پاداش کودتا

روایتی از بدعهدی اقتصادی آمریکا در برابر دولت مصدق برای زمینه‌سازی کودتا


پاداش کودتااز راست به چپ: ویلیام ای. وارن، مدیر برنامه‌ی «اصل ۴»؛ فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا؛ لوی دبلیو هندرسون، سفیر آمریکا و نورمن پال، نماینده سازمان همکاریهای مالی و فنی.

در ۱۰ شهریور ۱۳۳۲، تنها دوازده روز پس از سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق، لوئی هندرسن، سفیر ایالات متحده در تهران، در یادداشتی به فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر تازه‌نصب‌شدهٔ دولت کودتا، آمادگی دولت آمریکا را برای پرداخت مبلغ ۲۳ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار در چارچوب برنامهٔ «اصل چهار» اعلام کرد.[1] این اقدام سریع، در تضاد آشکار با رفتار دولت آمریکا در قبال درخواست‌های مکرر مصدق برای دریافت وام و کمک‌های مالی بود که در طول دو سال پیش از کودتا، با پاسخ‌های منفی، تعلل و مشروط‌سازی مواجه شده بود.

برنامهٔ «اصل چهار» که در سال ۱۹۴۹ توسط هری ترومن، رئیس‌جمهور آمریکا، به‌عنوان برنامه‌ای برای کمک‌های فنی به کشورهای در حال توسعه مطرح شد، در عمل به ابزاری برای نفوذ سیاسی و مهار کمونیسم در چارچوب جنگ سرد تبدیل گردید.[2] هدف ظاهری آن، بهبود کشاورزی، بهداشت و امور روستایی بود، اما اولویت راهبردی واشنگتن، ایجاد دولت‌های وابسته و همسو با بلوک غرب و جلوگیری از گرایش کشورها به اردوگاه شرق بود.

 

رفتارشناسی آمریکا

برای تحلیل رفتار دوگانهٔ آمریکا در قبال کمک‌های اقتصادی به ایران، مقالهٔ حاضر از دو منظر می‌نگرد. نخست، نظریهٔ «وابستگی» که بر اساس آن، قدرت‌های بزرگ با استفاده از ابزارهای اقتصادی و مالی، کشورهای پیرامونی را در موقعیتی وابسته نگه می‌دارند.[3] در مورد ایران، برنامهٔ اصل چهار، در کنار کمک‌های نظامی، به‌عنوان اهرمی برای ایجاد وابستگی و مهار استقلال سیاسی کشور عمل می‌کرد.

دوم، چارچوب «جنگ سرد» که بر اساس آن، ایالات متحده در دوران پس از جنگ جهانی دوم، هرگونه گرایش به استقلال سیاسی یا همکاری با بلوک شرق را تهدیدی برای منافع خود تلقی می‌کرد و با ابزارهای مختلف - از جمله کمک‌های مالی مشروط - در صدد مهار این گرایش‌ها برمی‌آمد.[4] در مورد ایران، ملی‌سازی صنعت نفت و سیاست «نه شرقی، نه غربی» مصدق، از سوی واشنگتن به‌عنوان تهدیدی برای منافع غرب در منطقه تلقی شد و همین امر، زمینه‌ساز تغییر رویکرد آمریکا از حمایت مشروط به سرنگونی فعال گردید.[5]

 

برنامه اصل چهار: از کمک فنی تا ابزار نفوذ

برنامهٔ اصل چهار که در نقطهٔ چهارم سخنرانی تحلیف هری ترومن در ۲۰ ژانویه ۱۹۴۹ مطرح شد، به‌عنوان برنامه‌ای برای «کمک‌های فنی به کشورهای در حال توسعه» معرفی گردید.[6] هدف ظاهری این برنامه، انتقال دانش و فن‌آوری در زمینه‌های کشاورزی، بهداشت، آموزش و توسعهٔ اقتصادی بود. با این حال، در عمل، این برنامه به‌سرعت به ابزاری برای نفوذ سیاسی و مهار کمونیسم تبدیل شد.[7]

در ایران، برنامهٔ اصل چهار از همان ابتدا با اهداف راهبردی آمریکا گره خورد. بر اساس استراتژی مهار کمونیسم در جنگ سرد، دولت آمریکا این برنامه را در ایران به‌دلیل نگرانی از رشد سریع حزب کمونیست توده به اجرا گذاشت.[8] هدف از این برنامه، مقابله با جذابیت آرمان‌های کمونیستی و جلب اذهان و قلوب مردم ایران علیه حزب توده بود.[9] در واقع، کمک‌های فنی آمریکا، نه برای توسعهٔ واقعی ایران، بلکه برای ایجاد دولتی وابسته و همسو با بلوک غرب طراحی شده بود.

پروفسور ریچارد گارلیتز در کتاب خود به‌روشنی نشان داده است که برنامه اصل چهار در ایران در واقع «یک استراتژی آمریکایی در جنگ سرد برای پرورش دولت‌های دوست و توسعه اقتصادی در کشورهایی که ظاهراً مستعد نفوذ کمونیستی بودند» به شمار می‌رفت.[10]

ویلیام وارن، رئیس هیئت عملیاتی اصل چهار در ایران، در سال ۱۳۳۳ صراحتاً اعلام کرد که این برنامه «ممکن است از سقوط ایران پشت پردهٔ آهنین جلوگیری کرده باشد».[11] خاطرات وارن که منتشر شده، حاوی جزئیات جالبی از نحوهٔ اجرای این برنامه در ایران است.[12]

 

دوران مصدق: درخواست‌های مکرر و پاسخ‌های منفی

دکتر محمد مصدق که در ۲۸ فروردین ۱۳۳۰ به‌عنوان نخست‌وزیر ایران منصوب شد، از همان ابتدا با بحران شدید مالی مواجه بود. ملی‌سازی صنعت نفت و تحریم همه‌جانبهٔ بریتانیا، درآمد‌های ارزی ایران را به‌شدت کاهش داده بود و دولت برای تأمین نیاز‌های جاری، ناچار به درخواست کمک از آمریکا شد.[13]

مصدق در طول دوران نخست‌وزیری خود، بارها و به‌طُرُق مختلف، درخواست دریافت وام و کمک‌های مالی از آمریکا را مطرح کرد. وی در پاییز ۱۳۳۰ (۱۹۵۱)، بلافاصله پس از سفرش به آمریکا، درخواست وامی معادل ۱۲۰ تا ۱۵۰ میلیون دلار مطرح کرد که از سوی دولت ترومن با پاسخ منفی مواجه شد. یک سرمقاله در روزنامه سینسیناتی انکوایرر در نوامبر ۱۹۵۱ وضعیت این درخواست را چنین توصیف کرد: «اگر وام رد شود، همان‌گونه که احتمال دارد، زیرا به پیش‌پرداخت حدود ۱۵۰ میلیون دلار در سال آینده نیاز دارد، ممکن است به‌خاطر فروپاشی دولت ایران مقصر شناخته شویم.»[14]

در تابستان ۱۳۳۱، وی در دیدار با وارن، رئیس هیئت اصل چهار، اصرار کرد که ایران به ۳۰ میلیون دلار نیاز فوری دارد. وارن در خاطرات خود نوشته است که مصدق با تأکید گفت که این پول «برای جلوگیری از سقوط اقتصادی ایران ضروری است.»[15]

در ۷ خرداد ۱۳۳۲، مصدق در نامه‌ای به آیزنهاور، بار دیگر درخواست وام کرد و از وضعیت دشوار اقتصادی ایران سخن گفت.[16] با این حال، پاسخ آیزنهاور به این درخواست‌ها، منفی و مشروط بود. آیزنهاور در نامهٔ ۷ تیر ۱۳۳۲ به مصدق، اعلام کرد که ایالات متحده «در موقعیتی نیست که بتواند کمک مالی ویژه‌ای به ایران ارائه دهد» و این کمک را منوط به «حل اختلاف نفتی با بریتانیا» دانست.[17]

علاوه بر این، کمک‌های برنامهٔ اصل چهار نیز در دوران مصدق با تعلیق و تردید مواجه شد. در دی ۱۳۳۰، کمک‌های نظامی آمریکا به ایران به‌دلیل امتناع مصدق از امضای تعهداتی که ایران را به همکاری با غرب ملزم می‌کرد، به‌طور موقت تعلیق گردید. اگرچه کمک‌های فنی اصل چهار تحت ترتیبی جداگانه ادامه یافت، اما این تعلیق، نشان‌دهندهٔ رویکرد مشروط و فشارآمیز آمریکا نسبت به دولت مصدق بود.

 

۱۰ شهریور ۱۳۳۲: یادداشت هندرسن و کمک‌های فوری به زاهدی

در ۱۰ شهریور ۱۳۳۲، تنها دوازده روز پس از کودتا، لوئی هندرسن، سفیر آمریکا در تهران، در یادداشتی به فضل‌الله زاهدی، آمادگی دولت آمریکا را برای پرداخت ۲۳ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار از محل برنامهٔ اصل چهار اعلام کرد.[18] این مبلغ، معادل کل کمک‌های سالانهٔ اصل چهار به ایران بود و نشان‌دهندهٔ عزم جدی واشنگتن برای حمایت از دولت تازه‌نصب‌شده بود.

چهار روز پس از این درخواست عاجل، سفیر آمریکا به زاهدی اطلاع داد که علی‌الحساب بیست و سه میلیون و چهارصد هزار دلار از طریق اصل چهار کمک مالی به ایران می‌شود.[19]

روزنامهٔ نیویورک‌تایمز در ۱۳ شهریور ۱۳۳۲ گزارش داد که «ایالات متحده امروز موافقت کرد که کمک‌های فنی به ایران را در سطح فعلی ۲۳ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار در سال - که بزرگ‌ترین هزینه در هر کشوری است - ادامه دهد» و این اقدام را «ابراز اعتماد واشنگتن به رژیم جدید زاهدی» توصیف کرد. در این گزارش، به‌صراحت اشاره شده بود که «بیشتر جزئیات این برنامه، با دولت مصدق مذاکره شده بود، اما امضای آن به‌دلیل شرایط ناپایدار سیاسی به تعویق افتاده بود».[20]

تنها چند روز بعد، در ۱۴ شهریور ۱۳۳۲، آیزنهاور با اعطای ۴۵ میلیون دلار کمک بلاعوض اضطراری به دولت زاهدی موافقت کرد. زاهدی به طراح کودتا، یعنی آمریکا، متوسل شد. دولت ایالات متحده به منظور دادن کمک‌های فوری به دولت جدید اعلام آمادگی کرد. در ۱۴ شهریور ۱۳۳۲، لوئی هندرسون (سفیر وقت آمریکا در ایران) دولت ایران را مطلع ساخت که بنا به تصمیم دولت آمریکا، مبلغ ۴۵ میلیون دلار به عنوان کمک اقتصادی در اختیار زاهدی قرار خواهد گرفت. قبلاً هم اعلام شده بود که آمریکا اعتباری معادل ۴ / ۲۳ میلیون دلار برای اجرای طرح‌های اقتصادی و فنی اصل چهار برای دولت زاهدی در نظر گرفته است و ضمن خوش‌بینی خاطرنشان شد که امید است ایران بتواند با بهره‌برداری از منابع کشورش به رفع بحران اقتصادی بپردازد. [21]

 

تقابل آشکار: بدعهدی با مصدق، پاداش به زاهدی

تقابل زمانی و کمی کمک‌های آمریکا به دولت مصدق و دولت زاهدی، به‌خوبی نشان‌دهندهٔ ماهیت ابزاری این کمک‌هاست. در دوران مصدق، درخواست وام ۱۲۰ تا ۱۵۰ میلیون دلاری با پاسخ منفی مواجه شد[22] و حتی کمک‌های فنی موجود نیز با تعلل و مشروط‌سازی همراه بود. اما در دوران زاهدی، مجموع کمک‌های اعلام‌شده در کمتر از دو هفته، به حدود ۶۸ میلیون دلار (۲۳/۴ میلیون دلار اصل چهار + ۴۵ میلیون دلار کمک اضطراری) بالغ گردید.[23]

برنامهٔ اصل چهار، علی‌رغم هدف ظاهری کمک‌های فنی، در عمل به اهرمی برای نفوذ سیاسی، مهار بلوک رقیب و ایجاد دولت‌های وابسته تبدیل شده بود.[24] در حالی که مصدق به‌دنبال استقلال ملی بود، زاهدی به‌عنوان عاملی از کودتا، آمادگی خود را برای همکاری با غرب و حل اختلاف نفتی به‌نفع بریتانیا اعلام کرده بود.[25]

اسناد وزارت خارجهٔ آمریکا نشان می‌دهند که هندرسن در ۹ شهریور ۱۳۳۲، یعنی یک روز پیش از ارسال یادداشت رسمی، در گفت‌وگویی محرمانه با زاهدی، به او هشدار داده بود که «کمک‌های آمریکا به ایران تا اول آوریل ۱۹۵۴ بیشتر ادامه نخواهد داشت» و از او خواسته بود که «هرچه زودتر به حل اختلاف نفتی با بریتانیا بیندیشد».[26] این هشدار، نشان می‌دهد که کمک‌های آمریکا، نه یک اقدام خیرخواهانه، بلکه اهرمی برای واداشتن زاهدی به امضای قراردادی نفتی مطلوب غرب بود.

 

پیامدهای کمک‌های فوری: تحکیم وابستگی و استمرار سلطه

کمک‌های فوری آمریکا به دولت زاهدی، اگرچه در کوتاه‌مدت به تثبیت دولت کودتا انجامید، اما در بلندمدت، وابستگی ساختاری ایران به غرب را تشدید کرد. ایران در دوران پس از کودتا، به‌تدریج به یکی از بزرگ‌ترین گیرندگان کمک‌های آمریکا تبدیل شد و این وابستگی، تا انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ ادامه یافت.

برنامهٔ اصل چهار، که در ظاهر برای کمک به توسعهٔ ایران طراحی شده بود، در عمل به ابزاری برای نفوذ سیاسی و اقتصادی آمریکا تبدیل شد. ویلیام وارن، رئیس هیئت اصل چهار، در سال ۱۳۳۳ اعلام کرد که این برنامه «ممکن است از سقوط ایران پشت پردهٔ آهنین جلوگیری کرده باشد».[27] این اظهارنظر، نشان می‌دهد که هدف اصلی این برنامه، نه توسعهٔ ایران، بلکه جلوگیری از گرایش آن به بلوک شرق بود. پژوهشگران امروزی نیز بر این باورند که برنامه اصل چهار در ایران، با وجود اهداف ظاهری توسعه‌گرایانه، تحت فشار جنگ سرد به ابزاری برای ایجاد یک دولت کلاینتل تبدیل شد و نتوانست به وعده‌های مدرنیزاسیون خود جامه عمل بپوشاند[28] و شاهدی بر ضرورت «خوداتکایی» و «نگاه نقادانه به کمک‌های خارجی» است.

 

 

[1] Warne, William E. (1956). Mission for Peace: Point 4 in Iran, Indianapolis: Bobbs-Merrill, pp. 235-236.

[2] Han, Bong-Seok (2018). The U.S.‘s Point IV Program in Iran at early Cold War focusing on 'Low Modernization', Journal of Sooseon Historical Society, 63, pp. 167-215

[3] Gasiorowski, Mark J. (1991). U.S. Foreign Policy and the Shah: Building a Client State in Iran, Ithaca: Cornell University Press, p. 1.

[4] Yu, G. (2012). The Politics of Demonstration and the Combat against the Tudeh Party: The Point Four Program in Iran. American Studies, (4), p 119–143.

[5] Ibid.

[6] Garlitz, Richard (2018). Mission for Development: Utah Universities and the Point Four Program in Iran, University Press of Colorado, p. 3.

[7] The U.S.‘s Point IV Program in Iran at early Cold War focusing on 'Low Modernization', pp. 167-215.

[8] The Politics of Demonstration and the Combat against the Tudeh Party: the Point Four Program in Iran, p 119–143.

[9] Ibid.

[10] Mission for Development: Utah Universities and the Point Four Program in Iran, p. 3.

[11] The New York Times, 1954/03/21.

[13] آبراهامیان، یرواند (۱۳۶۱). ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل‌محمدی، تهران: نشر نی، صص ۲۴۶-۲۴۷.

[14] The Cincinnati Enquirer,1951/11/27 .

[15] Mission for Peace: Point 4 in Iran, pp. 235-236.

[16] mohammadmossadegh.com, 1953/06/29.

[17] Mission for Development: Utah Universities and the Point Four Program in Iran, p. 3.

[18] Mission for Peace: Point 4 in Iran, pp. 235-236.

[19] سفری، محمدعلی (۱۳۷۳). قلم و سیاست (از کودتای ۲۸ مرداد تا ترور منصور)، جلد ۲، تهران: نامک، صص ۴۱-۴۲.

[20] Robert C. (1953, September 4). Iran assured by U.S. technical aid will be continued at present level. The New York Times. https://www.nytimes.com/1953/09/04/archives/iran-assured-by-us-technical-aid-will-be-continued-at-present-level.html

[21] روحانی، فؤاد (۱۳۵۳) تاریخ ملی شدن صنعت نفت ایران، تهران: شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، ص ۴۱۲.

[22] The Cincinnati Enquirer,1951/11/27 .

[23] تاریخ ملی شدن صنعت نفت ایران، ص ۴۱۲.

[24] The U.S.‘s Point IV Program in Iran at early Cold War focusing on 'Low Modernization', pp. 167-215.

[25] Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Volume X (1989), Washington: Department of State, pp. 777-778.

[26] Ibid.

[27] The New York Times, 1954/03/21.

[28] The Politics of Demonstration and the Combat against the Tudeh Party: the Point Four Program in Iran, p 119–143.


مردی در تهران دو روز پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دیوارنوشته «یانکی، برو خونه‌ات» را از روی دیوار پاک می‌کند.

روزنامه اطلاعات در ۴ شهریورماه ۱۳۳۲ و در صفحه نخست خود، تصویر دیدار لوئی هندرسن، سفیر وقت آمریکا در ایران و فضل‌الله زاهدی، نخست وزیر دولت کودتا را منتشر کرد.