بلایی که کودتاچیان بر سر خانه دکتر مصدق آوردند
گزارشی از غارت و تخریب خانه دکتر مصدق به دست کودتاچیان در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
متن حاضر، گزارشی از غارت و تخریب خانه دکتر مصدق به دست کودتاچیان در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است، که عیناً از مجله خواندنیها مورخه ۳۱ مردادماه ۱۳۳۲ (به نقل از روزنامه کیهان) آورده شده است:
شلیک تیر در خیابانهای اطراف منزل دکتر مصدق از ساعت ۱۲ [ظهر] شروع شد. هر چند دقیقه یک بار که جمعیت [کودتاچیان] قصد یورش به طرف خیابان کاخ را میکرد، چند تیر به طرف هوا و گاهی نیز به طرف مردم خالی میشد و جمعیت موقتاً متفرق میگردید. این وضع تقریباً تا مقارن ساعت چهار و نیم بعدازظهر ادامه داشت. در این وقت چند تانک دیگر نیز به کمک تظاهرکنندگان رسید و جمعیت از سهراه شاه خود را به اول خیابان کاخ رساندند. در سر خیابان کاخ که خیابان شاه را قطع میکند ساختمان نوسازی قرار دارد و در طبقه چهارم این ساختمان از طرف گارد منزل دکتر مصدق سنگربندی شده بود و سرهنگ [عزتالله] ممتاز خود فرماندهی حفاظت خیابان کاخ را از این محل به عهده داشت. در اولین یورش جمعیت شلیک تیر شروع شد و عدهای نقش بر زمین شدند. جمعیت پا به فرار گذارد. در این موقع تانکهایی که آماده حمله به خانه دکتر مصدق بودند با شلیک رگبارهای مسلسل خود به طرف ساختمان مزبور به تیراندازی اول جواب دادند و با شلیکهای پی در پی قسمتی از سنگر بالا را خراب کردند. این جریان مدت زیادی ادامه داشت. در این مدت عده زیادی سرباز و شخصی و یکی دو نفر از کسانی که روی تانکها قرار گرفته بودند هدف گلوله شدند. سیل خون در این محل جاری شده بود و لحظهای صدای شلیک تیر خاموش نمیشد. تا مقارن ساعت شش دو گلوله سنگین از تانکها خالی شد و قسمتی از بالای ساختمان ویران گردید.
خانههای اطراف از شدت این زد و خورد و شلیک رگبارهای مسلسل به لرزش درآمده بود تا اینکه بالاخره صدای شلیک از این ساختمان قطع شد و تانکها به طرف منزل آقای دکتر مصدق به حرکت درآمدند. در این موقع ۲۷ تانک اطراف منزل دکتر مصدق را گرفته بود، جمعیتی نیز به دنبال این تانکها در حرکت و مشغول تظاهر بودند. عدهای از افسران و سربازان نیز در جلو و اطراف این تانکها بودند. وقتی تانکها به نزدیکی منزل دکتر مصدق رسیدند از ساختمان روبرو شلیک مسلسل شروع شد و معلوم شد در آنجا نیز سنگربندی شده است. جنگ و گریز مدتی نیز در اینجا ادامه داشت وعده زیادی زخمی شدند. مسلسلهای تانکها نیز مرتباً کار میکرد و ثانیهای صدای آنها قطع نمیشد. در اینجا تقریباً جنگ بین افراد ارتش بود. هر دو طرف شدیداً مقاومت میکردند. این جنگ آنقدر ادامه یافت تا ظاهراً فشنگهای گارد منزل دکتر مصدق که در آن طرف قرار داشتند تمام شد و از طرف تانکها یک بار دیگر شلیک شد. بعد از آنکه صدای مسلسلها از آن طرف قطع شد یکی از تانکهای سنگین به طرف در منزل آقای دکتر مصدق رفت و در را شکسته و وارد حیاط شد. شلیک از منزل آقای دکتر مصدق همچنان ادامه داشت و تانکها نیز با شلیک تیر به دسته مقابل جواب میدادند.
مقارن ساعت هفت و نیم [بعدازظهر] صدای تیراندازی از طرف منزل دکتر مصدق قطع شد و یک تانک دیگر وارد محوطه باغ شد. در این موقع تانکها شروع به شلیک هوایی کردند و جمعیت به مقدار زیادی عقب نشست، ولی دوباره برگشتند. کامیونهای حامل سرباز و تانکها نیز نزدیک خانه دکتر مصدق گشته و وارد حیاط شدند. جمعیت نیز بعد از یکی دو دقیقه به دنبال آنها وارد ساختمان شد. در آنجا کسی را نیافتند و سربازها ابتدا تسلیم شدند و میگفتند فرمانده آنها با پارابلوم در آخرین لحظه خودکشی کرده است. سرهنگ ممتاز نیز هدف گلوله قرار گرفته و به قتل رسیده بود. بعد از خلع سلاح گارد منزل دکتر مصدق، شروع به خارج کردن[=غارت] و بردن اثاثه منزل ایشان شد. هر کس هر چه به دستش میآمد میبرد و خلاصه بعد از چند دقیقه این خانه به کلی ویران و با خاک یکسان شد و دیگر کوچکترین چیزی که در آنجا قابل استفاده باشد وجود نداشت. هنگامی که تانکها وارد خانه مزبور شدند فقط شخص بلند قدی در آنجا دیده شد که آن هم قصد خارج شدن از خانه را داشت، به طرف وى شلیک شد و از پا درآمد. در یکی از زیرزمینها نیز شخصی که پیژاما بر تن داشت هدف گلوله قرار گرفته و به قتل رسیده بود، گلوله مغز وی را متلاشی کرده بود. حمله بعداً متوجه خانههای اطراف منزل آقای دکتر مصدق یعنی خانه فرزند ایشان شد. در آنجا نیز هیچکس وجود نداشت و اثاثه آنها در یک چشم به هم زدن از میان رفت و خانهها نیز با خاک یکسان گردید. از طرف خیابان پهلوی به اداره اصل ۴ ترومن که محل آن متعلق به آقای دکتر مصدق است حمله گردید و محل مزبور غارت شد. مقارن ساعت هشت تقریباً صدای شلیک تیر قطع شد و جمعیت به تدریج شروع به بازگشت کرده آنجا را آتش زدند. امروز [۲۹ مرداد] اطلاع یافتیم که هنوز منزل آقای دکتر مصدق میسوزد و دود از آن بلند است.
از اول وقت صبح پنجشنبه [۲۹ مرداد] مردم به قصد تماشای خانه دکتر مصدق به طرف خیابان کاخ در حرکت بودند ولی قوای انتظامی از ورود آنها به محوطه سردر سنگی و داخل خانه جلوگیری میکردند. اکنون از خانه دکتر مصدق که در قسمت شمال چهارراه حشمتالدوله و در خیابان کاخ واقع شده است جز مقداری خاکستر و تیر و تخته و ساختمانهای خراب چیز دیگری مشاهده نمیشود و اثاثیه منزل به کلی از بین رفته و تمام در و پیکرهای آن نیز طعمه حریق شده است. در قسمت جنوب خانه دکتر مصدق که یکی از ادارات اصل چهارم واقع شده به همین وضع افتاده است و ملکیت این خانه نیز متعلق به دکتر مصدق است که در سابق به انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی اجاره داده شده بود. این خانه تا دیروز محل یکی از ادارات اصل چهارم بود ولی اکنون ویرانهای بیش نیست و مقداری اسکلت اتومبیل که نیمهسوخته است و متعلق به اصل چهارم بوده در داخل حیاط آن مشاهده میشود. یک صندوق آهنی نیمهسوخته نیز در داخل حیاط است که امروز گفته میشد در داخل آن پول بوده است.
مهندسی که روبروی منزل دکتر مصدق منزل دارد و دیشب را از ترس گلولههایی که مرتباً در اطراف منزل او شلیک میشده و بعضی از آنها هم به در و دیوار منزلش اصابت کرده، با ترس و لرز گذراندهاند، اظهار میدارد بچههای خود را پشت حمام و راهروها زیر قالیها پنهان کرده و این اطفال تا صبح از ترس گریه کردهاند. مهندس اظهار میدارد موقع تیراندازی همین که بچهها را ساکت میکردم دفعتاً صدای گلوله وحشت عجیبی ایجاد میکرد. همسایه مهندس صبح زود منزل خود را تخلیه نمود. وی نیز قصد تخلیه خانهاش را دارد. در محل تلاقی خیابانهای شاه و کاخ عمارت بزرگی وجود دارد که در آن در حدود چهل خانواده زندگی میکنند. چون این محل اولین سنگر شمالی محافظین منزل دکتر مصدق بوده و از زمین و پاساژ کوچک این بنا دفاع و تیراندازی مینمودند، به این عمارت شلیک شده و تمام در و پنجرهها و دیوارها سوراخ شد. ساکنین این بنای پنج طبقه اظهار میدارند موقع شلیک ما تصور میکردیم در پشت جبهه جنگ هستیم و پشت دیوارها درازکش خوابیده و همه را یک جا جمع کرده بودیم. پس از قطع شلیک دفعتاً جمعیت زیادی به عمارت حمله کرده و تمام اثاثه ما را به غارت بردند و هیچ چیز برای ما باقی نگذاشتهاند و تعجب میکردند کنتر برق و سیمهای برق را که برق داشته چطور بردهاند. در این عمارت محضر شماره ۱۰۲ متعلق به عنایتالله شاهنده نیز وجود داشته که تمام اثاثیه و اسناد آن به تاراج رفته، گاوصندوق دفترخانه را نیز برده و قفل آن را با تیر و تفنگ شکسته و در حدود صد جلد سند مالکیت، ۱۵۰ جلد شناسنامه و دویست و پنجاه هزار ریال وجه نقد و تمبر و اسناد کلیه برده شده. امروز ساکنین با دست خالی مشغول تخلیه و ترک منازل خود بودند. بعضی از آنها که مقدار جزئی از اثاثه منزلشان باقی مانده بود از منزل خارج میکردند و سایرین با حسرت نگاه میکردند.
خانه دکتر غلامحسین مصدق فرزند آقای دکتر مصدق که در جنوب اداره اصل چهارم واقع شده است به کلی در این جریان از بین رفته و طعمه حریق شده است. امروز وقتی مردم برای تماشای این خانه میآمدند اغلب اظهار میداشتند اینجا خانه بسیار قشنگ ومزیّنی بود، ولی امروز جز ویرانی در اینجا دیده نمیشود. اگر کسی امروز در خیابان کاخ بین سردر سنگی و چهارراه حشمتالدوله که عبور ممنوع بود میرفت، خون شهدای دیروز را که روی خیابان ریخته و قطعات کوچک گوشت کشتهشدگان که به اطراف پرتاب شده بود مشاهده میکرد و بوی تعفن به مشامش میخورد. امروز ساکنین خانههای اطراف خانه دکتر مصدق از خانههای خود بیرون آمده وضعیت خیابان را مشاهده میکردند. اغلب زنها و بچهها که در خانههای خود محبوس شده بودند دیروز از صدای تیر و توپ وحشت کرده بودند و دائماً گریه و شیون میکردهاند، ولی امروز تا اندازهای آرامش خاطر یافته بودند. در مورد تعداد مقتولین، رئیس پزشکی قانونی اظهار داشت گزارش جامعی از تعداد مقتولین و مجروحین ظرف امروز و فردا تهیه و تقدیم آقای نخستوزیر خواهد شد و تا ساعت ۱۲ دیشب تعداد کلیه مقتولین ۳۵ نفر بود که در بین آنان یک زن و ۶ سرباز و دو افسر وجود داشت. آمار دقیق مجروحین هنوز تهیه نشده ولی به طور قطع باید گفت که از ۳۵۰ نفر بیشتر است. طبق دستور پزشکی قانونی کلیه اجساد مقتولین از دیشب تا ساعت ۴ صبح امروز به گورستان حمل شد.


















نظرات