واکنش مردم به آتش پهلوی بر مسجد اعظم ارومیه
تاریخ ایران، به ویژه تاریخ انقلاب اسلامی، گواه صادقی بر رشادتها، پایداریها و فداکاریهای مردمان شهیدپرور خطه آذربایجان غربی و بهویژه شهر مقاوم ارومیه است. نقش برجسته و تعیینکننده مردم این سامان در روزهای سخت مبارزه با رژیم ستمشاهی و در به ثمر نشاندن نهال پیروزی انقلاب اسلامی، اگرچه گاه آنچنان که شایسته است بازگو نشده، اما همواره در حافظه ماندگار این مرز و بوم جاودان خواهد ماند.
یکی از رخدادهای مهمی که در شهر ارومیه و در بهمن 1357 شمسی رخ داد، به توپ بسته شدن مسجد اعظم پایگاه انقلابیون ارومیه بود. این رخداد چنان مهم بود که در منابع گوناگون به تفصیل به آن پرداخته شده است.
آمادهسازی برای نبرد
حوادث آذر و دی ۱۳۵۷ مقامات رژیم را در ارومیه به تنگ آورده بود. در روز دوم بهمن، نظامیان به رهبری سرهنگ دوم هوشنگی (معاون لشکر 64) تانکها را به خیابانها آوردند.[1] در مقابل، مردم به رهبری روحانیون، مسجد اعظم را به دژ محکمی تبدیل کردند. حجتالاسلام حسنی در خاطراتش میگوید: «اقشار مختلف مردم بسیج شدند... پشت بام و اطراف مسجد را با گونیهای پر از شن سنگربندی کردیم. در خیابانهای اطراف... درختان و چوبهای بزرگ و سنگینی ریختیم تا مانع از حرکت تانکها شویم».[2] مقاومت او و یارانش چنان بود که در منابع دیگر نیز به صراحت ثبت شده: «آقای حسنی و هوادارانش به مقابله پرداختند... نظامیان با دیدن مقاومت مبارزان از تانک جهت در هم شکستن مقاومت ایشان کمک گرفتند».[3]
آغاز درگیری و جنگ شهری
در آن روز، ابتدا نظامیان همراه با گروهی از موافقان شاه، پس از برگزاری تظاهرات فرمایشی و حمله به کاخ دادگستری، به سمت مسجد اعظم حرکت کردند و با پاره کردن تصاویر آیات عظام، به شعار دادن علیه انقلابیون پرداختند. [4]
این اقدام خشم مردم را برانگیخت و درگیری آغاز شد. این رویارویی، یک جنگ شهری تمامعیار بود. حجتالاسلام حسنی لحظه هجوم نهایی را اینگونه روایت میکند: «ناگهان تانک که در جلو حرکت میکرد یک توپ به سمت گنبد شلیک کرد. گلوله توپ درست از یک متری بالای سرم عبور کرد و به گنبد اصابت نمود».[5] درگیری نهایتاً با مقاومت شدید مردم و آتش زدن یک تانک توسط انقلابیون، به عقبنشینی مفتضحانه نظامیان انجامید.[6]
گزارش روزنامههای کیهان و اطلاعات از واقعه
روزنامههای ملی آن زمان با تفاوتهایی این واقعه را پوشش دادند و بخشی از حقایق را فاش کردند.
روزنامه کیهان در تاریخ ۳ بهمن گزارش مفصلتری ارائه داد: «روز دوم بهمن ابتدا یک گروه پانصد نفری... در خیابان پهلوی رضائیه تظاهراتی به نفع رژیم برپا کردند. دقایقی بعد یک تانک ارتشی... به آنان ملحق شدند... هزاران نفر از مردم... در مسجد اعظم گرد آمده بودند... در این هنگام چند تانک و خودروی نظامی به حمایت از موافقان وارد شهر شدند... زد و خورد و تیراندازی تا ساعت یک بعدازظهر به شدت ادامه داشت... بنا به اظهارات شاهدان عینی چهار کشته و هفده زخمی با آمبولانس به بیمارستان شیروخورشید انتقال یافت... صدای تیراندازی تا نیمههای شب شنیده میشد».[7]
این روزنامه همچنین افزود: «مأموران ژاندارم... به طرف مسجد اعظم... حرکت کردند... ناگهان شلیک یک توپ موجب آن شد تا گنبد فیروزهای مسجد به شدت آسیب ببیند».[8]
روزنامه اطلاعات نیز در همان روز (دوم بهمن) با صراحت بیشتری نوشت: «صبح امروز یک تانک مسلح به مسلسل چرخان وارد خیابان پهلوی رضائیه شد... سپس عدهای از مأموران شورشی شهربانی و ارتشی... در حالی که مسلح بودند به خیابان ریختند و شروع به تیراندازی کردند... تمام عکسهای امام خمینی (ره) را... پاره میکردند. همچنین تانکی... جمعیتی را که در جلوی مسجد اعظم اجتماع کرده بودند به گلوله بست».[9]
تعداد شهدای حادثه مسجد اعظم ارومیه
درباره تعداد شهدا، آمارهای متفاوتی در همان زمان منتشر شد که خود گواهی بر تلاش رژیم برای کوچکنمایی جنایت است. روزنامه آیندگان مجموع تلفات را ۱۵ نفر، روزنامه اطلاعات شمار شهدا را ۵ نفر و روزنامه کیهان نیز آمار شهدا را ۷ نفر اعلام کرد.[10]
بر اساس بررسیهای بعدی و آنچه در سالگرد این حادثه ذکر شد، تعداد شهدای آن روز ۸ نفر و تعداد مجروحان ۱۸ نفر عنوان شده است. پیکر این شهدا به دستور آیتالله فوزی در قطعهای از قبرستان باغ رضوان که به «مقبره شهدا» ملقب شد، به خاک سپرده شدند.[11] حجتالاسلام حسنی در خاطراتش به تشییع این شهدا و حتی دفن یک برادر تازه مسلمان شده مسیحی در کنار آنان نیز اشاره میکند.[12]
گزارش ساواک و واکنشهای پس از حادثه
ساواک استان در گزارشی یکسویه و تحریفگرایانه، واقعه را ناشی از «تظاهرات ضدمیهنی» مخالفان دانست و ادعا کرد درگیری منجر به کشته شدن دو نظامی و مجروح شدن شش غیرنظامی شده است: «در ساعت ۹:۰۰ تظاهراتی توسط موافقین شاه در شهر رضائیه انجام و همزمان تعداد زیادی از مخالفین در مسجد اعظم تجمع و بلافاصله شروع به تظاهرات ضد میهنی کردند که منجر به برخورد بین طرفین شد، در این برخورد بعضی از مخالفین مسلح به تفنگ کلاشنیکف و اسلحه کمری بودند و شروع به تیراندازی کردند. بهمنظور برقراری نظم و آرامش و متفرقکردن آنان، یک گروهان پیاده و چهار تانک اسکورپیون لشکر ۶۴ پیاده به شهر اعزام و در اثر تیراندازی، یک نفر درجهدار و یک سرباز کشته، یک افسر، دو درجهدار، دو سپاهی دانش، نه سرباز و شش غیر نظامی مجروح شدند و در ساعت ۱۴ حادثه به پایان رسید».[13] اما پیامدهای واقعی این رویداد، چیز دیگری بود.
سرلشکر هومان، فرمانده لشکر ۶۴، بلافاصله در پیامی رادیویی اقدام نظامیان را بدون فرمان خود خواند و کمی بعد از فرماندهی عزل شد.[14]
بلافاصله پس از انعکاس این حادثه آیات عظام مرعشی نجفی و گلپایگانی با صدور اعلامیههای جداگانه ارتشیان را به عدم شرکت در تظاهرات فرمایشی فراخواندند و حملات نظامیان به مردم را محکوم کردند.[15] این رخداد سرآغاز تغییر قدرت در ارومیه بود؛ چنانکه در روزهای پس از آن، مردم مأموران رژیم را دستگیر و از آنان تعهد میگرفتند و شهر عملاً توسط مردم و روحانیون اداره میشد.[16]
اوج این اقتدار مردمی در 10 بهمن ماه 1357 بود که تظاهراتی باشکوه در ارومیه برپا شد. در این تظاهرات بالغ بر یکصد هزار نفر شرکت داشتند. یکی از نکات جالب این تظاهرات حضور پررنگ زنان و دختران در آن بود. علاوه بر آنان تعدادی از مردم نیز از شهرهای اطراف به ارومیه آمده و در آن تظاهرات مشارکت داشتند. تظاهرات آرام برگزار و شعارهایی به نفع امام خمینی سر داده می شد.[17]
حادثه دوم بهمن مسجد اعظم ارومیه، نمونه بینظیری از مقاومت سازمانیافته مردمی، رهبری روحانیت انقلابی و سقوط ابهت نظامی رژیم پهلوی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی است.
[1] قاسمپور، داود (1392). «انقلاب اسلامی در ارومیه»، ج۲، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۲۴۵
[2] اباذری، عبدالرحیم (1384). «خاطرات حجتالاسلام حسنی امام جمعه ارومیه»، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص131.
[3] مرکز اسناد انقلاب اسلامی (1389).«فرهنگنامه رجال روحانی عصر امام خمینی». تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص۱۲۱.
[4] اطلاعات، 5/11/1357، ص2.
[5]خاطرات حجتالاسلام حسنی امام جمعه ارومیه، ص 132.
[6] همان
[7] کیهان، 3/11/1357، ص7
[8] همان
[9] اطلاعات، 2/11/1357، ص2.
[10] انقلاب اسلامی در ارومیه، ج۲، ص۲۵۳
[11] کیهان، 8/11/1357، ص7.
[12] خاطرات حجتالاسلام حسنی امامجمعه ارومیه، ص134.
[13] مرکز بررسی اسناد تاریخی (1386). «انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک». ج24، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص 242-243.
[14] انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج24، ص 242.
[15] اطلاعات، 5/11/1357، ص2.
[16] انقلاب اسلامی در ارومیه، ج۲، ص۲۵۶
[17] کیهان، 11/11/1357، ص7.


















نظرات