مصاحبه مطبوعاتی آیتالله شهید امام خامنهای در اولین سالگرد فاجعه هفتم تیر:
حادثه هفتم تیر جریان انقلاب را در ایران یکپارچه کرد
مردم در حادثه هفتم تیر حقانیت مطلق جریان مخالف لیبرالها و منافقین را احساس کردند
واقعه هفتم تیر آیتالله سیدعلی خامنهای شهید بهشتی خط امام منافقین لیبرالها ابوالحسن بنیصدر
س: شخصیت بارز شهید مظلوم بهشتی چنان ارزشمند بود که امام در رابطه با شهادت ایشان فرمودند «بهشتی یک ملت بود برای ملت ما»، نظر شما در مورد فقدان شهید بهشتی در انقلابمان چیست؟
آیتالله خامنهای: بسم الله الرحمن الرحیم. شخصیتهای برجسته وقتی که در جهت یک آرمانی به شهادت میرسند، اگر چه آن انقلاب و یا جریان را از وجود ذیقیمت، با فقدان خودشان محروم میکنند، اما به وسیله فداکاری و شهادت خودشان آن جریان را تقویت میکنند. دقیقاً مثل آن چیزی است که در مورد همه شهدای بزرگ در طول تاریخ اتفاق افتاده که نمونه بارزش عاشورای حسینی است. شخصیتی مثل حسینبنعلی علیهالسلام با ارزش و ارج غیر قابل تصوری که دارد، وقتی از میان جامعه بشری مفقود میشود، فقدان او بدون شک برای جامعه بشری یک ضایعه جبرانناپذیر است. اما فداکاری فقدانی که از این طریق پیش آمده آنقدر بزرگ است که جریانی را که حسینبنعلی علیهالسلام به او وابسته است، آن جریان را حیات ابدی میبخشد، این خاصیت فداکاری است. وقتی که ادعاها با خون انسان امضاء میشوند صحت آنها برای همیشه ثبت میشود. مسأله در مورد شهید مظلوم آیتالله بهشتی نیز از همین قسم است. وقتی شخصیتی در سطح بهشتی یعنی بالاترین سطح موجود یک جامعه و یک انقلاب که خودش را در معرض شهادت قرار میدهد و شهید میشود، این فداکاری و خون پاک، جریانی را که بهشتی به او وابسته است تثبیت میکند. یک چنین تأثیر بزرگی را شهادت بهشتی در انقلاب ما بهوجود آورده است.
س: به نظر شما واقعه انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به چه میزان در معرفی حقانیت انقلاب در داخل و خارج از کشور مؤثر بوده است؟
آیتالله خامنهای: حادثه دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی تأثیرش در داخل خیلی زیاد بود. از آنجا که مردم به حزب و به مسئولانی که شهید شدند، علاقهمند بودند و بعد از افشاگری مجلس در مورد بنیصدر و اقدام قاطع امام نسبت به بنیصدر، ملت هم از آن جریان رو گردانده بودند و تقریباً بهطور یکسره بطلان جریان لیبرالها را فهمیده بودند. وقتی که این جریان پیش آمد نظام وحشیگری جریان مخالف را هم فهمیدند. البته جریان دستاندرکار حادثه هفتم تیر جریان آمیختهای از لیبرالها و منافقین بود. لیکن نشان میداد که چهقدر آنها مردم ناجوانمردی هستند که حاضرند شخصیتهای عزیزی مثل شهید بهشتی و بقیه شهدای ۷۲ تن را در یک حادثه به خاطر مسائل سیاسی همچنان نابود و شهید کنند. این چیزی است که هر کسی را تکان میدهد و متوجه بطلان آن جریانی میداند که دستاندرکار این مسأله است. بنابراین حادثه در داخل ایران جریان انقلاب را یکسره و یکپارچه کرد. اگر مردم آن زمان بطلان جریان مخالف را فهمیده بودند، در حادثه هفتم تیر حقانیت مطلق جریان مخالف لیبرالها و منافقین را نیز که خط امام باشد، احساس میکردند. انعکاس همین موضوع در خارج هم زیاد بود. شاید در دنیا کسانی که دستاندرکار این مسائل هستند کمتر جایی را میشود سراغ داشت که از حادثه هفتم تیر چیزی علیه نظام جمهوری اسلامی استفاده کرده باشند. لابد آن روزهای اول که من روزنامهها را نمیخواندم و از خبرها مطلع نبودم حتماً کسانی در دنیا بودند که این حادثه را به معنای زوال و نابودی جمهوری اسلامی تفسیر کرده بودند. لیکن از اینکه بگذری، در دنیا انعکاس این حادثه انعکاس مفیدی برای جریان هفتم تیر بود.
س: فکر میکنید پس از گذشت یک سال از فاجعه هفتم تیرماه ۱۳۶۰ و شهادت آیتالله بهشتی و ۷۲ تن از یاران ایشان، الف- تا چه اندازه جبران فقدان نیروهای مؤمن و معتقدی که در این فاجعه به شهادت رسیدند شده است؟ ب- تأثیر آن براتحاد نیروهای خط امام چگونه بود؟
آیتالله خامنهای: جبران شخصیتهایی مثل شهید بهشتی و همچنین بقیه شخصیتها به دو صورت قابل تصور است، یکی اینکه کسانی بیایند و جای کامل آن شخصیتها را بگیرند، این البته چیزی نیست که انسان بتواند به طور دقیق بگوید کی انجام شده و چگونه انجام خواهد گرفت؟ دوم اینکه میتوانم بگویم خلأ وجود ارزشمند آنها با تلاشها، کوششها و هیجانهایی که در مردم وجود دارد و به فعلیت رسیدن ظرفیت استعدادها جبران خواهد شد. ما فکر میکنیم خلأ آن برادران به فضل الهی به صورت دوم انجام شده و هر کسی که از میان برود فوراً خلأ او به یک صورتی جبران میشود. اما شخصیتهای ارزشمندی مثل شهید بهشتی و همچنین شهدای ارزشمند دیگری که در جریان اخیر از بین رفتند کسانی نبودند که بشود بدیل و نظایر آنها را در جامعه به این زودی پرورش داد. مثل بهشتی در طول سالیان درازی بهوجود خواهد آمد. البته این نوع حوادث یک تعدادی از استعدادها را از قوه به فعل تبدیل میکند، تلاشها را بیشتر میکند و در مجموع جای خالی آنها به نوعی پر میشود. و اما در مورد تأثیر آن بر اتحاد نیروهای خط امام بایستی بگویم که وقوع این حادثه توانست همه گروههای ملت ایران را حقیقتاً در یک خط قرار بدهد. گروههای خط امام که با یکدیگر اتحاد داشتند و با هم همراه بودند. قبلاً هم من این مطلب را بارها به معنای دیگر گفتهام که نیروهای مردم در جهت خط امام بودند، یعنی بایستی فرض نکنیم که یک عده از مردم از خط امام خارج بودند. طرفداران بنیصدر و لیبرالها نیز در واقع طرفدار خط امام بودند، زیرا که در مصداق شک میکردند. اما با این وضعیتی که پیش آمد همه از لحاظ مصداق نیز روشن شدند و حقانیت خط امام با مصادیق مشخص آن برای همه روشن شده است.
س: اگر ممکن است قدری در مورد ابعاد روحی شهید مظلوم دکتر بهشتی برایمان صحبت کنید.
آیتالله خامنهای: شهید مظلوم مرحوم آیتالله بهشتی یک شخصیت ممتاز بود، هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ قدرت تفکر و هم از نظر اخلاق و روحیات، یک انسان برجستهای بود. از لحاظ علمی ایشان یک روحانی خیلی برجسته و درسخوانده و حاذقی بود که حوزه علمیه او را به صورت یک استادی در اختیار همه علاقهمندان دانش و معرفت قرار داده بود و بهرههای زیادی به پویندگان دانش اسلامی بخشیده بود. از لحاظ فکری مرد مقتدر و صاحب اندیشهای بود که بسیاری از مشکلات را میتوانست با سرانگشت فکر خود حل کند و آنچه را که ما در شورای انقلاب و جلسات تصمیمگیری و جریانات بسیار دشوار بین اواخر سال ۵۸ و اوایل سال ۶۰ از ایشان دیدیم، حاکی از قدرت و توان فراوان فکری این مرد بود. از لحاظ اخلاقی و روحی که شما سؤال کردید، شهید بهشتی مردی بود صبور، بسیار پرظرفیت، خویشتندار، پرکار، منظم و دقیق، انسانی بود که میل داشت برای این انقلاب و این جمهوری تمام تلاش و توان خویش را مصرف کند. یک انسان بیعقده به تمام معنا بود، هیچگونه عقده در وجود او نبود. من به آقای بهشتی علاقه برادرانهای داشتم و هم به ایشان خیلی اعتقاد همهجانبه داشتم. با ایشان سالیان دراز مأنوس بودیم و شب و روز با هم بودیم و تماس کارها و تلاشهایمان با هم و مشترک بود. فرد بسیار خیرخواهی بود و در موارد اخلاقی افراد نزدیک خودش، بسیار سختگیر و کم اغماض بود، یعنی از انحرافات اخلاقی و بیماریهای [اخلاقی] افراد خیلی کم صرفنظر میکرد و خودش به این بیماریها دچار نبود و کلاً شخصیت برجستهای بود که ما در زمان خودمان نظیر او را خیلی کم داشتیم.
س: حیات فکری و مبارزات سیاسی، اجتماعی شهید مظلوم آیتالله بهشتی را که به حق یکی از پشتوانههای محکم انقلاب بودند، چگونه تجزیه و تحلیل میکنید؟ و اصولاً به عنوان یکی از یاران نزدیک ایشان نقش شهید بهشتی را در پیروزی و تداوم انقلاب شکوهمند اسلامی چه میدانید؟
آیتالله خامنهای: شهید بهشتی از دوران مبارزات ملی زمان دکتر مصدق یک فرد مبارز بود. من از آن زمان البته یادم نیست، نه با ایشان آشنا بودم و نه در صحنه مبارزات بودم، اما خود ایشان نقل میکرد آن زمانی که یک طلبه جوانی بودند حتی در اجتماعات سخنرانی میکردند. بعد از آن هم اولین روزهایی که مبارزه مردم و روحانیت به رهبری امام خمینی از سال ۴۱ شروع شد مرحوم شهید بهشتی در صحنه بود. شما اطلاع دارید که هیئت مؤتلفه، آن عدهای که [حسنعلی] منصور را در سال ۴۳ کشتند، یک عده مردمی بودند که در مبارزه نقش به سزایی داشتند و اولین گروه متشکلی بودند که به کار مسلحانه دست زدند. مرحوم شهید بهشتی با این گروهها ارتباطات نزدیک داشت که آنها از او الهام میگرفتند و در جلساتشان صحبت میکرد، و شاید از شگفتیهای تاریخ انقلاب ما اینست که در بین شهدای هفت تیر نیز چند نفر از افراد همان گروه مؤتلفه شرکت داشتند، امثال شهید علی درخشان و شهید اسلامی از کسانی بودند که جزو یاران دوران مؤتلفه مرحوم شهید بهشتی بودند، از جمله شهید عراقی که جزو شهدای جمهوری اسلامی است. در سال ۴۳ به دنبال تقاضای عده زیادی شهید بهشتی به آلمان رفتند و چند سالی در آنجا بودند و حضور ایشان در آلمان و در محیطهای دانشجویی بسیار مؤثر و مفید بود و بعد هم به مجرد اینکه به ایران برگشتند در متن کارهای بنیانی و زیربنایی مبارزات انقلاب قرار گرفتند و آن کارهای زیربنایی، بسیار به فریاد این مبارزات رسید و سرانجام ایشان در جلسهای شهید شدند که آن جلسه به کار انقلاب میپرداخت و مسائل مهم این انقلاب را بررسی میکرد. به طور کلی او یک زندگی آمیخته به تلاش و فعالیت برای این انقلاب و برای این جمهوری و نهضت داشت.
س: چه شد که شهید مظلوم این همه مورد حملات و آماج روزنامه انقلاب اسلامی، بنیصدر و منافقین بود؟
آیتالله خامنهای: اول بلا به مرغ بلند آشیان رسد...آنکه آشیانش و پروازش بلندتر است، و آنکس که شخصیتش ممتازتر است بیشتر از همه مورد تهاجم دشمنان قرار میگیرد. دشمن با کسی که تأثیری در روند این مبارزه ندارد کاری ندارد. شهید بهشتی بزرگترین تأثیر را داشت. یعنی از شخص امام که بگذریم، در میان مردم دیگری که در کار مبارزه و رهبری مبارزه و اداره مسائل این مبارزه نقش داشتند، از همه مهمتر، مؤثرتر و از همه دارای نقش بیشتر مرحوم شهید بهشتی بود. طبیعی بود که او را مورد تهاجم قرار میدادند. ضمناً ایشان مرد صریح و شجاعی بود و در مقابل خطوطی که دشمنان در مبارزه وارد میکردند با صراحت زیاد میایستاد. آنها هم بالاخره مرده که نبودند، عکسالعمل نشان میدادند.
س: تحلیل جنابعالی از اینکه چرا سازمان به اصطلاح مجاهدین مستقیماً مسئولیت جنایاتی نظیر هفتم تیر ۱۳۶۰ و هشتم شهریور را نمیپذیرد چیست؟ و نتیجه آخرین تحقیقات در رابطه با انفجار ساختمان حزب به کجا انجامید؟
آیتالله خامنهای: دلیل اینکه سازمان منافقین مسئولیت این جنایات بزرگ را نمیپذیرد منافق بودن آنهاست. زیرا که اگر میپذیرفتند دیگر منافق نبودند. آنها مایل هستند که یک جای پایی میان مردم داشته باشند. اگر چه حالا دیگر از این حرفها گذشته است، یعنی کارشان به جایی رسیده است که به راننده تاکسی، به فروشنده لبنیات، به عابرپیاده حاشیه خیابان هم حمله میکنند و نارنجک و بمب و سایر چیزها میاندازند. آنها دیگر پایگاه مردمی ندارند و خودشان هم این موضوع را میدانند و لیکن آن حادثه، حادثهای بود که یکجا همه ملت ایران را از مسئول آن حادثه متنفر کرد. خب اینها مگر اینکه مغز خر خورده باشند که بگویند کار را ما کردیم، یعنی یکجا همه مردم را در مقابل خودشان قرار دهند. البته درست است که آنها اعتراف نکردهاند، اما گوشه و کنار برای همه واضح و مشخص شد که منافقین به کمک لیبرالهای اطراف بنیصدر این کار را عهدهدار شده بودند. تحقیقات خاصی من نسبت به این مسأله نداشتم، اما تحقیقاتی که افراد کرده بودند مجرم مشخص این حادثه را معین کردند و او اکنون فراری است.
س: ریشه حادثه ۷ تیر در چه بود؟
آیتالله خامنهای: ریشه حادثه ۷ تیر در تضاد بنیانی و شدید دو خط بود. اول خط امام که جریان اصلی این انقلاب بود، دوم خط نفاق و لیبرالی است که میخواست این انقلاب را از دست مردم و اسلام بگیرد. این تضاد خیلی از حوادث و فاجعهها را بهبار آورد، از جمله فاجعه ۷ تیر.
س: ترسیمی از وضعیت و ذهنیت جامعه قبل و بعد از واقعه ۷ تیر را برای خوانندگان ما ارائه بفرمایید.
آیتالله خامنهای: قبل از حادثه ۷ تیر که البته باید بگوییم قبل از افشاگری نسبت به بنیصدر، جامعه ما یک حالت دوجریانی و دوقطبی داشت که همه یادتان هست مردمی به جریان خط امام با عناصر و افراد وابسته مشخص و معینش گرایش داشتند و آنها را حق میدانستند، دیگران را با آنها میسنجیدند و رد میکردند. عده دیگری و جریان دیگری در میان مردم بودند که وابسته به تفکر لیبرالی و عمدتاً بنیصدر بودند و نسبت به بنیصدر اظهار علاقه میکردند. درست است که جریان اول حجم و عمق بیشتری داشت، لیکن به هرحال یک دوجریانی را در جامعه ما مشاهده میکردیم. آن عدهای هم که طرفدار بنیصدر بودند در واقع طرفدار امام بودند. چون خیال میکردند که امام بنیصدر را تأیید میکنند، او را حمایت میکردند. حوادث حول و حوش ۷ تیر خیال همه مردم را راحت کرد و مردم فهمیدند که بنیصدر یک عنصر عوضی است که به صورت بدلی و تقلبی وارد انقلاب شده و میخواهد مسیر انقلاب را عوض کند. بنابراین اختلافات میام مردم تمام شد، ذهنیت مردم از این تفکرات لیبرالی به تفکرات خط امام خالص گرایش پیدا کرد و مردم با یکدیگر متحد شدند و انقلاب در دور حقیقی و واقعی خودش قرار گرفت.
س: وجه شباهتهای کربلای امام حسین(ع) در سال ۶۱ هجری و کربلای سرچشمه در ۷ تیر ۱۳۶۰ چیست و اصولاً چرا انفجار در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی را به حادثه خونبار «عاشورا» تشبیه میکنند؟
آیتالله خامنهای: بزرگترین وجه شباهت بین این دو حادثه تأثیر تبلیغاتی است که در حرکت، عمل، اندیشه و عواطف مردم بهوجود آوردند. حادثه کربلا نیز تأثیرات بزرگی در طول سالیان دراز در عواطف مردم بهوجود آورد. شاید به جرأت بتوان گفت که کلیه انقلابهایی که بعد از حادثه عاشورا در طول چند قرن اتفاق افتاد، مستند به حادثه عاشورا بود، از آنجا الهام میگرفت و به آنجا استناد پیدا میکرد و تأثیر عظیم تاریخی در روند انقلاب اسلام در آن زمان - دورههای نخستین - داشت. این حادثه ۷ تیر هم تأثیر بنیانی عظیمی را در روند کلی انقلاب ما داشت. البته تعداد شهداهم یکی دیگر از وجه شباهتها است. من اینجا باید یک جملهای را عرض کنم و آن اینست که هیچ حادثهای را نمیتوان با حادثه عاشورا مقایسه کرد، یعنی همانطور که از کلمات امام حسن مجتبی(ع) و پیغمبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) مشخص است «لایوم فی یوماً اباعبدالله»، یعنی هیچ روزی مثل روز عاشورا نیست. اگر ما بخواهیم ابعاد مختلف عاشورا را مجسم کنیم، آنوقت مشخص خواهد شد که ماهیتاً نوع دیگری است. البته هر دو حادثه شهادت شخصیتهاست، اما اولاً هیچ شخصیتی با حسینبنعلی«ع» قابل مقایسه نیست، و ثانیاً در حقیقت هیچ حادثهای با حادثه عاشورا قابل مقایسه نیست.
س: چه پیامی به خانوادههای شهدای هفت تیر که قشری از اقشار امت همیشه در صحنهاند، دارید؟
آیتالله خامنهای: من باید به این خانوادههای عزیز مژده بدهم که عزیزان و شهیدان آنها در پیشرفت انقلاب ما تأثیر بسیار زیادی داشتند. انقلاب سوم این ملت که واقعا شایسته نام انقلاب سوم نیز میباشد با خونهای این عزیزان آغاز و به برکت خون اینها آبیاری شد. کمتر شهیدی را ما سراغ داریم که در طول دوران انقلابمان مثل شهدای ۷ تیر توانسته باشند، توجه مردم را به حقایق جلب کنند و به انقلاب ما در پیراسته و آراسته شدن کمک کنند. این برای خانوادههای شهیدان مژده بسیار بزرگی است.
منبع: روزنامه اطلاعات(ویژهنامه هفتم تیر)؛ ۸ تیرماه ۱۳۶۱


















نظرات