کاپیتولاسیون و تبعید امام


تصویب قانون کاپیتولاسیون  

   لایحه مصونیت مستشاران و تبعه آمریکا، در سیزدهم مهرماه 1342 (در زمانی که حضرت امام در زندان بودند) در کابینه علم، در مجلس شورای ملی علیه حاکمیت ملت ایران به تصویب رسید و پس از چندی که مجلس تشریفاتی سنا نیز بر آن صحّه گذارد، در زمان نخست-وزیری منصور[1] در بیست و یکم مهرماه 1343 دوباره در مجلس شورای ملی مورد تصویب ننگین نمایندگان شاه قرار گرفت.[ 2]
 
واکنش صریح امام به موضوع کاپیتولاسیون
   پس از چندی که خبر به امام رسید، ایشان حرکت پرخاشجویانه و قهرآمیزی علیه امپریالیسم آمریکا در رابطه با احیای کاپیتولاسیون آغاز کرد. تصویب لایحه کاپیتولاسیون جرقه ای دیگر بود تا باز نهضت به روزهای اوج خود، قبل از 15 خرداد، نزدیک شود. امام برای افشای خیانت شاه و دار و دسته اش به کشور، بر آن شدند که با ایراد نطقی حاد و اعلامیه ای افشاگر، همگان را به حرکت و خروش و مقابله با توطئه شاه و آمریکا فرا خوانند. ابتدا ایشان پیک هایی را برای آگاه ساختن علما و روحانیون به شهرهای دور و نزدیک روانه کردند و خود نیز با مقامات روحانی قم به گفتگو نشستند و با فراهم آمدن زمینه های لازم، 4 آبان 43 (روز تولد حضرت فاطمه(س)[ 3]) برای ایراد سخنرانی تعیین شد. سیل جمعیت از گوشه و کنار کشور برای شنیدن سخنان رهبر نهضت به قم سرازیر شد.
امام با آگاهی از نقطه ضعف رژیم در سخنان پر شور خود، حمله را مستقیماً متوجه آمریکا کردند و ایالات متحده را با شدیدترین لحن به باد انتقاد و اعتراض گرفتند.[ 4] حضرت امام با ایراد سخنرانی کوبنده ای، موضع نهضت را در برابر استکبار غرب و شرق روشن نمود و رسوایی جدید رژیم را افشا کرد.
متن سخنرانی امام از سوی ریاست ساواک تهران به مدیر کل اداره سوم ساواک ارسال شد.[ 5] بعد از این سخنرانی اعلامیه شدیداللحنی نیز از طرف ایشان در محکومیت عمل مجلس شورای ملی در تصویب لایحه مصونیت قضایی مستشاران آمریکایی منتشر شد که در سطح وسیعی توسط شبکه عظیم پیروان امام که در قالب هیئت های مذهبی و اصناف بازار فعالیت می¬کردند، در بیشتر نقاط ایران به سرعت پخش شد.[ 6]
 
تبعید امام به ترکیه
   رژیم که در فکر مقابله با روشنگری¬های امام بود، چاره را تنها در تبعید ایشان دید. شب سیزدهم آبان ماه 1343، رژیم با یک اقدام عجولانه و با دستپاچگی ساده لوحانه ای اقامتگاه امام را در قم مورد تهاجم قرار داد و صدها کماندو به طور وحشیانه ای بیرون اقامتگاه، دست به اعمال جنون آمیز زده و امام را در حالی که با آرامش کامل از اندرون اقامتگاه بیرون می آمدند، محاصره نمودند. توسط اتومبیل ایشان را به تهران منتقل و همان روز با هواپیما به ترکیه تبعید نمودند.
 عصر همان روز فرزند امام، مرحوم شهید حاج آقا مصطفی نیز دستگیر و روانه زندان قزل قلعه شد.[ 7]
هشتم دی ماه 43 حاج آقا مصطفی پس از پنجاه و هفت روز اسارت آزاد شد؛ ولی چون رژیم از این عمل سودی به دست نیاورد، پس از پنج روز به گونه وحشیانه ای نامبرده را از خانه مسکونی دستگیر و روانه ترکیه نمود.[ 8]
از آنجا که تدابیر شدید امنیتی برای تبعید ایشان از قبل توسط رژیم انجام شده بود، اعتراضات و راهپیمایی ها علیه این عمل رژیم در سطح محدود بود. این تدابیر در گزارش های ساواک ذکر شده است.[ 9]
 
واکنش دانشجویان ایرانی خارج کشور
   نکته مهم اینکه فعالیت های گسترده دانشجویان علیه تبعید امام، نقش بسزایی در جلب افکار عمومی جهان داشت. حرکت آنان در این ماجرا تا آنجا گسترده و دامنه دار بود که نه تنها بسیاری از احزاب، سازمانها، مجامع و مقامات جهانی را به حمایت از امام واداشت، که سازمان ملل را نیز در این مورد به عکس العمل وادار کرد. نکته جالب اینکه در این حرکت دانشجویی، چپ گرایان و مارکسیستها نیز فعالانه شرکت داشتند و علیه تبعید امام سرسختانه تلاش می کردند که انگیزه آنان را می توان چنین خلاصه کرد:
1- موضع قاطع و خروش توفانزای امام علیه امپریالیسم آمریکا در رابطه با احیای کاپیتولاسیون که گوش به فرمان های مسکو و پکن را بر آن می داشت که به اصطلاح از فرصت استفاده کنند!
2- نفوذ ژرف و مقام والای امام در دل توده ها و میان خلق ستمدیده ایران تا آنجا چپیها و مارکسیستها را جذب و تحت تأثیر قرار داد که برای عقب نماندن از قافله و به منظور آنکه در دل خلق به هر حیله رهی باز کنند، خود را ناچار می¬دیدند که از «خمینی» دم بزنند و حمایت کنند. حتی امام را از آن خود بدانند! و  جسته و گریخته ادعا کنند که «خمینی مارکسیست است!» و به این ادعای واهی و خیالی افتخار کنند.[10]
 
ترور حسنعلی منصور:
   منصور که تصویب کاپیتولاسیون و تبعید رهبر نهضت، توسط او انجام گرفت، در نخستین روز بهمن 1343 توسط یکی از اعضای هیئت های مؤتلفه اسلامی به نام محمد بخارایی ترور شد؛ ولی در هفتم بهمن به طور رسمی اعلام گردید.
   با روی کار آمدن هویدا، سیل تلگرافها از خارج و سراسر ایران به سوی دولت جدید سرازیر شد و در این تلگراف ها مراجع، علما، وعاظ، دانشگاهیان، اصناف و گروه های سیاسی خواستار لغو قوانین مخالف موازین شرع و مغایر با حاکمیت ملت و نیز خواستار بازگشت رهبر نهضت اسلامی ایران شدند.[11]


________________________________________
[1] - شاه در 17 اسفند 1343 علم را از کار برکنار و حسنعلی منصور را به نخست وزیری گماشت.
[2] - عمید زنجانی، عباسعلی؛ انقلاب اسلامی و ریشه های آن، تهران، کتاب سیاسی، 1367، اول،ص 466.
[3] - شکرزاده، حسن؛ مبارزات امام خمینی به روایت اسناد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1386، اول، ص 368 سند 180.
[4] - قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، اول، ج1، ص 26.
[5] - شکرزاده، حسن؛ پیشین، ص 372 سند 182.
[6] - همان، ص 373 سند 183 – متن کامل اعلامیه ص 389.
[7] - عمید زنجانی، عباسعلی؛ پیشین، ص 468.
[8] - همان، ص 469.
[9] - شکرزاده، حسن؛ پیشین، اسناد 187 و 193.
[10] - روحانی، سید حمید؛ نهضت امام خمینی، بی جا، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1364، اول، ج2، ص 74.
[11] - عمید زنجانی، عباسعلی؛ پیشین، ص 470.


http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38325