از جلسات محرمانه تا حزب خراسان

مروری بر زندگی و فعالیت تشکیلاتی شهید هاشمی‌نژاد


از جلسات محرمانه تا حزب خراسان

سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد، روحانی مبارز مشهدی که در هفتم مهرماه ۱۳۶۰ به دست منافقین به شهادت رسید، از چهره‌های کلیدی در تکوین تحزب اسلامی در ایران به شمار می‌رود. بررسی سیر تکوین تشکل‌های اسلامی پیش و پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، از هم‌افزایی و تدابیر مشترک شهید هاشمی‌نژاد و آیت‌الله خامنه‌ای در کانون‌های تصمیم‌گیری مبارزاتی پرده برمی‌دارد؛ نقشی پایه‌ای که از جلسات محرمانه تدوین اساسنامه آغاز شد و با هماهنگی این دو چهره شاخص در افتتاح و هدایت دفتر حزب جمهوری اسلامی در خراسان، به تثبیت ساختار‌های سیاسی نظام نوپا و مهار جریان‌های رقیب در پهناور‌ترین استان کشور انجامید.

روایت این موضوع در صفحات ۲۴۸ تا ۲۵۲ از کتاب «زندگینامه سیاسی شهید هاشمی‌نژاد» به رشته تحریر درآمده است. کتابی که در تابستان ۸۲ توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی و به قلم حسن جلالی عزیزیان منتشر شده است.

 

هسته‌های اولیه روحانیت

از نیمه‌ی دوم ۱۳۵۴ ه‌.ش به‌بعد، گروهی از روحانیون مبارز کشور برای ایجاد هماهنگی و تشکل متناسب با وضعیت، اقدامات ویژه و بسیار سنجیده‌ای انجام دادند. ماحصل اقدامات این مبارزان، در جلسات مهم و با حضور کسانی چون بهشتی، خامنه‌ای، باهنر و هاشمی‌نژاد، همراه اخذ تصمیمات دوران‌سازی به سرانجام رسید. این تصمیمات در یکی از آخرین جلسات گروه، در مشهد آغاز شد و مورد توافق همه قرار گرفت.[1]

 

هم‌افزایی پیش از انقلاب

به‌طور خلاصه، اهداف آنان در ایجاد تشکیلات سراسری و منظم، ایجاد رابطه میان مبارزان مسلمان در سراسر کشور و بالاخره اتخاذ تصمیمات واحد و متمرکز در رهبری مبارزه به نتیجه رسید. برخی از رجال برجسته‌ی روحانیت، نظیر مطهری، سیدعلی خامنه‌ای، بهشتی، محمدجواد باهنر، موسوی اردبیلی، جنتی، امامی کاشانی، حسن طاهری خرم‌آبادی، احمد حجتی کرمانی، هاشمی‌نژاد، مشکینی، موسوی خوئینی‌ها و دیگران در مرکز آن حضور داشتند. جلسات این تشکیلات به طور مرتب در شهرهای مختلف برپا می‌شد و تصمیمات مختلف برای هدایت مبارزات مردمی گرفته می‌شد.[2]

 

روایت آیت‌الله جنتی

آیت‌الله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، در این‌باره می‌گوید: جمعی از دوستان به فکر افتادند که یک جمعیت متشکل اسلامی به وجود بیاورند. باز هم طراح این فکر، برادر عزیزمان شهید مظلوم بهشتی بود. ایشان جمعی از دوستان را که معمولا در این کارها به همکاری دعوت می‌شدند، دعوت کردند که ما جلساتی داشته باشیم و در یک فاصله‌های یک هفته‌ای یا پانزده روزه، با هم بنشینیم و راجع به تشکیل یک جمعیت متشکل اسلامی، طرح‌ریزی کنیم. کسانی برای این کار دعوت شدند و شرکت کردند، که از جمله آیت‌الله خامنه‌ای بودند. آن وقت آقای هاشمی رفسنجانی در زندان بودند، ولی اسم ایشان در آن جمع نوشته شد تا در اولین فرصت که آزاد می‌شوند، بیایند و در جلسات شرکت کنند. در آن جمع، شهید هاشمی‌نژاد و آقای طبسی از مشهد بودند. جناب آقای مشکینی از قم بودند. آقای مومن و آقای طاهری خرم‌آبادی و شهید باهنر هم بودند. حالا فقط اسامی همین آقایان در ذهنم هست. در مواقعی که تعیین می‌شد، اینها هرکدام هر کجا بودند می‌آمدند و جلسات یا در منزل شهید بهشتی و یا در منزل شهید باهنر برگزار می‌شد. این جلسات مدتی ادامه داشت و به تهیه‌ی اساسنامه‌ی حزب جمهوری اسلامی منتهی شد.[3]

 

دو بازوی تشکیلاتی

فعالان سیاسی مذهبی کشور و در راس آنها روحانیون مبارز، که در گذشته اهتمام‌شان برای ایجاد تشکیلاتی سیاسی (جمعیت اصلاح حوزه) در سال ۱۳۴۳ ه‌.ش به شکست انجامید و ساواک بسیاری از آنان را بازداشت کرد یا تحت تعقیب قرارداد، آرام‌آرام به‌سوی تشکیل حزب تمام‌عیار پیش می‌رفتند. مشارالیه (علی اکبر هاشمی رفسنجانی) اخیر ضمن یک مذاکره‌ی خصوصی به یکی از دوستانش اظهار داشته است: قرار بود عبدالمجید معادیخواه با آقایان مطهری، بهشتی و خامنه‌ای و دیگر همفکران روحانی در مشهد و تهران تماس بگیرد و متن مذاکرات روحانیون بازداشتی را به آنها بگوید و اگر آنها گفتند مذاکرات خوب نبود، در ملاقات خانواده چیز معینی را به‌عنوان ملاقاتی بفرستد و اگر نفرستاد معلوم می‌شود که بیرون از متن مذاکرات راضی هستند و تا‌به‌حال چیز مورد نظر فرستاده نشده است.[4]

سرانجام، روحانیت مبارز، به دو تشکل جامعه‌ی روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی، به‌منزله‌ی دو بازوی قدرتمند تشکیلاتی دست می‌یابد که اولی پیش از انقلاب و دومی بلافاصله پس از پیروزی انقلاب فعالیت خود را آغاز کرد. البته شهید مطهری، خیلی زود از این جمع جدا شد؛ علی‌الظاهر، میان روحانیون نزدیک به امام خمینی، تردیدهایی پدید آمده بود.[5] سرانجام حزب جمهوری اسلامی، ۳۰ بهمن ماه ۱۳۵۷ ه‌.ش از طریق جراید اعلام موجودیت کرد.

 

دبیر مشهد

واعظ طبسی، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، اظهار می‌دارد: شهید هاشمی‌نژاد با اعتقادی که به تشکل و تحزب داشت، یکی از کسانی بود که قبل از پیروزی انقلاب و آن زمانی که پیرامون حزب و ایجاد تشکیلاتی صحبت می‌شد، نقش موثری داشت. قبل از پیروزی انقلاب، جلساتی در تهران برای بحث پیرامون اساسنامه‌ی حزب و تشکیلات تشکیل می‌شد، از شهید هاشمی‌نژاد هم دعوت شد[6] و با هم به تهران رفتیم و این جلسات ادامه داشت تا انقلاب به ثمر رسید و حزب جمهوری اسلامی اعلام موجودیت کرد و به‌خاطر اعتقاد و احساس و تعهدی که ایشان نسبت به تشکیلات داشتند و لیاقت و شایستگی و آمادگی که در وجودشان بود، به‌عنوان دبیر حزب انتخاب شدند و به طور رسمی اداره‌ی حزب در خراسان را به عهده گرفتند.[7]

 

افتتاح دفتر مشهد

۲۷ اسفندماه ۱۳۵۷ ه‌.ش، دفتر حزب جمهوری اسلامی در مشهد مقدس به‌وسیله‌ی آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، عضو هیئت موسس حزب، در اجتماع بزرگ مردم این شهر در عشرت‌آباد خیابان شهید هاشمی‌نژاد امروز در نزدیکی حرم مطهر امام رضا (ع) افتتاح گردید[8] و حجت‌الاسلام هاشمی‌نژاد، به‌طور رسمی کار تشکیلاتی خود را در حزب آغاز نمود. از همان موقع که حزب را اعلام کردیم، ایشان هم در مشهد با ما همکاری را شروع کرد و شعبه‌ی خراسان که افتتاح شد، ایشان از اولین افرادی بود که آنجا را هدایت می‌کردند و تا آخرین روز یعنی روز شهید شدنشان قسمت عمده‌ی کار حزب خراسان تقریبا دست ایشان بود. کارهای ارزنده‌ای هم ایشان آنجا داشت.[9]

 

رأی سبز خراسان

[...] هاشمی‌نژاد، با آن که سعی می‌کرد خود را از حوزه‌ی قدرت دور نگاه دارد، به دلیل اصرار بسیار آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله بهشتی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، سرپرستی شعبه‌ی حزب را در وسیع‌ترین استان کشور به عهده گرفت. عنوان حزبی ایشان، دبیر اول حزب در خراسان بود و شعبه‌ی خراسان، به مدیریت ایشان اداره می‌شد. نخستین اقدام ایشان، تلاش برای دعوت مردم استان خراسان در دادن رای سبز (مثبت) به جمهوری اسلامی، در همه‌پرسی ۱۰ و ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ ه‌.ش بود که با توفیق بالایی روبه‌رو شد.

ارزش کار هاشمی‌نژاد زمانی آشکار می‌شود که دانسته شود دومین مرکز فعالیت مخالفان طرح حکومت جمهوری اسلامی در کشور، به دلیل حضور فعال بهایی‌ها، متحجران سنتی، لیبرال‌ها، فداییان، سازمان مجاهدین و جبهه‌ی ملی، خراسان پهناور بوده است. به‌محض اعلام موجودیت دفتر حزب در خراسان، هجوم بی‌سابقه‌ای برای ثبت‌نام عضویت در آن صورت می‌پذیرد. در این میان تأیید امام خمینی و خوشنامی پنج عضو اصلی شورای مرکزی (آیات عظام بهشتی، باهنر، خامنه‌ای، اردبیلی، هاشمی رفسنجانی) و محبوبیت فوق‌العاده‌ی هاشمی‌نژاد و ایجاد نوعی تقابل با احزاب و سازمان‌های غیرمذهبی را از اهم دلایل گستردگی استقبال مردمی می‌دانند. شورای مرکزی حزب استان خراسان، با حضور چند تن از مبارزان باسابقه، نظیر حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی هیئت‌های موتلفه‌ی خراسان؛ عباس واعظ طبسی، تولیت آستان قدس رضوی؛ علی اکبر صابری فرد، شهردار مشهد و دکتر جعفرزاده و بعدها با سیدرضا کامیاب، نماینده‌ی میان‌دوره‌ای مشهد تشکیل می‌گردد.[10] تاسیس دفترهای حزب در شهرستان‌هایی چون قوچان، تربت حیدریه، نیشابور، کاشمر، بجنورد و غیره با جدیت و پشتکاری تحسین‌برانگیز انجام می‌شود.

 

[1] مسعود رضوی، ص ۱۳۵.

[2] غلامرضا کرباسچی، هفت هزار روز، ص ۱۷.

[3] عبدالله جاسبی، ص ۳۵۲.

[4] سند شماره‌ی ۳۸۶/۷۷۱۰۷ مورخ ۲۱ / ۱ / ۳۶ [۲۵]

[5] عملکرد یکساله‌ی حزب جمهوری اسلامی، ص ۵.

[6] حضور وی و ارائه‌ی نظریات مفید، تأثیر زیادی در تدوین اساسنامه‌ی حزب داشت. (ویژه‌نامه‌ی جوانمرد فاضل، ص ۲)

[7] سیداحمد هاشمی‌نژاد، ص ۲۲۵.

[8] غلامرضا جلالی، تقویم تاریخ خراسان، ص ۳۳۶.

[9] خاطره از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، سیداحمد هاشمی‌نژاد، ص ۴۵۳.

[10] مصاحبه با محمد امامی، نگهبان سابق حزب، ۲۹ / ۸ / ۱۳۷۹.