نمایش فیلم مستند «علف» در سینماهای آمریکا در سال ۱۳۰۴

نمایش یک «نبرد ایرانی» در سینماهای آمریکا


فیلم مستند «علف: نبرد یک ملت برای زندگی» (به انگلیسی «Grass: A Nation’s Battle for Life») در سال ۱۳۰۳ ش توسط دو فیلم‌ساز آمریکایی به نام‌های مریان سی. کوپر و ارنست بی. شودسک ساخته شد. این فیلم روایتی حماسی از کوچ طایفه بابا احمدی (یکی از طوایف ایل بختیاری)، از مسجد سلیمان امروزی به طرف کوه‌های بختیاری در استان چهارمحال و بختیاری است. قهرمانان اصلی این فیلم حیدرخان (یکی از کلانتران طایفه) و فرزند ۹ ساله‌اش «لطفی» (لطفعلی) هستند، که به همراه ۵۰ هزار زن و مرد و کودک و نیم میلیون رأس بز، گوسفند و گاو مسیر کوچ را طی می‌کنند. گذراندن گله‌ها از رودخانه کارون و عبور افراد از کوه‌های صعب‌العبور و پوشیده از برف زردکوه، از پرجاذبه‌ترین بخش‌های این مستند است. آنچه در این فیلم مشاهده می‌شود اوج وحدت و هم‌دلی زنان و مردانی است که دوشادوش هم و با همت و تلاشی وصف‌ناپذیر، مسیری طاقت‌فرسا را پشت سر گذاشته و سرانجام به مقصد می‌رسند. به طور کلی می‌توان این فیلم را نمایشی باشکوه از یک «نبرد ایرانی» دانست. در انتهای فیلم، تصویر نامه‌ای از امیرجنگ بختیاری نشان داده می‌شود که سرگرد رابرت ایمبری، معاون وقت کنسول آمریکا در تهران، نیز آن را تأیید کرده است. ایمبری که به گروه سازنده فیلم «علف» برای رفتن به منطقه کمک کرده بود، یک هفته پس از پایان فیلم‌برداری، در ۲۷ تیرماه ۱۳۰۳ در ماجرایی مشکوک به قتل رسید. فیلم مستند ۷۱ دقیقه‌ای «علف» برای نخستین‌بار در تاریخ ۲۰ مارس ۱۹۲۵ (۲۹ اسفندماه ۱۳۰۳) توسط کمپانی «پارامونت پیکچرز» به روی پرده سینماهای آمریکا رفت.

بنابر اهمیت این فیلم در تاریخ سینمای ایران، گزارش سفیر ایران در واشنگتن را که در تاریخ ۱۵ اردیبهشت‌ماه ۱۳۰۴ به وزارت خارجه فرستاده است، در ادامه می‌آوریم:

«سال گذشته سه نفر آمریکایی که دو نفر آنها مرد و موسوم به مِریان س. کوپر Merian C. Cooper و ارنست شودسک Ernest B. Schoedsack و یک نفر زن مسماة به مادام مارگریت هاریسون Mrs. Marguerite Harrison بودند، مسافرتی به خوزستان و قسمتی از خاک بختیاری و اصفهان و طهران نموده و عکس‌های متحرک از حرکت یک تیره از ایل بختیاری (بابا احمدی) به طرف زردکوه برداشته‌اند. عکس‌های ثابتی که میسز هاریسن شخصاً برداشته بود به طوری که قبلاً درضمن راپرت‌ها به عرض رسیده در نیویرک[=نیویورک] و باستُن[=بوستون] در جلسات مجمع ایران به معرض نمایش گذاشته شده و عکس‌های متحرک دو مرتبه در زمستان گذشته در مجمع جغرافیایی واشنگتن نشان داده شده و جلب توجه کامل نمود. سه نفر اشخاص مذکور که زحمت تهیه این عکس‌ها و مخارج آن را تحمل کرده بودند درصدد فروش فیلم‌ها به یکی از کمپانی‌های معتبر سینمای نیویرک برآمده و بالاخره موفقیت حاصل و پرده مزبور قریب یک ماه و نیم است در یکی از تأترهای مهم نیویرک و اخیراً در فیلادلفیا به نمایش گذاشته شده است. نمایش فیلم‌های مذکور یک ساعت و ده دقیقه طول می‌کشد و به اسم «گراس Grass علف» موسوم می‌باشد. پرده مذکور ابتدا وضعیات چادرنشینی بختیاری‌ها و نگاهداری احشام و اغنام آنها را نشان داده، بعد از آن فرا رسیدن موقع تابستان و خشک شدن علف‌ها و لزوم کوچیدن به نقاط علف‌دار را معلوم کرده. حرکت ایل و عبور از شطّ کارون و تلفات وارده به عابرین و حیوانات را با حال رقّت‌آوری واضح و سپس مجاهده و کوشش افراد را در عبور از قلل شامخۀ زردکوه و رد شدن از روی برف‌ها با پای برهنه و بالاخره غلبه بر طبیعت و صعود به قله و نزول از دامنه را تا وصول به علف به جلوه می‌آورد، و در آخر نیز اشاره مختصری به واقعه [قتل] ایمبری [نایب کنسول سفارت آمریکا در تهران] نموده و عکس ورقه تصدیقی را که ایمبری ذیل آن را امضاء کرده نشان می‌دهد.(به وسایل مختلفه اقدام به عمل آمده که این قسمت آخر از سینمای مزبور برداشته شود). نمایش این حقایق دو فکر متضاد و دو خیال مختلف را در افکار جانشین می‌کند. یکی معارضه خستگی‌ناپذیر و زد و خورد دائم با عوامل طبیعت و بالاخره غالب آمدن بر آنها را با نداشتن هیچ‌گونه وسیله‌ای، که این امر طرف تمجید و تحسین فوق‌العاده نظاره‌کنندگان می‌شود. دیگر فقدان وسائل و لوازم زندگانی در میان ایلات ایران و حالت نیمه متمدن و عقب بودن این دسته مردم از انوار تمدن امروزه و بدتر از همه موجود نبودن حتی یک پُل در روی کارون در مسیر آنها که منجر به غرق عده‌ای در آب و خسارات مالی می‌شود. بدیهی است این قسمت اسباب تعجب و حیرت عامه شده و برای حیثیات دولت علیه اگر مضر نباشد قطعاً مفید نخواهد بود. موضوع این نمایش مطرح بحث بعضی جرائد مهمه گردیده و راجع به آن عقاید مختلفه ابراز می‌شود، چنان‌که از مطالعه قطعه مجله «لیترری دایجست (Literary Digest)» که لفاً تقدیم می‌شود ملاحظه می‌فرمایند روی هم رفته این نمایش با اهمیت و جالب توجه بودن معرفی شده و هنوز هم در نیویرک در جریان و بعد از آن در بسیار شهرهای اتازونی[=ایالات متحده] به معرض نمایش گذاشته خواهد شد. کتابی هم در همین زمینه به اسم «گراس Grass» از طرف مستر کوپر منتشر شده که نسخه‌ای از آن را تهیه و جداگانه تقدیم خواهد داشت. چون تصور می‌شود ملاحظه این پرده از هر حیث قابل ملاحظه و شایان دقت اولیای عظام دولت علیه باشد در صورتی که اقتضای رأی مبارک باشد مبلغی اعتبار مرحمت خواهند فرمود که یک نسخه از فیلم‌های آن خریداری و به طهران فرستاده شود. اگر چه قیمت تحقیقی آن بر سفارت معلوم نیست لکن گمان نمی‌رود از ششصد تومان زیادتر باشد. امضاء [مهذب‌الدوله]».

فیلم «علف» به دلیل ضدّیت پهلوی اول با عشایر (خصوصاً ایل بختیاری)، در آن سال‌ها در ایران اجازه نمایش نگرفت، اما ۴۲ سال بعد، در فیلم‌خانه ملی ایران به نمایش درآمد.

موفقیت و استقبال جهانی از «علف» کوپر را بر آن داشت که فیلم دیگری درباره بختیاری‌ها بسازد. این‌بار اما دستیارش را برای این مقصود فرستاد. چند روزی فیلم‌برداری انجام شد، اما نهایتاً نیمه‌کاره ماند. فیلم «علف» اولین مستند ساخته شده در ایران است. هنوز نام این فیلم جزو فیلم‌های مطرح مستند و مردم‌نگارانه است.


نمایش یک «نبرد ایرانی» در سینماهای آمریکا
گزارش سفیر ایران در واشنگتن درباره نمایش فیلم «علف» در سینماهای آمریکا


نمایی از فیلم مستند «علف»

از راست: ارنست شودسک، حیدرخان، لطفعلی (فرزند حیدرخان) و مریان کوپر

پوستر تبلیغاتی فیلم «علف»