بریتانیا
میرزا ابوالحسنخان ایلچی شیرازی، نماینده و سپس وزیر امور خارجه ایران در دوره فتحعلیشاه، در مذاکرات و امضای عهدنامههای گلستان و ترکمانچای حضور داشت و همزمان با دریافت مستمری از بریتانیا و عضویت در فراماسونری، نقشی محوری در تثبیت روند تجزیه سرزمینی ایران ایفا کرد.
بریتانیا با القای نسخه سکولار مشروطه و حذف رهبران مشروعه و بهکارگیری شبکه اطلاعاتی خود به رهبری اردشیر ریپورتر، رضاخان را از طریق کودتای ۱۲۹۹ به قدرت رساند.
بریتانیا رضاشاه را با فریب درباره مقصد نهایی، به جزیره دورافتاده موریس تبعید کرد و او پس از دو دهه سلطنت، در انزوای کامل و در ژوهانسبورگ مُرد.
آیتالله خالصی با صدور فتوای تحریم انتخابات و رهبری مبارزه علیه استعمار بریتانیا، مانع تأسیس پارلمان فرمایشی فیصل شد و پس از تبعید به حجاز، به دعوت احمدشاه وارد بوشهر شد.
قرارداد ۲۹ شهریور ۱۳۴۸ ایران و قطر، تحت فشار بریتانیا سهم ایران از میدان پارس جنوبی را کاهش داد و بهعنوان یکی از عقبنشینیهای راهبردی پهلوی در خلیج فارس ارزیابی میشود.
ایالات متحده آمریکا در حالی که بارها درخواست وام مصدق را رد کرده بود، تنها دوازده روز پس از کودتا، ۲۳.۴ میلیون دلار به دولت زاهدی پرداخت.
تاریخچهٔ حضور و نفوذ بریتانیا در ایران، همواره شاهد درهمتنیدگی مأموریتهای مذهبی با اهداف سیاسی و اطلاعاتی بوده است؛ جریانی که ریشههای آن به تأسیس «انجمن مبلغین کلیسا» (CMS) در اواسط قرن نوزدهم میلادی بازمیگردد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شبکههای اطلاعاتی غرب بهویژه انگلستان، برای حفظ عمق استراتژیک خود در منطقه، بهطور فزایندهای از پوشش نهادهای غیررسمی و مؤسسات خیریه و مذهبی...
از کودتای ۲۸ مرداد تا جنگ رمضان، بریتانیا با ابزارهای کودتا، تحریم، جنگ نرم و حمایت از بهائیت، همواره در پی اقدام علیه ایران و مقابله با آن بوده است.
۲۲ مرداد ۱۲۹۴ قیام دلیران تنگستان علیه قوای انگلیس که بوشهر را اشغال کرده بودند، آغاز شد.
بریتانیا قصد داشت با یک توطئه پیچیده اطلاعاتی، دو دشمن اصلی خود یعنی علمای شیعه و نیروهای بلشویک را بهطور همزمان خنثی کند.
جان فاستر دالس (وزیر امور خارجه) با صدور بیانیههای دیپلماتیک مسیر را برای عملیات پنهان (کودتا) برادرش آلن دالس (رئیس سیا) هموار میکرد.
چهارم مرداد ۱۳۲۳، رضاشاه، سه سال پس از کنارهگیری از سلطنت و در حالی که دوران تبعید خود را در ژوهانسبورگ سپری میکرد، در ۶۶ سالگی مرد.
در فاصلهای کمتر از یک هفته، کشوری که گمان میرفت با تشکیل دولت ملی به ثباتی نسبی رسیده باشد، ناگهان خود را در آستانه بحرانی یافت که میتوانست همه دستاوردهای نهضت را از میان ببرد. استعفای دکتر محمد مصدق، انتصاب احمد قوام به نخستوزیری، صدور اعلامیه مشهور «کشتیبان را سیاستی دگر آمد»، واکنش قاطع آیتالله سیدابوالقاسم کاشانی و در نهایت قیام خونین سیتیر، زنجیرهای از رویدادها را رقم زد...
در ۳۱ تیر ۱۳۲۰، آنتونی ایدن در یادداشتی اظهار داشت که «ما باید چاههای نفت ایران را اشغال کنیم؛ در غیر این صورت آلمانیها فشار بر ایران وارد خواهند کرد تا ما را بیرون کنند.»
نفوذ در ایران با یک الگوی کلاسیک استعماری و در سه دستهبندی فرهنگی، سیاسی و نظامی دنبال میشد. این سه پایه، ارکان استعمارگری در ایران را تشکیل میدادند.
رضاخان در میان کارگزاران کمپانی نفت جنوب در مسجد سلیمان
در سیام بهمنماه ۱۲۹۹، سردار همایون، از فرماندهی دیویزیون قزاق کنارهگیری کرد. در آن مقطع، دیویزیون قزاق بهعنوان مهمترین نهاد نظامی ایران، زیر نظر افسران روسی اداره میشد.
دروغ وقتی تکرار شود، باورپذیر می شود. در تاریخ دروغ های بزرگ، ولی باور شده، کم نداریم. گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی، این نکته را خوب دریافته بود که دروغ برای اینکه باورکردنی باشد اولا باید خیلی بزرگ باشد؛ و ثانیا به شدت تکرار شود. در حرم حضرت عبدالعظیم حادثه ای رخ داد و جنازه ای کشف شد و پس از آن سیل تبلیغات درباره رضا شاه کبیر! به راه افتاد که چه مردی بود و چه کارهایی که کرد و چه کارهایی...