دیپلماسی فرهنگی آمریکا در ایران‌ انجمن‌ ایران‌ و آمریکا


دیپلماسی فرهنگی آمریکا در ایران‌ انجمن‌ ایران‌ و آمریکا

اشاره

این مقاله با تکیه بر اسناد،به بررسی‌ و بازشناسی اهـداف و سیاستهای درازمدت فرهنگی‌ ایالات متحده در پنج محور پرداخته است.سپس‌ با نگاهی اجـمالی به‌ مهم‌ترین‌ تشکیلات و ابـزارهای سـازمانی دیپلماسی عمومی آمریکا در ایران اشاره شده است.این سازمانها که شامل‌ سازمانهای دولتی،بخش خصوصی و عمومی است،بیشترین نقش را در اجرایی کردن‌ اهداف و سیاستهای فرهنگی آمریکا در ایران بر عهده داشته‌اند.

اسناد مـورد استفاده در این مقاله شامل دو مجموعه است.مجموعه اول گزارشهای سالیانه‌ اجرای برنامه مبادلات فرهنگی و آموزشی آمریکا در ایران که توسط رایزن فرهنگی‌ سفارت‌‌ در سالهای 1953 و 1969 تهیه و برای وزارت امور خارجه آمریکا،آژانس اطلاعات‌ ایالات مـتحده و آژانـس مرکزی اطلاعات آمریکا(سیا)ارسال می‌شد.مجموعه دوم اسناد مربوط به ساواک در مورد فعالیتهای‌ فرهنگی‌ آمریکاییها در ایران بویژه انجمن ایران و آمریکاست.

در شرایط عدم امکان مراجعه حضوری به اسناد موجود در کشور آمریکا،از طـریق جستجوی‌ وسیع و موشکافانه رایانه‌ای در فهرستها و نمایه‌های دولتی‌ آمریکا،تهیه فهرست ابتدایی از اسناد و منابع مورد نیاز،مکاتبات الکترونیک متعدد با مدیران آرشیو وزارت امور خارجه آمریکا،بایگانی را کد آژانس اطلاعات ایـالات مـتحده،کتابدار بخش اسناد کنگره‌ در‌ کتابخه‌‌ کنگره آمریکا و کتابدار ارشد مجموعه‌ اختصاصی‌ کمیسیون‌ مبادلات فرهنگی و آموزشی‌ فولبرایت در دانشگاه آرکانزاس(محل تدریس سناتور فولبرایت و محل نگهداری اسناد برنامه فولبرایت)،امکان نـگارش ایـن مـقاله فراهم‌ شده‌ است‌.

زبان نـوشتاری ایـن مـقاله گستگی دارد،زیرا نویسنده‌ تعمد‌ داشته تا به زبان اسناد سخن‌ بگوید و نه با زبان خود.ساخت‌شکنی و بازیابی مجدد اسناد از حالت تـاریخی بـه‌ مـوضوعی‌‌ ایجاب‌ می‌کرد که نوعی فاصله‌گذاری میان متن اسـناد و مـلاحظات نویسنده لحاظ‌ شود؛ کثرت استفاده از شیوه نقل قول مستقیم،حاصل این ضرورت است.در عین حال سعی شده‌ است‌ کـه‌ تـغییر‌ زمـان در افعال بادقت انجام شود تا حتی الامکان انسجام متن‌ حـفظ‌ گردد.

سابقه تاریخی

ایران و آمریکا در سال 1856 روابط سیاسی خود را آغاز کردند اما به‌ دلیل‌ حاکمیت‌‌ انزواگرایی بر سـیاست خـارجی آمریکا و روشن نبودن منافع استراتژیک ایران،تا سال‌ 1944‌ سطح‌ روابط به سـفارت ارتـقا پیدا نکرد.در این فاصله نیز موضوعات فرهنگی و اقتصادی در‌ صدر‌ مسائل‌ دو جانبه قرار داشت و در برخی موارد حـساس،ایـرانیان گـاه از آمریکا به عنوان‌‌ نیروی‌ سوم در مقابل روس و انگلیس استفاده و گاه با اندک بـهانه‌ای بـه قـطع روابط‌ مبادرت‌‌ می‌کردند‌.ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم از یک سو و موقعیت ژئوپولیتیک ایران از سوی‌‌ دیـگر‌ بـاعث شـد تا آمریکاییها از دسامبر 1942 تا ابتدای سال 1944 در جریان‌ کمک‌رسانی‌ به‌‌ شوروی،بیش از سی هزار نـیرو در ایـران مستقر کنند و این حضور انبوه،آغازگر کشف‌ اهمیت‌‌ واقعی ایران شد.یکی از مـهم‌ترین جـنبه‌های تـوجه به ایران،مسائل اقتصادی‌ بویژه‌ نفت‌ بود.این‌ امر در نامه مورخ اوت 1943(مراداد 1322)وزیر امـور خـارجه به رئیس‌ جمهور‌ روزولت‌‌ منعکس شده است،که اولین سند رسمی درباره تـدوین سـیاست بـلندمدت آمریکا نسبت‌ به ایران‌ محسوب می‌گردد؛«اگر با خودخواهی بیشتر به مطلب بنگریم،منافع مـا در ایـن خواهد‌ بود‌ که هیچ‌ یک از قدرتهای بزرگ در خلیج فارس در برابر تشکیلات‌ نـفتی‌ آمریکا در عـربستان حضور نداشته‌ باشند.»2یعنی‌ آمریکاییها‌ در‌ ضمن حفاظت از منافع نفتی خود در‌ عربستان‌ به منابع نفتی ایـران‌ نـیز چـشم دوخته بودند.

اگرچه از سال 1920 با‌ تلاشهای‌ شرکت استاندارد اویل نیوجرسی اهداف‌ نـفتی‌ آمریکاییها برای‌ به‌ دست‌ آوردن امتیاز نفت شمال ایران،شکل‌ گرفته‌ بود ولی تنها در نیمه دوم دهه 1940میلادی بود کـه آمریکا به‌ گونه‌ای فعال وارد رقابت با شرکتها‌ و دولتهای انگلیس و شوروی شد‌. جیمزبیل‌،مـحقق سـرشناس آمریکایی،معتقد است‌ که‌ اولین آثار جـنگ سـرد در جـریان وقایع پس‌ از جنگ جهانی دوم بویژه‌ تعارض‌ آمریکا و شـوروی در مسئله نفت‌ شمال‌ و به‌ اصطلاح‌ اولتیماتوم آمریکا برای‌ خروج شوروی از ایران‌،بروز‌ کـره اسـت.3ریچارد کاتم،ایران‌شناس‌ آمریکایی،جـنبه دیـگری از اهداف اسـاسی آمریکا در ایـران‌ را‌ مورد توجه قرار داده مشغولیت ذهنی‌‌ رهـبران‌ آمریکا در‌ مورد‌ ایران‌ در اصل،ضدیت با‌ کمونیسم و شوروی برمی‌شمارد و جنبه‌های‌ اقتصادی را در مرتبه بـعد قـرار می‌دهد.او در دو دهه‌ 50‌ و 1940 میلادی،سیاست آمریکا در ایـران‌ را‌ اساسا‌ تدافعی‌ می‌داند‌.4

در ایـن مـیان‌ نباید‌ اهمیت غائله آذربایجان(1324-1325)و نـقش احـمد قوام را در استفاده‌ از تعارض میان آمریکا و شوروی‌ برای‌ اعمال‌ فشار بر شوروی برای خـروج از ایـران‌ نادیده‌‌ گرفت‌؛چرا‌ که‌ ایـن‌ امـر آغـازگر مداخله مستقیم در سـیاست داخـلی ایران و اتحاد با شـاه جـوانی بود که با تکیه بر ارتباط تنگاتنگ با آمریکا،پایه‌های استبداد خود را استوار مـی‌کرد‌.از نـظر تاریخی‌ مدت دو ماه به درازا کشید ایـن روابـط را بنیاد گـذارد.هـر انـدازه که روابط مقامات آمریکا با شاه‌ شخصی‌تر می‌شد،سیاست آمریکا نیز به پشتیبانی از‌ سلطنت‌ مطلقه فردی می‌گرایید.این‌ سـیاست تـا بدانجا پیش رفت که منجر بـه مـشارکت فـعال آمریکا در کـودتا علیه دولت دکتر مـصدق‌ و بـازگرداندن شاه به اریکه قدرت شد.

از سال‌ 1332‌ به بعد روابط آمریکا و ایران وارد مرحله جدیدی شد؛سفارت بـه تـدریج بـه‌ بزرگ‌ترین هیئت دیپلماتیک آمریکا در خاورمیانه تبدیل شـد.5بـه طـوری‌ کـه‌ سـازمان سـیا علاقه‌ واشنگتن به‌ سفارت‌ آمریکا در تهران را استثنایی خواند.6این روابط با چانه‌زنیهای بسیار تنگاتنگ و پیچیده اقتصادی،نظامی و امنیتی همراه بود.یک سوی این چانه‌زنیها،اصرار شاه‌ بـر‌ تبدیل شدن ایران به‌ ابرقدرت‌ منطقه‌ای با استفاده از تجهیزات پیشرفته و متکی بر آموزشهای‌ نظامی آمریکایی بود7و در سوی دیگر نیاز آمریکا به نفت ایران و تلاش برای پایین نگاه داشتن‌ قیمت و یـا بـازگرداندن پرداختهای نفتی‌ از‌ طریق فروش تسلیحات نظامی قرار داشت.8

در اواخر دهه 1960 اقداماتی در سطوح مختلف دولت،مطبوعات و کنگره برای تحت فشار قرار دادن دولت آمریکا به تجدیدنظر در حمایت مطلق خود‌ از‌ شاه ایران‌ و وادار کردن شـاه بـه‌ انجام اصلاحات سیاسی،اقتصادی و اجتماعی انجام شد.جورج آلن،رئیس وقت آژانس‌ اطلاعات‌ ایالات متحده-که پیش از آن سفیر آمریکا در ایران بود‌-نسبت‌ به‌ شـاه،نـگرشی‌ واقع‌بینانه داشت.شخصیت شاه را بـی‌ثبات مـی‌دانست که«اول محکم شروع می‌کند ولی بعدا کار ‌‌را‌ رها می‌کند».او با نگرانی شدید نسبت به شرایط ایران در جلسه 394‌ شورای‌ امنیت‌ ملی‌ آمریکا در 1958 پس از استماع گزارش آلن دالس رئیس سـیا در مـورد درخواستهای‌ جدید ایران‌ و تـهدید شـاه به انعقاد قرارداد عدم تعرض پنجاه ساله یا اتحاد‌ شوروی،گفت:«من از‌ اینکه‌ وزیر امور خارجه تصمیم گرفته است بر درخواستهای ایران خط پایان بکشد خوشحالم.این کاملا در جهت مـنافع مـاست که بیش از این به خرسند کردن و راضی کردن شاه ادامه ندهیم‌.او بدترین‌ باجگیری است که من می‌شناسم.»9او در همین جلسه رسما اعلام کرد:ایران آبستن حوادثی‌ جدی و دگرگون‌کننده است؛اما اذعـان کـرد که بـه رغم شناخت بیماری،راهی برای درمان‌ آن‌‌ ندارد.10

تلاش برای شکل‌دهی به سیاست خارجی مبتنی بر هـویت ملی در دوران ریاست جمهوری‌ کندی جان تازه‌ای گرفت.جان باولینگ تحلیلگر سـیاسی امـور ایـران در وزارت امور خارجه‌‌ گزارش‌ تأمل‌برانگیز خود را در سال 1961 تحت عنوان«اوضاع جاری در ایران»ارائه کرد و طی آن ضمن توجه به مـخاطرات ‌ ‌اتـخاذ سیاست دفاع از یک ایران دمکراتیک صریحا نوشت‌:«این‌‌ ضررهای احتمالی در کوتاه‌مدت را باید در یـک کـفه تـرازو و منافع درازمدتی را که در یک حکومت‌ با پایه‌های مردمی به دست می‌آید در کفه دیگر ترازو قـرار داد‌؛ظاهرا‌ به‌ نظر نمی‌رسد آنچه از دست‌‌ می‌رود‌ ارزش‌ منافعی را که به دست مـی‌آید داشته باشد.برای آنـکه انـتخاب با درک بهتر و دقیق‌تر انجام‌ پذیرد،می‌توان آن را از‌ دید‌ ملاحظات‌ جهانی امنیت ملی مورد بررسی قرار داد.»11‌

در‌ 24 ژوئن 1961 مجله انتقادی نیشن با تجربه و تحلیل سیاست آمریکا در مورد ایران چنین‌ نتیجه گرفت:«آمریکا باید‌ به‌ مـردم‌ توجه کند نه به حاکمان؛باید به توده‌های وسیع کمک‌ کند،باید در جهت بخشیدن آزادی و امید به آنها گام بردارد نه سوء استفاده از منابع نفتی.»12‌در‌ کمیته‌ روابط خارجی کنگره نیز گروهی از سـناتورهای دمـکرات به رهبری ویلیام‌ فولبرایت‌،هوبرت همفری‌ و فرانک چرچ در ژوئن 1961 با لحنی گزنده حکومت شاه را زیر سؤال بردند‌ و خطر‌ پیروزی‌‌ کمونیسم در ایران را بر اثر نارضایتی مردم بسیار جدی دانستند.سناتور‌ فولبرایت‌ بـه‌ نـقل از خروشچف گفت که دورنمای انقلاب در ایران به خوبی هویداست.سناتور چرچ‌ نیز‌ گفت‌:«اگر بتوانیم شاه ایران را نجات دهیم،معجزه کرده‌ایم،ولی اطلاعاتی که من از‌ تاریخ‌ دارم به من می‌گوید دوران او و حـکومت او در ایـن دنیا به سر‌ رسیده‌ است‌ و هنگامی که او با صدای مهیب سرنگون گردد، پایان ما نیز فرا خواهد رسید‌.آنها‌ دیگر مرده‌اند و تنها خودشان نمی‌دانند.برای من فرق نمی‌کند کـه‌ انـقلاب چـگونه باشد‌ ولی‌ سرانجام‌ کی بـر ایـن آقـایان فائق خواهد آمد.آنها دیگر از دور خارج‌اند،تنها مسئله زمان‌ مطرح‌ است.»سناتور همفری هم به مقایسه شرایط کوبا و ایران پرداخت و گـفت:«ایـن‌‌ افـراد‌ باید‌ پیش از آنکه دیر شود از آنجا بیرون بـروند.ایـن تکرار واقعه کوبا است که‌ ما‌ به‌ آن توجه نداشتیم.آن زمان حتی یک نفر از قوه مجریه به‌ این‌ کمیته نـیامد تـا دربـاره بی‌سوادان،بیماران،بینوایان‌ و یا کارگران کوبایی با ما بحث و گـفتگو کند؛تنها‌ چیزی‌ که از کوبا به گوش ما می‌رسید هتل هیلتون‌ و زمینهای بزرگ گلف‌ و امثال‌ آن بود.حالا کـاسترو را داریـم.او‌ خـواهد‌ ماند‌،زیاد هم خواهد ماند. این درست چیزی‌ است‌ که از ایـران نـصیب ما خواهد شد.تمام آن کمکهای نظامی یک ذره‌ هم‌ به‌ نجات شاه کمک نخواهد‌ کرد‌.»13

نـقطه‌ اوجـ‌ مـخالفت‌ سناتورهای دمکرات با شاه را می‌توان‌ در‌ نطق تند سناتور فولبرایت علیه‌ شاه ایـران در 7 مـی 1967 یـافت.فولبرایت‌ نسبت‌ به شاه بسیار بدبین بود و سخنان‌ او علیه ادامه‌ حمایت‌ آمریکا از سیاستهای داخـلی شـاه،سـفر‌ برنامه‌ریزی‌ شده شاه را به آمریکا به حالت تعلیق‌ درآورد.منابع اطلاعاتی فولبرایت،دانشجویان‌ ایرانی‌ در آمریکا بـودند که به‌ او‌ گفته‌ بودند ادامه‌ اختناق‌ در‌ ایران موجب انقلاب می‌شود‌.14‌برخی آگاهان آمریکایی و ایـرانی مـانند حبیب‌ لاجوردی،مسؤول طرح تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه‌ هاروارد‌،با صراحت علت تعارض‌ مـیان سـیاست‌ داخلی‌ دمکرات‌مآبانه و سیاست‌ خارجی‌ آمریکا در دفاع از حکومت‌ مستبد را در این می‌دانند که آمریکاییها بـه ایـن نـتیجه رسیده بودند که سلطنت مطلقه‌ در‌ ایران بهتر و بیشتر از حکومت مشروطه‌ سلطنتی‌ از‌ منافع‌ آنها‌ حمایت مـی‌کند.

 

بـدین‌ ترتیب‌،سیاست دوگانه آمریکا نسبت به ایران در طول سالهای پس از کودتای 1332 نهادینه شـد؛ ازایـن‌رو‌ وزیـر‌ امور‌ خارجه آمریکا در نامه‌ای به سفیر کشورش‌ در‌ ایران‌ به‌ تاریخ‌ 22‌ آوریل 1949،استفاده هرچه بیشتر ایـران از مـنافع اصـل چهار و قانون فولبرایت را در جهت‌ تثبیت منافع درازمدت آمریکا می‌داند.15و تأکید می‌کند کـه کـمیسیون فولبرایت و صدای‌ آمریکا باید اهداف آمریکا در ایران را محقق نمایند.16

رویکرد هویت محور و انتقادی به ساختار و کـارکرد حـکومت در ایران،با چرخش سیاسی شاه‌ به سمت«انقلاب شاه و ملت»،حذف‌ کـندی‌ از صـحنه،و سرکوب خونبار قیام 15 خرداد 1342،تغییر کرد و تـنها هـاله‌ای از آن در قـالب دیپلماسی فرهنگی آمریکا در ایران بر جای مـاند.

آخـرین اهداف دیپلماسی رسمی آمریکا،در‌ سند اداره کل بازرسی وزارت امور خارجه آمریکا در اکتبر 1974-که بـعدها در جـریان تسخیر سفارت آمریکا در تهران یـافت شـد-به‌ وضـوح‌‌ مـشخص شـده است:

-تقویت و کمک‌ به‌ توانایی و خـواست ایـران برای داشتن نقش باثبات و مسئولانه در امور بین المللی بویژه در خلیج فارس

-بـرقراری روابـط دو جانبه نزدیک از طریق ادامه‌ همکاری‌ دوسـتانه با تصمیم‌گیرندگانی که‌ در‌ مـورد مـنافع آمریکا مؤثرند

-ادامه استفاده از کـریدور هـوایی ایران-ترکیه و بنادر ایران

-تأمین برقراری،نگهداری و استفاده بی‌مانع از تسهیلات اطلاعاتی و نظامی در قـلمرو ایـران

-تأمین استفاده از بازار ایران‌ بـرای‌ کـالاها و خـدمات آمریکا و برقراری جـو مـساعد برای‌ سرمایه‌گذاری بخش خـصوصی آمریکا

-تأمین امکان دسترسی قابل اطمینان به نفت و مواد معدنی ایران به قیمتهای قابل تـحمل بـرای‌ خودمان و سایر اعضای OECD‌ 17‌

-تشویق ایران‌ بـه گـردش دوباره درآمـدهای افـزون نـفتی خود برای کاهش آثـار شکننده‌ قیمتهای بالای نفت بر موازنه پرداخت‌ کشورهای خریدار از جمله آمریکا

-کمک به ثبات داخـلی سـیاسی ایران‌ در‌ بلندمدت‌ و گسترش رفتار مطلوب مـیان ایـرانیان‌ نـسبت بـه آمریکا18

دستگاه دیپلماسی آمریکا بـرای رسیدن به هفت مورد ‌‌اول‌ از اهداف بالا،فقط با قله هرم قدرت‌ تعامل می‌کرد و در مقابل،دیپلماسی‌ عـمومی‌ بـا‌ شـعارهای انسان‌دوستانه و تفاهم‌گرایانه،در وهله اول فرهیختگان و در مرتبه بعد عـموم مـردم را مـخاطب قـرار‌ مـی‌داد.هـمین تعارض میان‌ کردار و گفتار به نارضایتی،سپس تنفر مردم ایران از‌ تفاوت سیاست اعلامی و سیاست‌ اعمالی‌‌ آمریکا انجامید.

اهداف دیپلماسی فرهنگی آمریکا در ایران

اهداف دیپلماسی فرهنگی آمریکا در ایـران را می‌توان مجموعه‌ای متأثر از هویت ملی و منافع‌ ملی این کشور تلقی کرد.در مقدمه گزارشی که‌ به سال 1964 تهیه شده بود،ضمن اشاره به‌ اهداف روانی سیاست آمریکا در ایران از برنامه مبادله بـه عـنوان ابزار سیاست خارجی یاد شده‌ بود:«سیاست خارجی و اهداف روانی مأموریت‌ از‌ طریق برنامه مبادله حاصل شده است.سفارت‌ برای رسیدن به این هدف که نشان دهد ایران با کـمک آمریکا در حال برداشتن گامهای سریعی به سوی‌ نوسازی است.کاملا به‌ این‌ برنامه وابسته بوده است.»19

در گزارش عملکرد سال 1962 کمیسیون مبادلات فرهنگی و آموزشی ایـران و آمریکا این‌ اهداف به طور مـشخص فـهرست شده با صراحت به«نقش برنامه‌های فرهنگی‌ در‌ پیشبرد اهداف‌ سیاست آمریکا»اشاره شده بود.این اهداف بدین شرح بود:

1.آموزش رهبران،متخصصان،معلمان و جـوانان از طـبقه متوسط

2.تشویق به ایـجاد تـخصصها و حرفه‌های جدید

3.استمرار نشانه‌های علاقه‌ به‌ منافع‌ آمریکا در میان ایرانیان

4.کمک‌ به‌ رشد‌ آموزش متوسطه

5.کمک به تبلیغ زبان انگلیسی به عنوان ابزار رشد و گسترش ارتباطات با جهان خارج

6.کمـک بـه رشد آموزش عالی‌ و قوت‌ بنیه‌ علمی دانشجویان.20

علاوه براین،در سالهای‌ بعد‌ نیز با ادامه روند هدفگذاری در سند مربوط به برنامه 1964 برای مبادله فرهنگی و آموزشی،اهدافی به مراتب صریح‌تر‌ و بـا‌ قـابلیت‌ سنجش و تـحرک‌ بیشتری ذکر شده است:

1.آمریکا را به عنوان‌ ملتی قوی،دمکراتیک و پویا نشان دهد.

2.ایرانیان را از احترام عمیق آمریکاییان نسبت به تاریخ طولانی«پرشیا»و دستاوردهای‌ آن‌‌ آگاه‌ کند.

3.نشان دهـد کـه مـردم آمریکا در آرزوهای بالنده ایرانیان برای‌ رسیدن‌ به پیشرفتهای فردی و ملی شریک هستند.

4.در توسعه و تقویت آموزش زبان انـگلیسی ‌ ‌بـرای گسترش ارتباطات با‌ غرب‌ به‌ عنوان ابزاری‌ در فرایند نوسازی ایران مشارکت کند.

5.ایـرانیان تـحصیل‌کرده در آمریکا را‌ به‌ مشارکت در نوسازی ایران تشویق کند.21

این اهداف در ارزیابی فعالیتهای سالیانه سفارت‌ به‌ دقت‌ مـورد توجه قرار می‌گرفت و از جمله‌ یکسال پس از تعیین اهداف جدید،در گزارش‌ سال‌ 1965 می‌خوانیم:

برنامه مـبادله وسیله اصلی برای وصـول بـه هدف چهارم و به طور‌ غیرمستقیم‌ زمینه‌ساز‌ ایجاد نگرشها و برداشتهای مورد نیاز برای تحقق سه هدف اول در طرح کشوری است‌.در‌ طول سال‌ گذشته،هدف پنجم هم دنبال شده است تا نشان داده شود‌ کـه‌ ایده‌ها‌ و ایدآلهای آمریکایی، پیشرفت فرهنگی را تغذیه کرده در ارتباطی هماهنگ با آرزوهای کشور میزبان است‌.22‌

با مروری دقیق بر مجموعه اسناد موجود می‌توان علاوه بر اهداف اعلام‌ شده‌ در‌ بالا، چنبه‌هایی دیگر از ایـن اهـداف را که با صراحت یا به طور ضمنی مورد‌ توجه‌ قرار‌ گرفته استخراج‌ کرد و به فهرست زیر به عنوان اهداف اعمالی رسید:

1.ترویج‌ ارزشها‌ و شیوهء زندگی آمریکایی به عنوان الگوی آرمـانی

2.گـذار از جامعه سنتی و تقویت طبقه متوسط غربگرا

3.جهت‌دهی‌ به‌ دانش و دانشگاهها

4.گسترش زبان انگلیسی به عنوان زبان علمی و ارتباطی.

انجمن ایران‌ و آمریکا

حسین علا در طول دوره مأموریت خود‌ در‌ آمریکا(1921-1924)انجمن ایـران را در واشـنگتن‌ تأسیس‌ کرد و پس از بازگشت به کشور در جریان سخن‌رانی پرفسور پوپ در ستایش‌‌ از‌ آثار هنری ایران که در‌ منزل‌ سردار اسعد‌ بختیاری‌ و در‌ حضور سردار سپه،رئیس الوزرا، پیشنهاد‌ تشکیل‌ انجمن روابط ایران و آمریکا را مطرح کـرد و بـدین تـرتیب این انجمن در‌ سال‌‌ 1304 به ریـاست مـحمد عـلی فروغی‌ کار خود را آغاز‌ کرد‌ و اساس‌نامه آن نیز توسط کمیسیونی‌‌ تهیه‌ شد.این انجمن از سال 1306 تا 1321 غیر فعال بود و در آن‌ سال‌ بـا نـام انـجمن ایران و آمریکا فعالیت‌ مجدد‌ خود را با‌ ریاست‌ مـحتشم السـلطنه اسفندیاری و عضویت‌ دکتر‌ عیسی‌ صدیق،ابو الحسن ابتهاج،علی پاشا صالح و دکرت بویس(معاون کالج آمریکایی)در‌ هیئت‌‌ مدیره از سـرگرت و آقـایان سـهام السلطان‌ بیات‌،حسین علا‌،علی‌ اصغر‌ حکمت،اللهیاری صالح‌ و دکـتر‌ میلسپو نیز به عنوان مشاوران هیئت مدیره انتخاب شدند.انجمن ایران و آمریکا در طول‌ پنجاه‌ سال‌ فعالیت به مـهم‌ترین پایـگاه فـرهنگی آمریکا تبدیل‌ شد‌ و در‌ دوره‌ خود بزرگ‌ترین کانون‌‌ رابطه‌ فرهنگی بین دو مـلت در تـمام دنیا به شمار می‌آمد.23این انجمن همواره از پشتیبانی‌‌ دولتمردان‌ ایرانی‌ طرفدار آمریکا برخوردار بود و در دو دهه‌ اول‌ فـعالیت‌ خـودداری‌ یـک‌ کانون‌‌ فرهنگی و یک کانون آموزشی بود و به اجرای برنامه‌های زیر می‌پرداخت:

-سـخن‌رانی هـفتگی

-نـمایش فیلمهای تبلیغاتی آمریکایی

-انتشار ماهنامه ایران و آمریکا به دو زبان

-اجرای موسیقی ایرانی و آمریکایی‌

-تـدریس زبـان انـگلیسی

-پذیرایی همراه با سخن‌رانی از میهمانان برجسته ایرانی و آمریکایی.24

از سـال 1340 کـه ساختمان جدید انجمن در زمین اهدایی دولت ایران‌(در‌ خیابان پارک)و با بودجه وزارت امور خارجه آمریکا و مـعماری تـرکیبی(ایـرانی-آمریکایی)ساخته شد،فعالیتهای‌ آن بسیار گسترده شد.انجمن ایران و آمریکا در دهه پنجاه حدود 1280 نـفر عـضو‌ شامل‌ 886 ایرانی،123 آمریکایی و 271 کارمند داشت و تقریبا هر روز یک برنامه جدید فرهنگی در زمینه‌های رقـص،درام،نـمایش فـیلم،جشنواره‌های مختلف و نمایشهای‌ هنری‌ ارائه می‌کرد. انجمن دارای باغ‌،ساختمانهای‌ اداری،چهار گالری،یک آمفی تئاتر و رستوران بـود و سـاختار سازمانی،پوشش اداری و مکان مورد نیاز را برای تلاقی دیپلماسی عمومی با مخاطبان مـردمی‌ فـراهم‌ مـی‌کرد‌.تمامی آمریکاییهایی که در‌ چارچوب‌ برنامه مبادلات فرهنگی فولبرایت به ایران‌ دعوت می‌شدند در محل انجمن سـخن‌رانی مـی‌کردند و گـروههای نمایشی و موسیقی آمریکایی‌ نیز برنامه‌های خود را در آمفی تئاتر انجمن ارائه می‌کردند و برخی از مـؤسسات‌ فـرهنگی‌ دو ملیتی از جمله دبیرخانه کمیسیون مبادلات فرهنگی و آموزشی ایران و آمریکا(فولبرایت)نیز دفاتر خود را در محل انجمن تـأسیس کـرده بودند.انجمن ایران و آمریکا در شهرهای اصفهان، شیراز،اهواز‌،مشهد‌،کرمانشاه و تبریز‌ نـیز شـعباتی دایر نموده بود.25در سال 1337 نیز یک‌ مـرکز دانـشجویی بـوسیله انجمن ایران و آمریکا در مقابل دانشگاه تهران افـتتاح شـد26که در سالهای بعد‌ مورد‌ استقبال‌ دانشجویان و دانش‌پژوهان قرار گرفت و در سالهای دهه پنجاه مـاهیانه‌ هـفت هزار دانشجو به این مـرکز مـراجعه می‌کردند‌.‌‌27‌

انـجمن ایـران و آمریکا برنامه‌های هر ماه خود را در اختیار اعـضا قـرار می‌داد‌.برنامه‌های‌‌ انجمن‌ معمولا همه روزه از ساعت 17 آغاز می‌شد ولی برنامه‌های تمام روز مثل بـازدیدهای‌ خـارج‌ از شهر به جای جمعه‌ها با تـأکید بر شنبه و یکشنبه انـجام مـی‌شد.28‌این برنامه‌ها که شامل‌‌ سـخن‌رانیها‌،بـازدیدهای گروهی،مسافرتهای دسته‌جمعی و مباحثات دو زبانی می‌شد،موجب‌ ایجاد همبستگی و خلق هویت گروهی مـی‌شد.

یـکی از فعالیتهای جانبی انجمن ایران و آمریکا،هـمکاری بـا مؤسسات آمریکایی در زمـینه‌ گـسترش روابط نوجوانان‌ ایرانی و آمریکایی و مـبادله شهروندان بود.در سال 1345 انجمن‌ مسابقه انشائی با موضوع«چگونه می‌توان تفاهم بین ایرانیها و آمریکاییها را تـوسعه داد.»را میان‌ دانش‌آموزان و دانشجویان با جایزه مـمتاز بـلیت رفت‌ و بـرگشت‌ بـه انـضمام یک ماه اقامت و گـردش در آمریکا،برگزار کرد.29

انجمن ایران و آمریکا به سنجش موفقیت خود در وصول به اهداف تعیین شـده بـسیار علاقه‌مند بود،ازاین‌رو در 1354‌ برای‌ بررسی مـیزان نـفوذ و اثـرات بـرنامه‌های خـود از شیوه‌های پیمایشی‌ و مـصاحبه بـا مخاطبان و پردازشهای رایانه‌ای بهره‌برداری کرد.30

در میان اظهار نظر اشخاص مختلف درباره کارکرد انجمن ایران و آمریکا شـاید‌ بـیانات‌ دکـتر علی اکبر سیاسی،رئیس سابق دانشکده ادبـیات دانـشگاه تـهران،در جـشن فـارغ التـحصیلی کانون‌ تعلیماتی انجمن،از صراحت بیشتری برخوردار باشد:

آشنایی با ملتی و طرز زندگی آن ملت‌،عقیده‌ و طرز‌ تفکر آدمی را عوض می‌کند‌.کار‌ این‌ انجمن‌ همین است،زیرا با ایـجاد کلاسها و تماسهای بین ایرانیان و آمریکاییها،مفتاحی به دست ایرانیان‌ می‌دهد تا با گنجینه‌های ادب و شیوه‌ زندگی‌ و تمدن‌ آنها آشنا شوند و این آشنایی باعث می‌شود که‌ قدر‌ یکدیگر را بدانند.31

مرکز آموزش زبـان انـگلیسی

یکی از مراکز وابسته به انجمن ایران و آمریکا،مرکز آموزش زبان‌ انگلیسی‌ بود‌.این مرکز از سال 1334 در ساختمانی اجاره‌ای در سه‌راه‌ شاه(چهارراه جمهوری اسلامی فعلی)با 18 کلاس درس آغاز به کار کـرد.در سـال 1336 یک مدرسه‌ دولتی‌ را‌ نیز برای کلاسهای شبانه در اختیار گرفت و در سال 1339 اولین‌ جشن‌ فارغ التحصیلی دوره 12 ترمی با شرکت 46 دانش‌ آموخته برگزار شد.تعداد زبـان آمـوزان این‌ انجمن‌ در‌ سالهای آخر فـعالیت ایـن مرکز به شدت‌ افزایش یافت و سالیانه 5000 نفر‌ در‌ ترمهای‌ مختلف آن در تهران ثبت نام می‌کردند.کلاسها در محل انجمن ایران و آمریکا و یک‌ ساختمان‌ اجاره‌ای‌ در خیابان وصال شـیرازی(مـحل فعلی‌ کانون زبان ایـران)تـشکیل می‌شد.برنامه درسی مؤسسه‌ نیز‌ شامل:کلاسهای فشرده،عادی و سه‌ روز در هفته و در چهار سطح مبتدی،اساسی‌،متوسط‌ و پیشرفته‌ طراحی شده بود.32

مواد آموزش زبان در تهران را کارشناسان آموزشی آمریکایی تهیه‌ می‌کردند‌.اولیـن کـتاب‌ درسی آموزشی زبان انگلیسی با رویکرد آمریکایی و ملاحظات ایرانی در سال‌ 1951‌ به‌ وسیله‌ دکتر پاسرلی اولین رئیس آمریکایی انجمن،و همسرش نوشته شد و طی سالهای 1954 تا 1959‌ توسط‌ دکتر گرترود نای دری،مسئول دروس انـجمن،تـجدید شد.سـرانجام در سال‌‌ 1962‌ کتابهای‌ جدید انجمن تحت نظر خانم جین استیونسن تهیه شد.33فعالیت کانون زبان‌ انجمن ایران‌ و آمریکا به‌ گونه‌ای بود که آقای زنگی،مدیر آموزشی این کانون،در سـال 1344‌ رسـما‌ اعـلام کرد که تهران صاحب بزرگ‌ترین مدرسه آموزش زبان انگلیسی در خارج از آمریکا است.34‌

کتابخانه‌ لینکلن

کتابخانه و مرکز مـنابع ‌ ‌آبـراهام لینکلن،بخشی مهم از فعالیتهای اطلاع‌رسانی انجمن‌ ایران‌ وآمریکا را تشکیل می‌داد.این مرکز بـه‌ عـنوان‌ مـکان‌ اصلی تماس نمایندگی فرهنگی آمریکا با مخاطبان‌ محلی‌ در موضوعات مورد نظر،دو وظیفه عمده بر عـهده داشت:فراهم آوردن‌ اطلاعات‌ معتبر‌ و جاری درباره سیاستهای رسمی آمریکا و ارائه‌ تفاسیر و تـحلیلهای‌ دست‌ اول‌‌ در مورد ریشه‌ها،رشـد و تـوسعه ارزشها‌ و نهادهای‌ اجتماعی،فرهنگی سیاسی و اقتصادی‌ آمریکا.در کتابخانه امکان دسترس مناسب به کتابها‌ و مجلات‌ فراهم می‌شد و این کتابخانه‌ حاوی کتابهایی‌ بود که حس احترام‌ دیگران‌ را نسبت به تاریخ فرهنگی‌ و فکری‌ آمریکا و نهادهای‌ اجتماعی-اقتصادی و سنتهای سیاسی این کشور بر می‌انگیخت.این کتابخانه با‌ گزینش‌ دقیق‌ کتابها،مقالات،اسناد و مواد‌ دیداری‌-شنیداری‌،مخاطبان خود را‌ تغذیه‌ می‌کرد.مهم‌ترین‌ مشکل کتابخانه‌ لینکلن‌ در ایران را-مانند بـقیه کـتابخانه‌های آژانس اطلاعات ایالات متحده-بنا به گزارش کمیسیون‌ خارجی‌ سنای آمریکا،عدم تطابق کتابهای ارسال‌ با‌ نیازهای جامه‌‌ مخاطبان‌،کمبود‌ کتابهای هنری،تأخیر در‌ ارسال روزنامه‌ها و نشریات،ارسال کتابهای جناحی‌ بـا گـرایش راست افراطی دانسته‌اند.

این کتابخانه که در‌ سال‌ 1323 با کتابهای اهدایی آمریکاییها در‌ باشگاه‌ هواپیمایی‌ آغاز‌ به‌ کار کرد35‌و در‌ سال 1340 به محل انجمن ایران و آمریکا در خیابان پارک منتقل شد،بسیار مجهز و دارای 9000‌ جـلد‌ کـتاب‌ منتخب به زبان انگلیسی به روش قفسه‌ باز‌ در‌ زمینه‌های‌ شش‌گانه‌‌ روابط‌ بین الملل،اقتصاد،آموزش و پرورش،علوم و تکنولوژی،سیاسی و اجتماعی،قسمت‌ مجلات،کتب مرجع و مجموعه بزرگی از مواد دیداری و شنیداری بوده اسـت.بـودجه ایـن‌ را دریافت می‌کرد.خانم‌ آگاتا کـوپرمن،کـتابدار بـرجسته آمریکایی با همکاری ده نفر کتابدار متخصص توانسته بود با استفاده از روشهای مؤثر و انعطاف‌پذیر اطلاع‌رسانی و سرویس‌دهی‌ در مجموع 7000 نفر از جمله 3000 دانشجو را‌ به‌ عـضویت کـتابخانه درآورد.ایـن کتابخانه‌ برای دانشجوی ایرانی،نقطه آغازی بود بـرشناخت از فـرهنگ و جامه آمریکا که در عمل مکمل‌ فعالیتهای انجمن ایران و آمریکا تلقی می‌شد.36

ساواک و انجمن‌ ایران‌ و آمریکا

ساواک در حد مقدورات خـود،اخـبار و شـایعات مرتبط با انجمن و سوء مدیریت یا زمینه‌های‌ نارضایتی عمومی در آن را دنـبال می‌کرد.ساواک‌ در‌ سال 1341 افزایش شهریه کلاسهای‌ زبان‌‌ آموزی انجمن و اعتراضهای زبان آموزان‌37و در سال 1350 گزارشهایی در مورد رئیس انجمن‌ ایـران و آمریکا را مـورد توجه قرار داد که از ضعفهایی‌ نظیر‌ انحرافات جنسی،به کارگیری‌ توریستهای‌ هـیپی بـه عنوان مدرس زبان انگلیسی و استعمال حشیش توسط معلمان در محوطه‌ انجمن خبر می‌داد.38

یکی از نگرانیهای دائمی سـاواک،نـظارت مـحتوایی بر فعالیتهای آموزشی و فرهنگی انجمن‌ بود.در‌ سال‌ 1338 ساواک نسبت به برنامه درسـی زبـان انـگلیسی در دوره چهارم حساس شد. در این کلاس از بخشهای انتقادی روزنامه‌های اطلاعات و کیهان انگلیسی استفاده می‌شد.39 فـعالیتهای نـمایشی انـجمن نیز‌ از‌ نظر ساواک‌ دور نبود.در سال 1345 عدم نواخته شدن سرود شاهنشاهی در ابتدای مراسم نمایش تـئاتر،واکـنش ساواک‌ را نسبت به مدیر ایرانی فعالیتهای‌ انجمن ایران و آمریکا برانگیخت.40‌جریحه‌دار‌ شدن‌ احـساسات مـذهبی‌41و انـتقاد از اوضاع‌ اجتماعی و انقلاب سفید بخشی از نگرانیهای ساواک در مورد نمایش‌نامه‌های اجرا ‌‌شده‌ در سال‌ 1347 بوده.42

در نـیمه دوم دهـه 1340 هم‌زمان با اوج‌گیری‌ گرایشهای‌ مخالف‌ در میان برخی دانشجویان، جلسات دانشجویی انجمن ایران و آمریکا را نـیز بـی‌تأثیر نمی‌گذاشت و کار به‌ مجادله میان‌ پرسشگران و سخن‌رانان می‌کشید؛مثلا دانشجویان از استاد آمریکایی در مورد علت‌ عـدم‌ عـضویت چین در‌ سازمان‌ ملل،تفاوتهای کمونیسم چینی و روسی و حزب کمونیست آمریکا سؤال کـردند و بـا پاسـخهای ضعیف استاد مواجه شدند.43یا در جریان سخن‌رانی مایکل میشارد در مورد مسئولیتها و اختیارات ریاست جمهوری آمریکا،سـؤالات‌ انـتقادی یکی از شرکت‌کنندگان باعث شد تا جلسه را زودتر از زمان مقرر خاتمه دهند.44در جـلسه‌ای دیـگر به‌ سال 1345 دربارهء مصونیت مستشاران آمریکایی در ایران سؤال شد.45‌

دهه‌ 1350 شاهد نمودهای فراوانی از ابراز مخالفت بـا نـظام شاهنشاهی بود و مکانهای‌ آموزشی انجمن ایران و آمریکا نیز که تماس بیشتری بـا جـوانان داشت،شاهد انواع اعتراضها بود.یکی از ایـن‌ شـیوه‌ها‌ تـهدید کارگزاران و مکانهای انجمن در تهران و شهرستانها بود.در اسـفند مـاه 1350 ساواک از ارسال نامه‌ای به زبان فارسی خطاب به رئیس انجمن ایران و آمریکا در اصـفهان خـبر داد‌ که‌ در آن تصریح شده بود:«در آیـنده نـزدیک کلیه انـجمنهای فـرهنگی آمریکا، انگلیس،آلمان غربی در ایران به وسـیله گـروه حزب کمونیست منفجر خواهد گردید.»46

اولین گزارشهای ساواک‌ در‌ مورد‌ شعارنویسی در انجمن بـه تـیر‌ ماه‌ 1351‌ باز می‌گردد.47در سال 1352 سی نـفر در خیابان وصال در مقابل مـرکز آمـوزش زبان شعار دادند و با آجـر بـه‌ در‌ و ویترین‌ آن حمله کردند و چند شیشه را شکستند.البته‌ در‌ این مورد ساواک تلاش کرد مـسئله را بـه‌ دعوایی خصوصی تقلیل دهد.48

مـبارزات مـردم در مـقاطع مختلف در‌ انجمن‌ ظـهور‌ و بـروز داشت.ساواک در 3/3/54 گزارش داد طـی چـند روز‌ اخیر در توالتهای کلاس زبان،شعارهایی مبنی بر اهانت به 1020 [شاه‌]و مقامات عالیه مملکتی و جـملاتی از قـبیل‌«آزادی‌ در‌ ایران یعنی مرگ»مشاهده گـردیده‌ اسـت.49

ساواک هـمچنین در تـاریخ‌ 26‌/6/54 گـزارش داد«بر در و دیوار توالتهای انـجمن ایران و آمریکا شعارهایی با مضمون مرگ بر رستاخیز‌ ملت‌ ایران‌ و رستاخیر ملتی را به لجن کـشید نـوشته شده‌ است.»50

در سال‌ 1356‌ مبارزه‌ مردم و مـخالفت بـا آمریکا تـا درون کـلاسهای انجمن ایران و آمریکا نـیز نفوذ کرد.برابر‌ گزارش‌ مورخ‌ 29/2/2536[1356]ساواک،در پشت در ورودی کلاس 22 انجمن ایران و آمریکا در‌ خیابان‌ وصال نوشته شده بـود«پنـجاه سـال جنایت پهلوی».51

پانوشتها:

(1)-عضو هیئت علمی‌ دانـشگاه‌ فـرهنگ‌ و ارتـباطات دانـشگاه امـام صـادق.

(2)-بیل.جیمز،شیر و عقاب:روابط بدفرجام ایران و آمریکا ترجمه فروزنده‌ برلیان‌،تهران،1371،نشر فاخته،ص 26.

(3)-همان،ص 42.

(4)- Cottam 1970.3-4.

(5)-دانشجویان مسلمان پیرو خط‌ امام‌،اسناد‌ لانه جاسوسی،شماره 8،تهران،1360،بی‌نا،ص 147.

(6)-هـمان،ص 170.

(7)-همان،صص 25-1 و 42-36.

(8)-همان‌،صص‌ 84-82 و 115-111.

(9)Foreign Relation Of The united States 1958-1960‌ Iran‌, volumeXII‌ (1993), Washington:U.S Government Printing Office.

(10)Foreign Relation Of The united States 19858-1960 Iran‌,volumeXII ‌(1993)‌, Washington:U.S Government Printing Office.

(11)-شیر و عقاب،ص 189.

(12)-همان،ص 181.

(13‌)-همان‌،صص 192-190.

 (14)Foreign Relation Of The united States 1964-1968 Iran, volumeXXII (1999), Washington‌:U.S Government‌ Printing Office.

 (15)Foreign Relation Of The united States 1949 Iran.,volume‌-VI‌(1993), Washington:U.S Government Printing Office.

(16)Foreign‌ Relation‌ Of‌ The united States 1949 Iran.,volume-V(1993‌), Washington‌:U.S Government Printing Office.

(17) Organisation for Economic Co-operation and Development.

 (18)-اسناد‌ لانه‌ جاسوسی،ص 110.

(19)-DSA (1964), DEPARTMENT Of   STATE AIRGRAM FROM: AMEMASSY TEHRAN TO: THE DEPARTMENT OF STATE, WASHINGTON, NO: A-156, DATE: October3,1964, SUBJECT: annual report on the educational and cultural exchange program in Iran.

(20)- DSA (1962), DEPARTMENT Of   STATE AIRGRAM FROM: AMEMASSY TEHRAN TO: THE DEPARTMENT OF STATE, WASHINGTON, NO: A-493, DATE: February 4,1963, SUBJECT: annual report on the educational and cultural exchange program in Iran.

(21)- DSA (1964), DEPARTMENT Of   STATE AIRGRAM FROM: AMEMASSY TEHRAN TO: THE DEPARTMENT OF STATE, WASHINGTON, NO: A-156, DATE: October3,1964, SUBJECT: Annual report on the educational and cultural exchange program in Iran.

(22)- DSA (1965), DEPARTMENT Of   STATE AIRGRAM FROM: AMEMASSY TEHRAN TO: THE DEPARTMENT OF STATE, WASHINGTON, NO: A-229, DATE: September 30,1965, SUBJECT:  annual report on the educational and cultural exchange program in Iran.

(23‌)-شیر‌ و عقاب‌،ص 530.

(24)-صدیق عیسی،یادگار عمر‌،جلد‌ سوم،تهران،1353،دهخدا،صص 297-289.

(25)-مرزهای نـو،دورهـء نوزدهم‌،شمـ‌ 9،صص 1-8،21-28.

(26)FSD(1959‌),FOREIGNSERVICE-DISPATCH,FROM‌:AMEMBASSY‌ TEHRAN To: THE DEPARTMENT OF‌ STATE‌,WASHINGTON,NO:93, DATE:AUGUST 9,1958,SUBJECT: annual report on the international educational‌ exchange‌ program in Iran.

(27)-شیر‌ و عقاب‌،ص 530‌.

(28)-سند شماره‌ 1.

(29‌)-سند شماره 18.

(30‌)-سند‌ شماره 2.

(31)-مرزهای نو،دورهء نهم،1344،شمـ 12،ص 15.

(32)-همان،ص 13.

(33‌)-همان‌،دورهء نوزدهم،1354،شمـ 9،ص 6.

(34)-همان‌،دورهء‌ نهم،1344‌،شمـ‌ 12‌،ص 16.

(35)-یادگار عمر‌،ص 292.

(36)-مرزهای نـو،دورهـء بیست و دوم،1357،شمـ 22،صص 34-37.

(37)-سند‌ شماره‌ 3.

 (38)-سند شماره 4.

(39)-سند شماره‌ 5.

(40‌)-سند‌ شماره‌ 6.

(41‌)-سند شماره 7.

(42‌)-سند‌ شماره 8.

(43)-سند شماره 9.

(44)-سند شماره 10.

(45)-سند شماره 11.

(46)-سند شـماره 12‌.

(47‌)-سـند‌ شماره 13.

(48)-سند شماره 14.

(49‌)-سند‌ شـماره‌ 15‌.

(50‌)-سـند‌ شماره 16.

(51)-سند شماره 17.


فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره 9 ، پاییز 1384 ، صفحه 10 تا 45