خط لوله ایلات-عسقلان، هدیه نفتی پهلوی به اسرائیل


خط لوله ایلات-عسقلان، هدیه نفتی پهلوی به اسرائیل

انرژی در منطقه خاورمیانه همواره فراتر از یک کالای اقتصادی، به عنوان ابزاری برای دیپلماسی و تغییر موازنه قدرت عمل کرده است. یکی از بحث‌برانگیزترین زیرساخت‌های این حوزه، خط لوله «ایلات-عسقلان» است؛ پروژه‌ای که پهلوی با سرمایه‌گذاری مستقیم و تأمین نفت،‌ آن را به سرانجام رساند. بررسی اسناد و منابع تاریخی نشان می‌دهد که این خط لوله نه تنها یک شریان اقتصادی، بلکه نمادی از وابستگی متقابل پنهان میان تهران و تل‌آویو در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی بوده است.

 

سنگ بنای مناسبات پنهان

همه چیز از سال ۱۹۵۰م (۱۳۲۹) شروع شد و ایران با اسرائیل روابط دیپلماتیک غیررسمی (دو فاکتو) برقرار کرد و بعد از آن هم به اسرائیل در ۱۹۵۷م (۱۳۳۶) اجازه داده شد به طور غیررسمی دفتری ارتباطی در تهران تأسیس کند.[1] این دفتر به پلی میان تهران و تل‌آویو تبدیل و زمینه‌ساز همکاری‌های گسترده در حوزه‌های مختلف شد. شاه از یک سو می‌خواست از شر کنسرسیوم نفتی که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بر صنعت نفت ایران مسلط شده بود، رهایی یابد و از سوی دیگر برای نفوذ در واشنگتن به اسرائیل نیاز داشت. همچنین شاه از این طریق با کشورهای عربی هم مقابله می‌کرد و سعی داشت از طریق گسترش همکاری با اسرائیل، تهدید کشورهای عربی را دفع نماید.[2] این همکاری نشان می‌داد که شاه آماده است برای تأمین امنیت و منافع خود، حتی با دشمن اعلام‌شده جهان عرب نیز وارد ائتلاف شود.

 

تولد خط لوله استراتژیک ایلات-عسقلان

در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی، نفت خلیج فارس برای رسیدن به اروپا با دو مسیر دشوار مواجه بود: یا باید مسیر طولانی دور آفریقا را طی می‌کرد یا از کانال سوئز می‌گذشت که مدام درگیر جنگ و انسداد بود.[3]  به همین خاطر اسرائیل از سال ۱۹۵۷ نخست به احداث خط لوله هشت اینچی ایلات-بئر شبع در سال ۱۹۵۷م (۱۳۳۶) و سپس خط لوله 16 اینچی در سال 1960 پرداخت. اما با افزایش مصرف داخلی، در سال ۱۹۶۵ طرح احداث یک خط لوله جدید ۳۲ اینچی از ایلات (کنار دریای سرخ) به عسقلان (اشکلون) در ساحل مدیترانه مطرح شد.[4]

رژیم پهلوی ابتدا با این درخواست مخالفت کرد، اما تحت تأثیر تحولات منطقه‌ای – از جمله جنگ شش‌روزه (۱۹۶۷) و بحران‌های بعدی – سرانجام موافقت خود را اعلام نمود.[5]

جزئیات این تغییر موضع در اسناد تاریخی مذاکرات مستقیم میان شاه و مقامات اسرائیلی در ۱۲ سپتامبر (احتمالاً ۱۹۶۷) ثبت شده است. در آن دیدار، پینحاس ساپیر، وزیر دارایی اسرائیل به همراه مئیر عزری، سفیر اسرائیل در تهران به شاه گفتند که کانال سوئز دو بار در ده سال اخیر بسته شده و این بار برای مدت طولانی بسته خواهد ماند؛ از این رو ایجاد یک راه جدید برای حمل نفت ضروری است. اسرائیل پیشنهاد خط لوله ۳۲ اینچی به هزینه ۱۱۰ میلیون دلار را مطرح کرد. شاه این پیشنهاد را «دوراندیشانه و خلاقانه» خواند و با وجود مخالفت شرکت ملی نفت ایران، شخصاً از آن حمایت کرد، اما برای تصمیم‌گیری چند روز فرصت خواست و تأکید کرد که واکنش اعراب و شرکت‌های بین‌المللی نفت را نیز باید در نظر بگیرد. او از ساپیر خواست با منوچهر اقبال (رئیس شرکت ملی نفت) دیدار کند و پیشنهاد دقیق تهیه نماید. ساپیر پرسید به نخست‌وزیر اسرائیل (لوی اشکول) چه بگوید. شاه پاسخ داد: «به او بگویید این موضوع بسیار مهم است و من شخصاً از آن حمایت می‌کنم و سعی خواهم کرد پاسخ مثبت بگیرم.»[6]

روزهای بعد مشخص شد اردشیر زاهدی (وزیر خارجه) و جمشید آموزگار (وزیر کشور) به دلیل ترس از واکنش اعراب نسبت به این تصمیم نگران بودند، اما سه نفر دیگر از اطرافیان شاه یعنی اسدالله علم، امیرعباس هویدا و منوچهر اقبال (که ابتدا مخالف بود)، از این پروژه حمایت کردند. نهایتاً شاه پاسخ مثبت داد.[7] نهایتاً عملیات احداث این خط لوله در سال ۱۹۶۸ آغاز و در سال ۱۹۶۹ به پایان رسید.[8]

اهمیت استراتژیک خط لوله ایلات-عسقلان در سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲ شمسی) به اوج خود رسید؛ در حالی که کشورهای عربی صادرات نفت به غرب را تحریم کرده بودند و جهان در شوک قیمت انرژی فرو رفته بود، ایران از طریق همین خط لوله، جریان نفت به اسرائیل و اروپا را حفظ کرد.

 

ساختار پنهان و ابعاد کمی همکاری نفتی

برای جلوگیری از افشای این همکاری حساس، ساختاری فوق‌محرمانه طراحی شد. دولتمردان وقت ایران و طرف اسرائیلی، شرکتی مشترک به نام «شرکت نفت ماوراء آسیا» (Trans-Asiatic Oil Company) را در کانادا به ثبت رساندند که در تهران و تل‌آویو شعبه داشت.[9] هدف این بود که هیچ ردپای مستقیمی از روابط رسمی دو کشور در اسناد باقی نماند. ریاست این شرکت بر عهده دوو بن دورور (وابسته اقتصادی سابق اسرائیل در فرانسه) گذاشته شد و شرکت مذکور سهام گروه روتشیلد را در خط لوله موجود ایلات-بئرشبع نیز خریداری کرد.[10]

با تمام این‌ها، فروش رسمی نفت ایران به اسرائیل که از همان سال ۱۹۵۷ آغاز شده بود، تا سال 1977 ادامه یافت.[11] آمارها نشان می‌دهد که ایران ۸۰ تا ۹۰ درصد نفت مورد نیاز اسرائیل را در آن دوره تأمین می‌کرد؛ حجم واردات اسرائیل از ایران از ۳۰,۰۰۰ بشکه در روز در سال ۱۹۵۹ به ۱۰۶,۰۰۰ بشکه در روز در سال ۱۹۷۱ افزایش یافت.[12] رژیم پهلوی تحت تأثیر فشارهای داخلی و خارجی کشورهای عربی، از آشکار کردن این آمار واهمه داشت، اما ارقام تقریبی نشان از عمق وابستگی تل‌آویو به نفت ایران دارد.

 

انگیزه‌های شاه

تصمیم شاه برای سرمایه‌گذاری در خط لوله ایلات-عسقلان حاصل یک بزنگاه تاریخی بود. همانطور که ذکر آن رفت، در داخل ایران، مخالفت‌های جدی وجود داشت. شرکت ملی نفت ایران به ریاست منوچهر اقبال، همراه با دو وزیر ارشد، اردشیر زاهدی (وزیر خارجه) و جمشید آموزگار (وزیر کشور)، به دلیل نگرانی از واکنش کشورهای عربی، شدیداً مخالف این پروژه بودند. با این حال، پس از آن که شاه شخصاً از این طرح حمایت کرد و دستور پیگیری آن را صادر نمود، اقبال و دیگر مخالفان داخلی به تدریج عقب‌نشینی کردند و در عمل همکاری را آغاز نمودند. این تغییر موضع نشان می‌داد که در ساختار قدرت رژیم پهلوی، اراده شاه بر هر ملاحظه کارشناسی و دیپلماتیک غلبه دارد.

در سطح خارجی، دو فشار همزمان شاه را به سمت پذیرش پیشنهاد اسرائیل سوق می‌داد. نخست، پیروزی قاطع اسرائیل در جنگ شش‌روزه (۱۹۶۷) بود که موازنه نظامی و سیاسی منطقه را به نفع تل‌آویو تغییر داد و شاه را به این نتیجه رساند که همکاری با اسرائیل می‌تواند بازدارندگی ایران را در برابر کشورهای عربی افزایش دهد. دوم، تشدید اختلاف ایران با عراق بر سر اروند رود در سال ۱۹۶۹ بود که تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی ایران محسوب می‌شد. در چنین شرایطی، شاه همکاری نفتی با اسرائیل را به عنوان اهرمی برای جلب حمایت غرب و ایجاد موازنه در برابر عراق و سایر متحدان عربش ارزیابی می‌کرد.

نقش آمریکا در این ماجرا اما پیچیده‌تر از یک حمایت ساده بود. اسناد تاریخی نشان می‌دهد که آمریکا از پشت صحنه به شدت از این پروژه حمایت می‌کرد. در مذاکره مستقیم ۱۲ سپتامبر (احتمالاً ۱۹۶۷)، پینحاس ساپیر، وزیر دارایی اسرائیل، به صراحت به شاه گفت: «آمریکا از این ایده حمایت می‌کند و نخست‌وزیر بریتانیا نیز فرستاده ویژه‌ای فرستاده است.»[13]

با این حال، واشنگتن نمی‌خواست این حمایت علنی شود، زیرا بیم آن داشت که هر گونه همراهی آشکار، روابط راهبردی و اقتصادی آن را با برخی کشورهای عرب صادرکننده نفت به خطر جدی‌تری می‌اندازد. یک نمونه، سرنوشت پیشنهاد اسرائیل به ایران برای احداث پالایشگاه در اشدود بود. اسرائیلی‌ها باری دیگر به شاه پیشنهاد دادند تا در یک پروژه زیرساختی دیگر با آن‌ها همکاری کند. اما این بار آمریکا پشت آن نبود و در نتیجه، رژیم پهلوی این پیشنهاد را نپذیرفت. در سندی از سفارت آمریکا در ایران به تاریخ 22 اوت ۱۹۷۰ آمده است: «ما در این مقطع زمانی بحرانی بر این باور هستیم که هر گونه همراهی آمریکا ممکن است مناسبات این کشور با کشورهای دوست عرب صادرکننده نفت را به خطر اندازد».[14] بنابراین، باید اذعان داشت که آمریکا عملاً پشتیبان پنهان پروژه بود، اما به دلایل متعددی ترجیح می‌داد آن را علنی نکند.

 

برای درک عمق تعهد شاه به این همکاری، کافی است به گفته صریح او در دیدار با کرمیت روزولت توجه کنیم. شاه در این دیدار گفت: «کمتر حکومتی حاضر است مانند او این‌چنین از اسرائیل پشتیبانی کند».[15] شاه تصور می‌کرد با اسرائیل معامله می‌کند تا به آمریکا نزدیک شود.

 

تصاحب یک‌جانبه دارایی‌ها

در فاصله کوتاهی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رژیم صهیونیستی با فرصت‌طلبی تمام، کنترل کامل شرکت خط لوله ایلات-عسقلان (شرکت نفت ماوراء آسیا) را به دست گرفت و عملاً اموال و سرمایه ایران را در این پروژه مشترک مصادره کرد. در همان زمان، تحویل محموله‌های نفتی که پیش از انقلاب اسلامی با نفتکش‌های ایرانی بارگیری شده و در مسیر اسرائیل بودند، متوقف شد و ایران هرگز بهای آنها را دریافت نکرد.[16]

از آنجا که شرکت مدیریت‌کننده این خط لوله به یکی از بزرگترین توزیع‌کنندگان نفت در اسرائیل و مجرایی کلیدی برای ترانزیت نفت دریای سرخ به مدیترانه تبدیل شده بود، ایران از سال ۱۹۹۴م (۱۳۷۳ شمسی) کارزار پیچیده و طولانی داوری بین‌المللی را برای بازپس‌گیری سهم خود از این شرکت آغاز کرد. این فعالیت حقوقی ابتدا در فرانسه آغاز و سپس در سوئیس ادامه پیدا کرد.[17]

در مه 2015 (اردیبهشت ۱۳۹۴)، یک دیوان داوری در زوریخ رأی به نفع ایران صادر و اسرائیل را به پرداخت ۱.۱ میلیارد دلار غرامت (بابت سود سهام، درآمدها و محموله‌های نفتی تصاحب‌شده) محکوم کرد.[18] وزارت دارایی اسرائیل بی‌درنگ واکنش نشان داد و در بیانیه‌ای اعلام کرد که «بر اساس قانون مبادله با دشمن، انتقال هرگونه وجهی به دشمن از جمله شرکت ملی نفت ایران ممنوع است.»[19] بدین ترتیب، اسرائیل علناً از اجرای رأی دادگاه سوئیس سرباز زد.

در ژوئن 2016 (تیر ۱۳۹۵)، دادگاه عالی فدرال سوئیس در لوزان، حکم نهایی را صادر و با رد درخواست تجدیدنظر شرکت اسرائیلی، رأی پیشین را تأیید و اجرای آن را قطعی اعلام کرد.[20] با این حال، اسرائیل همچنان از پرداخت غرامت خودداری کرده و سرسختانه مدعی است که قوانین داخلی این کشور هرگونه پرداخت به ایران را ممنوع می‌کند.

 

جریان معکوس و تهدیدهای نوین

امروز و در سال ۲۰۲۶، اهمیت عسقلان دوباره تغییر کرده است. اکنون صحبت از جریان معکوس و پمپاژ نفت خام روسیه از دریای سیاه به سمت مدیترانه و سپس انتقال آن از طریق خط لوله ایلات-عسقلان به ایلات و از آنجا به بازارهای آسیا است. بر اساس گزارش‌ها، شرکت نفت تیومن روسیه به امکان استفاده از این مسیر برای صادرات نفت خود به آسیا علاقه‌مند بوده است.[21]

پس از جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸)، جنگ خلیج فارس (۱۹۹۰-۱۹۹۱) و جنگ رمضان (2026) نیاز به مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت خلیج فارس و دور زدن تنگه هرمز جدی‌تر شده است. برآوردهای اقتصادی نشان می‌دهد که خط لوله ایلات-عسقلان پتانسیل دارد سالانه ۶۰ تا ۷۰ میلیون تن نفت را با سود ۳ تا ۶ دلار در هر تن منتقل کند. این یعنی عسقلان هنوز هم کلید دور زدن تنگه‌های راهبردی – هم هرمز و هم سوئز – است. اسرائیل در کنار این خط لوله، طرح‌های گسترده‌تری برای اتصال میادین نفتی کویت، عربستان و امارات به بندر عقبه و سپس به عسقلان طراحی کرده است.[22] اگر این طرح‌ها عملی شود، عسقلان می‌تواند به یک قطب اصلی صادرات نفت خاورمیانه به اروپا تبدیل گردد.

از طرف دیگر، با امضای پیمان ابراهیم در اوت ۲۰۲۰ و عادی‌سازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی، این خط لوله وارد فصلی تازه شد. اکتبر ۲۰۲۰، شرکت اروپا آسیا پایپ‌لاین و کنسرسیوم اماراتی-اسرائیلی «مد-رد لند بریج» (MED-RED Land Bridge) تفاهمنامه‌ای برای انتقال نفت خلیج فارس از طریق این خط لوله به اروپا امضا کردند.[23]

همچنین در مارس ۲۰۲۶ و همزمان با آغاز جنگ رمضان و بسته‌شدن تنگه هرمز، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، در مصاحبه با شبکه نیوزمکس صراحتاً اعلام کرد که راه‌حل بلندمدت بحران تنگه هرمز، ایجاد مسیرهای جایگزین برای انتقال نفت و گاز از خلیج فارس به مدیترانه از طریق خاک اسرائیل است. او تأکید کرد که این مسیر می‌تواند جریان آزاد نفت و گاز را در آینده تضمین نماید.[24] هم‌زمان، آمیت شاکد، مدیرعامل شرکت اروپا آسیا پایپ‌لاین (EAPC) (که مدیریت خط لوله ایلات-عسقلان را بر عهده دارد)، در کنفرانس اقتصادی معاریو اعلام کرد که رویارویی با ایران باید از منظری استراتژیک و فراتر از میدان نبرد فوری دیده شده و تغییرات عمیق در بازار جهانی انرژی را در نظر گرفت.[25]

این اظهارات و موارد دیگر نشان می‌دهد که این خط لوله و دیگر پروژه‌های موازی رژیم صهیونیستی، امروز بیش از هر زمان دیگری در قلب رقابت‌های ژئوپلیتیک جهانی برای کنترل مسیرهای انرژی قرار گرفته است. اکنون و با محدودیت‌های اعمال‌شده بر تنگه هرمز‌، احتمالاً این خط لوله پس از تغییر مسیر زمینی به عربستان و اردن، مورد توجه بیشتر کشورهای حاشیه خلیج فارس به‌ویژه امارات قرار خواهد گرفت. این زیرساخت که با سرمایه ایران ساخته شد، اکنون به ابزاری برای محاصره اقتصادی و استراتژیک ایران مبدل شده است.

 

[1] ج. گازیوروسکی، مارک (1371). سیاست خارجی آمریکا و شاه، ترجمه فریدون فاطمی، تهران: مرکز، ص۳۷۴.

[2] حاجی یوسفی، امیرمحمد (1382). ایران و رژیم صهیونیستی از همکاری تا منازعه، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق، ص۱۲۴.

[3] آذری، مصطفی؛ ابراهیمی، ایلناز (1386). چشم‌انداز انرژی در خاورمیانه و امنیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، تهران: مؤسسه تحقیقاتی تدبیر اقتصاد، ص۲۶۴-۲۶۵.

[4] ایران و رژیم صهیونیستی از همکاری تا منازعه، ص۱۲۳.

[5] همان، ص124.

[6] Segev, Samuel (1988), The Iranian triangle: the untold story of Israel’s role in the Iran-Contra affair, translated by Haim Watzman, New York: The Free Press, pp 72-73.

[7] Ibid, p73.

[8] Ibid.

[9] شاهدی،‌ مظفر (1389). افول مشروطیت:‌ زندگینامه سیاسی دکتر منوچهر اقبال، تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ص۵۲۹.

[10] The Iranian triangle: the untold story of Israel's role in the Iran-Contra affair, Ibid.

[11] ایران و رژیم صهیونیستی از همکاری تا منازعه، ص120.

[12] Sobhani, Sohrab (1989). The pragmatic entente : Israeli-Iranian relations, 1948-1988, New York: Praeger, p78.

[13] The Iranian triangle: the untold story of Israel’s role in the Iran-Contra affair, pp 72-73.

[14] The pragmatic entente : Israeli-Iranian relations, p83.

[15] تقوی مقدم، سیدمصطفی (1399). ایران در فرآیند انقلاب، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ص480.

[16] Kutlu, Ovunc(2015).'Enemy law' gives Israel excuse to not pay Iran $1.1B, Ankara: Anadolu Ajansı, https://www.aa.com.tr/en/world/enemy-law-gives-israel-excuse-to-not-pay-iran-11b/44836

[17] Reuters(2016). Swiss court backs Iran in decades-old oil row with Israel, Zurich: Reuters, https://www.reuters.com/article/cnews-us-iran-israel-court-idCAKCN10M12F/

[18] Tehran Regional Arbitration Centre(2016). Long-Standing Arbitration Battle between Iran and Israel, Tehran: Trac (Tehran Regional Arbitration Centre), https://trac.ir/long-standing-arbitration-battle-iran-israel/

[19] Corner, Elizabeth (2015). Eilat Ashkelon Pipeline Co ordered to pay compensation to Iran, Farnham: World Pipelines, https://www.worldpipelines.com/business-news/21052015/eilat-ashkelon-pipe-co-ordered-to-pay-compensation-to-iran/.

[20] Swiss court backs Iran in decades-old oil row with Israel, Ibid

[21] چشم‌انداز انرژی در خاورمیانه و امنیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، ص260.

[22] هلال، جمیل (1381). استراتژی اقتصادی اسرائیل در خاورمیانه، ترجمه حسین سیدی و امیر سلمانی رحیمی، مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، ص190-192

[23] Rabinovitch, Ari؛ Cohen, Tova (2020). Israeli pipeline company signs deal to bring UAE oil to Europe, Jerusalem: Reuters, https://www.reuters.com/article/emirates-israel-pipeline-int-idUSKBN275152/

[24] TASS (2026). Israeli PM proposes replacing Strait of Hormuz with pipelines through Israel, Tel Aviv: TASS, https://tass.com/world/2104425

[25] The Jerusalem Post (2026). Israel can and should be a bridge between the Gulf states and Europe, Tel Aviv: The Jerusalem Post, https://www.jpost.com/conferences/article-891680