جهاد فکری مشترک مرحوم طالقانی و امام خامنهای
آیت الله سید محمود طالقانی آیت الله سید علی خامنه ای رژیم پهلوی ساواک سازمان مجاهدین خلق منافقین مسعود رجوی تقی شهرام انقلاب اسلامی مارکسیسم
اگرچه آیتالله سیدمحمود طالقانی و شهید آیتالله سیدعلی خامنهای، حدود سه دهه اختلاف سن داشتند، اما با یکدیگر دارای اشتراکات فراوانی در مبارزه و تحکیم انقلاب اسلامی بودند. رهبر معظم انقلاب، آیتالله طالقانی را فراتر از یک روشنفکر مذهبی، پیشنماز مسجد هدایت یا یک مبارز صرف معرفی کرده و مجموعه این ویژگیها را در کنار هم، رمز شناخت درست او دانستهاند.[1]
یکی از مهمترین ابعاد شخصیت آیتالله طالقانی که در تعامل با آیتالله خامنهای تجلی یافت، مبارزات مشترک فکری و جبههگیری علیه انحرافات ایدئولوژیک، بهویژه مارکسیسم بود.
تدوین جهانبینی اسلام
یکی از مهمترین نمونهها در عرصههای همکاری آیتالله طالقانی و آیتالله خامنهای، مشارکت در جلسات راهبردی «تدوین جهانبینی اسلام» بود. این جلسات که در اواخر دهه ۱۳۴۰ شکل گرفت، ایدهای بود که آیتالله خامنهای به همراه آقای احمدزاده از مشهد به تهران آوردند و با همت دکتر عباس شیبانی، جمعی از برجستهترین روشنفکران و علمای کشور را گرد هم آورد.[2]
آیتالله خامنهای در توصیف این جلسات میفرماید: «مجموعهٔ بسیار ارزشمندى از روشنفکران اسلامى درجهٔ یک کشور را در یک جا جمع کردیم. در این جمعِ حدود سى و چند نفره، مرحوم آقاى «طالقانى»، مرحوم آقاى «موسوى»، آقاى «مطهّرى»، آقاى «بهشتى»، مرحوم دکتر «شریعتى» و مهندس «بازرگان» حضور داشتند. یعنى کسانى که در زمینههاى فکرى و اسلامى، حرفى براى گفتن داشتند، در جلسهاى با عنوان «تدوین جهانبینى اسلام» گرد هم جمع شدند.»[3]
هدف اصلی این جلسات، تدوین مبانی نظری مکتب اسلام و ارائه دیدگاهی منسجم درباره آفرینش، زندگی و جامعه به روشنفکران مسلمان بود. آیتالله خامنهای که از جمله اعضای فعال و طرحدهنده این جلسات بودند، جزوهای مفصل و نسبتاً خوب در حدود بیست صفحه درباره جهانبینی اسلام تهیه کردند.[4]
نکته قابل توجه، ارزیابی استاد شهید مطهری از این نوشتهها بود. آیتالله خامنهای نقل میکنند که استاد مطهری روی نوشته ایشان یادداشتهایی مبنی بر تحسین ثبت کرده و گفته بودند این نکات در نوشتههای دیگران وجود ندارد.[5] همچنین دکتر حداد عادل در دیداری با اشاره به خاطره مهندس بازرگان نقل کرده که بهترین طرح ارائهشده در آن جلسات، از سوی آیتالله خامنهای بوده است.[6]
دکتر سحابی، مهندس بازرگان و آیتالله طالقانی نیز برای این جلسات مطلب نوشتند. اما آنچه اهمیت دارد، محوریت «ضدیت با الحاد» در مطالب تدوینشده توسط آیتالله خامنهای بود که مورد توجه استاد مطهری قرار گرفت و برخی را نیز نگران کرد.[7]
جلسات گاه تا ۲۰ ساعت به درازا میکشید و محل برگزاری، اغلب منزل یکی از اعضا بود. یک بار نیز آیتالله طالقانی باغی نزدیک تهران را برای برگزاری جلسه مهیا کرد.[8] این همکاری فکری، نشان از نگاه استراتژیک هر دو شخصیت به مبانی نظری انقلاب داشت.
متأسفانه این جلسات با حمله گسترده ساواک در سال ۱۳۵۰ و دستگیری جمعی از اعضا، از جمله آیتالله خامنهای در مشهد، متوقف شد.[9] پس از آن، تصمیم گرفته شد جزوهها و یادداشتها در صندوقی در مدرسه دخترانه رفاه به امانت گذاشته شوند، اما گویا این تدبیر مؤثر نیفتاد و بخش مهمی از این دستاورد فکری از بین رفت.[10]
با این حال، تأثیر این همکاریهای فکری در شکلگیری گفتمان انقلاب اسلامی و روشنگری درباره مبانی اسلامی، نقشی انکارناپذیر داشت.
مبارزه با مارکسیسم
دومین عرصه مهم همکاری آیتالله طالقانی و آیتالله خامنهای، مبارزه فکری و عملی با جریان مارکسیسم و انحرافات ایدئولوژیک بود که به ویژه در مواجهه با سازمان مجاهدین خلق تجلی یافت.
از اوایل دهه ۱۳۵۰، گروههای چریکی با گرایشهای مختلف فعالیت خود را گسترش دادند و سازمان مجاهدین خلق که ابتدا خود را کاملاً مسلمان معرفی کرده بود، از آذر ۱۳۵۳ با انتشار مقالهای توسط تقی شهرام، مقدمات تغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم را فراهم کرد. این سازمان در نیمه دوم ۱۳۵۴، بهطور رسمی خود را مارکسیست نامید.[11]
در این شرایط حساس، آیتالله طالقانی و علمای همفکر او نقشی کلیدی در روشنگری و جدایی مسلمانان مبارز از مارکسیستها ایفا کردند. مهمترین اقدام در این زمینه، صدور فتوایی بود که به «ماجرای نقل فتوا» مشهور شد. این فتوا که با همکاری جمعی از علمای زندانی در بند یک زندان اوین از جمله آیتالله طالقانی صادر شد، چنین بود:
«بسمه تعالی، با توجه به زیانهای ناشی از زندگی جمعی مسلمانها با مارکسیستها و اعتبار اجتماعی که بدینوسیله آنها بدست میآورند و با در نظر گرفتن همه جهات شرعی و سیاسی و با توجه به حکم قطعی نجاست کفار، از جمله مارکسیستها، جدائی مسلمانها از مارکسیستها در زندان لازم و هر گونه مسامحه در این امر موجب زیانهای جبران ناپذیر خواهد شد.»[12]
این حکم شرعی که در خرداد ۱۳۵۵ در زندان صادر شد، به زندانیان مبارز توصیه شد تا آن را میان یکدیگر نقل و تبیین کنند. ساواک با تأخیر در ۲۲ آذر ۱۳۵۵ از این موضوع گزارش داد که «محمود علائی طالقانی اخیرا فتوائی صادر کرده و به عدهای از زندانیان تکلیف نموده آن را جزء به جزء حفظ نمایند و برای سایرین بازگو نمایند.»[13]
این اقدام، خشم شدید سازمان مجاهدین را برانگیخت. آیتالله خامنهای واکنش آنها را چنین نقل کردهاند که مجاهدین به آیتالله طالقانی پیغام داده بودند: «کى حرف شما مورد قبول بوده که حالا باید مورد قبول باشد؟ شما کى در این مسائل پیشرو بودید که حالا بخواهید پیشرو باشید؟ شما اصلاً نمىتوانید در این زمینهها نظر بدهید.»[14]
خطبههای افشاگر
این موضعگیری قاطع، یکی از سه مورد اختلاف استراتژیک سازمان مجاهدین با آیتالله طالقانی بود که یکی از اعضای سابق سازمان به آن اشاره کرده و گفته است: «مسعود رجوی در محفلی گفته بود آقای طالقانی دارد موی دماغ ما میشود، زیرا در سه مورد استراتژیک با ما اختلاف دارد.»[15]
پس از پیروزی انقلاب، این جبههگیری ضد مارکسیستی با صراحت بیشتری ادامه یافت. آیتالله طالقانی در خطبه عید فطر دوم شهریور ۱۳۵۸، با اشاره به تلاشهای بینتیجه خود برای جذب چپگرایان از طریق نصیحت و موعظه، بهشدت از آنها انتقاد کرد و گفت: «خدا لعنت کند آنهایی که این فتنهها را ایجاد میکنند. چقدر ما سعی کردیم، کوشیدیم، با دور هم نشستن و با مهربانی، مسائل را حل کنیم. چه با این جوجه کمونیستهای داخل خودمان... اینها دیگر حوصله همه را سر آوردند.»[16]
آیتالله خامنهای در توصیف این خطبه، از صراحت و شجاعت آیتالله طالقانی در برابر کسانی که او را «پدر» خطاب میکردند، سخن گفت و آن را نشانه صفای باطن و اخلاص وی دانست. ایشان نقل کرد که پس از آن خطبه با آیتالله طالقانی تماس گرفت و از او تشکر کرد و ایشان در پاسخ گفتند: «بله، خیلیها هم تلفن میکنند فحش میدهند به خاطر همین خطبه!»[17]
تیر خلاص آیتالله طالقانی به مارکسیستها
این شجاعت در روز نهم شهریور ۱۳۵۸، در آخرین نماز جمعه تهران که با حضور یک میلیون نفر برگزار شد، تکرار گردید. آیتالله طالقانی بخشی از خطبه خود را به منافقین اختصاص داد و آنها را اینگونه توصیف کرد: «کفار چهره شناخته شدهای دارند؛ ولی منافق یعنی انسان چندچهره. ما امروز دچار چنین منافقین شرور و حیلهگر و فریبکاری هستیم. چهره، چهره ایرانی ولی روح و درون و نفسش، نفس، اندیشه و فکر خلق امپریالیست، صهیونیست و دیگر قدرتهاست.»[18]
این موضعگیریها نشان از هماهنگی فکری و عملی آیتالله طالقانی با آیتالله خامنهای در جبههگیری علیه مارکسیسم داشت، بهگونهای که آیتالله خامنهای در سالگرد رحلت ایشان، این خطبهها را نماد شکست طرح مصادره طالقانی توسط دشمنان معرفی کرد.[19]
شرح مبارزات فکری فراتر از این مختصر است، اما امروز مشخص شده که این تلاشها نتایج چشمگیری داشت. رهبر معظم انقلاب ده سال پس از آن تلاشهای مشترک، با اشاره به نتیجه گرفتن آن در بستر حرکت فراگیرتر انقلاب اسلامی فرمودند:
«بهراستی بنیان ارزشهای مادی در دنیا لرزیده است. رهبر کمونیست کشوری دوردست با قدرت مادی بالا و دارای پیشرفتهای زیاد میگوید: خواهش میکنم کتابی دربارهی اسلام بدهید تا مطالعه کنم! قبل از پیروزی انقلاب، شما نمیتوانستید به زور دست جوانی که باد مارکسیسم به دماغش خورده بود، یک جلد کتاب اسلامی بدهید و بگویید این کتاب را مطالعه کن! ما با زحمت زیاد و هزار کلام شیرین، تعدادی جوان را گرد هم جمع میکردیم، تا چند کلمه از مبانی اسلام را به صورت شفاهی و یا کتبی به گوش و دل آنها برسانیم؛ ولی باز هم نمیرسید. در آن روزها همهی ما - حوزههای علمیه، علما و مدرسان و فضلا - بودیم، ولی عملاً به نتیجهی دلخواه نمیرسیدیم. سرانجام به برکت قیام امام (ره)، ملت ایران و دنیا تکان خوردند و دگرگونی عظیمی در افکار و اندیشههای مردم و جوانها به وجود آمد.»[20]
[1] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای ستاد نکوداشت آیتالله طالقانی، ۰۹/۱۲/۱۳۸۹.
[2] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضاى هیأت مؤسس و هیأت امناى مؤسسهٔ پژوهشى - فرهنگى انقلاب اسلامى، ۴/۴/۱۳۸۱.
[3] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضاى «کنگرهٔ شهید باهنر»، ۴/۶/۱۳۸۰.
[4] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضاى هیأت مؤسس و هیأت امناى مؤسسهٔ پژوهشى - فرهنگى انقلاب اسلامى، ۴/۴/۱۳۸۱.
[5] همان.
[6] همان.
[7] بهبودی، هدایتالله (۱۳۹۰) شرح اسم، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص۳۲۷-۳۲۸.
[8] همان، ص۳۲۸.
[9] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضاى «کنگرهٔ شهید باهنر»، ۴/۶/۱۳۸۰.
[10] شرح اسم، ص۳۲۹.
[11] حقجو، علی (۱۳۵۸) تحلیلی بر سازمان مجاهدین خلق ایران، تهران: انتشارات اوج، ص۱۹۲.
[12] همان.
[13] مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات (۱۳۷۹) آیتالله حاج شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی به روایت اسناد ساواک، تهران: انتشارات مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص۳۵۲.
[14] مصاحبه با نهضت زنان مسلمان پیرامون شهید رجایى، ۱/۳/۱۳۶۱.
[15] کردی، علی (۱۳۹۲) آیت الله طالقانی و گروه های سیاسی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۱۷۴.
[16] روزنامه اطلاعات، ۳/۶/۱۳۵۸، ص۱۵.
[17] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای ستاد نکوداشت آیتالله طالقانی، ۰۹/۱۲/۱۳۸۹.
[18] روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۰/۶/۱۳۵۸، ص۱۰.
[19] خطبه نماز جمعه تهران، ۲۱/۶/۱۳۵۹.
[20] بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم بیعت طلاب و روحانیون، ۲۲/۳/۱۳۶۸.


















نظرات