از تأسیس فرمایشی تا بن‌بست تشکیلاتی حزب مردم


از تأسیس فرمایشی تا بن‌بست تشکیلاتی حزب مردم

در سال ۱۳۳۶ خورشیدی رژیم پهلوی در تکاپوی اجرای سیاست دوحزبی، حزب مردم را تأسیس کرد. محمدرضا پهلوی به دنبال این بود که با الگوبرداری از ساختارهای سیاسی غرب، شمایلی از آن را در ایران اجرایی کند. از این رو با ایجاد دو حزب «مردم» به عنوان اقلیت و «ملیون» به عنوان اکثریت، در تلاش بود تا به سازوکار غیردموکراتیک حکومت خود نمایی از مردم‌سالاری ببخشد.

حزب مردم در فضای سیاسی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و در چارچوب سیاست‌های حکومت پهلوی برای سازمان‌دهی عرصه سیاسی کشور شکل گرفت. این حزب قرار بود در ظاهر نقش یک جریان مخالف را در برابر حزب حاکم ایفا کند، اما وابستگی ساختاری آن به حکومت و حضور چهره‌های نزدیک به دربار موجب شد بخش‌هایی از جامعه، استقلال سیاسی آن را زیر سؤال ببرند. از سوی دیگر، سابقه نفوذ سیاسی و اقتصادی انگلستان در ایران و حساسیت افکار عمومی نسبت به دخالت قدرت‌های خارجی، زمینه را برای شکل‌گیری این برداشت فراهم کرده بود که حزب مردم نیز در راستای منافع و سیاست‌های مورد حمایت انگلستان فعالیت می‌کند.

اسناد به جا مانده هم نشان می‌دهد که این پروژه سیاسی نتوانست به اهداف خود دست یابد و از همان ابتدا با بحران مشروعیت دست و پنجه نرم می‌کرد. ساواک در گزارشی به تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۳۷ رسماً اعلام کرد حزب مردم مورد بی‌اعتنایی جامعه قرار گرفته است، زیرا افکار عمومی این تشکیلات را عامل اجرای سیاست‌های انگلستان در ایران می‌دانست.[1] عدم پیوند با جامعه و وابستگی فزاینده به دربار نهایتا باعث شد تا حزب مردم نتواند جز در راستای یک ساختار فرمایشی حرکت کند.

چگونگی مواجهه این تشکیلات با بحران‌های درونی و واکنش کادر رهبری به بن‌بست‌های تشکیلاتی در سال‌های بعد، محور روایت مستندی است که در کتاب «سه حزب» به قلم مظفر شاهدی مورد بررسی قرار گرفته است. روایت پیش رو برشی از صفحات ۱۳۸ تا ۱۴۰ این کتاب است که توسط مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی به رشته تحریر درآمده است.

 

بحران موجودیت

در طول سال ۱۳۴۲، به استثنای مقطع کوتاه برگزاری انتخابات دوره بیست‌ویکم مجلس، حزب مردم فعالیتی نداشت. در اوایل آبان ۱۳۴۲ ساواک از قول برخی اعضای حزب مردم گزارش کرد که حتی در مقر اصلی ساختمان مرکزی این حزب در تهران هم هفته‌هاست که هیچ‌گونه آمدوشدی صورت نمی‌گیرد و معدود کارکنان اداری حزب در بلاتکلیفی به‌سر می‌برند و «معلوم نیست چه کسی باید حزب را اداره کند؟» در آن زمان جز فراکسیون پارلمانی حزب مردم در مجلس بیست‌ویکم، در خارج از فضای مجلس، دستگاه رهبری، حزب را تقریباً به‌طور کامل به حال نزار خود رها ساخته بود.

 

واکنش به شایعات

در اواسط آذر ۱۳۴۲ ناظران بر امور و محافل سیاسی و مطبوعاتی معتقد بودند که حزب مردم منحل شده است و تشکیل گاه‌وبیگاه جلساتی در مقر این حزب که عمدتاً هم به «بگوومگو» و تنش می‌انجامد، در حکم فاتحه بر تابوت آن است.[2] موضوع انحلال حزب مردم آن‌قدر جدی شد که رهبران حزب مجبور به واکنش شده و ضمن تکذیب خبر انحلال حزب، وعده دادند که در آینده نزدیک فعالیت حزب جدی‌تر و گسترده‌تر خواهد شد. رهبری حزب مردم در جزوه‌ای که در اواخر آذر ۱۳۴۲ در اختیار معدودی از اعضای خود قرار داد، با تشریح کارنامه حدود هفت سال حیات و فعالیت پرنوسان حزب مردم، آنان را دعوت می‌کرده برای پیشبرد اهداف حزب اراده‌ای جدی از خود نشان دهند.

 

تلاش برای احیا

در بخش‌هایی از این به‌اصطلاح اعلام حیات حزب مردم که با عنوان «هم‌مسلکان عزیز» آغاز می‌شد، چنین می‌خوانیم:

«...متأسفانه باید گفت چون حزب مردم اقدامات انجام‌شده [!] را جزء وظایف ملی دانسته و تاکنون در تظاهر خودداری کرده است، انعکاس سکوت ما در خارج به‌غلط حمل بر عدم فعالیت و یا تعطیل سازمان‌های حزبی شده است تا جایی که جسته‌وگریخته در پاره‌ای از جراید وزین و ملی هم انعکاس یافته. و [لذا] ناگزیر برای خنثی‌کردن تبلیغات مخالفین، سازمان رهبری حزب لزوم یک رشته فعالیت‌های علنی را در جهت بیشتر به‌ثمررساندن برنامه‌های مفید اجتماعی و انقلاب سفید شاه و ملت ضروری می‌داند. برنامه و طرز عمل حزب به‌صورت دستورهای حزبی متعاقباً از طریق کمیسیون‌ها و سازمان‌های مربوطه اعلام خواهد شد. اکنون وظیفه شماست که بیش‌ازپیش در راه انجام وظایف ملی و فشرده‌کردن صفوف حزبی نقش اساسی و رسالت تاریخی خود را برای ارشاد مردم و هماهنگی کامل با تحولات مفید اجتماعی ایفا نمایید. پاینده ایران.»[3]

با این احوال اعضا و صفوف به‌اصطلاح درهم‌فشرده حزب اعتنای چندانی به این حرف‌ها نکردند و رکود و کسادی که دامنگیر حزب شده بود، تا پایان عمر آن همچنان ادامه پیدا کرد.

 

[1] کتاب حزب مردم به روایت اسناد ساواک - جلد اول صفحه 108

[2] مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی (اسناد ساواک).

[3] روزنامه مهر ایران، ش ۱۹۸۷، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۴۲، صص ۱ و ۴.