پورسانتهای شاهانه
روایتی از جریان خریدهای میلیاردی اسلحه در عصر پهلوی
حسن طوفانیان محمدرضا پهلوی پورسانت تسلیحاتی حسین فردوست زندان قصر ارتش مأمور خرید سلاح شاه
در ۱۵ مهر ۱۳۵۶، حسن طوفانیان، قائممقام وزیر جنگ، از سوی محمدرضا پهلوی مأموریت یافت تسلیحات جنگی مورد نیاز ایران را خریداری کند. این مأموریت در شرایطی به او سپرده شد که حجم سالانه خریدهای تسلیحاتی ایران از آمریکا به دو میلیارد دلار رسیده بود و کشور را به یکی از بزرگترین خریداران تجهیزات نظامی آمریکا تبدیل کرده بود. طوفانیان پیشازاین مسئولیت، در دانشگاه جنگ به تدریس اصول تاکتیک هوایی اشتغال داشت و به سبب آشنایی با مستشاران نظامی آمریکایی و تسلط بر زبان انگلیسی، برای این مأموریت انتخاب شد.
روایت پیشرو، برشی از صفحات ۲۱۸ تا ۲۲۰ جلد اول کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، خاطرات ارتشبد حسین فردوست است که جزئیات این مأموریت را از منظر یکی از نزدیکترین افراد به محمدرضا پهلوی نشان میدهد. این کتاب توسط انتشارات اطلاعات منتشر شده است.
آشنایی نخستین
نام ارتشبد حسن طوفانیان به علت نقش او در معاملات اسلحه ایران شهرت جهانی یافته بود. او بیش از ۱۰ سال مأمور منحصربهفرد خرید سلاح از کشورهای مختلف جهان بود. نخستینبار که من طوفانیان را دیدم در دانشگاه جنگ بود. من دانشجوی دانشگاه بودم و او استاد دعوتی از نیروی هوایی بود و اصول تاکتیک واحد هوایی و نیز امکانات هواپیماهای جنگی ایران و تعدادی هواپیماهای معروف جهان را تدریس میکرد. او در آن زمان سرهنگ نیروی هوایی بود و معلوماتش از نیروی هوایی در سطح خیلی خوب بود و ضمن اینکه خوب تدریس میکرد میتوانست به کلیه سؤالات بهراحتی پاسخ دهد. تصور میکنم در همان موقع به زبان انگلیسی تسلط داشت، زیرا ضمن تدریس اصطلاحات انگلیسی را به وفور به کار میبرد. سبک تدریسش نیز شبیه به استادان آمریکایی بود که ضمن تدریس برای رفع خستگی دانشجویان شوخیهایی میکنند. مسلماً دوره دانشگاه جنگ را - و به احتمال قوی در آمریکا - طی کرده بود، زیرا از نیروی هوایی افسران زیادی را برای طی دوره به آمریکا اعزام میداشت. چون در میهمانیهای رسمی شرکت نمیکردم و محل کارم با او هیچگاه یکی نبود، بعدها او را کمتر میدیدم.
سازوکار سفارش
نمیدانم که طوفانیان چگونه توسط محمدرضا بهعنوان مأمور تهیه سلاح انتخاب شد، ولی حدس میزنم که به علت طی دوره نظامی در آمریکا و آشنایی زیاد با مستشاران نظامی آمریکایی در ایران، از طریق آنها به محمدرضا معرفی شد و از آن پس خریدهای گزاف اسلحه ایران را ترتیب میداد. اما این تصور که نوع سلاحها و کشور و کمپانی خریدار را طوفانیان تعیین میکرد، تصور صحیحی نیست. چه نوع سلاح، به چه تعدادی از کجا، همهوهمه توسط محمدرضا دیکته میشد و طوفانیان تنها مجری بسیار خوبی بود.
محمدرضا از کجا انواع سلاحها را میشناخت؟ رویه این بود که رئیس ستاد ارتش از طریق متخصصین ستاد، فرماندهان سه نیرو (زمینی، هوایی، دریایی) و بخصوص فرمانده نیروی هوایی در دوران فرماندهی ارتشبد خاتمی، فرمانده ژاندارمری و رئیس شهربانی از روی کاتالوگها، و در مورد سلاحهای سبک از روی نمونههای ارسالی از شرکت سازنده، و همچنین شخص طوفانیان تقاضای تهیه میکردند و تعداد را نیز همین مقامات به محمدرضا پیشنهاد میدادند.
در اینجا دو موضوع مورد توجه محمدرضا بود: خود سلاح و کشور تأمینکننده آن. او اگر با نوع سلاح موافق بود و شرکت و کشور تأمینکننده نیز جزء لیست موردنظرش بود، که آمریکاییها و انگلیسیها دیکته میکردند، سفارش را تصویب میکرد و تهیهکننده طوفانیان بود. در مورد سلاحهای سنگین یا وسایل جنگی از قبیل انواع هواپیماها، توپها و انواع مهمات مربوطه، ناوهای جنگی، تانکها و زرهپوشها و امثالهم، در مسافرتهای محمدرضا به آمریکا و اروپای غربی نمونهها و طرز کار آنها به وی نشان داده میشد. مثلاً یک هواپیمای شکاری را از نظر فنی و امکانات و طرز کار در عمل به او نشان میدادند و او نوع و تعداد را به طوفانیان اطلاع میداد و دستور میداد که تهیه شود. پس، طوفانیان شخصاً سفارشدهنده اصلی نبود، سفارشدهنده شخص محمدرضا بود و البته نظر طوفانیان هم مؤثر بود.
پورسانت و حقوحساب
شیوه کار طوفانیان به نحوی بود که همه از او متشکر بودند و به وی علاقه داشتند. در دوران طولانی این مأموریت کوچکترین نارضایتی در بین فرماندهان نظامی از طوفانیان دیده نشد. مسلّم است که فروشندگان سلاح به طوفانیان حقوحساب میدادند. این یکی از اصول متداول جهانی در معاملات تسلیحاتی است. در معاملات بزرگ تا ۲ درصد و در ارقام کوچک تا ۵ درصد پرداخت میشود که فروشندگان بدون سؤال بهحساب مسئول خرید میریزند. البته طوفانیان به نحوی عمل نمیکرد که محمدرضا حساسیت پیدا کند. او ارقام دقیق پورسانتاژ را به محمدرضا میگفت و او مقداری را به خودش میداد و در مورد بقیه مبلغ دستور میداد که به کدام اشخاص و به چه مبلغی پرداخت شود. این را از یک منبع موثق شنیدهام که طوفانیان در مورد پورسانتاژ چنین رویهای داشت. روشن است که اگر در هر معامله، محمدرضا نیم درصد هم به طوفانیان میداد در طول سالها رقم کلانی میشد.
فرار از زندان
طوفانیان فرد بسیار باهوش، پرحافظه، سریعالانتقال، فوقالعاده مسلط به حرفهاش و از نظر رفتار خوشبرخورد و شوخمزاج بود. او اگر دارای این مسئولیت نمیشد مسلماً به ریاست ستاد ارتش میرسید که عالیترین مقام ارتشی است.
در جریان انقلاب، طوفانیان بازداشت شد. نصرتالله پس از آزادی از زندان برایم تعریف کرد که روزی عدهای آمدند و طوفانیان را از زندان قصر به لویزان بردند (مدارک معاملات اسلحه در لویزان نگهداری میشد). ظاهراً در آنجا طوفانیان مدارک را به یک فرد آمریکایی تحویل داده و سپس به اتفاق او از کشور خارج[1] شده است. در آن موقع شایع شد که آمریکاییها طوفانیان را به اتفاق من از زندان بردهاند! محمدرضا در طول سلطنت خود اجازه داد که آمریکاییها ارتش را بچاپند و مسلماً در سفارشات طوفانیان، محمدرضا حقوحساب کلانی به طور جداگانه دریافت میداشت. چرا آمریکاییها پس از انقلاب طوفانیان را فرار دادند؟ زیرا اکثر مقامات آمریکایی که هماکنون نیز در مسند قدرت هستند، در این چپاول سهم داشتند. اگر طوفانیان و اسناد خرید اسلحه میماند، انتشار آنها بزرگترین افتضاح جهانی را به پا میکرد و خیلیها در آمریکا آبرویشان میرفت و سرنگون میشدند و ماجرایی شدیدتر از «واترگیت» به پا میشد.
[1] واقعه فوق مربوط به دوران دولت موقت مهدی بازرگان است. در همان زمان مسئله فرار طوفانیان از زندان شایع شد و حجتالاسلام خلخالی در مصاحبه با روزنامه کیهان در باره آن چنین گفت: مسئله دیگری که لازم است تذکر بدهم این است که امام به من فرمودند: شنیدهام ارتشبد طوفانیان را گرفتهاند، چون اسرار مالی کشور در پیش او میباشد، هر چه زودتر به زندان قصر برو و او را در جای امنی نگهداری کن و چند پاسدار به حفاظت از آنجا بگمار. من با عجله به زندان قصر رفتم. دفتر ورودی زندان قصر را ملاحظه کردم که ورود ارتشبد طوفانیان را به زندان در آن دفتر ثبت کرده بودند. من با مسئول زندان قصر فرموده امام را در میان گذاشتم. او گفت: خیالت راحت باشد، طوفانیان در جای امنی زندانی است و ۵ پاسدار نیز در محل حفاظت گماردهام. چون فرموده امام بود من قانع نشدم و به داخل بند رفتم. قسمتهای مختلف را دقیقاً وارسی کردم، اما اثری از طوفانیان ندیدم… (کیهان، ۱۳۵۸/۱۱/۲۹، ص ۲).


















نظرات