گزارش خبرگزاری فرانسه از فعالیت‌های آمریکا در خاورمیانه در سال ۱۳۲۶:

آمریکا از سال ۱۹۴۳ بحرین را به صورت پایگاه دریایی خود درآورد

شرکت نفت آمریکایی روزانه ۵۶ هزار بشکه نفت از بحرین استخراج می‌کند


آمریکا از سال ۱۹۴۳ بحرین را به صورت پایگاه دریایی خود درآوردروزنامه اطلاعات؛ ۱۴ اردیبهشت‌ماه ۱۳۲۶

روزنامه اطلاعات؛ ۱۴ اردیبهشت‌ماه ۱۳۲۶:

«مفسّر سیاسی خبرگزاری فرانسه درباره منابع نفتی خاورمیانه چنین می‌نویسد: تا روزی که قراردادی بین شرکت نفت جنوب ایران و دو شرکت آمریکایی بسته نشده بود، رقابت بین آمریکا و انگلستان و شوروی درباره استفاده از نفت خاورمیانه به شدت ادامه داشت و بر این رقابت، در سنوات ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۹ افزوده شد. رقابت بین این کشورها نه تنها محدود به ایران بود، بلکه در عربستان سعودی نیز رواج داشت. قبل از جنگ بین‌المللی دوم، چون نفوذ انگلستان در جنوب ایران و عراق بسیار نیرومند و محکم بود، لذا آمریکایی‌ها به هیچ‌وجه تصور این را نمی‌کردند که بتوانند روزی از نفوذ انگلستان در این کشورها کاسته و از منابع نفتی این کشورها استفاده کنند، و چون از این قسمت مأیوس بودند، چشم خود را به عربستان سعودی دوخته، انتظار داشتند از راه شبه‌جزیره عربستان وارد منابع نفتی ایران و عراق شوند. در کشمکش‌های بی سر و صدای ده‌ساله بین سنوات ۱۹۲۹ و ۱۹۳۹ برای استفاده از نفت، تنها آمریکایی‌ها رقیب انگلستان نبودند. از سال ۱۹۲۴ دولت ایتالیا برای به دست آوردن امتیاز نفت در یمن مشغول فعالیت شد، ولی انگلیس‌ها با این نظر به شدت مخالفت کردند... در سال ۱۹۲۹ شوروی‌ها نیز با عقد قرارداد دوستی به مدت ده سال با دولت یمن دست به کار استفاده از منابع نفتی یمن شدند ولی شرکتی که در این خصوص تشکیل دادند موفق به استفاده از منابع نفتی یمن نگردید. بعد از جنگ بین‌المللی دوم زمینه برای فعالیت آمریکا آماده شد. قبل از جنگ، آمریکایی‌ها در عربستان و خلیج فارس دارای منافعی بودند، و در سال ۱۹۲۸ یک شرکت آمریکایی حق استفاده از نفت را در مجمع‌الجزائر بحرین خریداری کرد. به طوری که امروز حق داشته و می‌تواند از نفت این مجمع‌الجزائر استفاده نماید. محصولات نفتی مجمع‌الجزائر بحرین در سال ۱۹۴۵ به یک میلیون و ۱۳۷۰۰۰ تن رسید. این محصول تمام به شرکت آمریکایی «بحرین پترولیوم کمپانی» تعلق داشت. از سال ۱۹۴۳ بحرین به صورت پایگاهی برای نیروی دریایی آمریکا درآمد، به طوری که کشتی‌های جنگی آمریکا می‌توانستند مستقیماً از نفت این مجمع‌الجزائر استفاده کرده، نفت‌گیری نمایند. در کویت نیز آمریکایی‌ها و انگلیس‌ها هم‌اکنون مشغول استخراج نفت هستند. به قرار اخباری که از طرف مقامات رسمی تأیید نشده است، سال گذشته در کویت به تنهایی ۵۰ چاه نفت حفر گردید و سالیانه نیز ۵۰ حلقه چاه حفر شده و به ترتیب بر تعداد این منابع افزوده می‌گردد. در ماه دسامبر ۱۹۴۶ قراردادی به مدت بیست سال بین شرکت نفت ایران و شرکت‌های آمریکایی بسته شد. در این قرارداد پیش‌بینی می‌شد که نفت ایران به وسیله لوله مخصوصی از ایران به مدیترانه انتقال یابد. این قرارداد از لحاظ فنی به نفع انگلیس‌ها بود، زیرا کارخانجات تصفیه نفت آبادان قادر است سالیانه ۲۰ میلیون تن نفت تصفیه نماید. در حالی که در سال گذشته محصولات شرکت نفت ایران به تنهایی به ۱۹ میلیون تن رسید که با احتساب یک میلیون تن نفتی که کویت داده است، می‌بینیم در یک سال ۲۰ میلیون تن نفت در جنوب به دست آمده است. با ملاحظه ارقام فوق مشاهده می‌شود که اهمیتی که آمریکایی‌ها به نفت بحرین می‌دهند بی‌جهت نیست، زیرا گذشته از منابع نفتی این جزیره، آمریکایی‌ها در نظر دارند در این جزیره کارخانه تصفیه[=پالایشگاه] بزرگی نظیر دستگاه تصفیه آبادان فراهم آورند. گذشته از این آمریکایی‌ها در نظر دارند دستگاه تصفیه بزرگی نیز در رأس‌التنوره برپا کنند تا نفت جنوب ایران و عربستان را بتوانند در این دو کارخانه تصفیه کرده و نفت تصفیه شده را با لوله به دریای مدیترانه برسانند. از آنجایی که کارخانه تصفیه نفت آبادان نخواهد توانست حتی تا چند سال دیگر نیز سالیانه بیش از ۲۰ میلیون تن نفت تصفیه کند، لذا در قرارداد منعقد بین شرکت نفت ایران و دو شرکت آمریکایی پیش‌بینی شده که شرکت‌های آمریکایی مقداری از محصول نفت تصفیه‌نشده ایران را خریداری کنند. این نفت تصفیه‌نشده در کارخانجات تصفیه نفت بحرین و رأس‌التنوره، و حتی اگر قدرت این دو دستگاه تصفیه کفایت نکند، در کارخانه تصفیه نفت حیفا[!] تصفیه گردد. قبل از جنگ، از منابع نفتی بحرین روزی ۲۵ هزار چلیک[=بشکه] نفت به دست می‌آمد. در صورتی که این رقم امروز تا ۵۶ هزار چلیک ترقی کرده است و این خود نشان می‌دهد که جزیره بحرین تا چه اندازه برای آمریکایی‌ها اهمیت دارد. نفتی که در بحرین تصفیه می‌شود برای مصرف به مدیترانه انتقال داده می‌شود و بدین صورت باید انتظار داشت که از اهمیت بندری آبادان کاسته شود. از این گذشته چون نفت ایران مستقیماً به مدیترانه ارسال می‌گردد، لذا آمریکایی‌ها دیگر نیازمندی به عبور از ترعه سوئز [=کانال سوئز] نخواهند داشت و به این ترتیب برای همیشه از تهدید احتمالی انگلیس‌ها نجات خواهند یافت. بنابراین آمریکایی‌ها برای حمل نفت نه تنها باید در عربستان، بلکه در مدیترانه نیز لازم است نفوذی به دست بیاورند و اجرای همین [ناخوانا] سبب شده است که آمریکا به دولتین یونان و ترکیه کمک کند و برای اینکه در سراسر مدیترانه ذی‌نفوذ باشد، آمریکا در برابر اسپانیا نیز روش آرام و بی‌طرفی در پیش گرفته است.»