کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در قاب تصاویر (بخش اول)


«روز چهارشنبه ۲۸ مرداد، ناگهان در تهران دسته‌هایی از شاه‌پرستان، گوشه خیابان‌ها، در روی اتوبوس‌ها، داخل کامیون‌ها، در توی تاکسی‌ها و اتومبیل‌های سواری فریاد می‌کشیدند «جاویدباد شاه»...جمعیت به حزب ایران حمله کردند و کلیه اثاثه و تابلوها و عکس‌های مصدق را که در آن حزب وجود داشت از بین بردند...جمعیت سپس به حزب پان‌ایرانیسم که اول خیابان صفی‌علیشاه واقع است رفتند و پس از از بین بردن دفاتر با شعارهای «ما شاه می‌خواهیم» از حزب خارج و پرچم‌هایی که حزب پان‌ایرانیسم بر بالای پایه مجسمه رضاشاه سه روز قبل زده بودند، پاره پاره کرده و بر له شاه و علیه مصدق شعار می‌داده‌اند. دسته مزبور پس از طی این جریان وارد خیابان نظامیه شده و اداره روزنامه «باختر امروز» را غارت و آن را آتش زدند. جمعیت به طرف اداره روزنامه شورش حرکت کرده اداره شورش نیز غارت و طعمه حریق شد و کلیه روزنامه‌های موجود شورش را پاره پاره کردند. سپس جمعیت به طرف روزنامه به سوی آینده و حاجی بابا و حزب نیروی سوم حرکت کرده و محل روزنامه نیروی سوم را به کلی ویران و غارت کردند...چون تعداد جمعیت مرتباً رو به فزونی می‌گذارد در نتیجه کلیه اتوبوس‌ها خود را در اختیار متظاهرین گذارده و آنان را در خیابان‌ها به گردش در می‌آوردند...ضمناً کلیه وسائل نقلیه از طرف جمعیت مجبور شدند که چراغ‌های خود را به عنوان شادی روشن نمایند. هم‌چنین هرکدام عکسی از شاه در پشت شیشه نصب نمودند و کسانی هم که دسترسی به عکس شاه نداشتند یک عدد اسکناس در پشت شیشه خود نصب کردند. رادیو تهران در ساعت نیم بعدازظهر که معمولاً خلاصه اخبار را منتشر می‌کند حتی خبر هم از اوضاع مهم تهران نداد، بلکه در برنامه خود اخبار خارجه می‌داد. یک ساعت بعدازظهر نیز دو خبر از طرف خود جعل کرد، یکی اینکه دکتر مصدق نخست‌وزیر از ساعت هفت و نیم صبح به اتفاق فراکسیون نهضت ملی تا نیم ساعت بعد ازظهر در خانه خود مشغول مطالعه در امور جاری بودند، دیگر اینکه یک مصاحبه ساختگی از طرف دکتر عالمی راجع به «پنبه!» پخش کرد و بعد شروع به گذاردن صفحه‌های موزیک کرد. تا دو ساعت بعدازظهر باز هم مردم انتظار داشتند چیزی از وضع تهران منتشر کنند، ولی از ۲ تا سه و نیم بعدازظهر، مدت یک ساعت و نیم بدون آنکه مطلبی اعلام دارد خاموش ماند، تا اینکه در ساعت مزبور شاه‌دوستان موفق شدند عمارت بی‌سیم را اشغال کرده، خود را به پشت میکروفون برسانند. در این ضمن اعلام گردید که سرلشکر زاهدی نخست‌وزیر قانونی[!] ایران به ایستگاه رادیو رسیده‌اند و از بس از طرف مردم[=کودتاچیان] ابراز احساسات می‌شود، نمی‌توانند به سرعت خود را به اتاق میکروفون برسانند. پس از چند دقیقه دیگر آقای نخست‌وزیر پشت میکروفون آمد. ابتدا متن فرمان اعلیحضرت همایونی دایر به نخست‌وزیری ایشان قرائت گردید، سپس به ملت ایران پیام داد که من از طرف اعلیحضرت همایونی مأمور تشکیل دولت می‌باشم و برنامه خود را قرائت کرد. پس از آن مستقیماً به شهربانی آمد. سپس چون حالش مناسب نبود فوراً آمپول تقویتی تزریق کرده، پشت میز ریاست شهربانی خودش که سابق می‌نشست قرار گرفته، از همان‌جا شروع به رتق و فتق امور کرد»(مجله خواندنیها؛ ۳۱ مردادماه ۱۳۳۲ (به نقل از روزنامه «داد»))


کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در قاب تصاویر (بخش اول)جمعی از کودتاچیان در میدان سپه



شعبان جعفری(شعبون بی‌مخ) و دار و دسته‌اش سوار بر یک خودرو در حال تهییج کودتاچیان



جمعی دیگر از کودتاچیان در میدان سپه


کودتاچیان تمام دفاتر روزنامه‌های طرفدار نهضت ملی را غارت و سپس به آتش کشیدند - در این تصویر دفتر روزنامه «باختر امروز» پس از به آتش کشیده شدن توسط کودتاچیان مشاهده می‌شود

یکی از دکه‌های مطبوعات طرفدار نهضت ملی که توسط کودتاچیان به آتش کشیده شده است


«جمعیت به حزب ایران حمله کردند و کلیه اثاثه و تابلوها و عکس‌های مصدق را که در آن حزب وجود داشت از بین بردند»