یادداشت شفاهی یکی از معاونین سابق وزارت اطلاعات

در نماز میت شریعتمداری چه گذشت؟


در نماز میت شریعتمداری چه گذشت؟

در ابتدای مسئولیتم در قم به عیادت آقای شریعتمداری رفتم. درخواست ایشان آزادی تردد بیشتر بود. من گفتم ما نظری جز حفاظت از شما نداریم، اگر مسئولیت می‌پذیرید از هم اکنون محافظان را بر می‌داریم. ایشان نگران تعرض تندروها بود و به بقای حفاظتش راضی شد.

درخواست‌های دیگری داشت که موافقت شد و خیلی خوشحال شد. به من گفت خانه داری؟ گفتم نه. گفت خانمم از ارثیه‌اش زمینی در منطقه نخودی دارد و واقعاً از سهم امام نیست و می‌خواهم به تو هدیه کنم. چون خیلی خوشحال شده بود از برخورد بازِ من. پس از چند ملاقات می‌گفت من در قیامت نزد جده‌ام از تو شفاعت می‌کنم.

یکی از موارد دیگری که در مورد ایشان وجود دارد و تا اندازه‌ای بحث برانگیز بود، ماجرای نماز میت است. درباره‌ی ماجرای نماز میت لازم است، برای شروع باید بگویم که تعداد 5 اتوبوس و تعداد زیادی ماشین سواری از عناصر خلق مسلمان از تبریز و حومه آمده بودند.

برخی از منابع ما گزارش دادند تعداد زیادی وسایل زد و خورد در اتوبوس‌ها جاسازی شده و قصد درگیری و آشوب دارند. هماهنگ شد و در عوارضی قم آنها را متوقف کردیم و صحت گزارشات به اثبات رسید. از آن‌سو هم بچه‌های قم برای دفاع آماده شده بودند.

یعنی فضا قرار بود به سمتی برود که پای جنازه آقای شریعتمداری خون‌ها ریخته شود، برای همین شرایط ویژه و بحرانی اعلام شد. ورودی‌های قم به‌شدت کنترل و برای ساعاتی بسته شد و از آن طرف داماد او با تحریک حسن [فرزند آقای شریعتمداری] از آلمان به دنبال کش دادن ماجرای تدفین بودند. وقتی موفق نشدند گفتند ایشان وصیت کرده آقای رضا صدر نماز بخوانند.

این موضوع جدیدی بود و برای این که حاشیه جدید نشود خواستیم که مسئله حل شود. برای همین رفتیم سراغ این‌که وصیت‌نامه کجاست و هرچه گفتیم وصیت‌نامه کجاست؟ پاسخی ندادند. کمی گذشت و این پا و آن پا می‌کردند و به دنبال وقت‌کشی بودند که این مجال به آن‌ها داده نشد. ضمن اینکه آقای صدر هم نبود و در این حیص و بیص بیسیم گزارش کرد یک‌نفر روحانی سر کوچه قبرستان ابوحسین به مامورین حمله کرده و با مشت به سینه مسئول عملیات زده. با چنین رفتاری طبعا او را دستگیر و به اداره کل اطلاعات هدایت کردند. پس از مدتی مشخص شد که هویت فرد دستگیر شده که خود را معرفی نکرده بود، آقای رضا صدر بود.

با توجه به این مورد من خودم سراغ ایشان رفتم و پس از نیم ساعت حضور در آنجا با احترام و با ماشین عملیات به منزلش برده شد. به این ترتیب مشخص شد که اولا وصیت‌نامه به هیچ‌کس ارائه نشد و اساسا فکر می‌کنم چنین وصیت‌نامه‌ای وجود نداشت و تنها یک جوسازی بیش نبود.

از طرف دیگر آقای صدر با آن هیکل تنومند و عصبانیت، سر و صدا کرده و با مشت به سینه آن مامور زده بود و سر و صدا راه انداخته بود. ثالثا خود را معرفی نکرده بود و بچه‌های عملیات هم او را نمی‌شناختند. اقوام و آشنایان آقای شریعتمداری هم آن‌جا نبودند که او را معرفی کنند. لذا دقیقا مامورین به وظیفه خود آن هم در شرایط ویژه عمل کردند.

از طرف دیگر ایشان کمتر از یک ساعت در اداره کل، در دفتر مسئول عملیات و نه در زندان حضور داشت و پس از شناسایی بلافاصله آزاد شد، این در حالی بود که بعدها حاشیه‌هایی در این مورد ایجاد شد. من فکر می‌کنم که ان‌شالله جوابی برای قیامت با آن دروغ‌نامه آماده کردند.

جزوه «در زندان ولایت فقیه!» یک مدرس حوزه و دروغ!؟ ضمن اینکه خدمتتان بگویم نه حضرت امام(ره) و نه آقای ری‌شهری و مرکز، مطلقا از ماجرا خبر نداشتند و دستوری از بالا برای نماز نخواندن ایشان و منع از عمل به وصیت در کار نبود.

عده‌ای در این بین گفته بودند که با اجرای وصیت‌نامه مخالفت شد و عده‌ای نگذاشتند عمل شود. در حالیکه اساسا وصیت‌نامه‌ای در کار نبود که بخواهد با آن مخالفت شود. اگر هم بود به هیچ‌کس ارائه نشد و این هم از شیطنت‌های اطرافیان آقای شریعتمداری بود.

اصلا اوضاع به‌قدری تحت کنترل بود که نماز خواندن آقای صدر در جمع محدود فامیل آقای شریعتمداری، هیچ دردسری ایجاد نمی‌کرد. حالا بودن یا نبودن وصیت به کنار، ولی واقعاً اگر می‌دانستیم آقای صدر یا هر کس دیگری می‌خواهد بر جنازه نماز بخواند به‌هیچ وجه مانع نمی‌شدیم.

 بنابراین، این تصمیم مربوط به مسئول برقراری امنیت در صحنه بوده و هیچ ربطی به مسئولین ارشد نظام ندارد.

نکته جالب دیگری که این بین وجود دارد و در مورد آقای ری‌شهری تکرار شد این بود که به ایشان این تهمت را زده بودند که مخالف اجرای وصیت‌نامه مرحوم شریعتمداری است و در مورد نماز خواندن رضا صدر هم نکته‌هایی داشته است. بعدها وقتی ایشان از موضوع مطلع شدند گفتند: خب می‌گذاشتید ایشان بر جنازه نماز بخواند. اما وقتی جزئیات ماجرا برایشان تشریح شد، قانع شدند که اقدام درستی صورت گرفته است.