جشن در دربار و اعتراض در خیابان
پیام ۴ آبان امام و اعلام عزای عمومی در روز تولد شاه
امام خمینی محمدرضا پهلوی انقلاب اسلامی ایران تولد شاه ۴ آبان ۱۳۵۷ پیام امام خمینی 17 شهریور میان ژاله سید مصطفی خمینی ساواک
چهارم آبان در تقویم رسمی حکومت پهلوی، سالروز تولد محمدرضا شاه بود؛ روزی که هر سال با تشریفات حکومتی و مراسم تبریک همراه میشد. اما در سال ۱۳۵۷، این مناسبت در شرایطی فرا رسید که فاصله میان حکومت و بخشهای گستردهای از جامعه عمیقتر شده بود. اعتراضات مردمی، برگزاری اجتماعات مذهبی و سیاسی، تعطیلی بازارها و برخوردهای خشونتآمیز با معترضان، فضای کشور را دگرگون کرده بود. در چنین شرایطی، امام خمینی روز ۴ آبان ۱۳۵۷، سالگرد تولد محمدرضا پهلوی را روز عزای ملی اعلام کردند؛[1] تعبیری که در تقابل مستقیم با مناسبت رسمی حکومت قرار میگرفت و سالروز تولد شاه را به فرصتی برای یادآوری رنجها و مصائب مردم ایران تبدیل میکرد. برای فهم معنای این اعلام موضع و زمینهای که پذیرش اجتماعی آن را امکانپذیر ساخت، باید به حوادث هفتههای منتهی به چهارم آبان و تحول فضای مبارزاتی مردم در آن مقطع بازگشت.[2]
فاجعه مسجد جامع کرمان
در ماههای پایانی سال ۱۳۵۷، اعتراض به حکومت پهلوی در شهرهای مختلف ایران گسترش یافته بود و اجتماعات مردمی، بهویژه در مناسبتهای مذهبی و مراسم بزرگداشت شهدای مبارزات، به عرصهای برای ابراز مخالفت با حکومت تبدیل میشد. یکی از حوادث مهم در این روند، اجتماع گسترده مردم کرمان در روز ۲۴ مهر ۱۳۵۷ بود. در این روز، بیش از ۲۰ هزار نفر از مردم به دعوت علما و روحانیون در مسجد جامع کرمان گرد آمدند تا چهلم شهدای هفدهم شهریور تهران و نخستین سالگرد شهادت آیتالله حاج سید مصطفی خمینی را گرامی بدارند. بازار و مغازههای شهر تعطیل بود و جمعیت برای شرکت در مراسم در مسجد حضور داشت. این اجتماع در شرایطی برگزار شد که بزرگداشت کشتهشدگان، علاوه بر وجه مذهبی و سوگواری، به فرصتی برای بیان اعتراض به عملکرد حکومت نیز تبدیل شده بود.[3]
اجتماع مردم کرمان با حمله گروهی از مهاجمان به خشونت کشیده شد. مهاجمان با چوب و میله آهنی به مردم حمله کردند و با سردادن شعار «جاوید شاه» فضای مسجد و اطراف آن را به صحنه درگیری تبدیل کردند. در جریان این واقعه، شماری از مردم و روحانیون مورد ضربوشتم قرار گرفتند، گازهای خفهکننده فضای مسجد را فراگرفت و بخشی از ساختمان و وسایل مسجد، از جمله قرآنهای موجود در آن، در آتش سوخت. پس از آن نیز حمله به برخی مغازهها و فروشگاهها ادامه یافت. حتی به مغازههای افراد متدین و کسانی که تصویر امام خمینی را پشت شیشههای مغازه خود نصب کرده بودند نیز حمله شد.[4]
بازتاب واقعه مسجد جامع کرمان به همان روز محدود نماند. آیتالله صالحی کرمانی در تلگرافی به آیات عظام شریعتمداری، گلپایگانی، مرعشی نجفی و شیرازی، پس از اعلام اینکه روز دوشنبه 24 مهر ماه ، کلیه مغازه های کرمان در بازار و خیابانها بسته و شهر به صورت تعطیل کامل در آمده بود، جزئیات حمله به مسجد جامع کرمان را اینگونه شرح داد: «صبح آن روز متجاوز از بیست هزار نفر به منظور سوگواری برای شهدای میدان ژاله تهران در مسجد جامع اجتماع کرده، ساعت ۱۱ به مجرد اینکه خطیب سخن خود را آغاز کرد در حالی که مردم در کمال آرامش و سکوت و بدون هیچ گونه شعار در مسجد نشسته بودند، تعدادی کولی اجیر شده با حمایت مأموران مسلح پس از آتش زدن اتومبیلها، موتورها و دوچرخههای مردم در خارج مسجد از در و بام با سنگ و چوب و اسلحه گرم وارد مسجد گردیده و با پخش گاز اشکآور به داخل شبستان و ایجاد خفقان به مردم بیدفاع و بدون سلاح حمله نموده، با استفاده از کلیه وسایل، همگان را مورد ضرب و جرح شدید قرار داده و حتی به کودکان خردسال و شیرخوار ترحم نکرده، رکیک ترین دشنامها را نثار علمای اسلام و روحانیون و زنان و مردان نموده، دربها و شیشهها را شکسته و مسجد را به آتش کشیده و حتی در حال فرار مردم از مسجد شدیداً آنان را مضروب و مجروح ساخته و چادر از سر زنان بر میداشتند و اهانت به زنان مسلمان را به جایی رساندند که عدهای از آنها بدون چادر مانده و با استفاده از عبای روحانیون مجبور به فرار گردیدند و در این واقعه تعدادی مقتول و بسیاری مجروح شدند. حمله کنندگان پس از یورش به مسجد، به بازار و خیابان وارد شده با پشتیبانی و نظارت مأموران، بسیاری از مغازهها را پس از غارت به آتش کشیدند.»[5]
پیام امام
در چنین فضایی، امام خمینی در چهارم آبان ۱۳۵۷، در پیامی با اشاره به حوادث خونین کرمان و دیگر شهرهای ایران، نوشتند: «اوضاع جاری در ایران موجب نگرانی شدید این جانب است.» ایشان با اشاره به کشتار مردم و حمله به مقدسات، مسئولیت این حوادث را متوجه شاه و اطرافیانش دانستند و تأکید کردند: «این نحو جنایات از کسانی که از ادامه حکومت ظالمانه خود مأیوس هستند و نفسهای آخر خود را میکشند امری است که قبلاً پیشبینی آن را کرده بودم.» امام خمینی در ادامه، هدف از این اقدامات را خستهکردن مردم و واداشتن آنان به دستکشیدن از نهضت اسلامی دانستند و تصریح کردند که ملت ایران تا سرنگونی رژیم پهلوی و قطع دست بیگانگان از منابع کشور، از مبارزه دست نخواهد کشید.[6]
امام خمینی در ادامه پیام، عقبنشینی از مبارزه را هم رد کردند و با تأکید بر ضرورت پایداری مردم فرمودند: «امروز عقبنشینی ننگ و عار و انتحار است.» ایشان خطاب به اقشار مختلف جامعه، از روحانیون و نیروهای سیاسی تا دانشگاهیان، بازاریان، دهقانان و کارگران، تأکید کردند: «باید ملت ما از روحانی و سیاسی تا دانشگاهی و بازاری و دهقان و کارگر و کارمزد از موضع قاطع که تاکنون داشتهاند که آن برچیده شدن رژیم منحط پهلوی و به دست آوردن استقلال و آزادی در سایه حکومت عدل اسلامی هست یک قدم عقبنشینی نکنند.» ایشان همچنین با اشاره به حمایت قدرتهای خارجی از شاه، از مردم خواستند از این حمایتها نهراسند و مبارزه برای دستیابی به استقلال و آزادی را ادامه دهند.[7]
جشن در دربار و اعتراض در خیابان
در چهارم آبان ۱۳۵۷، همزمان با برگزاری مراسم رسمی سالروز تولد محمدرضا پهلوی در کاخ گلستان، فضای سیاسی ایران تحت تأثیر گسترش اعتراضات مردمی قرار داشت. شریفامامی، نخستوزیر وقت، از جانب هیئت دولت این مناسبت را به شاه تبریک گفت؛ مراسمی که استمرار تشریفات سلطنتی را نشان میداد، در حالی که اعتراضات خیابانی و تحولات سیاسی، از فاصلهگرفتن بخشهایی از جامعه از مناسبات رسمی حکومت حکایت داشت.
در چنین شرایطی، سالروز تولد شاه دیگر صرفاً یک مناسبت تشریفاتی نبود، بلکه در بستر رویارویی فزاینده میان حکومت و مخالفان آن معنا پیدا میکرد. در همان مقطع، امام خمینی بر ادامه مبارزه و مخالفت با هرگونه مصالحهای که نتواند به سرکوب و کشتار پایان دهد، تأکید داشتند. ایشان در اینباره تصریح کرده بودند: «من از ابتدا بهطور غیر قابل تغییر با آشتی دوباره و مصالحه که نمیتواند ایران را از بنبست خارج کند و به سرکوبی و کشتارها پایان دهد مخالف بودهام و امروز هم هستم.»[8] این موضعگیری، بر ضرورت عبور از وضع موجود و پرهیز از راهحلهایی تأکید میکرد که به تداوم شرایط سیاسی پیشین میانجامید.
بستر اجتماعی یک تصمیم
برای فهم چرایی طرح چهارم آبان بهعنوان روز عزای ملت، باید به نشانههای اجتماعی موجود در منابع آن دوره توجه کرد. تعطیلی بازار و مغازهها در جریان اجتماعات اعتراضی، حضور گسترده مردم در مسجد جامع کرمان، برگزاری مراسم بزرگداشت کشتهشدگان، همگی از فضایی حکایت میکردند که در آن، مخالفت با سلطنت در بخشهایی از جامعه به رفتاری آشکار و عمومی تبدیل شده بود.
نکته مهم آن است که اعلام عزای ملی از سوی امام خمینی، در خلأ اجتماعی صورت نگرفت. پیش از چهارم آبان، واکنش مردم به حوادثی مانند واقعه مسجد جامع کرمان، از وجود نارضایتی عمیق نسبت به عملکرد رژیم حکایت داشت. در چنین شرایطی، نامگذاری چهارم آبان بهعنوان روز عزای ملت، با تجربه سیاسی و اجتماعی معترضان پیوند میخورد؛ زیرا سالروز تولد شاه در برابر واقعیتهایی قرار میگرفت که مخالفان حکومت، آنها را نتیجه عملکرد سلطنت میدانستند.[9]
همزمانی مراسم رسمی تولد شاه با انتشار اخبار تظاهرات و تحولات سیاسی در روزنامه اطلاعات نیز نشان میداد که تشریفات حکومتی نمیتوانست بهتنهایی تصویری از وضعیت واقعی جامعه ارائه دهد. در حالی که نخستوزیر از جانب هیئت دولت به شاه تبریک میگفت، گزارشهای مربوط به اعتراضات و مواضع مخالفان در همان شماره روزنامه منتشر میشد. این همزمانی، تقابل میان روایت رسمی سلطنت و نگاه معترضان را آشکار میکرد؛ تقابلی که در پیام امام خمینی به روشنترین شکل در عبارت «روز عزای ملت» بازتاب یافت.[10]
[1] مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۸۹). صحیفه امام، ج۴، تهران: عروج، ص۱۵۸.
[2] دوانی، علی (۱۳۷۷). نهضت روحانیون ایران، ج ۷ و ۸، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۳۹۹.
[3] مطیعان، محمدرضا؛ بریدیزجی، علی؛ ترکاشوند، مجید؛ ابراهیمی، محمدنبی (۱۳۷۸). روزها و رویدادها، ج۳، تهران: رامین، ص۱۰۵.
[4] همان، ص۱۰۶.
[5] کیهان، ۲۶ / ۰۷ / ۱۳۵۷، ص۲.
[6] صحیفه امام، ج۴، ص۱۵۸.
[7] همان.
[8] اطلاعات، ۰۴ / ۰۸ / ۱۳۵۷، ص۴.
[9] نهضت روحانیون ایران، ج ۷ و ۸، ص۳۹۹.
[10] اطلاعات، ۰۴ / ۰۸ / ۱۳۵۷، ص۴.


















نظرات