مهمان دردسرساز واشنگتن

روایتی مستند از اعتراضات بی‌سابقه‌ دانشجویان ایرانی در قلب منهتن


مهمان دردسرساز واشنگتنتجمع معترضان در مقابل مرکز درمانی کورنل بیمارستان نیویورک، محل بستری شاه (۲ آبان ۱۳۵۸)

هنوز تنش مستقیمی میان تهران و واشنگتن رخ نداده بود که پذیرش محمدرضا پهلوی در آمریکا، مسیر روابط دو کشور را تغییر داد. کاخ سفید تلاش می‌کرد این پناهندگی را صرفاً یک «ژست بشردوستانه و درمانی» معرفی کند. با این حال، تناقض‌گویی مقامات آمریکایی و تحرکات سلطنت‌طلبان، افکار عمومی ایران را به سمت یک نگرانی تاریخی سوق داد: احتمال تکرار سناریوی کودتای ۲۸ مرداد. این بی‌اعتمادی، موجی از اعتراضات را از خیابان‌های تهران تا قلب منهتن و تاج مجسمه آزادی به همراه داشت.

جزئیات این رویارویی، در صفحات ۱۰۴ تا ۱۰۷ کتاب «ایستگاه خیابان روزولت» روایت شده است؛ اثری که زمستان ۱۴۰۲ به همت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی و به قلم محمد محبوبی به چاپ رسید.

 

افشای سفر محرمانه

هرچند مطابق نامۀ وارن کریستوفر، مقامات آمریکایی و مکزیکی تلاش کردند سفر شاه به آمریکا در سکوت رادیویی و بدون اطلاع رسانه‌ها صورت پذیرد، اما کمتر از یک روز طول کشید تا این خبر به گوش خبرگزاری‌ها رسید. فرانس‌پرس در میان اخبار اول آبان، به نقل از منابعش در مکزیکوسیتی اعلام کرد که «شاه سابق ایران برای یک سلسله معاینات پزشکی عازم نیویورک شده است.»[1] اعلام این خبر به معنای چنگ و دندان نشان دادن ایالات متحده آمریکا به انقلاب اسلامی ایران، جامعۀ مولد و دولت مولودش بود. در افکار عمومی ایران، به‌ویژه میان‌سالانی که کودتای سال ۱۳۳۲ را دیده و جوانانی که آن را شنیده بودند، دیگر جای تردیدی باقی نماند که واشنگتن و نمایندگی سیاسی آن در خیابان تخت‌جمشید تصمیم دارند درست همچون بیست‌وشش سال پیش، محمدرضا پهلوی را دوباره بر تخت طاووس بنشانند و استراتژیک‌ترین پایگاه خود در جهان اسلام را بازیابند.

 

رسوایی ادعای درمانی

سخنگوی وزارت امور خارجۀ آمریکا، هادینگ کارتر، به خبرنگاران اعلام کرد که شاه سابق ایران به‌عنوان یک فرد عادی و با روادید موقت توریستی پا به خاک ایالات متحده گذاشته و پس از انجام معالجات پزشکی‌اش، کشور را ترک خواهد کرد. هادینگ کارتر تأکید کرد که این اقدام به توصیۀ پزشکان معالج محمدرضا پهلوی صورت گرفت؛ پزشکانی که معتقدند امکانات و وسایل مداوای او فقط در آمریکا مهیاست. عجیب آنجا بود که سخنگوی شاه سابق ایران این ادعای سخنگوی وزارت امور خارجۀ آمریکا را تکذیب کرد! بخش فارسی رادیو لندن گزارش داد که سخنگوی محمدرضا پهلوی در نیویورک «این گزارش‌ها را تکذیب کرده است که شاه به طرز وخیمی بیمار و با مرگ دست به گریبان است.»[2] اگر افکار عمومی جامعۀ ایران تردیدی نسبت به سوء‌نیت دولت ایالات متحده داشت، با این تکذیبیه به یقین تبدیل شد.

 

مطالبه حقوق ملت

یک روز پس از انتشار خبر مسافرت شاه و شهبانوی سابق به نیویورک، امام خمینی در دیدار ۲ آبان‌ماه ۱۳۵۸ با شهردار و کارکنان شهرداری قائم‌شهر، اعلام کردند: «دیروز که آقای یزدی، [وزیر امور خارجۀ دولت موقت،] اینجا بودند و گفتند که یک همچو کاری شده است و ما هم شرایطی کردیم، لکن بردند او را به اسم این که در مریض‌خانه باید بخوابد و دیگر هم قابل‌علاج نیست. من به ایشان گفتم خوب، پس پول‌های ما چه می‌شود؟ خوب، این بمیرد، پول‌های ما چه می‌شود؟ ایشان گفتند که باید در محاکم اینجا پرونده‌ها جمع بشوند و در محاکم اینجا محکمه تشکیل بشود و تعیین بشود؛ این پرونده‌هایشان رسیدگی بشود. آن پرونده‌ها را در خارج ببریم، دادگستری‌های آنجا رسیدگی می‌کنند.»[3]

 

گسترش اعتراضات

فریادهای اعتراض علیه بیمار طبقۀ هفدهم بیمارستان نیویورک محصور به مرزهای ایران نبود؛ شهرهای مختلف آمریکا، به‌ویژه واشنگتن و نیویورک، شاهد تظاهرات خیابانی معترضین به پناهندگی شاه بودند. نخستین تظاهرات شاه‌ستیزانه در روز ۲ آبان، در مقابل بیمارستان نیویورک برپا شد. گزارش شد که حدود دویست نفر با شعارهای «مرگ بر شاه»، «مرگ بر امپریالیسم آمریکا» و «مرگ بر سی‌آی‌ای» در دو پیاده‌روی روبه‌روی بیمارستان تجمع کردند و خواستار اخراج محمدرضا پهلوی از ایالات متحده بودند.[4] سفارت ایران در واشنگتن هم در اعتراض به احتمال طولانی شدن اقامت شاه در آمریکا، سفارتخانه را در روز ۴ آبان تعطیل کرد.[5]

 

اعتراض در منهتن

اعتراضات و تظاهرات ایرانی‌های ساکن ایالات متحده، به‌ویژه دانشجویان ایرانی،[6] روزانه در خیابان‌های نیویورک ادامه داشت. یکی از آخرین اعتراضات دانشجویان ایرانی، در مقابل مجسمۀ آزادی نیویورک صورت گرفت. در همان روز ۱۳ آبان، هفت دانشجوی ایرانی که خود را اعضای انجمن دانشجویان مسلمان آمریکا و کانادا[7] معرفی کردند، به بالای مجسمۀ آزادی رفتند، خود را به تاج مجسمه زنجیر کردند و پارچه‌نوشتۀ بزرگی از تاج تندیس آویختند تا مطالبۀ «محاکمه و مجازات» شاه مخلوع ایران را به گوش اهالی نیویورک برسانند. این اعتراضات دانشجویان ایرانی، منتهی به تخلیه سیاحان و تعطیلی مجسمۀ آزادی شد ولی پس از سه ساعت مقاومت، پلیس نیویورک و مدیریت جزیرۀ آزادی هر هفت نفر را بازداشت کردند. در همین زمان، حدود صد تظاهرکنندۀ ایرانی شعار «مرگ بر شاه» را در خیابان‌های منهتن فریاد می‌زدند. آن‌ها شاه را مسئول قتل صدها هزار ایرانی می‌دانستند.[8]

 

نمایش سلطنت‌طلبان

متقابلاً سلطنت‌طلبان کم‌شمار هم برای حمایت از شاه خود تقلا می‌کردند. شاخص‌ترین اقدام شاه‌دوستان مقیم آمریکا، عملیاتی بود که آشکارا قوانین ایالتی را زیر پا می‌گذاشت. در روز ۵ آبان‌ماه یک هواپیمای سبک تک‌موتوره بر فراز آسمان نیویورک و پیرامون مرکز درمانی کورنل بیمارستان نیویورک به پرواز درآمد که پارچه‌نوشتۀ سرخ‌رنگ بزرگی با شعار «جاوید شاه» را یدک می‌کشید.[9] هلیکوپتر پلیس نیویورک در تعقیب خلبان مجرم اعزام شد و پس از یک تعقیب و گریز بیست‌دقیقه‌ای، هواپیما را به زمین نشاند. خلبان مجرم شخصی به نام جفری کارل وندورن[10] بود که برای یک شرکت تبلیغاتی هوایی کار می‌کرد. او مدعی بود کسی که نوار «جاوید شاه» را سفارش داده، نمی‌شناسد و این کار را صرفاً در ازای پرداخت ساعتی صد دلار انجام داده است.[11]

 

انزوای بی‌سابقه

محمدرضا پهلوی اینک به نیکی دریافته بود که نه‌تنها در میان سران دولت‌ها کسی رغبت چندانی به میزبانی او ندارد، بلکه مخالفان سرسختی در جوامع مختلف دارد که نمی‌توانند پذیرش او را تحمل کنند.

 

[1] خبرگزاری پارس، بولتن گزارش‌های ویژه، ۲ آبان ۱۳۵۸، ص ۳.

[2] خبرگزاری پارس، بولتن گزارش‌های ویژه، ۴ آبان ۱۳۵۸، صص ۱۲-۱۳.

[3] صحیفه‌ی امام خمینی (ره). ج ۱۰، صص ۳۳۶-۳۳۷.

[4] The New York Times, 25 Oct. 1979, Section B, p. 14.

[5] خبرگزاری پارس، بولتن گزارش‌های ویژه، ۶ آبان ۱۳۵۸، ص ۱۲.

[6] مطابق آماری که سخنگوی وزارت امور خارجۀ آمریکا ارائه داد، شصت‌هزار دانشجوی ایرانی در آمریکا اقامت دارند که رتبۀ اول در میان دانشجویان خارجی هستند. (خبرگزاری پارس، بولتن گزارش‌های ویژه، ۳ آبان ۱۳۵۸، ص ۷.)

[7] چندی بعد، انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا در بیانیه‌ای به تشریح شیوۀ اجرای این عملیات پرداخت. (اطلاعات، ۱۸ آذر ۱۳۵۸، ص ۳.)

[8] The New York Times, 5 Nov. 1979, Section A, p. 11.

[9] خبرگزاری پارس، بولتن گزارش‌های ویژه، ۷ آبان ۱۳۵۸، صص ۱۴-۱۵.

[10] Jefferey Carl Van Duren.

[11] The New York Times, 28 Oct. 1979, p. 47.