اردشیر زاهدى در اسناد وزارت خارجه آمریکا در سال 1979


121 بازدید
اردشیر زاهدی

اردشیر زاهدى  در اسناد  وزارت خارجه آمریکا در سال 1979

اردشیر زاهدى وزیر امورخارجه سرّى ـ غیرقابل رؤیت براى بیگانگان

عنوان خطاب: آقاى وزیر

     اردشیر زاهدى، 43 ساله، از ژانویه سال 1967 وزیر امورخاجه شد. هر چند وى بیشتر نگران منافع
شغلى خودش است، ولى به‌طور کامل وفادار به شاه (پدر زن قبلى وى) است و مورد اعتمادش مى‌باشد.

زاهدى پسر تیمسار زاهدى، قهرمان کودتاى 1953 است که بر دولت مصدق پیروز شد و شاه را مجددا به
قدرت بازگرداند. او داراى لیسانس کشاورزى از دانشگاه یوتا در ایالات متحده است. زاهدى به‌عنوان
آجودان غیرنظامى شاه، سفیر ایران در ایالات متحده (62 ـ 1960) و سفیر ایران در انگلستان (67 ـ
1962)، خدمت کرده است.

     زاهدى مردى فریبنده، پر انرژى، باهوش متوسط است، او خیلى سریع در موارد مختلف با اعتماد به
نفس اظهارنظر مى‌کند که این امر به وى ظاهر یک فرد با اطلاعات خوب را مى‌دهد. او دوست دارد که یکى
از «مهم‌ها» (Boys) باشد، به بعضى از سازمانها وابسته است، و منافع گسترده تجارى دارد.

     زاهدى قد بلند، تیره و خوش هیکل است و ماشین‌هاى لوکس و دخترهاى خوشگل را دوست دارد.
در سال 1957 با دختر بزرگ شاه ازدواج نمود و در 1964 طلاق گرفت. آنها یک دختر دارند. زاهدى
خوش برخورد است. زاهدى به باغبانى علاقه زیادى دارد و یک باغچه تزیینى در خانه خود در تهران
دارد. او انگلیسى را با لهجه عامیانه آمریکایى، خوب حرف مى‌زند و ایالات متحده را خانه (کشور) دوم
خود مى‌داند.آوریل 1971 ـ فروردین 1350

 

سند بعدی

اردشیر زاهدى، وزیر سابق امورخارجه سرّى

     زاهدى، از 71 ـ 1967 به‌عنوان وزیر امورخارجه و همچنین به‌عنوان سفیر ایران در ایالات متحده
(1962 ـ 1960) و سفیر در انگلستان (1966 ـ 1962) خدمت کرده است. او ارتباط نزدیکى با دربار
دارد که ناشى از نقش بسیار مفید او بخصوص پدرش تیمسار و نخست‌وزیر قبلى، در بازگرداندن شاه به
قدرت در 1953 مى‌باشد. او همچنین با دختر بزرگ شاه شهناز ازدواج نمود (فعلاً طلاق گرفته است).
خواهر زاهدى، نماینده مجلس، اخیرا با سردبیر روزنامه «آزادیخواه و روشنفکر» ایران، آیندگان ازدواج
نمود.

     او از نظر سیاسى و سلیقه‌هاى شخصى به شدت طرفدار آمریکا است و در دانشکده یوتا تحصیل نموده
است. برخلاف بعضى از ایرانیان، اکراهى از اظهار این که یکى از افراد وابسته به اصل چهار در اوایل دهه
پنجاه بوده است، ندارد. او همچنین شدیدا ضد کمونیست است.

     هر چند وى تمایلات ملى‌گرایانه خیلى شدیدى دارد و در بعضى موارد به‌طورى غیر دیپلماتیک
صریح و رک مى‌شود، زاهدى، موجب بیشترین اعتبار براى ایران در بهبود روابط با دنیاى عرب در سه
سال گذشته، گردیده است. از جمله این که ایران تحت‌نظر سازمان ملل متحد از ادعاهاى خوب نسبت به
بحرین به‌طور صلح‌جویانه‌اى صرفنظر نمود.

     ارتباط زاهدى با نخست‌وزیر هویدا هرگز خوب نبوده است ـ ـ بخشى به علت اختلافات سیاسى که بین آنها وجود دارد و بخشى به دلیل امتناع زاهدى از این است که خود را تابع دستورالعمل‌ها و اوامر هویدا
در نظر بگیرد. زاهدى در سال 1971 در شرایطى وزیر امورخارجه شد که شاه مجبور شد بین وفادارى
شخصى به زاهدى و اجازه دادن به نخست‌وزیر که رئیس کابینه باشد، یکى را انتخاب کند.

     از زمانى که وزارت امورخارجه را ترک نمود، زاهدى همچنان در اخبار روزنامه‌ها باقى مانده است (با
میهمانان عالیرتبه به تفریح مشغول است، به سفر زیارتى مکه رفته است، به پاکستان سفر کرده است) و این
برداشت را القاء مى‌کند که برداشتن وى از کابینه یک غیبت موقت است و روزى او به عنوان حتى شاید یک
نخست‌وزیر «اصلاحى» به کار باز خواهد گشت.

     گفته مى‌شود که زاهدى هنوز در میهمانى‌هاى خصوصى و خانوادگى دربار شرکت مى‌کند، که این
اندیشه را تقویت مى‌نماید که او احتمالاً با انتصاب مهمترى در آینده به کار بازخواهد گشت. هر چند
انتقاداتى نسبت به زندگى شخصى زاهدى وجود دارد ـ او زنان زیبا و زندگى مجلل را دوست دارد ـ ولى
وى همچنین داراى احترام گسترده به‌عنوان خدمتگذار ملى صدیق و کاملاً صمیمى همراه با شجاعت
جهت اظهار افکارش، حتى در بعضى مواقع با شاه، مى‌باشد.

     دختر زاهدى، 13 سال سن دارد و در مدرسه ایران زمین درس مى‌خواند، زاهدى انگلیسى را به روانى
و فرانسه را در حد متوسط صحبت مى‌کند. مى 1972 ـ اردیبهشت 1351

 

سند بعدی

اردشیر زاهدى سفیر در ایالات متحده سرّى

     اردشیر زاهدى، در 9 آوریل 1973 اعتبارنامه خود را به‌عنوان سفیر ایران در ایالات متحده تسلیم
نمود. این دومین بارى است که زاهدى سفیر در ایالات متحده شده است. او قبلاً از 62 ـ 1960 در همین
سمت خدمت نمود. او همچنین در دانشگاه ایالات متحده تحصیل نموده است، و این کشور را، میهن (خانه)
دوم خود مى‌داند.

     آخرین و مهمترین شغل رسمى زاهدى وزیر امورخارجه در سال 1971 ـ 1967 بود. پس از استعفا از
وزارت امورخارجه، او مأموریت‌هاى سیاسى براى شاه انجام مى‌داد. او از سالها قبل به شاه و دربار
نزدیک بوده است. علاقه اولیه زاهدى، منافع شخصى است، ولى او به شاه وفادار و مورد اعتماد او مى‌باشد.
او خود را نخست‌وزیر بالقوه در نظر مى‌گیرد.

     وقتى در ژانویه سال 1960 زاهدى اولین مأموریت خود را در واشنگتن به‌عهده گرفت، جوانترین
سفیر ایران بود (او 32 سال داشت)، فعالیت وى در اینجا تشخیص داده نشد و او در دستیابى به دو هدف
مشکل که شاه به وى واگذار کرده بود یعنى بهبود بخشیدن به چهره ایران در جرائد آمریکا و کنترل
نارضایتى‌هاى دانشجویان ایرانى در ایالات متحده از شاه، شکست خورد. در سال 1962 ناگهان او به
ایران احضار گردید.

 

سوابق شخصى

     اردشیر زاهدى در 24 دسامبر 1927 در تهران متولد شد (در یک بیوگرافى رسمى تاریخ تولد وى 16
اکتبر 1928 ذکر شده بود. مردان طبقه بالاى ایران گاهى تولد خود را جلو مى‌برند تا میانسال جلوه‌گر شوند. مشخص نیست چرا زاهدى این کار را کرده بود.)

     وى پسر تیمسار فقید فضل‌اللّه‌ زاهدى و خدیجه پیرنیا مى‌باشد. وى مى‌تواند به خاطر سابقه اجتماعى
مبرا از عیب برخود ببالد. والدین وى از «هزار فامیل» استثنایى هستند و مادر بزرگ وى یک شاهزاده
خانم قاجار، سلسله سلطنتى قبلى، بوده است.

     پس از پایان تحصیلات متوسطه در تهران، زاهدى به دانشگاه آمریکایى بیروت رفت و از سال 1942
تا 1945 در آنجا بود. سپس به دانشگاه ایالتى یوتا واقع در لوگان (LOGAN) رفت، که در آنجا برخلاف
علاقه شخصى به تحصیل کشاورزى پرداخت، زیرا معتقد بود که کشورش به متخصصین تحصیل کرده
کشاورزى نیاز دارد. او در امور فوق برنامه دانشگاهى خیلى فعال بود و رهبر انجمن دانشجویان خارجى
بود. در سال 1950، موفق به دریافت مدرک لیسانس در کشاورزى و پرورش طیور خانگى گردید.

     زاهدى پس از پایان تحصیلات به ایران بازگشت و به‌عنوان دستیار ویژه فرانکلین اس. هاریس، رئیس
هیئت اجرایى ایالات متحده، مسئول کمیسیون توسعه روستایى، انتخاب گردید. وقتى زاهدى در دانشگاه
یوتا تحصیل مى‌کرد، هاریس رئیس دانشگاه بود. در سال 1952، زاهدى به مقام دستیار ادارى وى ارتقاء
یافت، که در آن موقع به دستور و فشار نخست‌وزیر، مصدق، استعفا داد.

 

چگونه موفق شد ارتباطات صحیح برقرار نماید

     در اوت 1953، پدر زاهدى کودتایى را انجام داد که مصدق را برکنار و شاه را به تخت و تاج سلطنت
بازگرداند. به‌عنوان پسر تیمسار زاهدى، اردشیر نقش مهمى در کودتا به عهده داشت. وقتى تیمسار
نخست‌وزیر شد، پسرش به‌عنوان منشى خصوصى و رابط رسمى وى با دربار خدمت نمود. در اکتبر سال
1953، اردشیر به‌عنوان آجودان غیرنظامى شاه انتخاب شد. وقتى تیمسار زاهدى در آوریل 1955 از
نخست‌وزیرى کنار گذاشته شد، اردشیر ابتدا از قبول شغل در دربار خوددارى نمود و با پدرش به اروپا
رفت. بعد از چندى تغییر عقیده داد و به ایران بازگشت تا سمت آجودانى غیرنظامى شاه را مجددا اختیار
نماید.

     وقتى زاهدى با شاهزاده خانم شهناز، دختر شانزده ساله شاه در سال 1957 ازدواج نمود، او به مقام
دولتى رسید و لقب «عالیجناب» دریافت نمود. او همچنین در عدم اطمینان مربوط به جانشینى سلطنت
درگیر بود، که تا بعد از تولد شاهزاده ولیعهد در سال 1960 ادامه داشت. گفته مى‌شد که اگر شاه صاحب
فرزند ذکور نشود، عنوان ولیعهد به پسر احتمالى شهناز داده خواهد شد، به هر حال شاهزاده خانم فقط
صاحب یک فرزند دختر به نام زهرا مهناز شد که در سال 1958 متولد گردید. زاهدى و شاهزاده خانم در
سال 1964 متارکه نمودند.

     در مى سال 1959، زاهدى نقشى در به هم رسیدن شاه و همسرش ایفاء نمود. فرح نزد زاهدى رفت تا
در مورد ادامه تحصیلاتش در پاریس با وى مذاکره نماید، (در آن زمان وى مسئول دانشجویان خارج
کشور بود) او فرح را به خانه آورد تا با همسرش ملاقات نماید. شهناز راجع به فرح و قابلیت‌هاى وى در
احراز مسئولیت‌هاى یک ملکه، با پدرش صحبت نمود. در تابستان در خانه زاهدى به فرح پیشنهاد
ازدواج با شاه شد.

بازگشت به خدمات سیاسى

     در اوت سال 1962، ماهها بعد از بازگشت ناموفقش از واشنگتن، زاهدى به‌عنوان سفیر ایران در
انگلستان برگزیده شد. مهمترین مسئله وى ناآرامیهاى دانشجویى در لندن بود. وقتى در سال 1965
تعدادى از ایرانیان تحصیل کرده در انگلستان به علت شرکت در یک توطئه براى قتل شاه، در ایران
بازداشت شدند، بسیارى از اعضاى مجلس انگلستان یک نامه رسمى در اعتراض به نوع رفتار با زندانیان
نوشتند که به دست مقامات ایرانى رسید. واکنش غضب‌آلود زاهدى نسبت به نامه، عجولانه و از نقطه‌نظر
روابط عمومى شاید بى‌خردانه بود، ولى این امر به هیچ‌وجه از اعتماد شاه نسبت به سفیرش کم نکرد.

     در ژانویه سال 1967، زاهدى و وزیر امورخارجه، غلامعباس آرام، محل‌هاى خود را با یکدیگر
عوض نمودند. زاهدى شغل جدید خود را با انرژى و جدیت زیاد دنبال کرد و ظاهرا تصمیم گرفت در
وراى شهرتش به‌عنوان یک جوان سبک‌سر و زنباره زندگى کند و به منتقدان خود نشان داد که جوانى
نسبى و بى‌تجربگى وى کمبودهاى جدى نیستند. زاهدى با سختگیرى نسبت به خود و زیردستانش در
وزارتخانه، ساعت‌هاى متمادى کار کرد و کشتى محکمى را به آب انداخت. به هر حال، در خلال تصدى
زاهدى به‌عنوان وزیر امورخارجه، اصطکاک موجود بین وى و نخست‌وزیر، امیرعباس هویدا، که ناشى از
رقابت شخصى و مشاجرات سیاسى بود، بیشتر شد. در سپتامبر 1971، کمى بعد از این که شاه، شاهزاده
خانم دو قلوى خود، اشرف را بعنوان ریاست هیئت اعزامى ایران در بیست و ششمین گردهمایى مجمع
عمومى سازمان ملل متحد انتخاب نمود، زاهدى از شغل خود استعفا داد (معمولاً وزیر امورخارجه
ریاست هیئت است.)

 

سفر

     زاهدى شاه را در سفر به ایالات متحده در سال 1949، 1954، 1969 و در سفر به اتحاد جماهیر
شوروى در سال 1956 و 1968 همراهى نمود. فقط در سال 71 ـ 1970، به عنوان وزیر امورخارجه، به
بیش از ده کشور سفر نمود. او هیئت اعزامى کشورش را از بیست‌ودومین تا بیست و پنجمین گردهمایى
مجمع عمومى سازمان ملل متحد رهبرى کرد. در سال 1972 او به پاکستان و افغانستان رفت.

 

مؤدب، با اعتماد به نفس، و یکى از مهم‌ها (BOYS)

     زاهدى مردى فریبنده، پر انرژى و جاه‌طلب با شهرتى قریب به ادب است. هوش و اطلاعات وى
محدود است، ولى او خیلى سریع نظرش را در موارد مختلف با اعتماد به نفس اظهار مى‌دارد که این امر به
وى ظاهر فردى با اطلاعات وسیع مى‌بخشد. زاهدى مترقى و خوش سیماست ـ گاهى پر زرق و برق و
مجلل ـ و دوست دارد یکى از افراد مهم محسوب شود و ظاهرا از گفتن و یا شنیدن داستان ریسک‌هایى که
کرده است، لذت مى‌برد. او به تعدادى از سازمانها از جمله اتحادیه KAPPA - ZIGMA و کلوپ روتارى
وابسته است. در سال 1966 به‌عنوان رئیس بنیاد فرهنگ اسلامى در لندن، که گروهى متشکل از سفراى
کشورهاى اسلامى در لندن بود، انتخاب شد.

     زاهدى قد بلند، سیاه چرده و خوش هیکل است، پس از متارکه دیگر ازدواج نکرده و مشهور به «مرد
خانمها» (LADIES - MAN) است. او ماشین‌هاى لوکس را دوست دارد و از دادن هدیه‌هاى گرانقیمت به دوستان لذت مى‌برد. در واشنگتن و لندن او و همسرش در دنیاى جامعه دیپلماتیک بى‌نهایت فعال بودند.
به‌عنوان سفیر در واشنگتن او به قدرى قرض بالا آورد که دوستاش ـ ظاهرا بدون موفقیت ـ سعى کردند
گروهى براى کمک به وى تشکیل دهند. او یک میهمانى‌دهنده موفق و مورد علاقه است.

     وقتى زاهدى در خانه خود در تهران است، درختان و گل رُز خانگى پرورش مى‌دهد. او از تیراندازى،
شکار و سینما رفتن لذت مى‌برد. به نظر مى‌رسد از سلامتى جسمى کاملى برخوردار است. سفیر به خوبى
انگلیسى را با تلفظ آمریکایى صحبت مى‌کند.

 

ارتباطات خانوادگى پیچیده

     مادر زاهدى چندین سال قبل از فوتش در سال 1963، از پدر وى طلاق گرفت. او متعاقبا با یک
سرهنگ بازنشسته ازدواج نمود و با تیمسار زاهدى با تاجى اتحادیه ازدواج نمود. زاهدى یک خواهر به
نام هما دارد که با حسین اتحادیه، دائى ناتنى‌اش ازدواج کرده است. براساس گزارش جرائد ایالات
متحده، زاهدى پسر دایى امیراصلان افشار سفیر ایران در ایالات متحده است که در حال رفتن مى‌باشد.

28 سپتامبر 1973 ـ 6/7/52

 

سند بعدی

اردشیر زاهدى سفیر در ایالات متحده (از آوریل 1973) خیلى محرمانه

عنوان خطاب: آقاى سفیر

     اردشیر زاهدى یکى از مشهورترین دیپلماتها در واشنگتن است، او در حال حاضر دومین دوره سفیرى
خود در اینجا مى‌گذراند؛ او قبلاً در جریان سالهاى 1960 تا 1962 این سمت را داشت و ایالات متحده را
وطن دوم خودش مى‌خواند. او مردى فریبنده و پر انرژى و باهوش متوسط است و خیلى سریع در موارد
مختلف با اعتماد به نفس اظهارنظر مى‌کند و این به وى ظاهر فردى با اطلاعات وسیع مى‌دهد. او دوست
دارد که یکى از «مهم‌ها» (BOYS) باشد. او به بعضى از سازمانها وابسته است و منافع گسترده تجارى دارد.
او خود را به‌عنوان نخست‌وزیر بالقوه در نظر مى‌گیرد.

     سفیر پسر مرحوم تیمسار فضل‌اللّه‌ زاهدى، رهبر کودتاى 1953، است که دولت مصدق را ساقط و شاه
را مجددا به قدرت رساند. او داراى لیسانس کشاورزى از دانشگاه یوتا مى‌باشد. زاهدى به‌عنوان آجودان
غیرنظامى شاه، سفیر ایران در ایالات متحده، سفیر ایران در انگلستان (67 ـ 1962) و وزیر امورخارجه
(71 ـ 1967) خدمت نموده است.

     زاهدى، 50 ساله، بلند قد، خوش هیکل، مردى آراسته و خوش خلق است. او ماشین‌هاى لوکس و
زنان خوشگل را دوست دارد و یکى از میهمانى‌دهندگان موفق و بسیار علاقمند به میهمانى دادن است. او
همچنین از تیراندازى، شکار و تماشاى فیلم لذت مى‌برد. زاهدى در سال 1957 با دختر بزرگ شاه
ازدواج کرد و در سال 1964 با هم متارکه نمودند. آنها یک دختر دارند. سفیر انگلیسى را با لهجه عامیانه
آمریکایى، خوب صحبت مى‌کند. در مارس 1977 او و سفراى مصر و پاکستان در دستگیرى مسلمانان
حنفى مسلح، بعد از اینکه آنان 134 نفر را در ساختمان‌هاى مختلف واشنگتن گروگان گرفتند، نقش مهمى
ایفاء نمودند. 1 اوت 1978 ـ 10/6/57

 

سند بعدی

13 دسامبر 1978 ـ 22/9/1357 سفارت ایالات متحده آمریکا، تهران، ایران

جناب آقاى اردشیر زاهدى

آقاى سفیر عزیز:

     صحبت مجدد با شما براى من موجب کمال امتنان بود و امیدوارم که وضعیت به اندازه کافى آرام شود
تا بتوانیم دوستى دیرینه خود را بار دیگر به‌طور حضورى، به جاى گفتگوى تلفنى، تجدید نماییم. همه ما
تحرک و درایت شما را در انجام مسئولیت‌هایتان تحسین مى‌کنیم.

     به خاطر مى‌آورید که به شما گفته بودم که به دو نفر از کارکنان سیستم‌هاى الکترونیکى داده‌ها (EDS)
اجازه خروج از کشور داده نشده است. آنها عبارتند از آقاى پاول جون چیپارون با شماره پاسپورت
1016021 ـ H و آقاى ویلیام دمینگ گاى لرد با شماره پاسپورت 776492 ـ J. ظاهرا وزارت
دادگسترى مایل است آنها به‌عنوان شهود براى محاکمه‌اى که در آینده نزدیک برگزار خواهد شد، در کشور
باقى بمانند.

     آقاى راس پیرات (ROSS - PERROT) یک تاجر بسیار مشهور آمریکایى که ممکن است شما هم با
وى در سفرهاى خود به ایالات متحده ملاقات کرده باشید، علاقه شدیدى به این مورد دارد و بارها به من و
سفیر سولیوان تلفن نموده است.

     او شخصا به من و سفیر سولیوان قول داده است که هریک یا هر دو نفر از کارکنان شرکت وى در
صورت لزوم جهت ارائه شهادت و توضیحات، به ایران مراجعت داده خواهند شد. او همچنین ما را مطمئن
ساخته است که اگر دولت ایران بخواهد، هریک از کارمندانش آماده خواهند بود در هر محلى که دولت
شما بخواهد به کار مشغول شوند. آقاى پیرات همچنین به ما گفت که او مایل است، اگر با قوانین ایران
مغایرت نداشته باشد، یک ضمانت یا هر نوع چیز دیگرى که دولت شما بخواهد، جهت اطمینان از این که
این افراد در زمان مورد نیاز براى محاکمه به ایران بازگشت داده خواهند شد، بدهد. ما از هرگونه مساعدت
مناسب که شما بتوانید جهت حل این مسئله انجام دهید، به‌گونه‌اى که این دو نفر بتوانند اجازه ترک ایران را
حاصل نمایند، بسیار متشکر خواهیم شد.  چارلز دبلیو. ناس وزیر مختار

سند بعدی

تاریخ: 14 دسامبر 1978 ـ 23/9/57 سرّى ـ توزیع محدود

از: سفارت آمریکا، تهران 12203 به: وزارت امورخارجه، واشنگتن

موضوع: ملاقات با سفیر زاهدى، 13 دسامبر

     1ـ من در عصر روز 13 دسامبر، دو ساعت را با اردشیر زاهدى گذراندم. وى همچنان با به هم زدن
اوضاع داخلى ادامه مى‌دهد، ولى هنوز کاملاً مشهود نیست که در چه جهتى حرکت مى‌کند. واضح است که
او در تظاهرات موافق شاه در دو روز گذشته به‌طور فعالى درگیر بوده است. باوجود این، نظر مرا در مورد
این که وى براى خواب آیت‌اللّه‌ قمى در مشهد سرمایه‌گذارى کرده است، نفى نمود (به هر حال در مدتى که با او بودم، او اخبارى دریافت نمود که شش هزار تلگرامى که وى ترتیب آنها را داده بود، براى آیت‌اللّه‌ خوب،
ارسال شده بودند).

     2ـ وى جزئیات بیشترى در مورد ترتیباتى که براى تظاهرات 10 دسامبر صورت گرفته بود و اعتبار
زیادى که براى بروز عدم خشونت در آن تظاهرات قائل بود، به من ارائه نمود. او گفت ارتش براى اقدام
علیه حامیان خمینى آماده و در خشم بود و این که وى با یادآورى خاطره پدر عزیزش و یک پیام تلفنى از
شاه، خشم آنها را فرونشاند. او ادعا کرد که نخست‌وزیر، ازهارى، استعفا داده و آن را پس گرفته بود.

     3ـ با قیافه‌اى مانند یک ملخ، او یک لیست بلند بالا از افرادى که در حال دیدنشان بوده است را به من
نشان داد و این تأثیر را برجاى گذاشت که وى در هر دو سمت بازى مى‌کند (با هر دو گروه کار مى‌کند).
وقتى وارد شدم او در حال ملاقات با یکى از حامیان خمینى بود و ادعا کرد که با نخست‌وزیر شام خواهد
خورد. با وجود همه اینها، این عقیده کلى حاصل شد که وى مخالف مذاکرات شاه با جبهه ملى بوده است.
از سوى دیگر، او گفت که در 14 دسامبر براى ترتیب دادن دادن ملاقات بعدى سنجابى با شاه، با سنجابى
چاى خواهد خورد.

     4ـ در بحث در مورد آینده نزدیک، او گفت که از یک دولت تحت امر على امینى جانبدارى مى‌کند، زیرا
او قادر است چرخهاى اقتصادى مملکت را به حرکت درآورد. او احساس مى‌کرد که ممکن است چند
نفرى از جبهه ملى‌ها بتوانند در آن شرکت نمایند، ولى شک بسیارى وجود دارد که سنجابى و همکارانش
بتوانند دولت تشکیل دهند. او با صدیقى و افراد متعدد دیگرى از جبهه ملى خیلى بى‌تعارف بود و همه آنها
را با اسم کوچک نام مى‌برد و مى‌گفت که همه آنها با وى خیلى صمیمى و مرتبط هستند و مثل برادر باهم
بزرگ شده‌اند.

     5 ـ آنگاه او فهرست افراد سرشناسى را خواند که از آنان دعوت کرده بود در چند روز آینده با آنها
ناهار بخورد و آنهایى که بعدا براى دیدن شاه خواهد برد. او گفت این افراد کسانى هستند که وى انتظار
دارد به‌عنوان طرفداران سلطنت یارگیرى کند. آنها به سراسر کشور اعزام خواهند شد و با افراد درگیر
مذاکره خواهند کرد تا براى آنها روشن سازند که مهم این است که شاه در جاى خود (محل) باقى بماند. من
به وى این واقعیت را تذکر دادم که حدود نیمى از آنها در فهرست اسامى شوراى پیشنهاد شده توسط
میناچى هستند (تهران 12168). بنابراین من سایر اسامى آن شورا را (به استثناى نظامى‌ها) بدون
مشخص کردن منبع آنها به وى دادم و او با عجله آنها را به فهرست ناهار خودش اضافه نمود. (به نظر
مى‌آید این کار خیلى ایرانى باشد.)

     6ـ پس از این PARSIFLAGE ما به سه هدف اصلى ملاقات بعدازظهر رسیدیم: شرکت ملى نفت
ایران، بانک مرکزى و وزارت دارایى. او تأیید کرد که انصارى استعفاى خود را از شرکت ملى نفت ایران
اعلام نموده است و براى من مقدارى از ضوابط چرند و بى معنى شرکت ملى نفت ایران را خواند که تأیید
مى‌نمود که نه مینا و نه نابغ، هیچ‌کدام نمى‌توانند رئیس هیئت مدیره شوند، زیرا لازم است قبلاً یا وزیر یا
حداقل پنج سال مدیر شرکت ملى نفت ایران بوده باشند. به هر حال مى‌بایستى راهى وجود داشته باشد که
یا مینا یا نابغ به جاى رئیس هیئت مدیره عمل نمایند. او تأیید نمود که شاه به وى گفته است که این شغل را هم به على امینى و هم به انتظام پیشنهاد کرده بود و هر دو نفر آن را رد کرده بودند (آنها مى‌توانستند فاجعه باشند).

     7ـ بعد از بحث راجع به شرکت ملى نفت ایران، به مسئله سیستم بانکى و وزارت دارایى پرداختم. من
گفتم که هر دو وضعیت خفت‌بار و غیرقابل تحملى دارند و کسى باید پیدا شود که هر دو محل را پاکسازى
نماید. او یادداشت نمود و قول داد که بعضى از افراد خودش را براى این کار منظور خواهد نمود. من
مذاکراتم را با هوشنگ رام (تهران 12163) به وى گفتم، او گفت مراتب را دنبال خواهد کرد.

     8ـ اظهارنظر: زاهدى بیش از اغلب ایرانى‌ها انرژى دارد، ولى به قدرى آن را پخش و پراکنده مى‌کند
که کارآئى وى زیر سؤال مى‌رود. اگر او (یا هر شخص دیگرى) براین مسئله مهم به‌طور واقعى متمرکز شوند
که بار دیگر اقتصاد را به راه اندازد، ممکن است زمان کافى براى همه این رشته از دسایس وجود داشته
باشد که افراد مناسب براى عمل در چهارچوب قانون اساسى را دور هم جمع کند. هر چند به نظر مى‌رسد
که چنین مانورها و گشتهایى براى ایرانیان از نظر روانى مهم هستند و شاید به واقع در نهایت همه فشارى را که در مدت اخیر وجود داشته است، از میان بردارد، من به تلاش بى‌وقفه‌ام براى یافتن چند نفر افراد
مسئولى که علاقه شدیدى به از میان برداشتن رکود اقتصادى مبتلابه این کشور داشته باشد، ادامه خواهم
داد. به‌طور طبیعى این کارها دو روز آخر هفته را گرفته‌اند و زمان بعدى براى این که بتوانم دماغ دیگرى را
براى خرد کردن پیدا کنم، روز شنبه، 16 دسامبر خواهد بود. سولیوان

گزارشگر: ویلیام اچ. سولیوان

 

سند بعدی

جناب آقاى اردشیر زاهدى تهران 17 دسامبر 1978 ـ 26/9/57

آقاى سفیر عزیز:

     سناتور پرسى (PERCY) خواسته است که پیام زیر به شما مخابره شود:

اردشیر عزیز:

     افکار ما در این دوره دیرگذر و سرنوشت‌ساز، با شما و اعلیحضرت بوده است.

شما در زمانى که در ایالات متحده بودید، تحت فشار زیادى قرار گرفته بودید و بر آن مشکلات فائق
آمدید. من مطمئن هستم که بر مسائل فعلى خود نیز پیروز خواهید شد. دوستان زیاد شما در کنگره با من
همکلام هستند که عمیق‌ترین آرزوهاى خود را براى موفقیت شما اعلام دارند. سناتور چوک پرسى

     اجازه دهید بار دیگر براى شما آرزوى موفقیت‌هاى زیاد در کوشش‌هاى فعلى خود بنمایم.

ارادتمند شما چارلز دبلیو. ناس وزیر مختار

*** تصویر اسناد فوق در کتاب هشتم موجود نمی باشد ولی اصل اسناد به زبان انگلیسی در آرشیو موسسه موجود می باشد.


از مجموعه اسناد بدست آمده از لانه جاسوسی در تهران – کتاب هشتم