معمای ناکارآمدی نیروی هوایی ایران در شهریور 1320


معمای ناکارآمدی نیروی هوایی ایران در شهریور 1320

 

نگاهی به نیروی هوایی ایران در عصر پهلوی اول؛

 تقویم ایران در سپیده‌دم 3 شهریور 1320، با حمله انگلیس و شوروی آغاز شد. در این مرحله نیروهای نظامی ایران باید از تمامیتِ ارضی کشور حفاظت می‌کردند، اما به دلیل ضعف رده‌های مختلف این نیرو در مقابلِ متفقین، این اتفاق رخ نداد. یکی از این رده‌ها، نیروی هوایی بود که ناکارآمدی‌اش در این جنگ را بیش از همه باید در وضعیت پیشرفت آن جست

تقویم ایران در سپیده‌دم 3 شهریور 1320، با حمله انگلیس و شوروی آغاز شد. رضاشاه تصور نمی‌کرد که دستِ قهارِ واقعیت، سیاستِ بی‌طرفی ایران را به همان سرنوشتی دچار خواهد کرد که در جنگ جهانی اول به آن دچار شد. در واقع اهمیت ژئوپلیتیک ایران باعث شد سیاستِ بی‌طرفی از جانب رضاشاه مورد قبول متفقین واقع نشود. در این مرحله نیروهای نظامی ایران باید از تمامیتِ ارضی کشور حفاظت می‌کردند که چنین اتفاقی رخ نداد. چرایی ضعف نیروهای نظامی در مقابلِ متفقین را می‌توان به‌صورت جزئی و در رده‌های مختلف بررسی کرد. نوشتار حاضر به چرایی عملکرد ضعیف نیروی هوایی ایران در شهریور 1320 اختصاص یافته است.

نیروی هوایی ایران در آغازِ راه

چرایی ناتوانی نیروی هوایی ایران در جنگ جهانی دوم را بیش از همه باید در وضعیت پیشرفت آن جست. در 11 خرداد 1303 رضاخان دستورِ تفکیک بخش هوایی از ارتش شاهنشاهی ایران و تشکیل شاخه‌ای جداگانه در نیروهای مسلح و مستقل از ارتش را صادر کرد. دو سال بعد نیروی هوایی ایران به رسمیت شناخته شد. در مرداد 1303 دانشجویان افسری نیروی هوایی ایران در فرانسه و روسیه آموزش می‌دیدند. کمپانی یونکرز خدمات حمل‌ونقل کشورها میان ایران (تهران، مشهد، شیراز، بوشهر و انزلی)، باکو، هند غربی و ترکیه را شروع کرده بود.

 

ارتش شاهنشاهی ایران در سال 1303 از هواپیماها و کارکنان یونکرز برای شناسایی هوایی و احتمالا حمل‌ونقل استفاده می‌کرد. همان سال ایران 10 فروند هواپیمای جنگی از فرانسه، آلمان و روسیه خریداری کرد؛ تا سال 1305 این تعداد به 20 فروند و تا خرداد 1312 با ورود 10 فروند هواپیمای آر- 5 پلی آکاریف روسی به 30 فروند رسید. نیروی هوایی ایران تا سال 1320 دارای 122 هواپیمای جنگی از سری هاوکر بود (اوداکس، هایند و فیوری)

 در شهریور 1320 که انگلیس و شوروی به ایران حمله کردند فقط 40 فروند از این هواپیماهای از رده خارج برای جنگ مناسب بود. ایران تقریبا 160 هواپیمای دیگر نیز داشت (برای آموزش، حمل‌ونقل و...) در عمل، تنها 10 فروند هواپیمای جنگی پی-38 کورتیسِ اهواز می‌توانستند با هواپیماهای انگلیس و روسیه هماوردی کنند، اما فقط یکی از آنها مونتاژ شده بود. هواپیماهای کهنه ایران بین چهار پایگاه هوایی اصلی در تهران، اهواز، تبریز و مشهد توزیع ‌شده بود. سه شهر آخر پس از حمله انگلیس و شوروی به ایران در شهریور 1320 از دور خارج شدند.

نیروی هوایی ایران در آستانه حمله انگلیس و شوروی در مجموع هزار پرسنل آموزش‌دیده داشت. ایرانیان برای توسعه تأسیسات لازم به‌منظور حفظ و نگهداری صنایع هوایی بومی و تولید تجهیزات تلاش زیادی کردند. تا شهریور 1311 مدارس فنی برای تعمیر هواپیما و آموزش خلبان تأسیس شده بود. سه سال بعد ماشین‌آلات لازم برای ساختِ هواپیما از انگلستان، فرانسه و آمریکا وارد شد. در سال 1315 کارخانه تولید هواپیمای شهباز رسما در دوشان تپه آغاز به کار کرد. این کارخانه همان سال ده هواپیمای جنگی هاوکر اوداکس تحت لیسانس تولید کرد. طرح‌هایی برای تولید بیشتر هواپیماهای جنگی در دست بود، اما آغاز جنگ جهانی دوم این پروژه‌ها را دچار وقفه کرد.1

تمام این شواهد نشان می‌دهد که نیروی هوایی ایران در آغازِ راه قرار داشت و نمی‌توانست مقاومت چندانی در مقابلِ انگلیس و همسایه شمالی خود بروز دهد؛ به همین دلیل مقاومتِ نیروهای ایرانی تا صبح روزی که رضاشاه دستور ترک مقاومت به کلیه واحدهای ارتش را ابلاغ کرد سودی به بار نیاورد.2

در وابستگی تجهیزاتی

ناکارآمدی نیروی هوایی در جنگ جهانی دوم با نحوه شکل‌گیری آن نیز ارتباط داشت. در 26 دی‌ماه 1301 دولت ایران تمایل خود را به خرید چند هواپیمای نظامی و اعزام افرادی برای آموزش به اطلاع دولت آمریکا رساند، اما دولت آمریکا نپذیرفت. با خودداری آمریکا از فروش هواپیما، ارتش ایران یک فروند هواپیمای فلزی یک‌باله و یک‌موتوره ساختِ کارخانه یونکرز آلمان را خریداری و در قلعه مرغی نگهداری کرد. یک خلبان و تکنسین آلمانی نیز برای پرواز و نگهداری این هواپیما استخدام شدند. در همین سال چهار فروند هواپیما نیز از اتحاد شوروی خریداری شد. خلبانان و تکنسین‌های آنها نیز از شوروی استخدام شدند. برای تأمین هواپیماهای مورد نیاز، چهار فروند هواپیمای دیگر از فرانسه خریداری شد.

در خرداد 1303 «هواپیمایی کل قشون» به‌عنوان یکی از ادارات ارکانِ حزب کل قشون تأسیس شد. در سال 1305 این اداره دارای بیست فروند هواپیمای فرانسوی، روسی و آلمانی بود. این نیروی جدید ضعیف و ابتدایی بود. چنین نیروی ضعیفی که با پاره‌های جدا از کشورهای مختلف در کنار هم قرار گرفته بود تنها می‌توانست در عملیات نظامی بر ضد ایلات و عشایر در لرستان، خوزستان، ترکمن‌صحرا، بلوچستان و فارس و تضعیف روحیه آنها خوش بدرخشد تا مقابله با نیروی هوایی واحد و به دور از آشوب شوروی و انگلستان.

روند تضعیف نیروی هوایی ایران تا جایی ادامه داشت که شیبانی و خلبانان دیگر سعی می‌کردند مانع از افتادنِ هواپیماهای دوباله به دست دشمن شوند؛ همچنین به خلبان‌ها اجازه داده شد تا با اتومبیل از معرکه خارج شوند

نیروی هوایی ایران در آشوب بود؛ چرا که نخستین هواپیمای کارخانه هواپیماسازی «شهباز» در سال 1317 با موتوری که از آلمان خریداری شده بود به پرواز درآمد و 10 هواپیمای جنگی و 30 هواپیمای آموزشی مجموع تولیدات این کارخانه بود که با آغاز جنگ جهانی دوم در سال 1318 و عدم ارسال تجهیزات هواپیمایی از جانب کشورهای مختلف فعالیت‌های این کارخانه متوقف شد.3

اشغال ایران توسط متفقین در کمتر از یک ماه

وابستگی نیروی هوایی به کشورهای مختلف و وابسته بودنِ تجهیز آن به تمایل این کشورها سبب شده بود تا محدودیت وسایط نقلیه زرهی و فوج‌های مکانیزه مشهود باشد. این شرایط باعث شده بود تا آن مقدار کم نیز در پایتخت متمرکز باشند و از لشکرهایی که در مناطقِ مرزی حساس مستقر بودند به نحوی توجیه‌ناپذیر غفلت شود؛ به همین دلیل یگان‌های ایرانی مستقر در امتداد مناطق مرزی تجهیزات کافی برای مواجه شدن با نیروهای مکانیزه دشمن نداشتند.4 این در حالی بود که شوروی در جبهه قفقاز جنوبی می‌توانست تا 409 فروند هواپیمای جنگی از جمله بمب‌افکن‌های بزرگ وارد میدان کند، اما در مقابلِ این ناوگانِ هوایی عریض و طویل، تنها 14 فروند هواپیمای دوباله و از رده خارج اوداکس و هایندِ نیروی هوایی ایران را در تبریز تشکیل می‌داد. بقیه ناوگان هوایی جنگی ایران در تهران، اهواز و مشهد مستقر بود.5

روند تضعیف نیروی هوایی ایران تا جایی ادامه داشت که شیبانی و خلبانان دیگر سعی می‌کردند مانع از افتادنِ هواپیماهای دوباله به دست دشمن شوند؛ همچنین به خلبان‌ها اجازه داده شد تا با اتومبیل از معرکه خارج شوند.6 این آشوب در مقابلِ هماهنگی و سرعت عملِ نیروی هوایی همسایه شمالی قرار داشت. هواپیماهای روسی به‌صورت منظم تا قبل از صدور فرمان ترک مقاومت به ارتش ایران، هدف‌های غیرنظامی و شهرهای بی‌دفاع را بمباران کرده بودند. آنها تا چند روز پس از ترک مقاومت توسط محمدعلی فروغی، نخست‌وزیر جدید، نیز به بمباران مناطقِ کوچک‌تر ادامه دادند.7

در تنگنای ساختاری

مشکل عمده دیگر که توانِ دفاعی ارتش و نیروی هوایی ایران را در مقابلِ متفقین تضعیف می‌کرد در قالب تنگناهای ساختاری جای می‌گیرد. متخصصان رده‌بالای چندانی در مقابلِ ارتش‌های مدرنِ و مجهز به هواپیمای جنگی انگلیس و شوروی وجود نداشت. این امر تا حدی ناشی از آن بود که رده‌های بالای فرماندهی را همراهان رضاشاه در بریگارد قزاق سابق تشکیل می‌دادند. این افراد عمدتا «بله‌قربان‌گوهایی» بودند که بیشتر به رفاه و موقعیت اجتماعی خود توجه داشتند تا نظریات نظامی جدید.8

با آغاز حملاتِ نیروهای متفقین بود که تنگناهای ساختاری نیروی هوایی برملا شد. آنچه در جبهه‌های نبرد در جنوب، غرب و شمال کشور می‌گذشت با تصورات رضاشاه و اعلامیه ستاد ارتش تفاوت فاحشی داشت. چرا که نیروی هوایی ایران با کمک کشورهای خارجی مجهز شده بود و در کنار آن فقدان مشروعیت قانونی رضاشاه و نداشتنِ آذوقه کافی به ادعای فرماندهان، پذیرش شکست نظامی را ناگزیر می‌ساخت.9

در عملیاتِ اشغال ایران حدود هشتصد نفر از پرسنل نیروی زمینی، دریایی و هوایی ارتش ایران و حدود دویست غیرنظامی در بمباران روس‌ها در رشت کشته شدند. تنگناهای ساختاری باعث شد تا ارتش ایران در برابر دو ارتش نیرومند جهان بسیار ضعیف ظاهر شود و آن مقاومت ناچیزی هم که نشان داده شد خیلی زود متوقف شد10 و سرنوشت نیروی هوایی را تیره ساخت. در بمباران فرودگاه‌ها و نقل و انتقالات، تعداد زیادی از هواپیماهای ارتش از میان رفت. میزان صدماتِ وارده به نیروی هوایی ایران در حدی بود که تا سال 1325 ارتش ایران فاقد نیروی هوایی بود. سپهبد محمد نخجوان می‌نویسد: «از آن تاریخ [1320] تا 1325 دوره رکود و بلاتکلیفی نیروی هوایی ایران است که بارها تهدید به انحلال می‌شد».11

فشرده سخن

نگرشِ رضاشاه نسبت به نیروهای نظامی همانند سیاست‌های داخلی او با مدرنیزاسیون پیوند خورده بود. بر اساس این جهان‌بینی افزایش کمی و صرفا مادی و نه کیفی می‌توانست نویدبخش پیشرفت و ترقی باشد. نیروی هوایی تحت امر رضاشاه نیز از این ویژگی برخوردار بود؛ چرا که مجموع هواپیماهای نیروی هوایی از کشورهای مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند و آموزش و تأمین قطعات آنان نیز با کشورهای دیگر پیوند خورده بود. اگر به این عامل مهم، فقدان متخصصان داخلی مجرب و کمبود تجهیزاتِ مرتبط با نیروی هوایی را اضافه کنیم، معمای ناکارآمدی نیروی هوایی ایران در شهریور 1320 حل خواهد شد.

پی نوشت ها :

1. کاوه فرخ، ایران در جنگ: از چالدران تا جنگ تحمیلی، ترجمه شهربانو صارمی، تهران، ققنوس، 1397، صص 458-459.

2. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران: از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم (1945-1500)، تهران، امیرکبیر، چ هجدهم، 1392، صص 406-407.

3. وحید سینائی، دولت مطلقه، نظامیان و سیاست در ایران (1299-1357)، تهران، نشر کویر، 1384، صص 321-323.

4. کاوه فرخ، همان، ص 467.

5. همان، صص 496-499.

6. همان، ص 471.

7. علیرضا امینی، تاریخ روابط خارجی ایران در دوران پهلوی، تهران، صدای معاصر، چ دوم، 1386، ص 70.

8. کاوه فرخ، همان، ص 466.

9. علیرضا ازغندی، روابط خارجی ایران (دولت دست‌نشانده) 1320- 1357، تهران، ققنوس، چ هشتم، 1387، ص 97.

10. محمود عبدالله‌زاده، سیاست ورزی در ایران مدرن: اقتصاد سیاسی ایران، 1320-1325، تهران، فرهنگ جاوید، 1398، صص 107-108.

11. وحید سینائی، همان، ص 366.


موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران