چگونه بنیصدر به سیآیای متصل شد؟
ابوالحسن بنیصدر اسناد لانه جاسوسی تسخیر لانه جاسوسی آمریکا اسناد سیآیای از ارتباط بنیصدر با آمریکا خسرو قشقایی
پس از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در آبان ۱۳۵۸، دانشجویان پیرو خط امام با مدارک محرمانهای مواجه شدند که نشان میداد ابوالحسن بنیصدر، نخستین رئیسجمهور ایران، با مأموران سیآیای در تماس بوده است. این اسناد که ملاقاتهای متعدد بنیصدر با افسر ارشد سیآیای، ورنون کاسین، را نشان میداد، ماهها پنهان ماند تا سرانجام در آستانه جلسه بررسی عدم کفایت سیاسی او به مجلس ارائه شد. این روایت برگرفته از صفحات ۳۰۴ تا ۳۱۰ کتاب «ایستگاه خیابان روزولت» است که توسط موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی و به قلم محمد محبوبی منتشر شده است.
امید آمریکا
برگزیده شدن بنیصدر بهعنوان نخستین رئیسجمهور ایران برای واشنگتن «رضایتبخش» بود. آمریکاییها اختر بخت خود را برافروخته یافته و امیدوار شده بودند که بدون پرداخت هزینۀ چندانی، گروگانها را آزاد خواهند کرد.[...]
اما چرا از نظر آمریکاییها، روی کار آمدن بنیصدر پرتو روشنی بر حل مسألۀ گروگانها میتاباند؟ و چرا بنیصدر در بدو ورود به کاخ ریاستجمهوری، شمشیرهایش را در مقابل دانشجویان فاتح سفارت از رو بست؟ پاسخ این پرسشها را میتوان در لابهلای اسناد کشفشده از ایستگاه سیآیای در تهران جستوجو کرد. در میان این اسناد، میتوان آثاری از پیوند تنگاتنگ بنیصدر و مأموران سیآیای یافت.
آشنایی مقدماتی در پاریس
ماجرای پیوند بنیصدر و ایستگاه سیآیای در تهران به خردادماه ۱۳۵۸ بازمیگردد؛ زمانی که خسرو قشقایی، چهرۀ سرشناس جبهۀ ملی و یکی از منابع سیآیای در میان رجال سیاسی، به افسران ایستگاه گفت که میتوانند ابوالحسن بنیصدر را هم به استخدام خود درآورند و از او بهرهبرداری کنند. قشقایی شمارۀ تماس بنیصدر را در اختیار مأموران سیآیای قرار داد[1] و آنها پس از تحقیقات خود، فرایند بهکارگیری بنیصدر را آغاز کردند.[2]
بنیصدر برای سازمان سیآیای ناشناخته نبود. در دیماه ۱۳۵۷، زمانی که او در حلقۀ اطرافیان امام خمینی در نوفللوشاتو قرار داشت، یکی از مأموران سیآیای به نام ورنون کاسین[3] در پوشش یک تاجر آمریکایی با او ملاقات کرد و میان آنها، یک آشنایی مقدماتی حاصل شد. اکنون که زمان استخدام بنیصدر فرا رسیده بود، مهرهای بهتر از کاسین در اختیار آمریکاییها نبود و از این رو، کاسین در مردادماه ۱۳۵۸ با گذرنامهای جعلی وارد تهران شد و بدون هیچ تماسی با سفارت، در هتل اینترکنتیننتال اقامت گزید.[4]
در صبح روز ۸ شهریور ۱۳۵۸، نخستین ملاقات حضوری ابوالحسن بنیصدر و ورنون کاسین در ایران برگزار شد. این ملاقات به موضوعات پراکنده گذشت؛ [...] ملاقاتهای دوم و سوم بنیصدر و کاسین هم در روزهای ۱۱ و ۱۴ شهریور برگزار شد که پیرامون موضوعات مختلف، از جمله تحلیل اوضاع اقتصاد ایران، سپری شد.
اسم رمز «اسدیلور»
سیدابوالحسن بنیصدر که در مکاتبات داخلی سیآیای با اسم رمز « اسدیلور/1»[5] نامیده میشود، توجه مأموران این سازمان را به خود جلب کرده بود. جمعبندی کاسین از سه جلسهای که با بنیصدر به گفتوگو نشسته بود، مثبت بود. او پیشنهاد داد که در آینده، سازمان با استفاده از مأموری دیگر، بنیصدر را به خدمت خود درآورد.
تحلیل سیآیای
اینک حل معمای بنیصدر و عملکرد او در کسوت ریاستجمهوری سادهتر میشود. نظر تحلیلگران سیآیای دربارۀ بنیصدر در دوران ریاستجمهوری قابل توجه و مهم است: «بنیصدر تقریباً رونوشت کاربنی بازرگان است؛ از آن جهت که به دنبال امتیازگیری از ایالات متحده و به جیب زدن آنهاست.»[6]
این بدان معنا نیست که کنشهای مشکوک بنیصدر در قبال دولت آمریکا از زمستان ۱۳۵۸ تا بهار ۱۳۶۰ - مانند اعلام بیرون کشیدن اموال ایران از بانکهای آمریکایی که منجر به بلوکه شدن داراییها شد، درگیری شدید او با دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، استعفای ناگهانیاش پیش از صدور قطعنامۀ شورای امنیت و دستور بمباران هواپیماهای آمریکایی باقیمانده در صحرای طبس - «لزوماً» با دستور مأموران سیآیای بوده است، لیکن به جرأت میتوان گفت که سود کنشهای بنیصدر در این دوره، اغلب به حساب آمریکاییها واریز میشد. کنشگری بنیصدر در جریان بحران روابط ایران و آمریکا، اگر با هماهنگی مستقیم سیآیای نبوده باشد، دستکم برآمده از همدلیها و همسوییهای شخصی اوست.
چرا اسناد دیر افشا شد؟
حال پرسش تازهتری پیش میآید: چرا دانشجویان مسلمان پیرو خط امام اسناد بنیصدر را تا جلسۀ بررسی عدم کفایت سیاسی در خردادماه ۱۳۶۰ منتشر نکردند؟ جواب این سؤال را میتوان در مقدمۀ دانشجویان بر کتاب افشای اسناد بنیصدر یافت. آنها توضیح دادند که حوالی دیماه ۱۳۵۸، هفت سند بهدست آمده بود که پیش از دیدار نخست بنیصدر و کاسین را پوشش میدادند. از اسنادی که در زمان برگزاری انتخابات ریاستجمهوری کشف شده بود، چنین فهمیده میشود که سازمان سیآیای به بنیصدر طمع کرده، کاسین در پاریس در قالب یک تاجر آمریکایی با او گفتوگو کرده و سرانجام سیآیای درصدد استخدام اوست، اما اتصال کاسین به بنیصدر در این اسناد موجود نبود. دانشجویان از اهرن دربارۀ بنیصدر پرسیدند و اهرن اظهار داشت که او همکاری با سیآیای را در ازای دریافت حقوق ماهیانۀ هزار دلار پذیرفته است؛ لیکن «از آنجایی که اهرن از کاندیداتوری آقای بنیصدر برای ریاستجمهوری مطلع بود، ما در یک چنین امر حساسی نمیتوانستیم به گفتههای وی استناد کنیم [...] در همان زمان نیز این فکر بود که اسناد به همین صورت، بدون کم و کاست به اطلاع امام برسد که در آن زمان، حجتالاسلام آقای موسوی خوئینیها به لحاظ فقدان دلایل کافی این امر را صلاح ندانستند.»[7]
سایر اسناد بنیصدر که ملاقات او با کاسین در تهران را گواهی میداد، در اوایل اردیبهشت ۱۳۶۰ از میان مدارک رشتهشده بهدست آمد؛ زمانی که گروگانها آزاد شده بودند و بنیصدر خود را دوشادوش مجاهدین خلق، در مقابل رهبر انقلاب ایران تعریف میکرد. «بعد از این که مسألۀ عدم کفایت سیاسی آقای بنیصدر در مجلس مطرح شد، طی تماسی که با امام امت گرفته شد، دیگر از جانب ایشان اصراری برای حفظ اسناد در میان نبود و اسناد برای طرح در مجلس در اختیار موسوی خوئینیها قرار گرفت...»[8]
با توجه به این توضیحات مشخص میشود که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تا حدود یک ماه پیش از برگزاری جلسۀ عدم کفایت سیاسی بنیصدر، از وجود ارتباطات میان او و مأمور سیآیای اطلاع نداشتند و تا پیش از آن، تمام دانستههای آنها محدود به طمع سازمان سیآیای به استفاده از بنیصدر بود.
[1] ۱Newsweek، ۱۱ فوریه ۱۹۸۰، ص ۱۶.
[2] اسناد لانۀ جاسوسی آمریکا، ج ۱، ص ۴۷۱.
[3] ورنون کاسین (Vernon Cassin) یکی از افسران مجرب سیآیای بود که حوزۀ مأموریتیاش از اواسط دهۀ ۱۳۳۰، در کشورهای مختلف غرب آسیا میچرخید. ریاست ایستگاه سیآیای در دمشق و امان، برخی از سوابق کاسین است. همچنین نام ورنون کاسین در عملیات استخدام علی حسن سلامه (ابوحسن)، یکی از سران نامدار سازمان آزادیبخش فلسطین، به چشم میخورد. (Bird. The Good Spy: The Life and Death of Robert Ames. صص ۱۰۶-۱۰۲) در اسناد داخلی سیآیای، از نام مستعار «گای راترفورد» (GUY RUTHERFORD) برای ورنون کاسین استفاده شده است.
[4] اسناد لانۀ جاسوسی آمریکا، ج ۱، صص ۴۷۶-۴۷۴.
[5] 1SDLURE/
[6] FCO ۸/۳۵۸۲، ص ۵.
[7] اسناد لانۀ جاسوسی آمریکا، ج ۱، صص ۴۶۵-۴۶۴.
[8] اسناد لانۀ جاسوسی آمریکا، ج ۱، ص ۴۶۵.


















نظرات