پلیس جنوب‏ (S.P.R) (مستند به اسناد سیاسی و تاریخی)1


خانبابا بیانی استاد ممتاز دانشگاه تهران
246 بازدید
انگلیس پلیس جنوب

 پلیس جنوب‏ (S.P.R) (مستند به اسناد سیاسی و تاریخی)1

مقدمه

کشور و ملت ایران که هنوز گرفتار نابسامانیهای دورهء قاجاریه‌ و سلطهء بی‌امان بیگانگان بود ناگهان با شعله‌های آتش خانمانسوز جنگ جهانی اول(1914-1918 میلادی)مواجه گردید.با وقوع‌ این جنگ برای بار دیگر بیشتر سراسر خاک ایران،بااینکه دولتهای‌ وقت ایران بیطرفی خود را در این جنگ رسما اعلام کرده پیوسته‌ در آن پافشاری مینمودند،پایمال ارتشهای بیگانه شد.شمال و غرب و جنوب صحنه جنگ متخاصمین قرار گرفت.شاه و دولتهای‌ وقت‌2فاقد قدرت و عاجز از هرگونه عکس العمل و یا اقدامی تمام‌ مناطق اشغالی را دربست در اختیار طرفین متخاصم(روسیه تزاری‌ امپراطوری بریتانیای کبیر،آلمان و امپراطوری عثمانی)گذاشتند و مأموران و زمامداران دولت ناچار شدند بی‌چون‌وچرا در برابر اوامر و توقعات فرماندهان نظامی و نمایندگان سیاسی دو جبهه‌ متخاصم سر تسلیم فرود آورند و آنچه را که آنها بنام مقررات جنگی‌ میخواستند،برآورده نمایند.ارتش‌های بیگانه در هرجا که قدم‌ میگذاشتند مردم را بباد غارت و چپاول گرفته از هستی ساقط می- کردند.شهرها و آبادیها و خانه‌ها در زیر آتش توپخانه و خمپاره‌ و گلوله در مناطق اشغالی یکی پس از دیگری خراب و ویران میشد. قبایل و عشایر که مورد استفاده جنگی متخاصمین واقع شده بودند، با تطمیع و تهدید به زیر نفوذ آنها درآمدند و سراسر مناطق ایل‌ نشین گرفتار آتش و هرج‌ومرج و آشوب و کشت‌وکشتار واقع شد. کار آشوب و از هم‌گسیختگی دولت مرکزی بجائی رسید که سررشته‌ امور از دستش بیرون رفته بود«...بعد از آنکه اثرات وقوع‌ جنگ بین دول مجاوره ایران خاک این مملکت من غیر حق میدان‌ تجاوز قوای نظامی و دستخوش اقدامات و تحریکات عمال دول مزبوره‌ گردید در نواحی فارس و کرمان در نتیجه عملیات و تحریکات اجانب‌ قرا خود علاء السلطنه بر عهده داشت.این دولت تا اواخر سال دوام یافت و چون سقوط کرد بار دیگر علاء السلطنه روز 23 محرم 1336 به ریاست وزرائی‌ برگزیده شد و کابینه دوم خود را بدون شرکت مستوفی الممالک و حکیم الملک و محتشم السلطنه تشکیل داد در حالیکه بقیه وزیران قبلی در این دولت نیز شرکت‌ داشتند و قوام السلطنه وزارت داخله را بر عهده گرفت.

پس از سقوط دولت دوم علاء السلطنه که فقط دوازده روز طول کشید به‌ ترتیب عین الدوله(ششم صفر 1336 قمری)و مستوفی الممالک(سوم ربیع الثانی‌ 1336)و صمصام السلطنه(19 رجب 1336)و وثوق الدوله(29 شوال 1336) دولتهائی تشکیل دادند که هریک مدت کوتاهی بر سر کار بودند.ولی دولت دوم‌ وثوق الدوله در حدود دو سال دوام یافت.

حوادثی بروز نمود که منجر به ظهور اغتشاشات و شرکت قوای متمرد دولتی گردید.دولت ایران که بواسطهء تضییقات همسایگان خود در حالت ضعف و عدم قدرت بود بدون اینکه حقیقتا مسئولیتی داشته‌ باشد در مورد فرس‌ماژور(حالت اجباری)واقع شده نتوانست از عهده جلوگیری برآید...»3ناراضیان از وضع پایتخت به تعداد کثیر مهاجرت میکردند.جمعی از آنان در کرمانشاهان برای خود حکومتی خودمختار تشکیل دادند.وضع نه آنقدر اسفناک و متأثر کننده بود که قلم بتواند از عهدهء شرح آن برآید.

چون هدف و منظور فقط تشریح علل بوجود آمدن پلیس جنوب‌ است از شرح و ذکر وقایع جنگ صرفنظر میشود و فقط برای‌ تأئید موضوع و تشریح علل تاسیس پلیس جنوب با آوردن چند سند برای نشاندادن گوشه‌ای از دوران مخوف و سهمناک این زمان، صحنه جنگ کرمانشاهان را که نیروهای نظامی روسیه تزاری و امپراطوری عثمانی رودرروی یکدیگر قرار گرفته بودند و دامنه‌ تحریکات بیگانگان در میان عشایر رو بتزاید بود،بعنوان مثال و شاهد متذکر میشویم.

در نقاط مختلف جادهء تاریخی که بغداد را به داخلهء ایران مربوط میکرد جزر و مد جنگ در سال 1916 میلادی شایان توجه بود.در آغاز کار موفقیت از آن عثمانیها بود که پس از عقب‌نشینی انگلیسها از بین النهرین از مرز ایران گذشته به کرمانشاهان حمله بردند و آنجا را به تصرف درآوردند.پس به مناطق مجاور همدان دست به‌ تجاوز زدند.ولی پس از اندک‌مدتی ارتش روسیه پس از پیروزی‌ موفقیت‌آمیز در ارزروم قوای عثمانی را تا ناحیه کرند عقب راند و اقلیت‌های روسی و انگلیسی را مجددا به آن شهر مراجعت داد.

در تابستان عثمانیها برای بار دیگر به پیشرفت خود ادامه دادند و در نتیجه تصرف کوت در حدود دوازده هزار نفر پیاده و چهار هزار سواره‌نظام و پنجاه عراده توپ که بوسیله دو هزار سپاهی چریک‌ تقویت میشدند برای حمله به روسها به پیشروی پرداختند.روسها فقط می‌توانستند شش‌هزار پیاده و شش‌هزار قزاق و نوزده عراده‌ توپ جمع‌آوری نمایند.بنابراین عثمانیها با مقابله با چنین قوای‌ ضعیفی موفق شدند با پشتیبانی توپخانه نیرومند خود روسها را به عقب برانند.کرمانشاهان و بعد همدان از قوای روس تخلیه شد و عقب‌نشینی آنان تا کوههای سلطان بولاق در نزدیکی قزوین ادامه‌ یافت.ولی بنظر آمد که این عقب‌نشینی امری نبود که دائمی باشد زیرا بااینکه اطلاع حاصل شد که افسران آلمانی با ارتش عثمانی‌ به فکر حمله به تهران هستند با این وصف تغییری در وضع جبهه‌ها روی نداد و روسها در زیر فرماندهی ژنرال باراتوف،فرمانده‌ قزاق،مواضع خود را حفظ کرده بتدریج ضایعات و تلفات خود را جبران و ترمیم مینمودند.

در چنین وضعی بود که تمام صفحات کرمانشاهان صحنه جنگ‌ قرار گرفت و اوضاع با وجود قوای متخاصم روزبروز رو بوخامت‌ میرفت و حتی زمانی رسید که ارتباط آن با پایتخت قطع گردید.به‌ این گزارش توجه شود:

وزارت مالیه

اداره کابینه نمره 1155

سواد ترجمه راپرت رئیس گمرک کرمانشاهان مورخه 25 مارس‌ 1917

مورخه 10 ثور.ئیلان‌ئیل 1296

نمره:5382

آقای مدیرکل گمرکات

ذیلا شرح وقایعی را که در مدت 9 ماه قطع روابط کرمانشاه‌ با مرکز بوقوع پیوسته باطلاع شما میرساند.

در تاریخ دهم سرطان ئیلان‌ئیل قشون روس بی‌ستون را تخلیه‌ کرده و عساکر عثمانی بجای آنها قرار گرفتند.قبل از ورود قشون‌ عثمانی اضطراب و نگرانی فوق العاده در شهر حکمفرما بود و همه‌ انتظار فجایع شدیده را داشتند خصوصا از طرف بعضی از ایلات‌ و طوایف وحشی که در معیت قشون عثمانی حرکت میکردند.قشون‌ مزبور بفرماندهی علی احسان بیک همان روز درحال زدوخورد با مؤخرة الجیش قشون روس که هنوز به شهر نزدیک بود به شهر وارد شد و از قرار اطلاعات صحیحه عدهء آنها زائد بر 120 الی 30 هزار نفر نبود.علی احسان بیک خود وارد شهر نشده بلکه به تعاقب قشون روس‌ پرداخت لیکن همین‌که به منطقه‌ای که فیما بین کرمانشاهان و بیستون‌ واقع بود رسید دیگر جلوتر نرفته و تقریبا یکماه دو قشون مقابل‌ یکدیگر قرار گرفتند ضیاء بیک بفرماندهی شهر منصوب گردید و بفاصله چند روز مبلغ سه هزار لیره و مقدار هشتصد خروار غله‌ برسم اعانه باهالی تحمیل نمود.مقداری از این تحمیل هم طبعا بی‌ [؟]و گمرک تعلق گرفت.در آخر سرطان امیر ناصر خان خلج از طرف نظام السلطنه باتفاق وکلا و سایر مهاجرین نیز وارد شدند (اواخر اسد)و مجلس شورای عالی در تحت ریاست نظام السلطنه‌ رئیس شورای ملی و فرمانده کل قشون ایران بناما اعلیحضرت سلطان‌ احمد شاه تشکیل گردید.اسامی اعضاء مجلس از قراری است که‌ ذیلا شرح داده میشود.

ادیب السلطنه مسئول امور داخله.سالار معظم پسر نظام السلطنه‌ مسئول خارجه و علوم.میرزا محمد علی خان مالیه و گمرک.سید حسن‌ مدرس مسئول امور عدلیه و موقوفات.سالار لشکر پسر فرمانفرما مسئول امور جنگ.حاجی عز الممالک مسئول امور تجارت و فواید عامه.علاوه بر مجلس مزبور هیئت دیگری نیز از وکلا تشکیل‌ گردید.

شورای عالی هفته‌ای سه مرتبه و مجلس ثانی همه شب تا چندین‌ ساعت از شب گذشته منعقد بود.

ضمنا اداره‌ای باسم ادارهء تشکیلات در تحت ریاست حاجی‌ عز الممالک تأسیس و شروع به جمع‌آوری عایدات و تشخیص مخارج‌ و نظارت در مخارج قشون در فرم نظامیان نمود.

قوه مرکب از پنج شش هزار سرباز و ژاندارم تحشید و رژیمان‌های‌ مشروحه ذیل احضار شدند:یک رژیمان از کرند.یک رژیمان‌ از کردستان.یک رژیمان از تکته.یک رژیمان از نواحی ثلاثه. یک رژیمان از سیلاخور.یک رژیمان از همدان.دو رژیمان ژاندارم.

واردات صندوق اداره قشون عبارت بود از عایدات دو اثر مختلفه دولتی کرمانشاهان و بروجرد و ولایات ثلث(ثلاث)و همدان‌ و کردستان

و ثانیان وجهی از قرار اظهار اشخاص مطلع باواسطه عثمانی‌ از دولت آلمانا استقراض شده بود.

شرکت«ربوت‌دن»هنوز مقداری مسکوکات نقره دارای سکه‌ سلطان احمد شاه قاجار طهران 1330 وارد می‌کرد.میرزا محمد- علی خان از بدو تصدی بامور مرجوعه خود دوائر مختلفه را که جزء او بود بازدید کرد و دفاتر را ملاحظه و پاره‌ای تعلیمات داد و در طی‌ نطق اول خود اظهار داشت که بموجب حکم شورای عالی امورات‌ اداری به استاتوکوی سابق باقی خواهد ماند.

مشار الیه یک روز این‌جانب را به کابینهء خود احضار و سه‌ مطلب ذیل را بقید تقبل بمن دستور داد.

اولا اینکه نباید بهیچ عنوان راپرت باداره مرکزی ارسال گردد.

ثانیا هرماهه صورت عایدات و مخارج باو داده شود.

ثالثا عایدات خالص گمرک باختیار مجلس گذارده شود.

یک ماه قبل در نتیجه اختلافی که بین مصادر عثمانی و آلمانی‌ رخ نمود آلمانها وجه اعتباریرا که تا آن موقع داده میشد قطع‌ نمود و ادامه آنرا مقید به شرایط ذیل نمودند:

اولا اینکه ژاندارمری در تحت احکام مستقیمه صاحبمنصبان‌ آلمانی قرار بگیرد.

ثانیا آلمانها حق کنترل مستقیم در تمام عایدات و مخارج‌ کلیه نقاط حتی ادارات را داشته باشند.

ثالثا مستخدمین با اجازه و رضای آنها انتخاب شوند.

شرایط و مقررات مذکوره عاقبت قبول و لیکن بواسطه تغییری‌ که در اوضاع حاصل شد مجری نگردید.در تاریخ نهم‌ حوت علی احسان بیک تلگرافا بنظام السلطنه اشعار داشت که حکم‌ تخلیه ایران و رفتن به بغداد باو رسیده است.پس از وصول این‌ تلگرافات نظام السلطنه و همکارانش تهیه حرکت دیده و در سیزدهم‌ حوت از کرمانشاهان خارج شدند ولی امیر ناصر تا روز بیستم‌ به حکومت مشغول بود.بالاخره قشون ترک روز 21 حوت شهر کرمانشاهان را تخلیه و قشون روس دو ساعت بعد وارد شد... پس از وصول راپرت صحیح از رئیس سنه راپرت مخصوص در این‌ خصوص نوشته خواهد شد.راجع به قصر شیرین بواسطه قطع روابط هنوز معلوم نیست از آنجا چیزی مأخوذ شده یا خیر.

بعد التحریر دیروز 4 حوت ئیلان‌ئیل جنرال باراتف وارد کرمانشاهان شد.عموم اعیان و عده کثیری از اهالی بازار باستقبال‌ او رفتند و از طرفین مراسم پذیرائی و تبریک ورود بعمل آمد. «نصرة السلطان رئیس ایالتی» کار اجحاف و تعدی ارتشهای بیگانه به جائی کشید که‌ اهالی کرمانشاه به زعامت علمای دین و ملاکین و بازرگانان برای‌ حفظ بیطرفی به صدور اعلامیه زیر مبادرت ورزیدند.

کارگذاری مهام خارجه کرمانشاه نمره:367

بتاریخ:19 جمادی الثانی 14 ثور توشقان‌ئیل 1333

مقام منیع وزارت جلیله امور خارجه

در تکمیل عریضه رمز نمره 365 سواد رقعه علمای اعلام‌ و رؤسای کرمانشاه را برای مزید استحضار خاطر مبارک لفا تقدیم‌ مینماید.در این چند روزه بواسطه سوء رفتار و معاملاتی که حسین‌ رؤف در قصر وسرپل اجری داشته اهالی با نهایت شدت برعلیه‌ ورود عساکر عثمانی کرمانشاه قیام نموده و حاضر شده‌اند که‌ عموما تحت سلاح بروند و همه‌روزه صبح و عصر اجتماعات‌ نموده و نطقهای آتشین بر علیه ورود عساکر عثمانی ایراد نمایند. معاضد الملک.»

خدمت جناب مستطاب اجل معاضد الملک‌ کارگذار مهام خارجه کرمانشاهان دام اقباله

البته خاطر مبارک بهتر از ماها مطلع و مسبوق است که‌ دولت متبوع مفخم ما در این جنک عالم‌گیر بی‌طرفی خود را به عموم‌ دول اعلان داده تکلیف ما رعایای دولت علیه هم جز اطاعت نیست. لذا با نهایت احترام عرض میکنیم که به جناب جلالتماب اجل‌ رفیق بیک‌باشی شهبندر دولتعلیه عثمانی مقیم کرمانشاه اخطار فرمائید که اگر ورود قشون دولت معظم الیها بخاک کرمانشاه‌ برای تحبیب قلوب و تعمیم اتحاد اسلام است کلیه مسلمانان عالم‌ از صدر اسلام با برادران دینی خود بموجب کتابن مجید آسمانی متحد و برادر بوده ما هم بوظیفهء اسلامیت در دایرهء اتحاد هستیم‌ لازم به تجدید قول و قرار نیست.ولی در این موقع لازم بود ابتدا از مرکز دولت عثمانی با مرکز دولت ایران مذاکره و قطع‌ میشد که از طرف دولت علت اعلان شود و داخل عملیات شوند نه اینکه بدون رضایت دولتین و سابقه ملت قشون وارد کنند و منتظر باشند با تشدد و سختی بلکه بقوه سرنیزه اتحاد را مجری‌ دارند و حال اینکه مرکز دولت و ملت بکلی بی‌خبر و بی‌اطلاع‌ است.با این تفصیل نظر باطاعتی که ما اهالی نسبت به دولت‌ متبوع خود داریم با رعایت کمال نزاکت خاطرنشان میکنیم که‌ تا ممکن است حاضر نیستیم که به قدر ذره‌ای نقض بی‌طرفی شود و بدون اجازهء دولت خود بگذاریم یکنفر بداخله ولایت قدم‌ بگذارد.از جناب مستطاب عالی خواهشمندیم به جناب شهبندر دولت علیه عثمانی این تصمیم ملت کرمانشاه را خاطرنشان‌ فرمائید که تا طریق بهتری برای جلب قلوب یافت میشود از این‌ گونه تشبثات جلوگیری نمایند که اگر بالاخره دولت علیه ایران‌ حاضر شد ملت کرمانشاهان خجل و منفعل نباشند.امروز هم‌ چند تلگراف در حفظ بی‌طرفی از دولت رسیده است که چاره‌ای‌ جز اطاعت نداریم(محل مهر 47 نفر از علما و بازرگانان و ملاکین و اعیان کرمانشاه).

سندی از دخالت ارتش تزاری و نشانه ضعف دولت مرکزی‌ وزارت امور خارجه

مورخه اول شعبان 1335

نمره:975

محرمانه

آقای امیر کل دخالت مستقیم نظامیان روس در امورات و بی‌عدالتیهائیکه در کرمانشاه وکلا سایر نقاط میکنند.همچنین‌ بواسطه نرسیدن حقوق نظمیه و قراسوران و سرباز و غیره که‌ عموم قصد تعطیل دارند و مشکلات دیگر که در کارها مشاهده‌ میکنند امروز مصمم بودند که امورات را بفدوی تفویض نموده‌ از کار بکلی کناره‌جوئی نمایند.فدوی بهر زحمت بود معزی الیه‌ را از این خیال موقتا منصرف نمود و بنا شد که معایب کار خودشان‌ را با پست امروز بعرض وزارت جلیله داخله برسانند.از طرفی‌ هم با حضور فدوی یک مجلس با قونسول روس مذاکره نموده‌ و معایب دخالت مستقیم آنها را در کارهای داخلی خاطرنشان‌ نمایند چنانچه رفع معذورات شد که بعدا شروع بکار نمایند. بدیهی است از طرف اولیای دولت هم راجع به بودجه و رسیدن‌ حقوق ادارات اوامر اکید خواهد رسید.نتیجه مذاکرات بهر کجا منتهی شد در ثانی بعرض میرساند.مانع بزرگ نبودن تلگراف‌ و مرتب نبودن امور پستی است که عرایض فوری مأمورین داخله‌ باید پس از دو هفته بعرض برسد.

چنانچه بعض مسائل هم به توسط تلگرافخانه همدان عرض‌ شود بعلت سانسور معایب را عرض کرد و اجازه مخابرات هنوز هم نرسیده حقیقتا اوضاع اینجا رقت‌انگیز است و اداره کردن‌ آن با مشکلات حاضر نهایت صعوبت را دارد.»

کارگذاری مهام خارجه کرمانشاه

نمره:21

بتاریخ:5 شهر شعبان 60 جوزای ئیلان‌ئیل 1335

مقام منیع وزارت جلیله امور خارجه

بطوریکه در عرایض عدیده عرض شد رشتهء امور عشایر کرمانشاه بکلی از هم گسیخته شده خاصه سنجابی و گوران.بعضی‌ از عشایر کردستان هم در جوار سنجابی هستند آنها نیز به عشایر کرمانشاه تأسی جسته اجتماعات و تزلزلی دارند.بعقیده فدوی‌ دوام این حال اسباب اختلال امر حکومتی و باعث سلب انتظام محلی‌ خواهد شد.در اینجا هم با اختلاف نظریات زید و عمرو اغراض شخصی‌ بعضی از مفسدان شهری و عدم توافق نظر سیاسی و نظامی خاتمه‌ دادن باینکار بی‌نهایت مشکل بنظر میرسد چنانچه رأی انور تصویب‌ فرمایند مقرر فرمایند کمیسیون مختلطی برای حل مسائل عشایری‌ در اینجا تشکیل شده و قراریکه متضمن آسایش طوایف مزبور باشد هرچه زودتر اتخاذ شود منوط به رأی انور است.معاضد الملک.»

علاوه بر مقامات مسئول مملکتی کار وخامت اوضاع به جائی‌ رسید که اهالی کرمانشاه با تعیین عهدنامه‌ای بدبختی و عدم امنیت‌ و آسایش سرزمین خود را گوشزد کرده ناامید از اقدامات حکومت‌ مرکزی سوگند خوردند که به حفظ و حراست خود بکوشند.به سند زیر مراجعه شود:

وزارت داخله

سواد عهدنامه علمای اعلام و اعیان و اشراف

مورخه 9 ذیحجه

بسم الله الرحمن الرحیم

چون امساله بواسطه تعدیاتی که از هرقبیل برعایای بدبخت‌ این مملکت وارد شده و تمام ملاکین و زارعین در این سال ناثواب‌ از این قدرت افتاده‌اند که قوت لا یموت خود را اداره کنند و ناچار چون گاو جفت و آلات و ادوات زراعتی و اساسیه زندگانی‌ آنها بغارت رفته و خانهای دهات از شدت ظلم و تطاول اغلب خراب‌ و ویرانه و برخی از آنها دچار حریق و آتش زدن شده‌اند مشاهده‌ این مطلب رقت‌انگیز و صعبیات اسف‌آور و اینکه اینکار بواسطه‌ عدم زراعت و فلاحت دچار اهالی این شهر گردیده و بالاخره از گرسنگی از میان خواهد رفت نظر باینکه اهالی بخوبی این نکات‌ را حس کرده و ملتفت شده‌اند چاره منحصره را در اتفاق و معاضدت‌ دیده در حضور کلام الله مجید عموم اهالی دار الدوله از احزاب‌ سیاسی و غیره هم این ورقه را مهر نموده‌اند همه قسم یاد نمودند که نسبت به حفظ رعایای زارعین که در اطراف کرمانشاه مشغول‌ برنج‌بری هستند هرکس تعدی و بی‌اعتدالی یا غارت و تاخت و تازی آنها نموده عموما با او طرف بوده و از یکدیگر حمایت و هر کس نسبت به ظلمی که وارد میشود در مقام هرگونه تقاصی برآید عموم مردم او را تمجید کرده و بقدر ذره‌ای در اقدامات و عملیات‌ کارشکنی نکرده و بقدر امکان شرکت و همراهی نماید و نسبت‌ بغارت و خسارات که سابقا برعایا و دهات بلده و بلوکات وارد شده‌ است عموما در صدد اقدامات و استرداد برآیند.هرگاه کسی در این‌ تعهد و قسم مخالفت نماید حکم او با آن کلام الله مجید که مهر خود را زیر این ورقه گذارده‌اند و بلعنت خدا و نفرین رسول گرفتار خواهد بود و علاوه در میان عموم ملت کرمانشاه به بی‌غیرتی و سست‌عنصری معرفی خواهد گردید و عموما با او مخالفت کنند همه قسم ضدیت خواهند نمود.سواد مطابق اصل است.»

انگلیس‌ها نیز بی‌کار ننشسته از راه نفوذ در عشایر برای‌ سرکوب کردن دشمنان خود به تشبت پرداختند،به این سند توجه‌ شود:

وزارت داخله

سواد استخراج تلگراف رمز حکومت کرمانشاه

مورخه پنجم شعبان 1336

مقام منیع وزارت جلیله داخله وظیفه بنده این است با محظورات حاضره اظهارات خود را عرض نمایم.انگلیسها سرا بنای مداخله در کار عشایر گذاشته و در این موقع که سنجابی‌ها مقهور شده سایر ایلات از کلهر و گوران و قلیخانی و کلیائی روی‌ دلشان به آن‌طرف و بوسایل سری با بی‌ترتیبی همراه دستجات و قوه وعده نیز برای اطاعتشان حاضر کرده‌اند لازم است اقدامات‌ فوری در رفع مداخلات انگلیس‌ها در عشایر بشود دیگر اینکه‌ تلگراف متحد المآلی به تمام ایلات فوق و غیره قریب باین مضمون‌ صادر فرمایند که طبقات مطیع ایالت و دولت باشند و به بعضی‌ دسایس فریب نخورده اطاعت حکومت را نصب عین قرار دهند و به قدر ذره از شرایط ایرانیت منحرف نشوند.ضمنا استدعا دارم‌ این تلگراف بنده خیلی خیلی محرمانه باشد همین قسم به وزارت‌ خارجه یا اینکه از حکومت بهمچو تلگرافی رسیده اظهاری نفرمایند.

29 رجب نمره:360 مجد الملک

وزارت داخله بنا به تقاضای حکومت کرمانشاهان متحد المال‌ زیر را به عنوان سرداران و رؤسای ایلات و عشایر غرب صادر کرد:

وزارت داخله

سواد تلگراف صادره از وزارت داخله

مورخه 4 جوزا 1336

نمره:1224

سرداران و رؤسای محترم ایلات و عشایر

از اول جنگ بین المللی الی حال بکرات بوسایل مختلفه خاطر عموم اهالی مملکت خاصه رؤسای ایلات و عشایر را دولت از سلک‌ بی‌طرفی خود و لزوم رعایت اصول آن مطلع داشته و تأکیداتی هم‌ در سکوت و خاموشی و فقط نظاره و تماشا باقدامات طرفین‌ متخاصمین کرده است آنچه مشهور است تا امروز ساکنین و رعایای‌ صدیق اعلیحضرت اقدس شهریاری از حد بی‌طرفی تجاوز نکرده‌ و تصمیمی را که ذات اقدس ملوکانه اتخاذ و مقرر فرمودند انصافا همه محترم شمرده رویه انقیاد و اطاعت را در این مورد بخصوص‌ از دست ندهند اینک هم که یک‌بار دیگر بی‌طرفی ایران نقض و حدود غرب مورد تجاوزات واقع شده است مخصوصا خاطر آقایان‌ و سرداران محترم رؤسای عشایر را به لزوم حفظ بی‌طرفی و امتناع از تکلیفاتی که قشون اجانب مینمایند جلب و اکیدا مقرر است که‌ بهیچوجه احدی نباید در امور نظامی اجانب مشارکت کرده و خود را آلوده به عملیاتی که مخالف بی‌طرفی است بنماید.تکلیف عامه‌ منحصرا در کنار زیستن و بی‌مداخله در کارهای آنها بودن است و در مواقع ضروری میبایست از مرکز کسب تکلیف نمائید.بدیهی است سرداران و رؤسای فکور ایلات و عشایر و سایر محترمین و سکنه حدود غرب به مبانی و دقایق امر متحد المال برخورده و منظور دولت را با احترام تمام و اهمیتی که درخور آن است تلقی خواهند کرد.»

طرفین متخاصمین نه تنها در داخل ایران به تجاوزات و تعدیات‌ و اعمال ناشایست خود ادامه میدادند بلکه به وسیله جراید و انتشارات‌ خارجی نیز به تبلیغات دامنه‌داری علیه یکدیگر دست زده از اینراه‌ در صدد بودند هریک از طرفین افکار جهانیان را بسوی خود جلب‌ و اعمال خود را در ایران موجه جلوه دهند.به این سند مراجعه‌ شود:

سفارت دولت علیه ایران

در لاهه(ذی الحجه 1333-12 اکتبر 1915)

نمره:678

آقای وزیر

اخبار راجعه به ایران در این ایام در جراید زیاد است ولی تمام‌ خبرهائی که دو دولتین روس و انگلیس بر حسب نیات و مقاصد خویش در مدلل ساختن ضعف مادی و معنوی دولت علیه در همه جا منتشر میسازند و انواع و اقسام اراجیف و مطالب باورنکردنی‌ همه‌روزه انتشار میدهند و چون بدبختانه دولت ایران مانند بعضی‌ از دول نه از خود روزنامه معتبری بیکی از زبانهای اروپائی دارد و نه با یکی از آژانسهای اخباری عالم سروکار و قراردادی دارد اخبار لازمهء روزنامه را در تمام دنیا انتشار دهد این است که هرچه‌ از طرف انگلیس و روس به توسط آژانسهای خودشان به جرائد داده میشود همه‌کس خوانده و اغلب باور میکنند مثلا از این قبیل‌ که اقدامات دولتین در جنوب و شمال بر حسب دلخواه و بموجب‌ دعوت علیه شده شده است و یا اینکه روسها مینویسند وجود قشون ما در شمال برای این است که دولت ایران قوهء حفظ مملکت و رفع‌ اغتشاش و هرج‌ومرج(آنارشی)را نداشته و از نظم داخله عاجز است و با آنکه دولت ایران از اقدامات ما در سمت شمال و انگلیسها در جنوب خیلی خوشنود بود و به چشم نیکی مینگرد زیرا که میداند قصد ما بر آن است که دفع شر آلمانها و ظلم و ستم عثمانیها را نموده و ایرانیان بیچاره را نجات بدهیم و غیره‌ها و غیره‌ها.

اینها که عرض شد یک نمونه از اخبار و شمه‌ای از اظهارات‌ این دو همسایه است که بمردم عالم نموده و از صبر و سکوت ما استفاده نموده باین تدابیر تیشه به ریشهء استقلال و حیات ما میزنند.با همین‌گونه اظهارات و انتشارات که بیشتر راجع به‌ ضعف دولت است میخواهند مملکت ایران را حق خویش فهمانده و از بردن آن منت بزرگی بر سر ایرانیان و عالم انسانیت و نوع- پرستی بگذارند.

پلیس جنوب‌ اثرات و نتایج سیاسی آن

آنچه که در مقدمه گذشت شمه‌ای بود از اوضاع دردناک و جانسوز کشور و ملت ایران در دوران جنگ جهانی اول.موضوعی‌ که بیش از هرچیز دیگر باید مورد توجه قرار بگیرد اثرات این‌ جنگ در اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشور بود که قدرتهای‌ بیگانه از موقع استفاده کرده در صدد برآمدند به روش و شیوهء گذشته‌ها نفوذ خود را از طرق مختلف سیاسی و نظامی در این کشور بیش از بیش گسترش دهند و هریک برای خود منطقهء نفوذی‌ جداگانه تشکیل دهند.از جمله امپراطوری بریتانیای کبیر به بهانهء ضعف دولتهای مرکزی ایران و ناتوانی آنها در برقراری نظم و آرامش و بعنوان حفظ منافع خود در هندوستان و تأمین حریم امنیت‌ آن،تصمیم گرفت جنوب ایران را زیر مراقبت مستقیم بگیرد. بهمین منظور به تشکیل پلیس جنوب اقدام کرد.این سازمان در دوران موجودیت خود گرفتاریهای فراوانی را برای دولت‌های وقت‌ ایران به بار آورد که ما در اینجا به استناد اسناد سیاسی و تاریخی که‌ وزارت امور خارجه شاهنشاهی،با لطف مخصوص که سپاسگزار آنم‌ در اختیار اینجانب گذاشت،موضوع را مورد بحث قرار میدهیم.از ذکر این نکته ناگزیر است که هدف این‌جانب در تدوین این مقاله‌ بحث در ماهیت امر و اظهار عقیده شخصی نیست،بلکه منظور انتشار اسنادی است که بموجب آنها باید به ماهیت تاریخی و سیاسی این امر پی‌برد و اوضاع را آن‌چنان‌که بود به استناد همان‌ اسناد،قضاوت کرد.

در سالهای آخر جنگ انگلیسها بعنوان حفظ امنیت راههای‌ جنوب،که آن زمان در معرض تهدید طوایف قشقائی و سایر ایلات‌ و عشایر جنوب بود،برای خود نیروئی زیر عنوان پلیس جنوب‌ ( S.P.R اسپیار)مرکب از داوطلبان محلی و سربازان هندی و افسران انگلیسی تشکیل دادند.

تعداد افراد و افسران و سازمان آن به این قرار بود:4

400 تابین(سرباز)،47 صاحبمنصب(افسر انگلسی)،190 صاحبمنصب(افسر)ایرانی،256 صاحبمنصب جزء انگلیسی و هندی.این نیروی نظامی تحت اوامر یک صاحبمنصب انگلیسی بنام‌ ژنرال اینس بکتور قرار گرفته ارکان حرب(ستاد)او در شیراز مرکب از هفت نفر صاحبمنصب اتاماژور انگلیسی و سه نفر افسر ایرانی و دو بریگاد به اسم بریگاد فارس و بریگاد کرمان.مرکز فرماندهی‌ هم یکی در شیراز و دیگری در کرمان مستقر بود.فرماندهی هردو بریگاد با افسران انگلیسی به هریک از دو فرمانده چهار نفر افسر انگلیسی و دو نفر افسر ایرانی کمک داده شده است.

بریگاد فارس از سه باطالیان و سه اسکادران سوار و یک باطری‌ چهار توپی و یکدسته میترایوز چهار توپی و یک گردان مهندس و یک دسته صحیه متحرک و یک مریضخانهء بیطاری و یک شعبه ذخیرهء ادارهء قاطرخانه و ادارهء گاریخانه و یک انبار سیورسات تشکیل‌ یافته است.

بریگاد کرمان بهمین طریق متشکل شده مگر از حیث عده که‌ در عوض سه باطالیان فقط دو باطالیان و در عوض سه اسکادران‌ سوار و چهار اسکادران سوار ولی گردان مهندس ندارد.

گردانهای پیاده از 3 تا 4 گردان تشکیل یافته و هرگردان‌ مرکب از چهار رسد و هررسد مرکب از چهار جوخه است.برای‌ تشکیلات اتاماژور سه صاحبمنصب انگلیسی و پنج افسر ایرانی و سه افسر جزء انگلیسی معین شده است.فرماندهی گردان را با یکنفر سروان و فرماندهی رسدها با یک نفر ستوان یا گروهبان‌ است.گروهانها شعبهء حمل‌ونقل ندارند چون نقلیه کلیة بتوسط مرکز بریگاد بموجب درخواست صورت میگیرد.خدمات بهداری‌ نیز بترتیب فوق انجام می‌پذیرد.گروهانهای مأمور خارج پزشگ‌ ایرانی مخصوص دارند و بیماران سایر گروهان‌ها در مرکز درمان‌ میشوند.

سواره‌نظام از گردانهای سه یا چهار گروهانی تشکیل یافته‌ و هرگروهان دارای چهار دسته و هردسته مرکب از سه جوخه‌ است.ستاد هرگردان دارای دو افسر انگلیسی و پنج افسر ایرانی‌ و چهار افسر جزء انگلیسی است.

فرماندهی گروهانها توسط یک سروان و فرماندهی دسته‌ها توسط یک نفر ستوان یا گروهبان صورت میگیرد.ترتیبی که‌ راجع به خدمات بهداری و حمل‌ونقل در گروهای پیاده داده‌ شده جهت سوار نیز بهمان ترتیب رفتار میشود.باطری توپخانه‌ مرکب از دو رسد و هررسد دارای دو توپ است.

باطری کرمان دارای چهار توپ انگلیسی(ده پوندی)و باطری شیراز دارای دو توپ(ده پوندی)و دو توپ شنیدر کوهستانی‌ است.فرماندهی باطریها بعهده یک نفر افسر انگلیسی به کمک‌ یک نفر افسر انگلیسی دیگر و سه افسر جزء انگلیسی محول شده‌ و فرماندهی رسدها بعهدهء یک نفر سروان یا ستوان است.

چون مقدار تجهیزات لازم از هندوستان حمل میشود لذا انبار ذخیره مخصوص تشکیل نشده است.

گروهان مسلسل مرکب از دو دسته است که هریک دارای‌ دو مسلسل سنگین هستند.هنگ کرمان از دو دسته سواره و هنگ‌ شیراز یک دسته پیاده و یک دسته سواره تشکیل میشود.

گروهان مهندس جهت خدمات صحرائی تربیت نشده بلکه‌ سایر وظایف را نیز بعهده دارد.

در تشکیلات بهداری یک دسته پزشگ و بهیار برای هر هنگ ترتیب داده شده و اضافه بر بیمارستان مرکزی که در هریک‌ از نقاط دائر شده یکدسته سیار نیز جهت عملیات مختصر تهیه شده‌ است.هرهنگ دارای یک بیمارستان دامپزشگی است و هریک از افواج سوار دارای یک نفر کمک دامپزشک تحصیل‌کرده با یک نفر پرستار هندی است.بعلاوه در هرهنگ یک نفر کمک دامپزشک یا نعل‌بند انگلیسی برای قسمت سیار پیش‌بینی شده است.هرهنگ‌ دارای یک ادارهء ذخیره تحت امر یکنفر استوار انگلیسی است. لوازم انبار از ذخایر انگلیسی تأمین میشود.

هرهنگ دارای یک اداره مهمات و یک انبار مهمات بعلاوه یک‌ قسمت سیار است.اضافه بر سازمانهای فوق الذکر تعدادی تفنگچی‌ برای انتظام راهها توسط ادارهء پلیس جنوب استخدام و متصدی‌ و نفرات آنها از افراد قبایل محلی تأمین شده است.

اسلحه و لوازم آنها تماما انگلیسی است.پیاده‌نظام با تفنگ‌ بلند و سواره‌نظام با کارابین مدل 303 مسلح شده‌اند.توپخانه‌ دارای توپخانه(ده پوندی)کوهستانی انگلیسی است،به استثنای‌ دو توپ که سیستم شنیدر فرانسوی است اسلحه توپچی‌ها کارابین و قاطرچیها شمشیر است.لباس افراد همان لباس متحد الشکل هندی‌ است ولی کلاه آنها کلاه ایرانی است.

تمام افراد از حیث لباس متحد الشکل‌اند ولی سواره‌نظام نیم‌ تنه و شلوار سواری دارند.نفرات بطور داوطلبانه برای مدت سه‌ سال استخدام میشوند ولی ممکن بود پس از انقضای این مدت به میل‌ خود به خدمت ادامه دهند.پس از خاتمه خدمت مبلغی بعنوان‌ بازنشستگی یا انعام به افراد داده نمیشد ولی اگر افراد در جنک کشته‌ یا زخمی می‌شدند به او و در صورت فوت پاداش مطابق درجه و مقام‌ به وارث آنان داده میشد.

افراد از تاریخ ورود به خدمت موظف بودند که به هرنقطه‌ای که‌ مأمور میشدند انجام‌وظیفه نمایند.تعلیمات نظامی کاملا طبق‌ تعلیمات نظامی ارتش انگلیس انجام میگرفت خواربار و علیق در مراکز پادگانها توسط کنتراتچیها تامین میشد.

مخارج سالیانه پلیس جنوب طبق هزینه‌های پیش‌بینی شده و برآوردی که در هفت ماه شده بود بالغ بر 35 میلیون قران(ریال) بالغ میشد.کلیه این مخارج را دولت انگلیس بعهده گرفته بود.

کارگزار شیراز(عبد الله)ضمن گزارشی که ضمن شماره 1367 مورخ 14 ذیحجه 1335 هجری قمری به وزارت امور خارجه میدهد، قوای پلیس جنوب و تجهیزات آنرا چنین گزارش میدهد.

وزارت امور خارجه

مورخه 14 ذیحجه 35-نمره:1368-از شیراز

تعقیب نمره 45 کلیه قشون جنوب دو هزار و پانصد نفر،پانصد سواره و دو هزار پیاده با توپخانه و مریضخانه و غیره...چهار صد سواره و پیاده از امین‌آباد تا قوام‌آباد پانصد پیاده و صد سواره از قوام‌آباد به شیراز و از شیراز خان زینان سیصد پیاده در نیریز باقی‌ در شیراز.چهل نفر صاحبمنصب ارشد پنجاه و پنج صاحبمنصب جزء انگلیسی در تشکیلات قشون جنوب هستند.سواره تفنک کوتاه، پیاده تفنک بلند ده تیر انگلیسی دارند.توپخانه قشون جنوب دو توپ شنیدر هشت دو شنیدر هفت یک اتریشی هفت(گویا مقصود سانتیمتری باشد)دو ماگسیم متعلق به ژاندارم قدیم دارند.سیصد سواره‌نظام صد توپچی یکهزار و هفتصد پیاده دو توپ کوهستانی‌ از قشون هند در فارس هستند.از این اردو پانصد و پنجاه نفر در ده بید باقی در شیراز و دسته‌به‌دسته برای تمام راه شیراز نیریز و سیرجان و راه آباده و شیراز در حرکت‌اند.نتیجه جنک صولت الدوله‌ با محمد علی خان هنوز معلوم نیست مشغول مذاکره اصلاح هستند. یک توپ هشت که انگلیس‌ها به قوام الملک داده بودند به کمک دولت‌ فرستاد هفته گذشته دو توپ صد سواره‌نظام هندی از شیراز برای‌ تنبیه لشنی حرکت کرد.اردوی نیریز و ده بید هم کمک کرده به آبادهء طشک مسکن لشنی رفتند.از قرار مذکور شروع به مذاکرات نموده‌اند ولی هنوز نتیجه معلوم نیست.در این هفته ده اتومبیل سواری برای‌ قشون جنوب آوردند یکجائی بایالت تقدیم کردند.ملاکین کما کان‌ در تلگرافخانه متحصن و کم‌کم از ندادن نواقل هم صحبت میکنند. چنانکه ضمن نمرات 43 و 44 عرض کرده مقتضی است زودتر تکلیف‌ قطعی آنها را معین بفرمائید.مستدعی جواب نمره 42 و وصول‌ این نمره را مخابره فرمائید 7 میزان نمره 46 عبد الله»

دولت انگلیس برای تشکیل پلیس جنوب سرپرسی سایکس‌5 را که از سال 1894 تا 1913 میلادی کنسول انگلیس در کرمان و سیستان و پس از هشت سال انجام‌وظیفه در این مناطق به سمت ژنرال‌ کنسولی مشهد و سپس در ترکستان چین منصوب شده بود،انتخاب‌ کرد و به این مأموریت اعزام داشت.

سفارت انگلیس در تاریخ 7 شوال 1334 هجری قمری مطابق‌ با 7 اوت 1916 میلادی ضمن نامه‌ای به وزارت امور خارجه سرپرسی‌ سایکس را به سمت فرماندهی پلیس جنوب معرفی نمود.

پی نوشت :

(1)آرشیو وزارت امور خارجه شاهنشاهی.

(2)دولت اول وثوق الدوله در ماه رجب سال 1335 سقوط کرد و دولت‌ جدید به ریاست علاء السلطنه روز چهاردهم شعبان آن سال تشکیل گردید.در این کابینه مستوفی الممالک وزیر مشاور و مشیر الدوله وزیر جنگ و مؤتمن الملک‌ وزیر فواید عامه و تجارت و محتشم السلطنه وزیر مالیه بودند و وزارت امور خارجه

(3)سواد گزارشی است که از وزارت امور خارجه به سفارت لندن در تاریخ‌ 10 ذیقعده 1335 هجری قمری فرستاده شده است(آرشیو وزارت امور خارجه)

(4)اقتباس از کتاب جنگ بین الملل اول.تألیف مورخ الدوله سپهر. صفحات 127-131.

(5) Sir Percy Molesworth Sykes.


مجله بررسی های تاریخی شماره78