جرقهای که به انبار باروت افتاد...
گزارش درگیری همافران و نیروهای لشگر گارد در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷:
«وقتی [در جمعه شب ۲۰ بهمن] فیلم ورود [امام] خمینی را نشان میدهند ۳ تا ۴ نفر از همافران صلوات میفرستند. سربازان گارد که در آنجا بودهاند اعتراض میکنند و میگویند شما نان اعلیحضرت را میخورید و صلوات میفرستید، که بگو مگو و مشاجره لفظی شروع میشود و سپس تبدیل به زد و خورد میگردد. این خبر به فرماندهی نیروی هوایی میرسد و تا ساعت ۴:۳۰ صبح موفق میگردد آنان را ساکت نماید و سپس به منزل میرود. ساعت ۷ صبح [۲۱ بهمن] همافران اسلحهخانهها را شکسته و اسلحه میگیرند و میگویند ما باید گاردی ها را بکشیم و مجدداً زد و خورد شروع میگردد. در این جا مشخص گردیده که یک قرار قبلی بین همافران و غیرنظامیان متظاهر وجود داشته که در زمان معین نقاطی از دیوار پادگان را سوراخ نموده و اسلحهها را از آنجا خارج کردهاند و زد و خورد تا بعدازظهر ادامه داشته است. فرمانده نیروی هوایی اظهار داشته که گارد عقبنشینی کرده (دستور دادهاند) و تعدادی که در محاصره بودهاند نجات داده شدهاند. ضمناً تعدادی اسلحه پس گرفته شده لکن به علت اینکه آمار دقیقی از موجودی جنگافزار و مهمات مرکز آموزشی در دست نیست، رئیس اداره دوم معتقد است مقدار زیادی اسلحه و مهمات در دسترس مردم قرار گرفته و در شرایط کنونی نمیتوان مقدار واقعی آن را تعیین نمود.»*
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
* این گزارش در پی درخواست حسین فردوست رئیس دفتر ویژه اطلاعات به وی داده شد. فردوست دستور داده بود «واقعیت نبرد همافران و گارد چه بوده، مشروحاً به اطلاع برسد، هماکنون».
واقعه درگیری همافران با نیروهای لشگر گارد همچون جرقهای در انبار باروت انقلاب افتاد و با یورش مردم پایتخت به سمت پادگان دوشانتپه برای یاری همافران و گسترش درگیریها به سراسر تهران و سپس کل کشور، در کمتر از چهل و هشت ساعت رژیم پهلوی فروپاشید.
اسناد بیشتر را در اینجا بخوانید


















نظرات