پرونده سیاه در آسمان

روایتی از کارنامه تروریستی مجاهدین خلق در هواپیماربایی


پرونده سیاه در آسمان

ماجرای هواپیماربایی‌های سازمان مجاهدین خلق در دهه شصت، با یک «عملیات ویژه» برای فرار ابوالحسن بنی‌صدر و مسعود رجوی آغاز شد؛ مأموریتی که فرماندهی آن بر عهده مهدی افتخاری (معروف به فرمانده فتح‌الله) بود. او در نامه‌ای با عنوان «گزارشی از فرمانده عملیات بزرگ» که در نشریه مجاهد، ارگان سازمان مجاهدین خلق به چاپ رسیده نوشت: «برای اعلام آمادگی نزد مسئول اول سازمان مسعود رجوی رفته بودم. اما او پس از نظرخواهی از خود من گفت که مسافرت یک هفته عقب افتاده است. برای اینکه آقای بنی‌صدر تمایل دارد نتایج انتخابات ریاست جمهوری را که در دوم مرداد برگزار می‌شود ببیند و بعداً کشور را ترک کنیم.»[1]

این در واقع روایتگر نخستین هواپیماربایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود؛ عملیاتی که طی آن، رئیس‌جمهور معزول و رهبر سازمان مجاهدین خلق برای همیشه از ایران گریختند تا دولتی در تبعید را در فرانسه تشکیل دهند. فارغ از سرنوشت سیاسی این دو نفر، آنچه در این نوشتار مورد بررسی قرار می‌گیرد، روایتی مستند از هواپیماربایی مرداد ۱۳۶۰ و تداوم این اقدامات تروریستی توسط سازمان در سال‌های پس از آن است.

 

اقدام اول: فرار بنی‌صدر و رجوی (مرداد ۱۳۶۰)

پس از کش‌وقوس‌های فراوان، بنی‌صدر به همراه مسعود رجوی در جولای ۱۹۸۱ (مرداد ۱۳۶۰) به کمک هوادارانشان در نیروی هوایی به پاریس گریختند:[2] هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود آورده است: «سه‌شنبه ۶ مرداد ۶۰ ساعت ۱۱ شب خبر فرار یک هواپیمای بوئینگ سوخت‌رسانی نظامی از فرودگاه تهران رسید. دستور تعقیب و برگرداندن آن را دادیم. ساعت دوازده خبر دادند که وارد ترکیه شده و از دست ما کاری برنمی‌آید و خلبان آن هم سرهنگ معزی خلبان مخصوص شاه است که هواپیمای شاه را به ایران آورده بود.»[3] بامداد چهارشنبه ۷ مرداد گزارش رسید که بنی‌صدر و رجوی سرنشین هواپیمای فراری هستند و امروز صبح به پاریس رسیده‌اند و فرانسه به بنی‌صدر پناهندگی سیاسی داده است. بنی‌صدر با یک بوئینگ ربوده شده در ساعت ۲۲:۴۵ به طور غیرمجاز پیش از آنکه هواپیماهای شکاری نیروی هوایی که در تعقیب این هواپیما بودند به آن برسند، از مرز ایران خارج شد و با عبور از کشورهای ترکیه، قبرس، یونان و شمال ایتالیا در یک فرودگاه نظامی واقع در حومه پاریس به زمین نشست.[4]

اولین گزارش به صورت تصویری و کوتاه در فرودگاه نظامی «اورو» پاریس تهیه شده بود و بنی‌صدر را با سبیل‌های تراشیده نشان می‌داد که رجوی نیز در کنارش قرار داشت. اولین اطلاعات منتشر شده از این امر حکایت داشت که هواپیمای فراری (بوئینگ ۷۰۷ به خلبانی سرهنگ بهزاد معزی) از فضای کشورهای عضو ناتو عبور کرده و در یک فرودگاه نظامی متعلق به ناتو نیز فرود آمده است. گویا فرودگاه مزبور، از پیش برای این فرود آماده بوده است.[5] مقابل خبرنگاران، رشته سخن را معزی در دست گرفت و گفت: «ساعت ۸:۳۰ دقیقه بعد از ظهر موفق شدیم بنی‌صدر را به طور پنهانی وارد هواپیما کرده و در آنجا پنهان کنیم و سرانجام ساعت ده و سی دقیقه بعد از ظهر از باند فرودگاه بلند شدیم و نخستین مرحله مأموریت خود را همان‌طور که طرح‌ریزی کرده بودیم، با موفقیت به انجام رساندیم. [...] با پرواز در ارتفاع کم موفق شدیم از حریم هوایی ایران بگذریم بدون اینکه هواپیما به‌وسیله رادارها ردیابی شود. [...] بعد از فرار از ترکیه، شرق مدیترانه، قبرس و بالاخره یونان پرواز کردیم و در یونان رادارهای این کشور برای نخستین بار هواپیمای ما را مشاهده کردند. نهایتاً ساعت ۴:۳۰ بامداد در فرودگاه نظامی اورو هواپیما به زمین نشست.»[6]

 

بحران در پرواز شیراز-تهران (تیر ۱۳۶۲)

دومین هواپیماربایی مجاهدین خلق در ۱۵ تیر ۱۳۶۲ بود. اعضای مسلح سازمان بوئینگ ۷۴۷ مسیر شیراز-تهران را با ۳۹۰ مسافر به مقصد فرودگاه اورلی پاریس ربودند. منتها هواپیماربایان که برای رسیدن به پاریس سوخت کافی نداشتند ابتدا هواپیما را به کویت بردند و از مقامات کویتی درخواست کردند تا سوخت و آب و غذای مورد نیاز را در اختیار آنها قرار دهند. پس از فرود هواپیمای ایران در فرودگاه کویت و درخواست سفیر وقت ایران در این کشور برای مذاکره با هواپیماربایان، بالاخره مسئولان کویتی بدون توجه به درخواست سفیر ایران، خودشان با هواپیماربایان وارد گفت‌وگو شده و در نهایت پذیرفتند تا پس از آزادی ۱۸۷ مسافر، سوخت و آب و غذای مورد نیاز را در اختیار مجاهدین خلق قرار دهند. پس از انجام این مراحل، هواپیماربایان هواپیمای ایرانی را به فرودگاه اورلی پاریس انتقال دادند.[7]

نشریه مجاهد درباره این هواپیماربایی نوشت: «در روز پیش، پنج تن از اعضای یکی از هسته‌های مقاومت مردمی در شیراز، کنترل بوئینگ ۷۴۷ را که عازم تهران بود به دست گرفت و پس از توقف و سوخت‌گیری در کویت عازم اروپا شد و پس از عبور از یونان، یوگسلاوی، ایتالیا و سوئیس اضطراراً ساعت ۷:۱۵ صبح ۱۶ تیر، در فرودگاه «اورلی» پاریس به زمین نشستند. سرنشینان هواپیما قریب به ۴۰۰ نفر بوده‌اند که ۱۸۶ تن کودکان، زنان، مردان پیر و بیماران بودند. ضمناً هسته مقاومت جز دو سلاح کوچک کمری هیچ اسلحه یا مواد انفجاری دیگر به همراه نداشت. لیکن دو مسلسلی که در دست محافظان یکی از آخوندهای حاضر در هواپیما بود از آنها گرفته شد».[8]

 

ربایش هواپیمای نظامی اف-۲۷ (خرداد ۱۳۶۳)

یک هواپیمای نظامی ایران (اف-۲۷) ۲۶ خرداد ۶۳ با ۸ سرنشین ربوده شد و ابتدا در بحرین و پس از سوخت‌گیری، در فرودگاه مصر بر زمین نشست. هواپیماربایان که ۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند پس از مخالفت دولت مصر با پذیرش پناهندگی آنان، راهی فرانسه شده و در فرودگاه نیس فرانسه هواپیما را نشاندند. دولت فرانسه با پذیرش اعطای پناهندگی به هواپیماربایان، هواپیمای ایرانی با ۴ سرنشین دیگر آن را به ایران بازگرداند.[9]

 

گروگان‌گیری ایرباس حجاج ایرانی (مرداد ۱۳۶۳)

ساعت ۱۰:۲۳ شب ۱۶ مرداد ۱۳۶۳ و در ایام انتقال حجاج ایرانی از سفر حج به ایران، هواپیمای ایرباس با تعداد ۳۰۴ سرنشین در مسیر تهران-شیراز توسط دو هواپیماربا ربوده شد.[10]

مجاهدین خلق این هواپیمای ایرباس ایرانی را به آسمان دوحه بردند که با مخالفت مقامات فرودگاه دوحه، هواپیما عازم بحرین شد و در ساعت ۲:۳۵ دقیقه بامداد در فرودگاه منامه به زمین نشست. هواپیما پس از سوخت‌گیری، با تهدید ربایندگان عازم قاهره شد و در یکی از باندهای فرعی فرودگاه فرود آمد. هواپیماربایان پس از مخالفت مقامات مصری با تأمین خواسته‌هایشان، به ایتالیا رفتند که پس از فرود هواپیما در فرودگاه رم، مجاهدین خلق مسافران را آزاد و خود را به پلیس ایتالیا تسلیم کردند. هواپیماربایان نوجوان از دولت این کشور خواستار پناهندگی سیاسی شدند، اما مقامات ایتالیایی تقاضای آنان را نپذیرفتند. ربایندگان قصد داشتند هواپیما را به پاریس انتقال داده و از دولت فرانسه تقاضای پناهندگی سیاسی کنند، اما مقامات فرانسوی با توجه به تهدیدات مسئولان ارشد ایرانی که در جریان ربایش هواپیمای خطوط هوایی فرانسه ابراز شد، از مقامات ایتالیایی خواستند اجازه پرواز هواپیمای ربوده شده به پاریس را صادر نکنند.[11]

هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود به همکاری ایتالیایی‌ها در این پرونده اشاره کرده که بر اساس این موضوع هواپیماربایان به نام‌های حسن افتخاری ۱۸ ساله و محسن رهگذر ۱۷ ساله عضو سازمان مجاهدین خلق برای هواپیماربایی از تهدید چاقو استفاده کرده بودند. این هواپیماربایی با دخالت پلیس ایتالیا پس از ۵۳ ساعت پایان یافت و مسافرین و هواپیمای ربوده شده به ایران بازگشتند.[12]

 

مانور تبلیغاتی بعثی‌ها

مجاهدین خلق در شهریور ۱۳۶۳ اقدام به سه فقره هواپیماربایی کرد. در نخستین مورد اعضای سازمان در ۶ شهریور یک فروند ایرباس A300B2-203 هواپیمایی ایران‌ایر را با ۱۹۵ مسافر و ۱۱ خدمه پرواز، پس از ربودن به فرودگاه بغداد بردند. این هواپیما در بازگشت از دبی، پس از توقف کوتاهی در فرودگاه شیراز به مقصد تهران پرواز می‌کرد که دقایقی پس از برخاستن از باند، دختر و پسر جوانی به نام‌های بهروز و فرشته از اعضای سازمان، با ادعای داشتن مواد منفجره جاسازی شده در کیف دوربین، مهماندار را مجبور کردند در اتاق خلبان را بزند. او نیز بدون اینکه در جریان حقیقت امر واقع شود در را باز کرده و هواپیماربا سریع به کابین خلبان رفته و وی را مجبور کرد تغییر مسیر داده و به سمت کویت پرواز کند.[13]

خلبان پس از نزدیک شدن به فرودگاه کویت، وقتی با ممانعت برج مراقبت برای فرود مواجه شد در حال اوج‌گیری بود که دو جنگنده میگ نیروی هوایی عراق در دو طرف هواپیما ظاهر شده و ایرباس مسافربری را به طرف پایگاه هوایی «شطره» بین بغداد و بصره بردند. سپس فرمانده بعثی پایگاه، با این بهانه که این پایگاه امکانات رفاهی برای ۲۰۶ سرنشین را ندارد، مسافران را مجبور کرد از هواپیما پیاده شده و با دو فروند بوئینگ راهی فرودگاه بغداد شوند. بعثی‌ها مسافران را به هتلی در بغداد برده و برایشان کنفرانس مطبوعاتی ترتیب دادند که هیچ‌کدام از مسافران حاضر نشدند در شوی تبلیغاتی صدام نقشی ایفا کنند. اما اعضای سازمان در مصاحبه‌ای انگیزه خود از این اقدام را، مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران اعلام کردند. دولت عراق برای مسافران هواپیمای ربوده شده، برنامه زیارت عتبات عالیات و همچنین بازدید از اماکن تفریحی و گردشگری شهر بغداد را ترتیب داد و رسانه‌های همگانی عراق اخبار مربوط به آن را بازتاب دادند. مسافران هواپیما در نهایت با تلاش‌های دیپلماتیک ایران و درحالی‌که دولت عراق نهایت بهره‌برداری تبلیغاتی از این ماجرا را انجام داده بود، پس از ۱۴ روز اسارت در بغداد، ۱۱ شهریور به نمایندگان صلیب سرخ تحویل داده شدند و با یک فروند هواپیمای خطوط هوایی مارتین‌ایر به فرودگاه مهرآباد تهران بازگشتند. دولت عراق نیز ایرباس ایرانی را در فرودگاه بغداد مصادره و آن را دو سال پس از پایان جنگ تحمیلی تحویل داد.[14]

 

سناریوی تکراری بغداد

یک هواپیمای مسافربری بوئینگ ۷۲۷ با ۱۲۳ مسافر و خدمه، در مسیر بندرعباس-تهران، در آسمان استان فارس ربوده شد و به جنوب خلیج فارس تغییر مسیر داد. هواپیمای مذکور پس از سوخت‌گیری در فرودگاه منامه، عازم فرودگاه قاهره شد و پس از دریافت سوخت و غذا، فرودگاه قاهره را به مقصد عراق ترک کرد و در یک فرودگاه نظامی حوالی بصره به زمین نشست. مسافران هواپیما با یک هواپیمای عراقی به بغداد منتقل و درحالی‌که وزیر حمل‌ونقل و ارتباط عراق رسماً از آنان استقبال کرد، در یک هتل اسکان داده شدند. به دنبال ورود مسافران به بغداد، وزارت امور خارجه ایران با انتشار بیانیه‌ای از سازمان‌های بین‌المللی خواست برای بازگرداندن هواپیما اقدام کنند. نفر اصلی هواپیماربایان در بغداد خود را ستوان یکم شهربانی «طوفان» و از وابستگان به (نهضت مقاومت ملی ایران) [سازمان مجاهدین خلق] معرفی کرد. همدست وی نیز اعلام کرد نامش «پرویز» و شغلش دکورساز است. دولت عراق باز هم همانند ماجرای قبلی ربایش هواپیما، بهره‌برداری تبلیغاتی فراوانی در این زمینه انجام داد. سرانجام، این ماجرا نیز در ۲۴ شهریور، با بازگشت مسافران و خدمه پرواز به ایران پایان یافت.[15]

 

عملیات مسلحانه در مسیر ابوظبی

۵ نفر از اعضای سازمان مسلح به نارنجک و اسلحه کمری، بوئینگ ۷۲۷ را با ۱۲۳ سرنشین به ابوظبی می‌بردند که پس از ممانعت فرودگاه ابوظبی از فرود، اعضای سازمان هواپیما را برای سوخت‌گیری به فرودگاه منامه بحرین و سپس به قاهره بردند. مجاهدین خلق از ۱۲۳ سرنشین، ۵۲ نفر را آزاد کردند و آزادی مابقی را مشروط به وعده پناهندگی به ربایندگان اعلام کردند. هواپیما سرانجام در فرودگاه بصره فرود آمد و همه مسافران آزاد شده و هواپیما به تهران بازگردانده شد.[16]

 

حکم امام

در پی تکرار ماجراهای هواپیماربایی، امام خمینی با اتخاذ یک تصمیم جدی به غائله هواپیماربایی در ایران پایان داد و با توصیه به شورای امنیت کشور در ۱۲ شهریور ۱۳۶۳، مسئولیت حفاظت فرودگاه‌ها و امنیت پرواز را به سپاه پاسداران واگذار کرد.[17]

سیداحمد خمینی در تماسی به محسن رضایی فرمانده سپاه گفت که «امام فرمودند بچه‌های سپاه به فرودگاه رفته و آن را بگیرند و هیچ هواپیمایی حق پرواز بدون حضور پاسدار را ندارد.» لذا سپاه این جملات امام را به نیروهایش در تهران و حفاظت پرواز ابلاغ کرد. پس از واگذاری مسئولیت حفاظت فرودگاه‌ها و امنیت پرواز به سپاه پاسداران، از اجرای دو مورد عملیات ربایش هواپیما جلوگیری به عمل آمد.[18]

 

اولین تقابل پس از حکم امام

چهار روز پس از ابلاغ پیام امام اولین هواپیما ربوده شد و مجاهدین خلق خلبان را از آسمان اصفهان مجبور به حرکت به سوی عراق کردند. اعضای سازمان در آخرین هواپیماربایی شهریور ۱۳۶۳، ایرباس تهران-شیراز را ربودند که در بین راه با تلاش مأموران امنیتی هر ۴ هواپیما دستگیر شدند. پاسداران که در آن پرواز با لباس شخصی حاضر شده بودند به سمت مجاهدین شلیک کرده و با لطف خدا گلوله شلیک شده به قلب یکی از آنها اصابت کرد و بدون اینکه باعث انفجار هواپیما شود و نیز با ابتکار خلبان، مردم نجات یافتند. هواپیماربایان پس از فرود ایرباس در فرودگاه اصفهان به مقامات امنیتی تحویل داده شدند. [19]

 

شروع ناکامی‌ها

در ۲۶ شهریور، یک اقدام دیگر مجاهدین خلق برای هواپیماربایی در ایران عقیم ماند. سه نفر از اعضای سازمان که می‌خواستند هواپیمای مسافری شرکت هواپیمایی ایران‌ایر را در یک پرواز داخلی بربایند، شناسایی و قبل از ورود به هواپیما به وسیله مأموران امنیتی دستگیر شدند.[20] در سال‌های ۶۴ تا ۶۶ و پس از پایان جنگ نیز چندین عملیات هواپیماربایی در خطوط هوایی ایران رخ داد که همگی با هوشیاری مأمورین و تدبیر سیاسی مقامات جمهوری اسلامی ناکام ماند.

 

هواپیماربایی خانوادگی

در عملیاتی دیگر یک هواپیمای کوچک دوموتوره از بندرعباس عازم دبی بود. مجاهدین خلق تمام بلیط‌ها را خریدند و به صورت خانوادگی سوار هواپیما شدند تا بفهمند اگر غریبه‌ای باشد او امنیت پرواز است. اتفاقاً آن روز یک مسافر زودتر از مجاهدین خلق یک بلیط خرید و رفت نشست و اینها مانده بودند کدام یکی از این دو غریبه امنیت پرواز است. در نهایت فهمیدند و آقای باجلانی امنیت پرواز، با اینکه دو تیر خورد و ۴۰ ضربه چاقو در شکمش فرو کرده بودند خودش را رساند پشت در کابین خلبان که آنها نتوانند بروند داخل. تیر آنها تمام شد، و حالا فقط با چاقو به باجلانی حمله می‌کردند. خون زیادی از او رفته بود و چشمش سیاهی می‌رفت و صداها را گنگ می‌شنید. هر چند لحظه سرش را بالا می‌آورد و تا می‌دید دارند نزدیک می‌شوند یک فریاد «یازهرا» می‌گفت و آنها عقب می‌رفتند و می‌ترسیدند. اما می‌گفتند الان هواپیما می‌رسد زودتر باید اقدام کنیم، او بیهوش است. وقتی نزدیک باجلانی می‌شدند او فریاد «یاحسین» می‌زد و اسلحه دستش را که خالی بود به سمتشان می‌گرفت و آنها باز عقب می‌رفتند. همزمان خلبان هم از فرصت استفاده کرده بود و هواپیما را به سمت بندرعباس برمی‌گرداند و مجاهدین خلق دیدند که باند چقدر آشنا است و رودست خورده‌اند.[21]

در این هواپیمای یاک ۴۰ دو نیروی حفاظت سپاه در مقابل ۲۳ هواپیماربا قرار گرفتند که باجلانی با وجود جراحات بسیار زنده ماند اما نفر دوم تیر خلاص خورد و به شهادت رسید. با رسیدن هواپیما به فرودگاه بندرعباس نیروهای زمینی بلافاصله دور هواپیما را گرفته و هواپیماربایی خنثی شد.[22]

 

سقوط یک استراتژی

بررسی کارنامه سازمان مجاهدین خلق در نیمه نخست دهه ۶۰ نشان می‌دهد که استراتژی «آسمان‌ربایی» این سازمان، در دو مقطع، دو کارکرد کاملاً متفاوت اما با ماهیتی یکسان در ضدیت با منافع ملی داشته است. فاز نخست (مرداد ۱۳۶۰) کارکردی مبتنی بر «گریز و خیانت» داشت؛ عملیاتی که هدف آن فرار رئیس‌جمهور معزول و رهبر سازمان از طریق سرقت یک هواپیمای نظامی بود تا پیوند این حلقه در پناه کشورهای غربی تداوم یابد.

اما فاز دوم این استراتژی که اوج آن در تابستان و شهریور ۱۳۶۳ رقم خورد، ماهیتی آشکارا «تروریستی و ضدبشری» پیدا کرد. در این مقطع، سازمان با تغییر تاکتیک به سمت گروگان‌گیری مسافران غیرنظامی، در پی ایجاد ناامنی روانی در داخل کشور و اثبات سرسپردگی و خوش‌خدمتی خود به رژیم بعث عراق بود؛ موضوعی که با استقبال و مانورهای تبلیغاتی صدام حسین و چشم‌پوشی مجامع بین‌المللی همراه شد.

با این وجود، صدور فرمان امام خمینی مبنی بر ورود سپاه پاسداران به عرصه حفاظت فرودگاه‌ها و امنیت پرواز، نقطه پایانی بر این بحران گذاشت. این تغییر رویکرد ساختاری، استراتژی وحشت‌آفرینی مجاهدین در آسمان را به بن‌بست کامل کشاند و به یکی از سنگین‌ترین شکست‌های عملیاتی این سازمان تبدیل شد.

 

[1] نشریه مجاهد، ۱۳۶۲/۰۵/۰۶، ص۳۱.

[2] فوران، جان (۱۴۰۴). یک قرن انقلاب در ایران، ترجمه حسن اسدی، تهران: مولی، ص۳۱۷.

[3] هاشمی رفسنجانی، اکبر (۱۳۷۸). عبور از بحران (کارنامه و خاطرات ۱۳۶۰)، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، ص۲۱۸.

[4] م‌وس‌وی‌ اردب‌ی‌ل‌ی‌، ع‌ب‌دال‌ک‌ری‌م‌ (۱۳۷۷). غائله چهاردهم اسفند ۱۳۵۹، تهران: نجات، ص۸۹۲.

[5] جمعی از پژوهشگران (۱۳۸۵). سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام (۱۳۴۴-۱۳۸۴)، ج۲، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص۶۱۸.

[6] اطلاعات، ۱۳۶۰/۰۵/۰۸، ص۱۶.

[7] اطلاعات، ۱۶/۴/۱۳۶۲، ص۲.

[8] نشریه مجاهد، ۱۳۶۲/۰۴/۲۳، ص1و2.

[9] کریمی، نبی (۱۳۹۶). تقویم تاریخ دفاع مقدس (جنگ نفتکش‌ها)، ج۴۶، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۱۵۰۵.

[10] نعمتی وروجنی، یعقوب؛ کریمی، حجت‌الله (۱۳۹۷). روزشمار جنگ ایران و عراق: کتاب سی و دوم: رکود در جبهه؛ تحرک در دیپلماسی، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، ص۵۶.

[11] همان

[12] هاشمی، محسن (۱۳۸۶). به سوی سرنوشت؛ کارنامه و خاطرات سال شصت و سه اکبر هاشمی رفسنجانی، تهران: نشر معارف انقلاب، ص۴۲۱.

[13] روزشمار جنگ ایران و عراق (کتاب سی و دوم)، ص۵۷.

[14] همان.

[15] همان، ص۵۸.

[16] همان، ص۵۷.

[17] همان، ص۵۹.

[18] روزشمار جنگ ایران و عراق (کتاب سی و دوم)، ص۵۹.

[19] روزشمار جنگ ایران و عراق (کتاب سی و دوم)، ص۵۷.

[20] همان.

[21] پایگاه خبری مشرق‌نیوز (1396)، « فرمانده اسبق سپاه حفاظت؛ ناگفته‌ها از هواپیماربایی‌هایی که ناکام ماند/ ماجرای گروگان گیری منافقین در آسمان»، مشرق‌نیوز، ۱۳۹۶/۱۰/۰۵، mshrgh.ir/813621، کد خبر: ۸۱۳۶۲۱.

[22] پایگاه خبری تابناک (1396)، «مصاحبه با سرهنگ یکتا، معاون وقت هماهنگ‌کننده حفاظت پرواز» ۱۳۹۶/۱۰/۰۶، https://www.tabnak.ir/003BRk، کد خبر:۷۵۸۹۸۸.