ساختار قدرت سیاسی در دوره قاجار


4156 بازدید

ساختار قدرت سیاسی در دوره قاجار

ویژگی مشخص نظام سیاسی ایران در دوره قاجاریه ،  استبداد  بود . شاه به تنهایی قانونگذار ، بالاترین مقام قضایی و فرماندهی کل نیرو های مسلح بود . مستبدی بود که دستگاه دولتی را بدون قید وشرط دراختیار گرفته و برجان و مال همه مردم تسلط داشت . دستور ها و اوامر وی می بایست بلافاصله اجرا می شدند . شاه می توانست با تصمیم فردی قرارداد هایی با کشور ها و سرمایه داران خارجی منعقد کند . قدرت شاه به اندازه ای بود که نه فقط مردم عادی بلکه صدر اعظم و شاهزادگان نیز رعایای او محسوب می شدند . شاه و به تبعیت از او شاهزادگان و درباریان و اشراف ، کشور را ملک خصوصی و مردم را رعایای بدون حق خود می دانستند .

در دوره سلاطین قاجار ، شاهزادگان به عنوان حکام مستبد و خود سر به شهرستانها و ایالات مختلف ایران فرستاده می شدند تا با کمک چماق داران و محافظین که در اختیار داشتند قدرت سیاسی و منافع شاه را در مقابل حکام محلی و سایر سران محلی حفظ کنند . در مقابل این خدمت ، شاهزادگان و حکام محلی ، حق داشتند در آمد شهرها و ایالات و مناطق را شخصا اخذ کنند و بخشی از آن را به شاه بپردازند و بقیه را برای خود نگاه دارند . به همین جهت شاهزادگان و حکام محلی در مدت کوتاهی ثروتمند می شدند . دربار سلطنتی با فروش مقامات مهم و حراج سازمانهای دولتی و واگذاری آنها به کسی که مبلغ بیشتری از دیگران به شاه و وزرا می پرداخت ، مخارج خود را تامین می کرد.

درنظام حکومت استبدادی قاجارها ، دولت ، دربار و شخص پادشاه مقولاتی تفکیک ناپذیر بودند . شاه در راس سلسله مراتب حکومتی قرارداشت که مشروعیتش را صرفاً برپایه موقعیت شخصی یا در حقیقت زور فردی بدست می آورد . قدرت وی شخصی و نامحدود بود . اوضاع و احوال کشور بستگی به شخصیت ، خلق و خوی و منش شاه داشت . 1

درنظام استبدادی قاجاری ، هیچ نوع محدودیت عرفی یا قانونی در برابر قدرت شاه وجود نداشت و حق بهره برداری از همه منابع موجود مملکت و انتفاع از نوع حقوق و مزایا برای شاه مجاز بود و بر مردم کشور حق مالکیت داشت . درنظام حکومت استبدادی قاجارها ، دولت ، دربار و شخص پادشاه مقولاتی تفکیک ناپذیر بودند . به عبارت دیگر می توان چنین تصور کرد که

« سه قوه حکومت یعنی مقننه، قضاییه و اجراییه در وجود او متمرکز است و هیچ گونه قید و تعهدی به او قابل تحمیل نیست و هر که جز این بیندیشد دست به خون خودش آغشته می سازد . هرکاری منوط به اراده اوست . وزیرانش فاقد هرگونه ابتکار و در مقابل اندک مسئولیت اداری برخود همی لرزند . همه سیاست تراوش فکر اوست.» 2

جان فوران درمورد دامنه قدرت استبدادی شاهان قاجار در دوره ی اول حکومت قاجاریه می نویسد :

«شاه مانند گذشته از قدرتی پردامنه و مطلق العنان برخوردار بود . اعلان جنگ ، عقد صلح ، بستن پیمان ، واگذاری تیول ، اعطای مناصب ، تعیین و وصول مالیات با او بود . او بالاترین مرجع در نظام قضای کشور محسوب می شد . اختیار مرگ و زندگی همه اتباع کشور در دست او بود . شاه نهایتا می توانست نسبت به مال و منال هریک از شهروندان کشور ادعا داشته باشد . با این اختیارات شکل حکومتی ایران ، استبدادی و آمرانه بود . این استبداد و آمریت تا پایین ترین سطوح دولت امتداد و باز تاب می یافت.» 3

در دوره مورد بحث مراتب توزیع قدرت ، عزل و نصب عمال حکومتی . دخل و خرج دولت ، دستور العمل ولایات ، مقاطعه گمرکات و مواردی از این قبیل به تصمیم فرمان شاه بود . هر قدرتی که از او ناشی می شد و به او باز می گشت .  کلیه افراد جامعه ، حتی صدر اعظم ، وزیران و ماموران عالی رتبه دولت ، نوکران شاه محسوب می شدند . گاسپار دروویل ، که در دوره فتحعلی شاه قاجار از ایران دیدن کرده ، در سفر نامه اش راجع به اختیارات شاه چنین می نویسد :

« تمام مردم ایران به شاه تعلق دارند و شاه به هر طریقی که میل دارد ، با آنها رفتار می کند . هر ایرانی به غلامی شاه مباهات می کند ، به طوری که عنوان قلی (برده) ضمیمه اسم بسیاری از بزرگان است . پادشاه همچنین از آنها که ناراضی است سلب مالکیت می کند و اموالشان را به زیر دستان خود می بخشد . او می تواند به میل خود هر دختر و زنی را به هر طبقه ای که تعلق داشته باشد ، تصاحب کند»4    محمود احتشام السلطنه در خاطراتش بعد دیگری از اختیارات پادشاه را روشن می کند :

« اعمال و برادر زادگان و فرزندان خود و رجال و اعیان و بزرگان مملکت هم از این گونه تعرضات شاه [صدور فرمان ضبط و مصادره اموال دیگران ] مصون نبودند .»  5

پی نوشت ها :

1 -  حمیرا مشیر زاده ، ساختار حکومت پادشاهی و عدم رشد بورژوازی در ایران ، مجله راهبرد  شماره 6 (بهار 1374) ص26.

2 - محمد رضا فشاهی ، تکوین سرمایه داری در ایران ، تهران : گوتنبرگ، 1360ص21.

3 - جان فوران ، مقاومت شکننده ، تاریخ تحولات ایران از صفویه تا سالهای پس از انقلاب اسلامی ، ترجمه احمد تدین ، تهران : موسسه خدمات فرهنگی رسا ، 1377،ص214.

4 - گاسپارد دروویل ، سفر در ایران ، ترجمه منوچهر اعتماد مقدم ، چاپ چهارم ، تهران : شباویز ، 1370،ص182-181.

5 - محمود احتشام السلطنه ، خاطرات ، به کوشش محمد مهدی موسوی ، تهران : زوار ،1367 ، ص124.


سایت تبیان