چرا میرزا «جمهوری شورایی سوسیالیستی ایران» اعلام کرد
میرزا کوچکخان کارش را با مشروطهخواهی شروع کرد. مدتی بعد، لباس روحانیاش را کنار گذاشت و همراه مشروطهخواهان راهی تهران شد تا در فتح پایتخت شرکت کند. او در گرفتن قزوین نقشی پررنگ داشت و شجاعتش زبانزد بود. اما در میانه راه، از برخی رفتارهای همراهانش ناراحت شد و اردو را ترک کرد و به خانه برگشت. بعد از اینکه از او دلجویی کردند، دوباره به جمعشان پیوست و در فتح تهران همراه آنها بود.
بعد از فتح تهران، میرزا در چند عملیات دیگر هم شرکت کرد؛ از جمله مقابله با شورش ترکمانها که به تحریک محمدعلیشاه برپا شده بود. در همین درگیری بود که از ناحیهای مجروح شد و برای درمان به باکو فرستاده شد. اما وقتی به گیلان بازگشت، به دستور کنسول روس در رشت از اقامت در زادگاهش محروم گردید و تبعید شد.[1]
اما او از مبارزه ننشست، یکی از اسناد مهم، نامه کنسولگری روس است که در تاریخ ۲۳ اوت ۱۹۱۵، برابر با یکم شهریور ۱۲۹۴، به اداره کارگزاری مهام خارجه گیلان[2] فرستاده شده و نشان میدهد عملیات میرزا در تابستان همان سال آغاز شده بود. مبنای مبارزات او اسلام بود: «میرزا کوچک هم یک روحانى و طلبه بود و عالم بود و من شنیدم از بعضى از کسانى که آشنایى داشتند که تحصیلات عالیهى فقه اصولى هم مرحوم میرزا کوچک داشته و نجف هم بوده.»[3]
دولت وثوقالدوله با سرکوب شدید سعی در شکست نهضت داشت، اما موفق به جدایی مردم از میرزا نشد. با وجود فشارها، نهضت جنگل دوباره احیا شد. در دورهٔ دوم، هرچند میرزا در ابتدا با انگلیسیها میجنگید، بخشی از همراهانش بهمرور تحت تأثیر شوروی قرار گرفتند و قصد تغییر مسیر نهضت را داشتند، اما میرزا در مقابل این انحراف مقاومت کرد و از تغییر جهت نهضت جلوگیری نمود. [4]
این دینگرایی تنها در مناسک نبود. مثلا میرزا در برخورد با مخالفان کاملاً شرع را رعایت میکرد و هرگز وارد نزاع داخلی نمیشد به همراهان تندرو اجازه سرکوب مخالفان را نمیداد. همین نوع رفتار باعث شده بود امام شهید درباره او بگویند: «رفتار میرزا کوچکخان واقعاً ریشه در دین و اعتقاداتش داشت. [...] رفتارش تنها سیاسی نبود، بلکه کاملاً دینی و اخلاقی هم بود.» [5]
جنبش جنگل در ابتدا برای مبارزه با اشغال گیلان توسط روسیه تزاری به وجود آمد. در جنگ جهانی اول، روسها با ارتشی بزرگ وارد گیلان شده بودند. بعد از خروج روسها، نوبت به انگلیسیها رسید که با وجود پایان جنگ، هنوز در ایران مانده بودند و قرارداد ۱۹۱۹ را به ایران تحمیل کرده بودند. وقتی انگلیسها هم بیرون رفتند، جنگلیان به رهبری میرزا کوچکخان توانستند تمام گیلان را آزاد کنند و نظامی جمهوری در آنجا برپا نمایند؛ کاری که تا آن زمان در ایران و حتی خاورمیانه سابقه نداشت.[6]
بیرون راندن انگلیسیها از رشت، هم زمان با انقلاب بلشویکی در روسیه تزاری بود. روزگاری که شعارهای انقلابیون سرخ در کشور تازه تأسیس شده شوروی همچنان در غبار بود و ماهیت عدالتخواهانه به خود گرفته بود.
در آن فضا که انقلابیون شمالی سعی به ارائه چهرهای کاملا مقبول از خود داشتند، میرزا کوچکخان زیر فشار بلشویکها، جمهوری شورایی سوسیالیستی ایران را اعلام کرد. در پی آن، شورای جنگی انقلاب و دولت موقت تشکیل شد و ارتش سرخ ایران و شورای کمیساریای خلق سازماندهی گردید که همگی الگوبرداری از دستگاه اداری شوروی بود. دو کمونیست شوروی به نامهای آبوکف و کاژانف نیز به شورای جنگی پیوستند. در هیئت رهبری، احساناللهخان و خالو قربان (که گروههای مسلح مستقل داشتند) عضویت یافتند و راسکولنیکف گزارش مفصلی از وقایع به مسکو فرستاد.
پس از اعلام جمهوری، کمیتهٔ انقلاب گیلان تلگرافی به تهران و مشابه آن از باکو به سراسر جهان مخابره کرد که در آن اعلام شد سلطنت لغو و حکومت موقت شوروی برپا شده است. یک روز بعد، میرزا کوچکخان بهعنوان جمهوری سوسیالیستی شورایی گیلان، تلگرافی به لنین فرستاد و از او و سوسیالیستهای بینالملل سوم خواست تا از آزادی ملل تحتسلطه حمایت کنند؛ اما پاسخی دریافت نشد.
بسیاری از محققان مانند دولتآبادی، رواسانی و شعاعیان معتقدند میرزا از ورود نیروهای بلشویک نگران بود و با اکراه با جمهوری بلشویکی موافقت کرد. برخی میگویند میرزا از ورود ارتش سرخ بیخبر بود، در حالی که احساناللهخان از آن مطلع بود. همچنین میرزا اجرای حکومت بلشویکی را در ایران ممکن نمیدانست، چون ایرانیان مسلماناند و با ایدههای کمونیستی سازگاری ندارند.
اسماعیل جنگلی نقل میکند که در کشتی کورسک، جلسهای با حضور راسکولنیکف، ارژنیکیذره و اعضای کمیتهٔ عدالت و انقلاب ترکستان برگزار شد و از میرزا خواستند حکومت ایران را با الگوی بلشویکی بپذیرد، ولی نپذیرفت. سپس پیشنهاد حکومت مختلط از عدالتیها و جنگلیها مطرح شد، اما میرزا گفت چون اعضای کمیتهٔ عدالت سالها از ایران دور بودهاند و با فرهنگ جامعه آشنا نیستند، باید زمام امور در دست کسانی باشد که از روحیات مردم آگاهاند. [7]
ائتلاف با بلشویکها خیلی زود منتهی به شکاف میان آنها شد. برنامه جمهوری جدید با تأکیدش بر اصلاحات ارضی بنیادین و دعوت از جنگلیهای جناح چپ و کمونیستی در رفع حجاب از خانمها، کوچک خان را ناراضی کرد. چون او به اصل اسلامی تقدس مالکیت خصوصی و احکام اسلامی پایبند بود.[8]
از جهت دیگر نیز حقانیت دیدگاه میرزا در مقابل جناح دیگر آشکار شد. دولت شوروی با اولویت بخشیدن به امور داخلی و اقتصادی خود، با وجود شعارها و آرمانهای ظلمستیز بلشویکها و برغم حمایت اولیه از نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچک خان، با کسب امتیازاتی از انگلستان دست از حمایت انقلابیون برداشت و با بردن نیروهای خود از شمال، دست دولت ایران را برای سرکوب نهضت جنگل باز گذاشت.[9]
پافشاری میرزاکوچک بر اصول به همراه مبارزانی که با نام «هیئت اتحاد اسلام» از آغاز با او همراهی میکردند، موجب شد تا نهضت جنگ راهاندازی یک جمهوری اسلامی بود: «یک واحد مینیاتورى را ایشان از نظام اسلامى و جمهورى اسلامى را در رشت و در همان محدودهى خاصّ خودش - گیلان - به وجود آورده.»[10] یکی از نمادهای به دست آمده از تلاش آنها نقشهای است که از شهر رشت در اوایل مبارزات توسط این هیأت ترسیم شده و تمسک بر اسلام به درشتی در آن قید شده است. نقشهای که در زمان عقب نشینی انگلیسی ها به سمت منجیل از دست مبارزان جنگلی در اختیار کاپیتان مککلورتی فرمانده نیروهای بریتانیایی در بینالنهرین نیز از آن استفاده شده است.
تمسک به رفتار اسلامی موجب شده بود که حمایت از میرزا، منحصر به قشر کارگر که در اندیشه بلشویکی موتور محرکه انقلاب بود نباشد و بخشی از متمولین، ملاکین و حتی مسئولین منطقه نیز او را قبول نمایند. چنانکه حاکم رشت به اتفاق جمعی از محترمان به پسیخان رفته و از میرزا کوچک خان تقاضا میکند به رشت بیاید و از ورود نیروهای خارجی جلوگیری کند. طبق سندی که ۱۶ خرداد ۱۲۹۹، کارگزاری رشت برای وزارت امور خارجه ارسال کرده است: «بعد از ظهر دیروز آقای حکمران با جمعی از محترمین و بعضی از رؤسای ادارات استقبال کردند. آقای میرزا کوچک خان با اغلب رؤسای جنگل و عدهای مجاهد محترم به سبزه میدان وارد و با حضور رؤسای قوای وارده که با عده قوی و موزیک از انزلی آمده بودند، نطقهای مفصلی ایراد شد.»[11]
[1]. شعله فروزان اسنادی از جنبش جنگل، ص ۱۵
[2] کشاورز، فتحالله(۱۳۷۱) نهضت جنگل؛ اسناد محرمانه و گزارشها، تهران: سازمان اسناد ملی ایران، ص ۲
[3]. بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نماز جمعه در ۱۱/۹/۱۳۶۷
[4]. مختاری اصفهانی، رضا(۱۳۹۱)شعله فروزان اسنادی از جنبش جنگل، تهران: ریاست جمهوری، مرکز پژوهش و اسناد نشر جمهور ایران، ص ۸
[5]. بیانات رهبر انقلاب در (۱۳۹۱/۰۸/۲۹) در دیدار اعضاى ستاد برگزارى کنگره بزرگداشت میرزا کوچکخان جنگلى
[6]. سلیمانی، مهدی(۱۴۰۱) کتاب ایران، تهران: مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران، ص ۵۲
[7] شیخ نوری، محمدامیر (۱۳۹۴) میرزا کوچک خان و استعمارستیزی، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، صص ۲۹۱-۲۹۳
[8] فوران، جان (۱۳۷۸) مقاومت شکننده: تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سالهای پس از انقلاب اسلامی، ترجمه احمد تدین، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، ص ۲۹۸
[9] مرتضوی، سیدضیاء (۱۴۰۰) دانشنامۀ امام خمینی - جلد ۶، تهران: مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص ۵۱۲
[10]. بیانات رهبر انقلاب در (۱۳۹۱/۰۸/۲۹) در دیدار اعضاى ستاد برگزارى کنگره بزرگداشت میرزا کوچکخان جنگلى
[11] عظیمی، رقیهسادات (۱۳۷۸) نهضت جنگل به روایت اسناد وزارت امورخارجه، تهران: اداره نشر وزارت امور خارجه، صص ۱۸۵-۱۸۶


















نظرات