تلاش امام شهید برای حفظ ارتباط مستقیم با مردم
یکی از اعضای قدیم دفتر شهید آیتالله سیدعلی خامنهای در گفتوگو درباره اهمیت دادن رهبر شهید انقلاب به ارتباطات مردمی از دوره ریاست جمهوری نکات جالبی دارد که در ادامه تقدیم میگردد. این مصاحبه یک سال قبل از شهادت امام خامنهای انجام شده و به دلیل ملاحظات حفاظتی نام مصاحبهکننده محفوظ است:
شما خاطرهای هم درباره تماسهای مردمی داشتید؟
ماجرا از این قرار بود که حضرت آقا از همان ابتدا که به ریاست جمهوری رسید، طبق همان شیوهای که از سابق داشتند، بهغیر از ارتباطات و ملاقاتهایی که با مجموعههای مردمی داشتند، دنبال راههایی برای به دست آوردن نظرات مردم بودند.
ایشان تا پیش از ریاست جمهوری در دانشگاهها حضور پیدا میکردند، بحث آزاد داشتند و در مواجهه با اندیشه مخالف خیلی نترس بودند. این شیوه هنوز هم در جریان فعالیتهای ایشان تداوم دارد، هرچند به خاطر مسئولیت سنگین رهبری، کمتر شده است. بر همین اساس، زمانی که به ریاست جمهوری آمدند، بحث ارتباط مردمی را در مجموعه ریاست جمهوری به وجود آوردند. اگر اشتباه نکنم، آقای سید علی مقدم را برای این کار در نظر گرفتند.
آقای مقدم از مشهد همراه ایشان آمده بود؟
بله. آقای مقدم در خیابان ایران نیز همسایه ایشان بود. بچهها میگفتند در دوران بیماری هم خیلی با حضرت آقا همراه و مقید بوده که در کنار تخت ایشان حضور داشته باشد و مرتب دعا بخواند.
حضرت آقا ایشان را بهعنوان مسئول ارتباط با مردم قرار دادند. مردم بهغیر از نامههایی که مکتوب میفرستادند، تلفن میزدند تا مطالبشان را به گوش رئیس جمهور خود برسانند. موضوع این نامهها و تماسها مسائل و مشکلات جاری زندگی افراد و یا مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه و نیز درخواستهای شخصی بود که همگی مکتوب میشد و خدمت حضرت آقا ارائه میشد و ایشان هم آنها را مطالعه میکردند.
حضرت آقا روی ارتباط مردمی خیلی حساس بودند و به نفرات نیز در همین زمینه توصیه مؤکد داشتند که ارتباط مردمی برایشان بسیار مهم است. گاهی اوقات شخصاً به دفتری که چندین تلفن به آن اختصاص داده شده بود، میرفتند و مستقیم با مردم ارتباط برقرار میکردند و میگفتند: «تلفن را بدهید به خودم، میخواهم خودم مستقیم با مردم صحبت کنم و مشکلاتشان را بشنوم.» همکاران دفتر ارتباط مردمی میگفتند آقا سعی میکنند چند کلمه حرف ساده و مختصر بزنند که فرد پشت خط متوجه نشود دارد با ایشان صحبت کند.
چطور؟
چون زنگ صدای ایشان یک صوت فونیک بسیار زیبایی بود. میگفتند ارتباط برقرار میشود و تماسگیرنده میگوید: «دفتر رئیس جمهور؟» آقا جواب میدهند که: «بله، بفرمایید.» طرف، یکی دو سؤال دیگر هم میپرسد و وقتی صدای آقا را میشنود، تلفن را قطع میکند.
بعد، آقا تعجب میکند و به بچههای دفتر میگوید: «چه جوری است که شما صحبت میکنید، ولی وقتی من تلفن را برمیدارم، قطع میکنند؟» بچهها در پاسخ گفته بودند: «وقتی صدای شما را میشنوند بهکلی فراموش میکنند که چه چیزی میخواستند بگویند و همین شنیدن صدای شما کفایتشان میکند.»
پس ایشان موفق به ارتباط از این طریق نشدند؟
البته این طور نبود که همه قطع کنند، برخی هم صحبت میکردند. بچهها میگفتند بعضی صدای آقا را میشناسند و چون انتظار ندارند که مستقیماً خود رئیس جمهور پشت تلفن نشسته باشد و صحبتهای مردم را بشنود، آن قدر تعجب میکنند که حرف و خواستۀ خودشان را که آماده کرده بودند با ما مطرح کنند، بهکلی فراموش و تلفن را قطع میکنند.
خلاصه حضرت آقا علاقه بسیار زیادی به ارتباط با مردم داشت. ایشان در همین زمینه توصیههایی برای وزارتخانهها کرده بودند که آن طور که به ذهنم میآید مربوط به بعد از رهبری ایشان و در دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی بود.


















نظرات