حذف رقبا برای قدرت
مروری بر اقدامات رضاخان برای تصرف کرسی نخستوزیری
بازداشت قوامالسلطنه در ۱۵ مهر ۱۳۰۲ به اتهام طراحی قتل وزیر جنگ، گام نهایی رضاخان برای هموارسازی مسیر رسیدن به مسند رئیسالوزرائی بود. این گزارش مرور گاهشماریِ رخدادهای مهرماه ۱۳۰۲ است؛ از دیدارهای دیپلماتیک و امضای میثاقنامه سری سیاسی تا رژههای نظامی و تظاهرات خیابانی، زنجیرهای از اقداماتی است که در نهایت به استعفای دولت مشیرالدوله و صدور فرمان نخستوزیری رضاخان انجامید.
روایت پیشرو خلاصهای از صفحات ۳۸۶ تا ۳۹۷ کتاب «رضاخان تا رضاشاه» است که توسط مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی و به قلم هدایتالله بهبودی به رشته تحریر درآمده است.
زمینهسازی سیاسی و مانورهای دیپلماتیک
بازداشت قوامالسلطنه در ۱۵ مهر ۱۳۰۲ از هر دو زاویهٔ خواسته و ناخواسته که نگاه شود، نتیجهای جز برداشتن آخرین گام رضاخان سردارسپه برای تصرف منصب ریاستالوزرایی نمیدهد. آنچه مطبوعات از علت دستگیری قوامالسلطنه نوشتند مشارکت در طراحی قتل وزیر جنگ بود. [...] از میان روزنامههای اقدام، شفق سرخ و کوشش با آب و تاب بیشتری نسبت به دیگر مطبوعات به این موضوع پرداختند.
اقدام درباره برداشتی که جامعه از دستگیری قوامالسلطنه کرده، چنین نوشت: «خیلی از مردم... خصوصاً سیاسیون خام تصور میکنند که [...] آقای وزیر جنگ مایل به زمامداری ایران است و چون وجود قوامالسلطنه مزاحم ایشان شده خواست او را معدوم کند.»[1] اقدام این برداشت را «کودکانه» خواند و تحلیل بدیهی جامعه را توجیه کرد. [...] این نشریه در پایان به موضوعی اشاره نمود که خبرش روزها بعد منتشر شد [...]: «آقای وزیر جنگ تصمیم گرفته که در این قضیه منتهای عدالت را منظور داشته [...] اغماض را سیره خود قرار دهد؛ زیرا با قدرتی که دارد نمیخواهد بقاء خود را بر فشار و رعب بنا کند [!]»[2] یعنی قوامالسلطنه را میبخشد. [...]
۱- شومیاتسکی، وزیرمختار شوروی هفتم مهر ۱۳۰۲ تهران را به مقصد مسکو ترک کرد.[3] [...] برخی منابع، البته به درستی، نوشتهاند که سفارت شوروی نهتنها از کنشهای سیاسی وزیر جنگ در روزهای آینده خبر داشت بلکه موافق رسیدن رضاخان سردارسپه به مسند ریاستالوزرایی بود.[4]
۲- وزیر جنگ روزهای هفتم و هشتم مهر دو دیدار، در مجموع پنجساعتونیم با پرسی لورن، وزیرمختار انگلیس در محل سفارتخانه داشت.[5] این خبر را منابع روسی به آگاهی پادشاه رساندند و گفتند که «تمام رفتار و گفتار و اقدامات وزیر جنگ دستورالعمل انگلیسها است.»[6]
۳- سردارسپه یازدهم مهر به دیدن احمدشاه رفت و از او خواست که حکم ریاستالوزرایی را به نام او بنویسد. [...]
۴- روزهای ۱۴ و ۱۵ مهر ۱۳۰۲ شایعه تزلزل دولت و استعفای مشیرالدوله، رئیسالوزرا، پراکنده شد.[7] [...]
۵- پرسی لورن، وزیرمختار انگلیس پانزدهم مهر تهران را ترک کرد. [...]
۶- رضاخان سردارسپه همان روز پانزدهم مهرماه، قوامالسلطنه را بازداشت کرد.
۷- و نیز همان روز پانزدهم مهرماه میثاق سیاسی و سری رضاخان پهلوی با سلیمانمیرزا اسکندری، سید محمدصادق طباطبایی، میرزا کریمخان رشتی و خدایارخان خدایاری امضا شد.[8] [...]
۸- وزارت جنگ در ۱۸ مهر ۱۳۰۲ بزرگترین نمایش نظامی خود را در حوالی کرج اجرا کرد.[9] [...]
شبیهسازی کودتای ۱۲۹۹
تا اینجا دو سه رخداد از حوادث یادشده، شباهت تام با وقایع پیشاکودتای ۱۲۹۹ش داشت. اولی خروج وزیرمختار انگلیس از تهران بود. در آن زمان نیز هرمن نورمن، سفیر وقت از تهران بیرون رفته بود تا نبودش علتی برای بیخبری از کودتا و دست نداشتن در آن دانسته شود. دومی، تجمع نظامیان در شاهآباد[10] کرج برای نمایش نظامی بود. در آن زمان نیز قزاقان رهاشده از قزوین به فرماندهی رضاخان میرپنج در شاهآباد نزدیکترین منزل به تهران گرد آمده بودند و عنصر سیاسی کودتا سیدضیاءالدین طباطبایی، به آنها پیوسته بود. [...]
سومی امضای قسمنامه سیاسی نظامی بود. در آن زمان نیز سیدضیاء، احمدخان امیراحمدی، کاظم سیاح و مسعود کیهان شبیه همین میثاق را با رضاخان میرپنج امضا کرده بودند. [...]
رقابت با مجلس پنجم
سردارسپه به خوبی میدانست که به چنگ آوردن کرسی ریاستالوزرایی پیش از گشایش مجلس پنجم بسیار سادهتر از زمانی خواهد بود که بخواهد با گذراندن مسیر قانونی به آن دست یابد. [...] این احتمال که مجلس پنجم، با وجود نمایندگان پیشگام و کنشگری چون سیدحسن مدرس، به شخصی غیر از وزیر جنگ ابراز تمایل نمایند، دور از انتظار نبود؛ قوامالسلطنه یکی از آنان بود. پس اگر کاربرد زور و رفتارهای غیرقانونی را برای به دستگیری آنان قدرت کودتا بدانیم، وزیر جنگ در حال اجرای آن بود و حذف قوامالسلطنه در غیاب مجلس شورای ملی یعنی برداشتن یکی از سنگهای درشت از پیش پای خود. [...]
سقوط کابینه و تسلیم احمدشاه
و اما ادامه مسیر رخدادها:
۹- مستوفیالممالک و مشیرالدوله ۲۰ مهرماه ۱۳۰۲، جدا جدا، به وزارت جنگ رفتند و درباره قوامالسلطنه با سردارسپه گفتوگو کردند.[11] [...]
۱۰- مطبوعات ۲۳ مهر خبر دادند که به زودی نمایش نظامی دیگری این بار در جنوب و شرق تهران، برگزار میشود. [...] این کارها و خبرها در آن برهه خاص تعریفی جز ترساندن حاکمیت توسط دولت تفنگدار سردارسپه نداشت.
۱۱- جلسه هیأتدولت در ۲۵ مهر تشکیل شد و وزیر جنگ هم پس از مدتها در آن شرکت کرد. در این جلسه به توافقاتی که شاه و ریاست وزراء با سردارسپه درباره قوامالسلطنه کرده بودند، رسمیت داده شد.[12]
۱۲- قوامالسلطنه فردای آن روز ۲۶ مهر از وزارت جنگ به باغ معتضدالملک در شمیران منتقل گردید تا مقدمات بیرون شدناش از مملکت فراهم گردد.[13] [...]
۱۳- تظاهرات برنامهریزی شدهای ۲۷ مهر در میدان بهارستان برپا و علیه دولت مشیرالدوله سخنرانی شد.[14] و نیز خبر داده شد که تظاهراتی دیگر علیه دولت، چهارشنبه، ۳۱ مهر در همین محل برگزار خواهد شد.[15]
۱۴- مطبوعات ۲۹ مهر، صورت تصمیمات گرفته شده درباره قوامالسلطنه را منتشر کردند. [...]
۱۵- همنوایی و موضعگیری جراید علیه دولت که از ماه گذشته آغاز شده بود، در ده روز منتهی به آبان ماه ۱۳۰۲ بلندتر و تندتر شد. [...]
۱۶- مشیرالدوله و وزرای او ۲۹ مهر ۱۳۰۲ استعفا دادند.[16] [...]
در آخرین روزهای مهرماه ۱۳۰۲ احمدشاه یقین کرد که روسها به او خیانت کردهاند. گفتنی است پادشاه ایران زمانی که دانست کارکرد وزارت جنگ و در واقع تأسیس ارتش یکپارچه قشون متحدالشکل، بیش و پیش از آن که ماهیت ملی داشته باشد سیرت شخصی پیدا کرده و وزیر و در واقع فرمانده از بالاسر دولت با سفارت همسایه جنوبی داد و دهش سیاسی دارد، مناسبات ویژهای با سفارت شوروی برقرار کرد تا موازنه سیاسی از دست رفته حاکمیت را بازگرداند؛ تا با ابزار و عوامل همسایه شمالی زنجیر پاره شده از پای وزیر جنگ را ببندد. با این گمان روابط محرمانهای را با روسها آغاز کرد، اما... [...]
۱۷- احمدشاه ۳۰ مهر [و به احتمال زیاد ۲۹ مهر] وزیر جنگ را به کاخ صاحبقرانیه خواند و از او خواست [...] کابینه را تشکیل دهد.[17]
۱۸- قوامالسلطنه ۳۱ مهرماه[18] تهران را به مقصد بغداد ترک کرد.[19] [...]
۱۹- سردارسپه در مهرماه ۱۳۰۲ نه دیدار با مقامات سفارت انگلیس و نه دیدار با مسئولان سفارت شوروی داشت.[20] [...]
۲۰- تأسیس قشون متحدالشکل و ارتش ملی برای نگهبانی از مرزها و پشتیبانی از استقلال سیاسی مملکت، آرزوی ملی ایرانیان پس از جنگهای ایران و روس بود. این آرزو تا یک قرن بعد برآورده نگردید، تا اینکه به همت دولتهای پساکودتای ۱۲۹۹ش و با حمایت مجلس چهارم در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۲ به بار نشست.
[1] روزنامه اقدام، س ۲، شم ۱۶۱ (۳ ربیعالأول ۱۳۴۲)، ص ۱.
[2] همانجا.
[3] روزنامه مرد آزاد، س ۱، شم ۱۴۱ (۸ میزان ۱۳۰۲)، ص ۲.
[4] نویسنده تاریخ بیستساله این موضوع را آورده و قول سید محمدصادق طباطبایی را در تأیید آن نقل کرده است. وی مینویسد که شومیاتسکی ساعاتی پیش از دستگیری قوامالسلطنه، به دیدن طباطبایی از لیدرهای سوسیالیستها در مجلس و از مخالفین جدی قوامالسلطنه رفت و به او گفت که فردا قوام دستگیر خواهد شد (تاریخ بیستساله، جلد ۲، ص ۳۶۸). از آنجا که شومیاتسکی هشت روز پیش از بازداشت قوامالسلطنه از تهران خارج شده بود، پذیرش این روایت با اگر و اما همراه میگردد، با وجود این قرینهای در توافق سفارت شوروی با رضاخان پهلوی وجود دارد که در بندهای دیگر به آن اشاره خواهد شد. احمدشاه نیز اواخر مهرماه ۱۳۰۲ مطمئن شد که رضاخان پهلوی رضایت سفارت شوروی را برای نشستن بر کرسی ریاستوزرایی به دست آورده است. به این موضوع اشاره خواهد شد.
[5] دو سال روابط محرمانه...، ص ۱۲۳.
[6] همان، ص ۱۲۶.
[7] روزنامه شفق سرخ، س ۲، شم ۱۸۱ (۲۷ صفر ۱۳۴۲)، ص ۲.
[8] رضاشاه خاطرات سلیمان بهبودی...، صص ۶۹ تا ۷۱. در این ترکیب، سلیمانمیرزا و طباطبایی از چهرههای همسو با مواضع سفارت شوروی و میرزا کریمخان رشتی، چپنمای منسوب به سفارت انگلیس حضور داشتند. متن پیماننامه سیاسی چنین بود: «بسم الله الرحمن الرحیم. امضاکنندگان ذیل خداوند متعال را گواه گرفته، به کلام الله مجید قسم یاد [کرده]، ضمانت قول و شرافت و ناموس و وجدان خود بر طبق مواد آتیه با یکدیگر معاهده نموده، پیمان میبندند و با اتحاد و اتفاق و صمیمیت کامله در حفظ استقلال و تمامیت ایران و اقدام فداکارانه در پیشرفت ترقیات قشونی و سیاسی و اداری و فلاحتی و تجارتی و صنعتی و علمی مملکت و نجات وطن از خرابیها و اوضاع ناگوار کنونی میکوشند. ۱- ریاست عالیه نظام ایران کماکان با شخص حضرت اشرف آقای رضاخان سردارسپه وزیر جنگ خواهد بود و حضرت معظمله قوه مجریه این هیأت هستند. ۲- افراد این هیأت هرجا و در هر حال باشند و به هر مقام نائل شوند، از صمیم قلب با یکدیگر دوست صمیمی بوده با جان و مال و تمام هستی خود از یکدیگر دفاع کرده، تا آخرین نقطه امکان با تمام قوای خود در حمایت جان و مال و حیثیت و عرض و ناموس یکدیگر ثبات و مقاومت خواهند نمود و نخواهند گذاشت هیچ قوه و هیچ وسیله باعث تفرقه آنان شده، آنها را از یکدیگر جدا کند. این هیأت در تشکیل دولت و کلیه امور مملکتی غیر از نظام که اداره آن با شخص آقای سردارسپه است با یکدیگر مشورت و اتخاذ تصمیم نموده و به موقع اجرا خواهند گذارد. هیچ یک از اعضای این هیأت نمیتواند از مواد این تعهدنامه تخلف ورزد و همچنین این هیأت حق ندارد به مجرد حرف و سوءظن عضوی از اعضاء خود را تخلفکننده از مواد مزبور بداند، مگر آنکه حقیقت امر مکشوف و ثابت شده باشد و این در صورتی است که مسأله قبلاً در هیأت مطرح و معلوم شود و در آن صورت مجازات مقصر به نظر هیأت تعیین خواهد شد. این هیأت با مشورت و صلاحدید همدیگر سعی خواهد کرد که اشخاص خوشسابقه را که به هیچ وجه آلوده خیانت و ارتشا نباشد جمعآوری نموده در اطراف این هیأت تمرکز دهد که بعداً در انجام مقصود مقدس این هیأت کار کنند. این هیأت اقدام خواهد نمود که دولتی قادر و لایق تشکیل داده به دست آن دولت از ریشه و اساس به اصلاح امور مملکت اقدام کند و تمام همت خود را متوجه خواهد نمود که دولت مذکور مدتی کافی که لااقل کمتر از ۳ سال نباشد قائم و باقی باشد. امضاکنندگان این ورقه حق ندارند که با احدی خارج از این هیأت تعهداتی داشته باشند که منافات با مواد این تعهد باشد. هرگاه یکی از اعضای این هیأت در نزد هیأت محکوم به اشتباه گردیده یا فوت نماید یا به مأموریتی منصوب شود که در ظرف شش ماه نتواند در جلسات هیأت حضور به هم رساند، این هیأت با مشورت یکدیگر یک نفر امین صالح به جای او انتخاب خواهد کرد. ۹- هیأت لااقل در هر ۱۵ روز یک جلسه خواهد داشت. ۱۰- مواد فوق پنج سال حتمیالاجرا بوده پس از آن به اتفاق آرای هیأت ممکن است تجدید شود و عین این حال صمیمیت و دوستی بین اعضای هیأت ثابت و باقی خواهد بود. قبل از خاتمه پنج سال مذکور هیچ یک حق استعفا ندارند مگر این که مبتلا به مرض مزمن شده یا قادر به تفکر و تعقل نباشند. ۱۱- این مواد سری بوده افشای آن نزد هر کس باشد، ممنوع است. ۱۲- بحول و قوه و به فضل الهی و توجه اولیای اطهار سلام الله علیهم اجمعین عهد مقدس و میثاق مبارک و پیمان شکستناپذیر فوق در تاریخ شب سهشنبه ۱۶ میزان ۱۳۰۲ هجری شمسی مطابق ۲۷ صفرالمظفر ۱۳۴۲ هجری قمری در عمارت شهری حضرت اشرف آقای سردارسپه دامت شوکته با حضور حضرات آقایان امضاکنندگان ذیل برقرار و منعقد و امضا گردید. رضا، سلیمان، محسن، عبدالکریم، محمدصادق طباطبایی، خدایار» (همانجا).
[9] روزنامه اقدام، س ۲، شم ۱۶۰ (۱ ربیعالأول ۱۳۴۲).
[10] همان، شم ۱۶۱ (۳ ربیعالأول ۱۳۴۲)، ص ۲.
[11] روزنامه کوشش، س ۱، شم ۹۵ (۴ ربیعالأول ۱۳۴۲)، ص ۱.
[12] روزنامه ایران، س ۷، شم ۱۴۶۶ (۱۱ ربیعالأول ۱۳۴۲)، ص ۱.
[13] روزنامه اقدام، س ۲، شم ۱۶۷ (۱۰ ربیعالأول ۱۳۴۲)، ص ۱.
[14] اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، سند شم ۱-۰۰۲-۳-۱۳۰۲، روزنامه مرد آزاد، س ۱، شم ۱۵۲ (۲۹ میزان ۱۳۰۲)، ص ۲.
[15] روزنامه مرد آزاد، س ۱، شم ۱۵۳ (۳۱ میزان ۱۳۰۲)، ص ۲.
[16] روزنامه ایران، س ۷، شم ۱۴۶۷ (۱۱ ربیعالأول ۱۳۴۲)، ص ۱.
[17] روزنامه ایران، س ۷، شم ۱۴۶۸ (۱۴ ربیعالأول ۱۳۴۲)، ص ۲. البته سلیمان بهبودی، دفتردار وزیر جنگ، تاریخ ملاقاتی در روز ۳۰ مهر بین سردارسپه و پادشاه درج نکرده. او ذیل ۲۹ مهر نوشته است که بعد از ظهر امروز شاه برای احوالپرسی از سردارسپه خواست که به دربار برود که رفت. رضاشاه خاطرات سلیمان بهبودی...، ص ۷۶.
[18] در این مقطع، تقویم ایران از نوع ایغوری بود و ماهشماری ویژهای داشت؛ بر همین اساس، ماه مهر ۳۱ روز به شمار میآمد. سپس در سال ۱۳۰۴ شمسی، مجلس قانون تقویم تازه را به تصویب رساند.
[19] روزنامه ایران، س ۷، شم ۱۴۶۷ (۱۳ ربیعالأول ۱۳۴۲)، ص ۱.
[20] رضاشاه خاطرات سلیمان بهبودی...، صص ۶۴ تا ۷۷.


















نظرات