زندگی مردم در دوران رضا شاه به روایت آیت الله امینی


زندگی مردم در دوران رضا شاه به روایت آیت الله امینی
وضع اقتصادی مردم در آن زمان غالباً خوب نبود: درآمدها کم بود، اجناس نسبتاً ارزان بود ولی پول هم کم بود. بسیاری اجناس را به‌صورت تبادلی معامله می‌کردند. پول‏های رایج یا نقره بود یا مس، یک پول، یک شاهی، ده شاهی، یک ریالی، دو ریالی، پنج ریالی، ده ریالی.

زندگی اکثر مردم ساده و بدون تجملات بود. خانه ‏های مسکونی غالباً با خشت و گل و سقف‏های چوبی یا طاق‏های ضربی تهیه می‏ شد، و چندان از آجر استفاده نمی‌کردند، مگر در بناهای مهم مثل مساجد و مدارس. درب منازل و اتاق‏ها از چوب تهیه می‏ شد و درب آهنی اصلاً مرسوم نبود. موزائیک مرسوم نبود، کف اتاق‏ها با گچ و خاک صاف می‏ شد. حیاط منازل یا با آجر مفروش می ‏شد یا سنگ‌فرش گاهی هم شن می ‏ریختند. فرش اتاق‏ها غالباً گلیم بود یا نمد یا حصیر، و البته افراد متمکن از قالی‏های دست‌باف نیز استفاده می‌کردند. ظرف‏ها یا مسی بود یا سرامیک و کوزه‏های گلی.

در آن زمان برق نبود و برای روشنایی از چراغ‏های روغنی یا شمع و پیه‌سوز استفاده می‌کردند. بعد از چندی چراغ‏های نفتی مرسوم شد که «لامپا» نامیده می‏ شد. این نوع چراغ‏ها از شیشه و فتیله تهیه می‏شد. نوعی چراغ نفتی پیدا شد که فانوس و چراغ «بغدادی» نام داشت، قابل حمل و نقل بود و در باد خاموش نمی‏ شد. در روشنایی کوچه ‏ها و خیابان‏ها نیز از همین وسیله استفاده می‌کردند.

آب لوله‌کشی وجود نداشت، آب آشامیدنی و شست­وشو را از چاه منازل تهیه می‌کردند یا از آب قنات و نهرها استفاده می ‏شد. برای گرم ­کردن منازل از هیزم و ذغال استفاده می‌کردند و برای خنک کردن از زیرزمین و سرداب و بادبزن استفاده می ‏شد. در منازل حمام نبود و از حمام‏های عمومی و خزینه ‏دار استفاده می‌کردند. خوراک مردم بسیار ساده و طبیعی بود و غالباً از نان، کره، ماست، کشک، روغن حیوانی، تخم‏ مرغ و از گوشت گاو و گوسفند استفاده می‏ شد. حبوبات بیشتر ولی برنج کمتر مصرف می ‏شد. در هر ماه یک یا دو مرتبه از برنج استفاده می‌کردند ولی غالباً با بلغور یا رشته‌پلو مخلوط می ‏شد.

شب‏های عید نوروز همه مقید بودند پلو و قورمه ‏سبزی بپزند. مقداری را می‏ خوردند و بقیه را در بشقاب‏ها و سینی می ‏ریختند و غالباً تا سیزده نوروز نگاه داشته می ‏شد و وسیله‌ پذیرایی از مهمان‏ها بود. در دید و بازدیدها غالباً از آجیل و گاهی از نقل و نان شکری و خیلی کم از گز استفاده می ‏شد. پرتغال و نارنگی و لیمو دیده نمی‏ شد. البته نارنج بود ولی نه برای خوردن بلکه برای قشنگی و بوئیدن. گاهی هم سیب درختی و انار را به سقف می‏ بستند و برای عید نوروز نگه می داشتند.

چای­ خوردن تازه مرسوم شده بود ولی اکثر مردم از آن استفاده نمی‌کردند. لباس مردم نیز بسیار ساده بود. بیشتر مردم گیوه می ‏پوشیدند، افراد کمی کفش چرمی می ‏پوشیدند که ارسی نامیده می ‏شد. گیوه‌دوزی و تخت‌کشی دو شغل مرسوم و محترم آن زمان بود.

کلاه‏ها را از پشم و کرک حیوانات تهیه می‌کردند و شغل کلاه‌مالی نیز از اشتغالات رسمی بود. لباس‏ها غالباً از کرباس و مدخال رنگ ­شده تهیه می‏ شد. رنگرزی نیز یک شغل رسمی بود. البته افراد متمکن از پارچه ‏های پشمی یا نخی الوان که از خارج وارد می‏ شد یا در کارخانه ‏های تازه‌تأسیس ایران بافته می‏ شد نیز استفاده می‌کردند.

در خاتمه تذکر این نکته را لازم می ‏دانم که گرچه وضع اقتصادی و معیشتی مردم در آن زمان غالباً خوب نبود ولی شاداب، سالم و خوش می ‏زیستند و گرفتاری‏های مردم این زمان را نداشتند. چهره ‏ها باز، لب‏ها خندان، بدن‏ها سالم و دل‏ها شاد و آرام بود.


کتاب خاطرات آیت الله امینی،انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی