دارالتبلیغ اسلامی، پروژه اصلاح دینی یا سرپل نفوذ پهلوی در حوزه علمیه قم
دارالتبلیغ اسلامی امام خمینی آیتالله سید کاظم شریعتمداری حوزه علمیه قم ایت الله سید علی خامنه ای رژیم پهلوی روحانیت
تأسیس مؤسسه «دارالتبلیغ اسلامی» بهدست آیتالله سید کاظم شریعتمداری در قم، یکی از نقاط عطف مناقشهبرانگیز در تاریخ حوزه علمیه و روابط روحانیت با حکومت پهلوی است. این مؤسسه که در تاریخ ۱۷ مهرماه ۱۳۴۴ رسماً افتتاح شد، با هدف اعلامی تربیت مبلغان دینی و آشناسازی آنان با زبان روز تأسیس شد.
اختلاف نظر درباره دارالتبلیغ ناشی از تفاوتهای عمیق راهبردی میان امام و آیتالله شریعتمداری بود. شریعتمداری این مؤسسه را بهعنوان الگویی برای فعالیت تبلیغی غیرسیاسی و مدرن معرفی میکرد. در مقابل، امام خمینی، دارالتبلیغ را پروژهای خطرناک برای تجزیه حوزه و تسهیل نفوذ حکومت پهلوی میان روحانیون میدانستند.
آنچه در ادامه میآید، روایتی مستند از دلایل هشتگانه امام خمینی در مخالفت با دارالتبلیغ و مذاکره بینتیجه امام شهید، آیتالله خامنهای با شریعتمداری است که در صفحات ۲۰۸ تا ۲۱۱ کتاب «شرح اسم» نوشته هدایتالله بهبودی آمده است.
پروژهای بحثبرانگیز در قم
در سفر به قم، آقای خامنهای به خواست آقای قمی با امام خمینی دیدار کرد تا پیجوی موضوع دارالتبلیغ اسلامی شود؛ مرکزی که توسط آقای شریعتمداری در حال تأسیس بود. دیدگاه آقای خامنهای نسبت به دارالتبلیغ اسلامی بیابهام بود. او پیش و پس از این مرکز را تحلیل کرده بود و میدانست ریشه در کدام خاک خوابانده است.
بیشتر روحانیان مبارز نسبت به این مرکز بدبین بودند. آنان دارالتبلیغ را سرپلی برای دولتیکردن حوزه علمیه میدانستند. آقای ربانی شیرازی آن را مصیبتی تازه بر مصیبتهای گذشته میخواند[1]؛ آقای صادق خلخالی آن را اغواگری حکومت برای دینداری توصیف میکرد[2]؛ آقای محمد عبایی خراسانی آن را حرکتی رفرمیستی از طرف رژیم برای اصلاح حوزه علمیه میدانست؛ آقای فاکر آن را دستاندازی بر سر راه مبارزه میخواند.[3] به ملاقات امام رفت و نظر وی را راجع به دارالتبلیغ اسلامی پرسید. او پیش از این دانسته بود که امام خمینی نظر مثبتی به این پدیده ندارد. [...]
دلایل هشتگانه امام
امام هشت دلیل در نفی دارالتبلیغ شمرد و نتیجه گرفت که تأسیس این مرکز هم خطاست و هم خطرناک. آقای خامنهای برخی از آنها را به یاد میآورد: اول این که دارالتبلیغ منجر به تجزیه حوزه علمیه خواهد شد. البته اگر قرار شود همه حوزه شامل دارالتبلیغ شود، من حرفی ندارم. دوم این که دودستگی ایجاد خواهد کرد. محصلان دارالتبلیغ و طلاب حوزه علمیه قم یکدیگر را نفی خواهند کرد. یکی به بیسوادی و دیگری به بیدینی متهم خواهند شد. سوم این که اساس این کار مایه اختلاف است. چهارم این که دستگاه حکومتی میتواند بر دارالتبلیغ سوار شود و در آن سرمایهگذاری نماید، اما ساختار حوزه علمیه قم به نحوی است که نمیتواند این منظور را پیاده کند. حوزه محیط بزرگ و غیرقابل تعریفی برای دستگاه است؛ نفوذ و تخریب در آن مشکل است. پنجم این که پول زیادی برای خرید مکان دارالتبلیغ پرداخت شده. ما نمیتوانیم امروز و در چنین شرایطی این پولها را خرج کنیم.
پاسخ یککلمهای شریعتمداری
آقای خامنهای اندیشید؛ شهریه سالیانهای که یک مرجع به طلاب پرداخت میکرد حدود هشتاد هزار تومان بود. در این شرایط پرداخت حدود دو میلیون تومان برای خرید مکان دارالتبلیغ چه مفهومی میتواند داشته باشد؟ [...] «من رفتم منزل آقای شریعتمداری و گفتم که رفتهام خدمت آقای خمینی، و دلایل ایشان را برای مخالفت با دارالتبلیغ پرسیدم. به شما میگویم ببینم جواب شما چیست. و شروع کردم یکییکی گفتن. آقای شریعتمداری گوش کرد. تمام که شد، گفت: اینها همهاش خیالات است. همین. یک مورد هم پاسخ نداد. گفت که تهمت میزنند به من، تهمتهایی که «تَکَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا» سوره مریم آیه ۹۰ «نزدیک است آسمان ها از این [ادعای بی اصل و سخن ناروا] پاره پاره شوند، و زمین بشکافد، و کوه ها به شدت در هم بشکنند و فرو ریزند!»
[1] خاطرات ۱۵ خرداد، قم (دفتر اول)، به کوشش علی باقری، چ دوم، تهران، سوره مهر، ۱۳۸۸ش، ص ۳۸۳.
[2] همان، صص ۳۲۹ و ۳۲۷.
[3] همان، صص ۱۰۱ و ۱۰۲.


















نظرات