روایتی از عملیات فروغ جاویدان و اشتباهات راهبردی سازمان مجاهدین خلق
سازمان مجاهدین خلق عملیات فروغ جاویدان عملیات مرصاد شهید علی صیاد شیرازی تنگه چهارزبر جنگ تحمیلی عراق علیه ایران صدام حسین مسعود رجوی
عملیات «فروغ جاویدان» واپسین و بزرگترین پیکار نظامی سازمان مجاهدین خلق در جنگ ایران و عراق بود که در سوم مرداد ۱۳۶۷، با پشتیبانی ارتش عراق و بر پایهٔ تحلیلهای کاملاً شخصی از فروپاشی قریبوقوع جمهوری اسلامی کلید خورد. رهبران سازمان گمان میکردند پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران، نشانه تهیشدن پشتوانه مردمی نظام است. از همین رو مردم هم در جریان این عملیات از آنان استقبال خواهند کرد. با وجود پیشروی نخستین تا کرند و اسلامآباد غرب، نیروهای مجاهدین در تنگه چهارزبر با مقاومت هوشمندانه فرماندهان ایرانی و بهویژه تدبیر امیر صیاد شیرازی روبهرو شدند. نهایتاً هم با تحمل تلفاتی سنگین، در همان گام نخست متوقف و شکست خوردند.
روایت این ماجرا در صفحات ۲۶۵ تا ۲۸۳ کتاب «مروری بر تاریخچه و تفکرات سازمان مجاهدین خلق» آمده است. این کتاب توسط انتشارات سوره مهر و با قلم وحید خضاب منتشر شده است.
پشتوانه مردمی
سازمان معتقد بود نظام جمهوری اسلامی پشتوانه مردمی ندارد و بسیاری از مردم عمیقاً با آن مخالفاند و در طرف مقابل، سازمان مجاهدین خلق را بهعنوان قهرمان حقیقی و نماینده واقعی خود و تنها آلترناتیو و جایگزین مقبول جمهوری اسلامی پذیرفتهاند؛ ولی آنچه باعث میشود تا مردم علیه نظام دست به اقدامی نزنند، اختناق است و اگر این اختناق شکسته شود مردم حتماً با سازمان علیه نظام همکاری خواهند کرد. [...]
وضعیت جنگ
از طرف دیگر سازمان باتوجهبه دلایل واضح و آشکار و اطلاعات متعدد و رصد صحنه نبرد میدید که با اینکه جهان به دو بلوک شرق و غرب و اقمار آنها تبدیل شده است و این دو تقریباً در همه عرصهها و در جایجای جهان در حال ستیز کامل با یکدیگرند[1] ولی این دو در این زمینه با هم توافق اصولی و عملی دارند که جمهوری اسلامی بههیچوجه نباید پیروز جنگ با عراق باشد. [...]
طبق همین مبانی و در کنار این موارد سازمان یک نکته دیگر را هم به تحلیل خود میافزود که در این شرایط جمهوری اسلامی توان اتمام جنگ از طریق پیروزی کامل بر صدام و سرنگون کردن او را نخواهد داشت [...]؛ پس در این صورت فقط ۲ حالت امکان وقوع دارد:
1. عراق در جنگ پیروز شود و جمهوری اسلامی ساقط شود.
2. نظام در شرایطی قرار بگیرد که مجبور به پذیرش صلح شود.
پذیرش قطعنامه
دقت به همین حالت دوم، کلید فهم حرکات سازمان است. از نظر سازمان یک پایه موجودیت نظام بر روی مسئله جنگ قرار داشت و اگر نظام صلح را میپذیرفت در این دستگاه تحلیلی، معنای خاصی مییافت و بدین معنا بود که نظام هم از نظر نظامی و هم از نظر اقتصادی و هم از نظر مردمی دیگر توان ادامه یک روز جنگ را هم ندارد. [...]
در این حالت اگر صلح از طرف ایران پذیرفته میشد، در دستگاه تحلیلی سازمان به معنای قرار گرفتن نظام در آستانه اضمحلال و واقع شدنش در پایینترین و بحرانیترین سطح نظامی، سیاسی و اقتصادی تعریف میگردید. [...]
ضمناً در چنین شرایطی چون عامل حفظ اختناق نیز از بین رفته بود دیگر نظام به معنای واقعی کلمه هیچ پایه مستحکم و قابل اتکایی برای موجودیت خود نداشت، کافی بود سازمان بهعنوان آلترناتیو قدرتمند موجود وارد صحنه شده و نظام را ساقط کند.[...]
تغییر برنامه
از قرائن چنین بر میآید که سازمان تصمیم داشت این عملیات بزرگ را در نیمهدوم سال ۶۷ انجام دهد ولی پذیرش ناگهانی قطعنامه موجب شد سازمان این عملیات را جلو انداخته و سریعاً در دستور کار قرار دهد. [...]
حتی شکست و عقبنشینی عراق در حمله مجددش پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران هم موجب تجدیدنظر سازمان نشد و آنها بهسرعت زمینههای انجام عملیاتی که آن را فروغ جاویدان نامیده بودند آماده کردند.[2]
ازجمله این اقدامات، تمهید فراخوانی تقریباً از تمام نیروهای سازمان از سراسر جهان و دستهبندی نظامی آنها بود. به همین جهت میتوان گفت که برخی از این نیروها حتی از ابتداییترین آموزشهای نظامی هم بیاطلاع بودند ولی چون سازمان به تحلیلهایش معتقد بود، میپنداشت که درگیری سنگینی پیشرو نخواهد داشت تا آموزش نظامی لازم باشد. مجموع نفرات سازمان در انجام این عملیات، حدوداً ۶۰۰۰ نفر برآورد شده است.
تصرف تهران در یک هفته
باید در نظر داشت که موفقیت دو عملیات پیشین سازمان (یعنی آفتاب و چلچراغ و خصوصاً موفقیتش در تصرف چندساعته مهران) موجب نوعی توهم قدرت کاذب در سازمان شده بود و امید به موفقیتش را، خصوصاً در این شرایط که جمهوری اسلامی را در حضیض قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی میپنداشت، بیشتر کرده بود. [...]
به همین جهت در نقشه حرکت و تصرف یک هفتهای تهران اساساً جنگ تصرف، تثبیت و پیشروی در نظر گرفته نشده و فقط حرکت سریع بر روی جاده و رسیدن به شهرهای مسیر تا تهران در برنامه بود.
یعنی رهبران سازمان منتظر بودند با رسیدن مجاهدین، اندک نیروهای ضعیف نظام هم فرار کرده و مردم شهرها فوجفوج به سازمان بپیوندند و بدین ترتیب شهرها اصطلاحاً آزاد شوند و بعد با تسلیح مردم داوطلب هر شهر آزاد شده، مسیر به سمت تهران ادامه یابد تا نهایتاً به تهران رسیده و جشن پیروزی را یک هفته بعد از شروع عملیات در میدان آزادی برگزار کنند.
آغاز عملیات
بدین ترتیب سازمان طبق تحلیلهای کاملاً ذهنی و به دور از واقعیتهای عینی و با فرض آنکه آنچه دوست دارد وجود داشته باشد (یعنی عدم پشتوانه مردمی نظام و در مقابل محبوبیت (سازمان) در حقیقت هم وجود دارد) مراحل نهایی آمادهسازی را طی کرده و در عصر روز سوم مرداد ۱۳۶۷ عملیات خود را با ورود به خاک ایران آغاز کرد. [...]
پیشروی سریع تا کرند و اسلامآباد
با شروع حرکت سازمان (خصوصاً باتوجهبه حمله فریبی که عراق در جنوب شروع کرد و ذهن نیروهای نظامی ایران را به آن سمت برد) نیروها تقریباً بدون مانع جدی حرکت کرده و موفق شدند تا کرند و اسلامآباد غرب پیشآمده و این دو منطقه را تصرف کنند. سازمان سپس حرکت خود را ادامه داده و به سمت کرمانشاه رفت. [...]
واکنش مردم و کند شدن حرکت سازمان
با اینکه سازمان منتظر پیوستن فوجفوج نیروهای مردمی به خود بود، ولی در عمل ماجراها به گونهای دیگر رقم خورد؛ بدین ترتیب که مردم شهرها و روستاهای تصرف شده و آن شهرها و روستاهایی که خبر در راه بودن نیروهای مهاجم را شنیده بودند از ترس شروع به فرار گسترده به سمت مناطق داخلی کشور کردند و همین موجب ترافیک سنگین بر روی جادهها و کند شدن عملی روند حرکت سازمان شد.
با این همه سازمان توانست خود را تا ۳۰ کیلومتری کرمانشاه و تنگهای به نام چهار زبر برساند.
تلفات سنگین و پایان کارزار
در اینجا اولین مقاومت جدی صورت گرفت. [...] در تنگه چهار زبر با حضور امیر صیاد شیرازی و با عملکرد مدبرانه وی اولین ضربات به سازمان وارد شد.[3] [...] در این عملیات تعداد بسیار زیادی از نیروهای سازمان کشته شدند چنانکه شهید صیاد [...] گفته بود: «از شب ورود اینها تا آخر به درک واصل شدنشان بین گردنه چهار زبر حضور داشتم. یک دفعه دیدم منافقین پلید حالا صد تا صد تا از کشتههایشان پشته درست میشود بهدست ما.»[4]
[1] همان چیزی که به آن جنگ سرد گفته میشد.
[2] نام این عملیات طبق گفته صریح شخص رجوی در سخنرانی اش پیش از شروع عملیات از نام و صفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اخذ شده بود!
[3] البته قبل از آن در حسن آباد و در برخی نقاط دیگر هم درگیریهای جزئی رخ داده بود ولی نتوانسته بود موجب توقف حرکت سازمان شود و آنها تا چهارزبر پیش آمده بودند.
[4] قاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللهُ بِأَیْدِیکُمْ وَیُخْزِهِمْ وَیَنْصُرُکُمْ عَلَیْهِمْ وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِین سوره مبارکه توبه آیه ۱۴.


















نظرات