روایتی از بازتاب جهانی ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ و رسوایی پشتیبانی آمریکا
17 شهریور 1357 جمعه سیاه میدان ژاله رژیم پهلوی حمایت آمریکا جیمی کارتر حکومت نظامی جعفر شریفامامی انقلاب اسلامی
۱۷ شهریورماه ۱۳۵۷، روزی که در تاریخ معاصر ایران به «جمعه سیاه» یا «جمعه خونین» نامآور شد، یکی از تاریکترین و در عین حال، تعیینکنندهترین نقاط عطف انقلاب اسلامی به شمار میرود. در این روز، ارتش شاهنشاهی با صدور حکم حکومت نظامی، میدان ژاله (شهدای فعلی) در تهران را به صحنهای برای کشتار صدها معترض غیرنظامی تبدیل کرد. بر اساس برآوردها، بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر شهید و دو تا سه هزار نفر زخمی شدند. این فاجعه که با استفاده از سلاحهای جنگی سنگین از جمله تانک، توپ و هلیکوپتر رقم خورد، اگرچه در ابتدا با سیاست «خاموشی خبری» از سوی رژیم شاه مواجه شد، اما به دلیل گستردگی بیسابقه آن، بهسرعت در مطبوعات خارجی تحت عنوان «جمعه سیاه» منتشر گردید.[1]
پرسش اصلی این مقاله آن است که بازتاب جهانی این رویداد، بهویژه از منظر واکنش دولت آمریکا، رسانههای بینالمللی و ایرانیان خارج از کشور، چگونه بود و این بازتابها چه تأثیری بر روند انقلاب داشت؟ فرضیه مقاله آن است که حمایت علنی آمریکا از حکومت نظامی شاه در روزهای پس از ۱۷ شهریور، همراه با انعکاس گسترده ابعاد فاجعه در رسانههای غربی و نقش فعال دانشجویان ایرانی در افشای آن، مشروعیت بینالمللی رژیم پهلوی را برای همیشه از بین برد و به یکی از مهمترین عوامل تسریعکننده روند انقلاب تبدیل شد.
از تظاهرات تا کشتار
در روزهای منتهی به ۱۷ شهریور، تهران صحنه تظاهرات عظیم و بیسابقهای بود. راهپیمایی عظیم روز عید فطر (۱۳ شهریور) که برخی آن را «یکی از بزرگترین تظاهرات تاریخ ایران» دانستهاند، پایههای رژیم را به لرزه درآورد. روز پنجشنبه، ۱۶ شهریور، نیز تظاهرات گستردهای شکل گرفت که بهقول روزنامه فرانسوی لوموند، «سیلی محکمی به صورت شاه» بود.[2]
در پی این تحرکات، در ساعات اولیه روز ۱۷ شهریور، جعفر شریفامامی، نخستوزیر وقت، حکومت نظامی را در تهران و ۱۱ شهر دیگر برقرار ساخت. با این حال، بسیاری از مردم از اعلام این حکومت نظامی بیخبر ماندند. صبحگاه، جمعیت کثیری از نقاط مختلف تهران، از جمله خیابانهای فرحآباد و شهباز، بهسوی میدان ژاله حرکت کردند. در نزدیکی میدان، کامیونهای مملو از نظامیان مستقر شده بودند.[3]
بر اساس گزارشهای سفارت آمریکا که بعدها از لانه جاسوسی به دست آمد، «جمعیت زیادی» در میدان ژاله جمع شده بودند و یک مقام امنیتی به سفارت اطلاع داده بود که «با تظاهرات به شدت برخورد خواهد شد».[4] آیتالله عمید زنجانی، یکی از تاریخنگاران انقلاب اسلامی، در توصیف آن روز میگوید که پس از اخطارهای اولیه، «مردم را به گلوله بستند».[5] عباس ملکی، عکاس حاضر در صحنه، نیز روایت میکند که در بیسیم، فرمان «همه را محاصره کنید» صادر شد و تیراندازی چنددقیقهای، صحنه را به کشتارگاهی تبدیل کرد. در مدت چند ثانیه، صدها نفر در خاک و خون غلطیدند.[6]
گزارشگران سفارت آمریکا در تهران، این رویداد را به وزارت خارجه گزارش دادند و از «قتل تعداد کثیری» از مردم با استفاده از «سلاحهای جنگی» خبر دادند.[7]
حمایت آمریکا از جنایت: پشتیبانی علنی در پس پرده
شاید مهمترین و در عین حال، رسواترین ابعاد بازتاب جهانی ۱۷ شهریور، واکنش دولت آمریکا بود. اسناد برجامانده از سفارت آمریکا در تهران، که بعدها در لانه جاسوسی به دست آمد، بهوضوح نشاندهنده ارتباط و هماهنگی تنگاتنگ سفارت با فرماندهان نظامی رژیم برای مقابله با مردم است.[8]
تنها دو روز پس از حادثه، در ۱۹ شهریور، وزارت خارجه آمریکا از برخورد نظامی در تهران و دیگر شهرها حمایت کرد. متعاقباً، جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا، بهطور تلفنی با محمدرضا پهلوی گفتوگو کرد و «پشتیبانی آمریکا را از وی در اقداماتی که برای برقراری نظم به عمل میآورد، تأیید کرد».[9] اسناد لانه جاسوسی نشان میدهند که کارتر در این تماس تلفنی، «روابط نزدیک و دوستانه بین ایران و آمریکا و اهمیت اتحاد ادامهدار ایران با غرب را دوباره تصریح کرد»[10] این تماس تلفنی و حمایت علنی، در شرایطی صورت میگرفت که تصاویر کشتار مردم غیرنظامی در میدان ژاله در حال انتشار در سراسر جهان بود و دولت آمریکا از ابعاد فاجعه مطلع بود، چنانکه در یکی از گزارشهای سفارت آمریکا در تهران آمده است: «یک کارمند آمریکایی ساکن نزدیک میدان ژاله می گوید رقم کشته شدگان فقط برای آن منطقه بایستی 200 نفر باشد. کارمندان ساکن مناطق دیگر بین 10 تا 20 نفر کشته برای مناطق خودشان گزارش می کنند.»[11]
گزارش نیویورکتایمز در ۱۵ نوامبر ۱۹۷۸ (۲۴ آبان ۱۳۵۷) فاش کرد که «دو روز پس از آن، با حمایت آشکار ایالات متحده، شاه یک دولت نظامی تشکیل داد که، دستکم در آن مقطع، توانست مارپیچ شورشها و اعتصابات را متوقف کند».[12] این گزارش همچنین اشاره میکند که در ۲ نوامبر ۱۹۷۸ (۱۱ آبان ۱۳۵۷)، گروهی از مشاوران ارشد کارتر در کاخ سفید گرد هم آمدند تا تعیین کنند ایالات متحده برای تثبیت اوضاع ایران چه کاری میتواند انجام دهد. در نهایت، تصمیم گرفته شد که «ایالات متحده هیچ جایگزین واقعی جز ارائه حمایت بیقیدوشرط از شاه ندارد».[13]
این اقدام کارتر، نه تنها بهعنوان «سند رسوایی رژیم آمریکا که مدعی حقوق بشر بود» در تاریخ ثبت شد، بلکه بهعنوان یکی از مهمترین عوامل تثبیت گزاره «دشمنی» آمریکا در اذهان مردم ایران عمل کرد. خود کارتر بعدها در خاطراتش از رویداد ۱۷ شهریور بهعنوان «قتل عام» یاد کرد.[14]
بازتاب رسانهای جهانی: از انعکاس فاجعه تا سرپوشگذاری
واقعه ۱۷ شهریور، با وجود تلاش رژیم برای مخفی نگهداشتن ابعاد آن، بازتابی گسترده و کمسابقه در رسانههای بینالمللی داشت. روزنامه معتبر بریتانیایی «تایمز»، در سرمقالهای با عنوان «بحران وخیم در ایران»، به انعکاس این کشتار پرداخت.[15] رسانههای خارجی این رویداد را با عناوینی همچون «جمعه سیاه» و «کشتار عظیم» پوشش دادند.[16]
با این حال، این بازتاب با نوعی «دوسوگرایی» همراه بود. از یک سو، مطبوعاتی همچون لوموند با انتشار گزارشی اعتراف کردند که «برنامه کشتار مردم در ۱۷ شهریور، قبلاً از سوی رژیم پهلوی در دستور کار نظامیان قرار گرفته بود».[17] از سوی دیگر، رسانههای غربی در پوشش اخبار ایران، بهندرت به ریشههای اصلی خواستههای مردم میپرداختند.
آرشیوهای دانشگاهی بریتانیا حاوی اسناد ارزشمندی از جمله گزارشهای سفارت آمریکا در تهران مربوط به «کشتار جمعه سیاه» معترضان ضدحکومت در میدان ژاله در ۸ سپتامبر ۱۹۷۸ هستند. این اسناد که در مجموعههای میکروفیش دانشگاه کینگز کالج لندن نگهداری میشوند، شامل گزارشهای وزارت خارجه، سیا و شورای امنیت ملی آمریکا هستند.[18]
یک نمونه قابل تأمل، واکنش شبکه بیبیسی است که با وجود پوشش گسترده خبری، روایتی از فاجعه ارائه داد.[19] با این حال، امام خمینی (ره) با استفاده هوشمندانه از همین رسانههای غربی، توانست جنایت رژیم را به جهانیان نشان دهد. نقلمکان ایشان از عراق به پاریس، دسترسی ایشان به رسانههای بینالمللی را افزایش داد و به یکی از عوامل کلیدی در افشای جنایات رژیم و هدایت انقلاب تبدیل شد.[20]
تنها فیلم از یک جنایت
یکی از مهمترین عوامل افشای ابعاد واقعی فاجعه ۱۷ شهریور، نقش دانشجویان ایرانی مقیم خارج از کشور و بهویژه، تهیه تنها فیلم موجود از این کشتار بود. «ابوالفضل دوستمحمدیان»، یکی از دانشجویان فعال در خارج از کشور، در آستانه حوادث تابستان ۱۳۵۷ به ایران آمد تا با تهیه فیلم و تصویر، واقعیتهای نهضت اسلامی ایران را برای آگاهی مردم جهان مخابره کند.[21]
او که تنها فیلم وقایع آن روز را ضبط کرد، در خاطرات خود که در گنجینه تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی ثبت شده، روایت میکند که این فیلم در روزهای اول، هر جا پخش میشد، «اکثراً دخترها و زنها از شدت ناراحتی غش میکردند. خصوصاً آن قسمت آخر که در غسالخانه هست، میدیدند نمیتوانستند خودشان را کنترل کنند، چه ایرانی، چه خارجی!»[22]
انتشار این فیلم در خارج از کشور، واکنش شدید افکار عمومی جهان را برانگیخت و به یکی از مهمترین اسناد رسوایی رژیم پهلوی در تاریخ معاصر تبدیل شد.[23] این فیلم بهویژه در میان ایرانیان مقیم آمریکا و اروپا تأثیر عمیقی گذاشت و موج جدیدی از اعتراضات را برانگیخت.[24]
واکنش ایرانیان مقیم آمریکا
همزمان با پخش تصاویر کشتار میدان ژاله در سراسر جهان، ایرانیان مقیم آمریکا و دیگر کشورها، با برگزاری تظاهرات اعتراضی گسترده، همبستگی خود را با مبارزان داخل ایران اعلام کردند. در واکنش به فاجعه «جمعه سیاه»، دانشجویان ایرانی در آمریکا، اروپا و دیگر نقاط جهان، دست به اعتراضات گستردهای زدند.[25]
یک نشریه دانشجویی ایرانی در آمریکا، در تشریح وقایع آن روز نوشت: «صبح روز جمعه، ۸ سپتامبر ۱۹۷۸ [۱۷ شهریور ۱۳۵۷]، دستورات از فرماندهان آمریکایی به ژنرالهای ایرانی ابلاغ شد» و به توصیف کشتار میدان ژاله پرداخت.[26] این اتهام که فرماندهان آمریکایی مستقیماً در صدور دستورات سرکوب نقش داشتهاند، هرچند بهطور رسمی تأیید نشده، اما نشاندهنده باور عمیق دانشجویان به نقش مستقیم آمریکا در این جنایت بود.[27]
این تظاهرات که با پوشش رسانههای بینالمللی همراه بود، نقش مهمی در آگاهسازی افکار عمومی جهان و تحتفشار قراردادن دولت کارتر ایفا کرد.[28] واکنش مردم آمریکا به فیلم کشتار ۱۷ شهریور بهگونهای بود که «اصلاً باور نمیکردند که این همه جنایت در ایران شده باشد».[29] افشاگریهای دانشجویان و انتشار فیلم فاجعه، نه تنها موجب انزجار افکار عمومی از رژیم پهلوی شد، بلکه تصویر حمایتگرانه دولت کارتر از یک «رژیم ضدبشری» را در معرض نقد شدید قرار داد.[30]
نقطه پایان مشروعیت
واقعه ۱۷ شهریور، بدون تردید، نقطه عطفی تعیینکننده در روند انقلاب اسلامی بود. بسیاری از مورخان و تحلیلگران معتقدند که «انقلاب اسلامی به دلیل اتفاقاتی رخ داد که در این روز خاص روی داد».[31] این رویداد، مشروعیت داخلی و بینالمللی رژیم پهلوی را برای همیشه از بین برد. اسناد تاریخی نشان میدهند که پس از این فاجعه، بسیاری از سران کشورها معتقد بودند که «عمر رژیم شاه کوتاهتر از قبل شده است».[32]
پس از ۱۷ شهریور، موج عظیم اعتراضات و نافرمانیهای مدنی، ابعادی گستردهتر یافت و رژیم، با وجود حکومت نظامی، دیگر توان مهار آن را نداشت.[33] نیویورکتایمز در تحلیل خود از سیاست آمریکا در قبال ایران در نوامبر ۱۹۷۸ (آبان ۱۳۵۷)، بهصراحت اذعان کرد که «برخی از مقامات وزارت خارجه معتقدند که با هشدار بیشتر، دولت میتوانست در اوایل بحران نقش فعالتری ایفا کند و شاه را به مذاکره با مخالفانش ترغیب کند. اما بینظمی بهطور گسترده بهعنوان عاملی غافلگیرکننده برای دولت تلقی میشود».[34]
این واقعه، ضمن تثبیت رهبری امام خمینی (ره) بهعنوان محور اصلی مبارزه، به یکی از مهمترین عوامل تسریع در روند پیروزی انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ تبدیل شد.[35] پژوهشگران مؤسسه ملی امنیت آمریکا و دانشگاه جرج واشنگتن در کتاب Worlds Apart با استفاده از مجموعهای از اسناد کاخ سفید، سیا و وزارت خارجه، بهطور جامع به بررسی ریشههای این مناقشه از انقلاب ۱۹۷۹ تا بحران هستهای پرداختهاند.[36]
[1] BBC Persian. (1978, September 8). Iran protests: 'Black Friday' massacre in Tehran. BBC Persian Service.
[2] Le Monde. (1978, September 10). Téhéran: une journée de colère. Le Monde, p. 1. (English translation published in The Guardian Weekly, September 17, 1978.)
[3] Abrahamian, E. (1982). Iran Between Two Revolutions. Princeton University Press, pp. 516-518. ISBN: 978-0-691-10134-7.
[4] دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (۱۳۸۷) اسناد لانه جاسوسی آمریکا، ج۹: روزشمار انقلاب اسلامی، بخش اول، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص ۱۱۵
[5] مصاحبه با عمید زنجانی، کارشناس تاریخی، در ویژهنامه ۱۷ شهریور، روزنامه اطلاعات، ۱۷ شهریور ۱۳۹۷، ص ۳.
[6] خبرگزاری تسنیم، شناسه ۲۰۹۴۴۶۸
[7] U.S. Department of State. (1978, September 8). Cable from U.S. Embassy Tehran to Secretary of State. National Security Archive, George Washington University.
[8] دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (۱۳۸۶). اسناد لانه جاسوسی آمریکا، ج۱، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، سند شماره ۹۱۶۹، ص ۳۰۲.
[9] اسناد لانه جاسوسی آمریکا، ج۹ ، ص ۱۳۷
[10] همان.
[11] همان، ص ۱۲۵
[12] The New York Times. (1978, November 15). U.S., Short on Intelligence and Tied to the Shah, Decided It Had to Support Him. Section A, Page 3.
[13] Ibid.
[14] کارتر، جیمی (1361). Keeping Faith: Memoirs of a President. Bantam Books. (به نقل از: کیهان، 22 فروردین 1393). همچنین بنگرید به: «کارتر: 17 شهریور مردم قتل عام شدند»، روزنامه کیهان، 22 فروردین 1393، ص 2.
[15] The Times. (1978, September 11). Grim Crisis in Iran [Editorial]. p. 13.
[16] The Washington Post. (1978, September 10). Iranian Troops Fire on Crowd; Hundreds Killed. p. A1.
[17] Le Monde. (1978, September 12). Iran: La planification du massacre du 17 Shahrivar. Le Monde, p. 3.
[18] AIM25 Archives. Iran: The Making of US Policy, 1977-1980 (Microfiche collection). Liddell Hart Centre for Military Archives, King's College London.
[19] BBC Persian. (1978, September 9). Reports of massacre in Tehran. BBC Monitoring. BBC Summary of World Broadcasts.
[20] پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شناسه خبر: ۳۵۰۵.
[21] پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی،شناسه ۳۵۰۷.
[22] خاطرات ابوالفضل دوستمحمدیان، گنجینه تاریخ شفاهی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی. (1397). همچنین بنگرید به: پایگاه همشهری آنلاین، شناسه ۸۷۵۶۴۲.
[23] Newsweek. (1978, September 18). Iran: The Bloody Friday. pp. 32-35.
[24] Los Angeles Times. (1978, September 15). Iranian Students in U.S. Protest Tehran Massacre. p. I-5.
[25] Confederation of Iranian Students (National Union). (1978). Resistance: A publication of I.S.A.I.S., Vol. 10, No. 3
[26] Ibid.
[27] در سندی که پس از تسخیر لانه جاسوسی به دست آمد، جان استمپل وابسته سیاسی آمریکا در تهران ۱۶ شهریور ۱۳۵۷، یک روز قبل از این کشتار در گزارشی از دیدارش با داریوش بایندر، معاون مخصوص نخستوزیر مینویسد: «من خاطر نشان کردم که به اصطلاح تأکید آمریکا بر حقوق بشر، برعکس نظرات بسیاری، به جای نظم عمومی از هرج و مرج حمایت نکرده بود. به عنوان نظر شخصی فکر میکنم که دولت ایالات متحده با تلاشهایی که نظم عمومی را برقرار سازد و آن نظم عمومی در زمینه سیستمی باشد که فرصتهای کافی برای دخالت در امور سیاسی عرضه کند، همدردی مینماید. [...] ما امیدوار بودیم که حکومت به خاطر حفظ نظم، آنچه را که برای محدود کردن نیروی کنترلنشده لازم است، انجام خواهد داد. هر قدر وضعیت سیاسی برای اعمال زور مناسبتر باشد، دوستان ایران در اروپا و آمریکا از آن راحتتر دفاع میکنند.» (اسناد لانه جاسوسی آمریکا، ج۱ ، ص ۷۷۹) چارلز ناس، کاردار آمریکا در تهران در مصاحبهای با اشاره به این سند،تأیید میکند که سخنان استمپل میتوانست نظر دولت آمریکا تلقی شود. (داودی، سمانه (۱۴۰۲) دیپلماسی با صدای بلند: تاریخ شفاهی سیاست خارجه آمریکا در ایران (دوره پهلوی دوم)، ج۴، تهران: انتشارات ایران، ص ۲۷۷)
[28] The New York Times. (1978, September 14). Iranian Students in U.S. Protest Shah's Regime. p. A8.
[29] پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شناسه ۳۵۱۰.
[30] The Washington Post. (1978, September 16). U.S. Support for Shah Under Scrutiny. p. A12.
[31] پایگاه مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، شناسه 15138.
[32] دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (گردآورنده). (۱۳۸۶). اسناد لانه جاسوسی آمریکا (جلد ۱). تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، سند شماره ۹۱۷۵، ص ۳۱۲.
[33] Abrahamian, E. (1982). Iran Between Two Revolutions. Princeton University Press, p. 519.
[34] The New York Times. (1978, November 15). U.S., Short on Intelligence and Tied to the Shah, Decided It Had to Support Him. Section A, Page 3.
[35] آبراهامیان، یرواند (۱۳۶۱). ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی، تهران: نشر نی، ص ۵۱۹-۵۲۱.
[36] Byrne, M., & Byrne, K. (2021). Worlds Apart: A Documentary History of US-Iranian Relations, 1978-2018. Cambridge University Press. ISBN: 9781108981415.


















نظرات