چهلمین سالگرد مرگ شاه دیکتاتور  

پایان امید بازگشت به سلطنت


چهلمین سالگرد مرگ شاه دیکتاتور  

مقدمه :

از زمانی که در 26 دی ماه 1357 محمدرضا پهلوی از ترس انقلاب مردم به مصر فرارکرد تا آنکه سرانجام در پنجم مردادماه 1359 در بیمارستانی در قاهره مُرد، از این شهر به آن شهر و از این کشور به آن کشور در حدود 554 روز دربه دری را در هشت مکان مختلف ، تجربه کرد. گویا او که خود عامل اصلی تبعید و جابجایی صدها مبارز طی 37 سال حکومتش بود؛ دست تقدیر الهی چنین مقدر کرد تا طمع تلخ تبعید و دلهره واضطراب را در سه سال پایانی عمرش تجربه کند.

شاه سرگردان بین شهرها و دوستانی که به او پشت کردند

 محمد رضا شاه به دلیل استبداد فردی و عمق وابستگی به انگلیس و آمریکا زمانی که متوجه شد در میان مردم پایگاهی ندارد و دیگر اربابان آمریکایی و انگلیسی اش حاضر نیستند برای بقای سلطنت 37 ساله او هزینه بپردازند، بناچار در  26 دی ماه  1356 به دعوت انور سادات رئیس جمهوری وقت مصر راهی  شهر آسوان شد و درانجا اقامت گزید.  [1]

شاه که سودای رفتن به آمریکا را داشت پاسخ مناسب از سفیر آمریکا در مصر دریافت نکرد و به همین جهت پس از شش روز اقامت در مصر به دعوت دوست دیرینه دیگرش حسن دوم پادشاه مراکش در دوم بهمن 1357 عازم  مراکش شد. اما فقط 67 روز بعد، بدلیل عذرخواهی پادشاه مغرب ناچار شد در دهم فرودرین 1358 به باهاما جزیره ای دور افتاده در دریای کارائیب برود. او امیدوار بود تا لااقل بتواند از دوستان انگلیسی خود که سالها منافع آنها را در ایران تامین کرده بود ،اجازه اقامت در این جزیره مستعمره انگلیس را بدست آورد. ولی مسئولین این جزیره هم پناهندگی او را قبول نکردند.

بیماری شاه هر روز شدت بیشتری می‌گرفت. یک غده بزرگ در گردن او به وجود آمده بود که نشان می‌داد، سرطان غدد لنفاوی در بدن شاه به مراحل پیشرفته و پایانی خود نزدیک شده است. نا امیدی شاه از مقامات باهامایی باعث شد که شاه عازم  مکزیک شود. در نتیجه  پس از  72 روز اقامت در این جزیره مجبور شد در 20 خرداد 1358 با هماهنگی دوست قدیمی اش"اچه وریا "رئیس جمهوری سابق مکزیک و موافقت خوزه "لوپز پورتیو" رئیس جمهوری وقت به مکزکوسیتی پایتخت  مکزیک برود. او در 134 روزی که در مکزیک بود تلاش کرد از طریق هنری کسینجر وزیرخارجه پیشین آمریکا و خانواده راکفلر میلیاردر معروف آمریکایی، دولت کارتر را متقاعد کند که به او اجازه دهند برای معالجه به آمریکا وارد شود .

سرانجام پس از تماس های مکرر بین سفارت آمریکا در تهران که مخالف رفتن شاه به آمریکا بود با کاخ سفید ، کارتر در 30 مهر ماه 1358 با ورود شاه به آمریکا موافقت کرد. در همان زمان سایروس ونس وزیر خارجه وقت آمریکا به کارتر هشدار می داد سفارت ما درتهران ممکن است با این اقدام  مورد حمله قرار بگیرد. اما برژینسکی مشاور امنیت ملی آمریکا اصرار داشت اگر ما به شاه ویزا ندهیم آبروی ما پیش سایر متحدانمان در خاورمیانه می رود . پادشاه عربستان،اردن،مراکش از جمله کسانی بودند که آمریکا از تکرار سرنوشت شاه برای آنها در بیم وهراس بود .  [2]

ورود جنجالی شاه به نیویورک آمریکا که به ماجرای گروگان گیری در سفارت آمریکا در تهران انجامید تمام رویاهای شاه را نابود کرد. شاه و فرح و همراهانشان در فرودگاه دورافتاده فورت لادردیل در امریکا فرود آمدند، اما هیچ کس انتظار آن‌ها را نمی‌کشید مگر کارشناس اداره بازرسی مواد کشاورزی آمریکا که با بازرسی دقیق وسایل و اثاثیه خانواده سلطنتی می‌خواست مطمئن شود که آن‌ها برخلاف قوانین قرنطینه، از مکزیک با خود گل و گیاه یا تخم سبزیجات و میوه به امریکا وارد نکرده‌اند!

با وجود اینکه شاه با نام مستعار «دیوید نیوسام» در بیمارستان مموریال نیویورک بستری شده بود، اما خیلی زود این مسئله توسط رسانه ها فاش شد و اعتراض دولت و مقامات ایرانی را برانگیخت. او در مجموع  41 روز بحرانی را در نیویورک پشت سر گذاشت از یکسو مجبور بود اخبار مربوط به ریشه کردن شدن آخرین پایگاه جاسوسی آمریکا را درتهران دنبال کند و در حقیقت به این جمع بندی برسد که آمریکا حتی نمی تواند ماموران خود را در تهران، آزاد کند پس چگونه می تواند او را به تاج و تختش باز گرداند؟ ضمن آنکه هر روز تظاهر کنندگان مخالف حضور شاه در نیویورک شرایطی را برای او بوجود آوردند که  در نهایت آمریکایی ها مجبور شدند برای فرار از فشار موجود در رسانه ها ، شاه سرگردان را به  پایگاه هوایی  لاکهید در ایالت تکزاس آمریکا منتقل کنند. شاه دراین پایگاه هم نتوانست بیش از سیزده روز دوام بیاورد  و با سر افکندگی  وسرخوردگی از رفتار آمریکایی ها در سیزده آذر ماه 1358  به جزیره کونتادورا در پاناما در آمریکای مرکزی رفت . در آنجا با هماهنگی هایی که شده بود قرار بود عمر توریخوس حاکم نظامی وقت پاناما حکم بازداشت  شاه را صادر کند تا به مقام های ایرانی تحویل داده شود. اما با اطلاعی که محمدرضا شاه از طریق دوستان اسرائیلی اش پیدا کرد، ناچار شد پس از 95 روز اقامت در پاناما در سوم فروردین 1359 بار دیگر به قاهره پایتخت مصر بازگردد و پس از گرفتن پناهندگی از انور سادات رئیس جمهوری مصر به مدت 126 روز در این کشور زندگی کند.[3]

در مصر از ۱۱ فروردین تا ۵ مرداد ۱۳۵۹، جمعاً چهار عمل جراحی عذاب‌آور و البته پرهزینه روی شاه انجام شد، اما همه چیز برای او به پایان رسیده بود.[4] شاه دیکتاتور سرانجام 9 صبح روز پنجم مرداد 1359 پس از تحمل روزهای سخت حقارت و دربه دری در بیمارستان معادی قاهره  مصر تسلیم مرگ شد. [5] بدین ترتیب آرزوی بازگشت به قدرت برای محمدرضا شاه به تاریخ پیوست. از او 37 سال سلطنت مستبدانه همراه با غارت ثروت ایرانیان به یادگار ماند. البته سلطنت طلبان و جیره خواران حامی او همچنان تلاش دارند از او به عنوان چهره ای مستقل که هدفش خدمت به ایران بود در بین اذهان جوانان امروز ترسیم کنند . زیرا این جوانان روزهای درد و رنج ناشی از عقب ماندگی ، وابستگی و توسعه نیافتگی را مستقیما تجربه نکرده اند.

شعارهایی که شاه برای فریب افکارعمومی در سخنرانی ها و مصاحبه های خود مطرح می کرد امروز دست مایه ای برای آن شده که سلطنت طلبان با ارائه آن شعارها به جوانان امروز بقبولانند که شاه سیاست مستقل ملی را دنبال می کرد و دقیقا به همین خاطر سرنگون شد!غافل از آنکه آنچه که از شاه و میراث آن باقی مانده است عملکرد شاه بود. شاه با اجازه دادن به انگلیس و آمریکا در تعیین سرنوشت مردم ایران وضعیتی را بوجود آورد که سفیر انگلیس و آمریکا در تهران در بسیاری از تصمیم های کلان کشور مداخله می کردند. شاه که بدون مشورت با آنها تصمیم گیری نمی کرد زمانی هم که انقلاب مردم به پاخواسته خسته شده از دیکتاتوری اش را می دید بازهم تصور می کرد این اربابان انگلیسی و آمریکایی او هستند که برای کنار گذاشتن او از قدرت زمینه چینی می کنند!

تکرار تاریخ یا حماقت تکراری

جالب انکه فرزند ارشد او رضا پهلوی از سرنوشت پدر درس نگرفت و همچنان با اتکاء به ثروث غارت شده ازایران توسط پدرش در آمریکا می کوشد بازهم ازآمریکایی ها برای بازگشت به قدرت بهره بگیرد! با آنکه او شاهد بود چگونه برادرش علیرضا در 14 دی ماه 1389در اثر افسردگی ناشی از رفتار بد دولت آمریکا  و اطرافیانش با او و پدرش، از طریق  شلیک گلوله در منزل شخصی اش در ایالت بستن آمریکا به زندگی خود خاتمه داد . 9 سال پیش ازآن  خواهر دیگرش لیلا پهلوی در ۲۰ خرداد ۱۳۸۰ در ۳۱ سالگی، در اتاقش در هتل لئونارد لندن، در انگلیس از طریق خوردن قرص خواب ، خودکشی کرد. با این همه رضا پهلوی همچنان می کوشد اشتباه تاریخی پدر را تکرار کند. او هنوز به پشتیبانی قدرتهای سلطه جو امیدوار است تا رویای از دست رفته پدرش را تعبیر کند. اما غافل از آنکه مردم به عنوان اصلی ترین نهاد قدرت در ایران به او اقبالی نشان نمی دهند. زیرا اوبا دشمنان این مردم هم پیمان شده وسابقه استبدادی حکومت پهلوی ها  از حافظه تاریخی مردم ایران پاک نشده است .

پی نوشت ها :

 

[1] Shawcross,William (1988). The Shah's Last Ride. US: Touchstone. pp. ۴۳۲

[2] میلانی، عباس:نگاهی به شاه، کانادا، تورنتو، نشر پرشین سیرکل، چ دوم، 1394، ص 537 تا 547.

[3] امینی، علی‌رضا : تاریخ روابط خارجی ایران در دوران پهلوی، تهران، صدای معاصر، 1386، ص 216.

[4] نهاوندی هوشنگ :آخرین روزها، ترجمه مریم سیحون، پاریس، نشر کتاب، 2003م، ص 391.

[5] http://tarikhirani.ir/fa/news/4542

انعکاس خبر مرگ شاه درخبرگزاری های جهان رادر نشانی زیر ببینید 

 https://psri.ir/?id=1ldp3xgy


موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی