲۳-۲۵.

[22] Encyclopaedia Iranica. (n.d.). GREAT BRITAIN IV. BRITISH INFLUENCE DURING THE REZA SHAH PERIOD, ۱۹۲۱-۴۱.

[23] Archive.org. (n.d.). On ۲۶ February ۱۹۲۱, only five days after achieving power, the new government in Teheran formally repudiated the Anglo-Persian Agreement.

[24] تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار و تابستان ۱۴۰۴ ص۵۷-۷۶.

[25] همان.

[26] همان.

[27] Zirinsky, M. P. (۱۹۹۲). Imperial Power and Dictatorship: Britain and the Rise of Reza Shah, ۱۹۲۱–۱۹۲۶. International Journal of Middle East Studies, ۲۴(۴), ۶۳۹–۶۶۳.

[28] همان.

[29] Encyclopaedia Iranica. (n.d.). COUP D'ETAT OF ۱۲۹۹/۱۹۲۱. Encyclopaedia Iranica.

[30] Abrahamian, E. (۱۹۸۲). Iran Between Two Revolutions. Princeton University Press, pp. ۱۳۵-۱۷۰.

[31] Bonakdarian, M. (۲۰۰۶). Britain and the Iranian Constitutional Revolution of ۱۹۰۶–۱۹۱۱. pp. ۱۱۲-۱۴۵.

[32] تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار و تابستان ۱۴۰۴ ص۵۷-۷۶.