ایستگاه جایگزین سیا در شمال پارک لاله
روایتی از تبدیل شدن هتل اینترکنتینانتال تهران به ایستگاه جایگزین جاسوسان آمریکایی در سال ۱۳۵۹
تسخیر لانه جاسوسی آمریکا سفارت آمریکا اسناد سفارت آمریکا در تهران سازمان سیا آمریکا هتل اینترکنتینانتال تهران پان آمریکن ویلیام سولیوان ناصر میناچی خسرو قشقایی
در ماههای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بهویژه بعد از تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و افشای تدریجی بیش از ۱۱ هزار صفحه از اسناد کشفشده از سفارت آمریکا که بعدها به «لانه جاسوسی» شهرت پیدا کرد، ابعاد گستردهای از شبکههای نفوذ، جمعآوری اطلاعات و ارتباطات پنهان کاخ سفید با رابطها و عوامل داخلی برملا شد.
در این فضای ملتهب که تقابل اطلاعاتی واشنگتن با نظام نوپای اسلامی از طریق پناه دادن به بقایای رژیم پهلوی، بلوکه کردن ۲۲ میلیارد دلار از داراییهای ایران، طراحی عملیات ناکام طبس و سازماندهی نیروهای معارض به اوج خود رسیده بود،[1] حساسیت افکار عمومی و بدنه انقلابی جامعه نسبت به کانونهای حضور و تردد اتباع غربی دوچندان شد.
اما این حساسیتها خیلی هم بیمورد نبود. در این میان، جریانهای انقلابی با رصد دقیق تحرکات عوامل ضدانقلاب و عناصر وابسته به سازمانهای جاسوسی غربی که تحت پوشش دیپلمات، خبرنگار یا مسافر سیاسی در مراکز کلیدی پایتخت تردد میکردند، هشدار دادند.
هشداری مبنی بر اینکه تهدیدات امنیتی علیه جمهوری اسلامی محدود به جغرافیای سفارت آمریکا نبوده و برخی تأسیسات و مراکز اقامتی و هتلهای بینالمللی باقیمانده از دوران پهلوی نیز به مراکزی برای ستون پنجم دشمن، شبکه ارتباطی سیا و کانونی برای پیریزی توطئههای براندازانه تبدیل شدهاند؛ شگردی که مسبوق به سابقه بود و اسناد تاریخی نیز بر آن صحه میگذارند.
در یک نمونه، ویلیام سولیوان، آخرین سفیر آمریکا در تهران، در خاطرات خود نقل میکند که یکی از مأموران سازمان سیا قصد داشت در پوشش ریاست یکی از شرکتهای آمریکایی وارد ایران شود که در ابتدا با مخالفت وی روبهرو شد، اما در نهایت این مأمور موفق به دور زدن سازوکار دیپلماتیک، ورود به ایران و پیگیری مأموریتهای خود شد.[2] وجود چنین سازوکارهای نفوذی، مطالبه جدی برای طرد عوامل بیگانه، تصفیه ساختارها از مظاهر طاغوتی و ملیسازی این مراکز را به یکی از محوریترین مطالبات نهادهای انقلابی تبدیل ساخت.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ۱۳۵۷، ساختار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دچار دگرگونیهای اساسی شد. در این میان، بسیاری از شرکتهای چندملیتی غربی که منافع کلانی در ایران دوران پهلوی داشتند، با چالش جدی مواجه شدند. با وجود این، به اعتقاد بسیاری از منتقدان و انقلابیون آن دوره، نفوذ جریان لیبرال در ساختار مدیریتی نوپای کشور سبب کندی روند انقلابیگری و ابقای برخی از این مراکز شده بود.
گزارش مشروحی در این باره در روزنامه اطلاعات، مورخ سهشنبه اول مرداد ۱۳۵۹ تحت عنوان افشاگرانه «اینجا هم لانه جاسوسان آمریکایی است!» به چاپ رسید و به وضعیت هتل اینترکنتینانتال تهران[3] و انتقاد شدید کارکنان ایرانی آن از وزارت ارشاد ملی (به سرپرستی وقت ناصر میناچی) اختصاص داشت.[4]
میراث پان آمریکن در تهران
هتل اینترکنتینانتال (InterContinental) شعبه تهران، بخشی از مجموعه هتلهای زنجیرهای لوکس آمریکایی بود که در سال ۱۹۴۶ میلادی از سوی شرکت هواپیمایی بینالمللی «پان آمریکن» (Pan Am) تأسیس شد. هدف اولیه از ایجاد این زنجیره جهانی، توسعه زیرساختهای گردشگری و افزودن بر حجم مسافران هوایی در سطح جهان بود که در نهایت به احداث بیش از ۲۰۰ هتل در بیش از ۶۰ کشور انجامید.
ساخت این هتل در اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی آغاز شد و در جریان برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، در تاریخ ۲۹ مهر ۱۳۵۰ رسماً افتتاح شد.[5]
هزینه ساخت این پروژه در آن زمان ۸۸ میلیون تومان اعلام شد. هتل در زمینی به مساحت ۱۶ هزار مترمربع در شمالشرقی پارک فرح (لاله فعلی)، نبش خیابان فاطمی (آریامهر/ایران نوین سابق) و خیابان حجاب (لسآنجلس سابق) بنا شد. این ساختمان ۱۳ طبقه دارای ۳۸۰ اتاق است و به دلیل موقعیت استراتژیک در مرکز پایتخت، از هتلهای پنجستاره ممتاز به شمار میرفت.[6]
ترکیب سهامداران پیش از انقلاب شامل سازمان جلب سیاحان (نماینده دولت ایران) ۴۸ درصد، مؤسسه هتلهای اینترکنتینانتال ۲۵ درصد، پرنس صدرالدین آقاخان (رهبر وقت فرقه اسماعیلیه، مقیم سوئیس) ۲۵ درصد و بانک توسعه صنعتی و معدنی ۲ درصد بود.
پناهگاه جاسوسان
طبق اساسنامه، مالکیت هتل بین ایران و شرکای خارجی تقسیم شده بود، اما نظارت عالیه و تولیت سهم ایران بر عهده وزارت ارشاد ملی قرار داشت؛ وزارتخانهای که رسالت داشت عملکرد خود را مو به مو با آرمانها و موازین انقلاب اسلامی هماهنگ سازد. با این حال، استمرار مدیریت خارجی بر این هتل در سال ۱۳۵۹، نشاندهنده نابسامانی و انفعال وزارت ارشاد ملی تلقی میشد؛ چراکه شالوده بسیاری از توطئههای ضدانقلاب در همین فضا پیریزی میشد.
نماینده کارکنان ایرانی هتل اینترکنتینانتال در گفتوگو با خبرنگار روزنامه اطلاعات با اشاره به حاکمیت روابط طاغوتی و امپریالیستی گفت: «وقتی مدیرکل هتل یک تبعه آلمانی و مدیر امور مالی آن یک فرد انگلیسی است، چگونه میتوان انتظار مناسبات انقلابی داشت؟ طبقهبندی مشاغل بهگونهای است که کارکنان خارجی از امتیازاتی مشابه کاپیتولاسیون برخوردارند و کارمندان ایرانی هیچگونه حقی برای نظارت بر تخلفات و قانونشکنیهای آنان ندارند.»[7]
بخش دیگری از این گزارش افشاگرانه حاکی از آن بود که اکثر مسافران این هتل را خبرنگاران خارجی و شخصیتهای سیاسی-اجتماعی غرب تشکیل میدادند. به گفته نماینده کارکنان، هتل مجهز به سیستم مخابراتی پیچیدهای بود که انحصاراً در اختیار بیگانگان قرار داشت و خطوط آزاد بدون هیچگونه نظارت امنیتی در اختیار خبرنگاران قرار میگرفت. بستهها و کیفهای مسافران بدون بازرسی بررسی میشد و بسیاری از افراد تحت پوشش خبرنگار، درحقیقت عوامل سیا بودند که با ضدانقلاب ارتباط داشتند.[8]
در متن گزارش تصریح شده بود که برخی چهرههای سیاسی مسئلهدار و عناصر وابسته نظیر خسرو قشقایی (روایتی آشوبطلبی خسرو قشقایی در سالهای نخست انقلاب را در اینجا بخوانید)، «شانمن» (جاسوس مشهور سیا) و خانم کیت میلت (رهبر تظاهرات زنان مخالف حجاب و از عوامل سیا) در این هتل اقامت داشتهاند. همچنین مدارکی دال بر بازگشت خبرنگاران اخراجی خارجی با هویتهای جعلی و اقامت مجددشان در این هتل وجود داشت.[9]
کارکنان ایرانی هتل اعلام کردند که تمامی این مسائل و اسناد را با ناصر میناچی، وزیر وقت ارشاد ملی، در میان گذاشتهاند؛ لکن وی هیچگونه اقدامی جهت رفع این نابهنجاریها انجام نداده است. تنها پاسخ وزیر وقت این بوده که «اگر هتل ملی شود یا تغییر ساختار یابد، دچار زیان مالی خواهد شد و بهتر است هزینههای آن را خارجیها متقبل شوند!» کارکنان در واکنش به این استدلال پرسیده بودند: «آیا ضرر ناشی از فعالیت جاسوسان علیه انقلاب، کمتر از ضرر مادی هتل است؟» آنها با استناد به فرامین رهبری مبنی بر ضرورت طاغوتزدایی از ادارات و مؤسسات، خواستار تغییر فوری سیستم، ملی شدن قطعی هتل و پایان دادن به مناسبات امپریالیستی شدند.[10]
ملیسازی و قطع شریان نفوذ
در نهایت، پس از بالا گرفتن اعتراضات و تصفیه ساختارهای وابسته، شعبه تهران سهم خود را از گروه هتلهای بینالمللی اینترکنتینانتال خریداری کرد و مالکیت آن با نام رسمی «هتل بینالمللی لاله» بهطور کامل به داخل کشور منتقل شد. تغییر ساختار این مجموعه نشان داد که برخلاف تصور اولیه برخی مسئولان وقت، آمریکاییها حتی پس از تسخیر لانه جاسوسی و از دست دادن پایگاه رسمی دیپلماتیک خود، به هیچ عنوان از راهبرد حفظ شبکههای نفوذ در ایران دست نکشیدند. آمریکاییها در این دوره تلاش کردند تا با تغییر تاکتیک، خلأ ناشی از تعطیلی سفارت را با فعال کردن پوششهای غیررسمی و بهرهگیری از زیرساختهای اقتصادی و تجاری بهجامانده از دوران پهلوی جبران کنند. ترفندی که با هوشیاری انقلابیون و ملیسازی زیرساختهای کلیدی، در رسیدن به اهداف براندازانه خود ناکام ماند.
[1] تهوری، مسلم (بهار ۱۳۹۰). «پنجههای شکست عقاب در کویر»، فصلنامه مطالعات تاریخی، ص۸.
[2] سولیوان، ویلیام (۱۳۹۳). مأموریت در ایران: خاطرات سولیوان آخرین سفیر آمریکا در ایران، ترجمه ابراهیم مشفقیفر، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۱۴۵.
[3] هتل لاله فعلی.
[4] اطلاعات، ۰۱ / ۰۵ / ۱۳۵۹، ص۶.
[5] اطلاعات، ۲۹ / ۰۷ / ۱۳۵۰، ص۴.
[6] اطلاعات، ۱۶ / ۰۹ / ۱۳۵۴، ص۲.
[7] اطلاعات، ۰۱ / ۰۵ / ۱۳۵۹، ص۶.
[8] همان.
[9] همان.
[10] همان.

















نظرات