آیا پرل هاربور یک فریب آمریکایی بود؟
این روزها صحبت از شکست بزرگ آمریکا در «پرل هاربور» در رسانهای آمریکایی افزایش یافته است.
وقتی امروز از پرل هاربور حرف میزنیم، تصویری که در ذهن بسیاری از مردم نقش بسته، حمله غافلگیرانه ژاپن به ناوگان آمریکاست؛ ماجرایی که آمریکای انزواگرا را وارد جنگی کرد که سرنوشت جهان را برای همیشه تغییر داد. دهها فیلم سینمایی، مستندهای تاریخی و کتابهای فراوانی دربارهاش نوشته شده؛ روایتهایی که از آن صبح یکشنبه خونین پرده برداشتهاند. امروز وقتی نام پرل هاربور به میان میآید، همه میدانند که این واقعه یکی از تعیینکنندهترین لحظات قرن بیستم بود.
اما شاید کمتر کسی از خود پرسیده باشد: چرا آمریکا غافلگیر شد؟ چرا با وجود دستگاه عظیم اطلاعاتی، کسی از حمله قریبالوقوع خبر نداشت؟ و مهمتر از آن، آیا واقعاً کسی خبر نداشت؟
حمله رعدآسا
بامداد روز چهارشنبه هفتم دسامبر سال ۱۹۴۱ مصادف با ۱۶ آذر ۱۳۰۰، آسمان آرام جزیره اوآهو در هاوایی ناگهان با غرش جنگندههای ژاپنی شکافته شد. در آن صبح یکشنبه، نیروی هوایی و دریایی امپراتوری ژاپن طی عملیاتی برقآسا، ناوگان اقیانوس آرام ایالات متحده را که در بندر پرل هاربور لنگر انداخته بود، در هم کوبید. آمریکا در آن تاریخ هنوز رسماً به جنگ نپیوسته بود. افکار عمومی در داخل کشور تمایلی به درگیری در مناقشهای دور از سواحل خود نداشت و دولت فرانکلین روزولت هر بار تأکید میکرد که قصد ورود به جنگ را ندارد. اما این حمله همه معادلات را بر هم زد.
خسارات سنگین بود. چهار ناو جنگی غرق شدند. نزدیک به ۲۰۰ هواپیما روی زمین نابود شدند. بیش از ۲۴۰۰ نظامی و غیرنظامی جان باختند. بخش عمدهای از ناوگان پاسیفیک برای ماهها از کار افتاد. روز بعد، فرانکلین روزولت در سخنانی تاریخی، هفتم دسامبر را "روز بدنامی" خواند و از کنگره خواست وضعیت جنگی با ژاپن اعلام کند. آمریکا با تمام قوا وارد جنگی شد که تا آن روز از آن پرهیز کرده بود.
چرا آمریکا غافلگیر شد؟
ژوزف روچفورت، کاپیتان نیروی دریایی و مسئول بخش اطلاعات در پرل هاربور، سالها بعد پاسخی تلخ به این پرسش داد. او معتقد بود ناتوانی در رمزگشایی ارتباطات ژاپنی، مهمترین دلیل این فاجعه بود. ارتش ژاپن تنها شش روز پیش از حمله، یک رمزنگاری جدید را به کار گرفته بود و رمزشناسان آمریکایی با وجود تلاش بیوقفه، نتوانستند در این فرصت محدود آن را بشکنند. اگر سرویس اطلاعاتی آمریکا قادر بود پیامهای رد و بدل شده میان توکیو و ناوگان مهاجم را در آن شش روز حیاتی رهگیری و رمزگشایی کند، شاید تصویری کاملاً متفاوت از آن صبح تاریخساز رقم میخورد. آنچه برای ژاپن یک پیروزی اطلاعاتی بود، برای آمریکا به یک شکست جبرانناپذیر بدل شد.
نظریههای پساجنگ
اما این تمام ماجرا نیست. سالها بعد، نظریه دیگری هم مطرح شد. برخی معتقدند دولت روزولت از حمله قریبالوقوع آگاه بود اما عمداً واکنش نشان نداد.
زمینه این تحلیل این واقعیت است که آمریکا در آستانه جنگ جهانی دوم، جامعهای عمیقاً انزواطلب بود. افکار عمومی تمایلی به درگیری در مناقشهای دور از سواحل خود نداشت و دولت روزولت هر بار بر قصد خود برای پرهیز از ورود به جنگ تأکید میکرد اما در واقع روزولت شخصاً به حمایت از بریتانیا در برابر آلمان نازی اعتقاد داشت و عملاً جنگی اعلامنشده در اطلس علیه زیردریاییهای آلمانی به راه انداخته بود.
در همین حال، روابط آمریکا و ژاپن به دلیل توسعهطلبی ژاپن در چین و هندوچین و تحریمهای نفتی آمریکا علیه توکیو، به شدت تیره شده بود. مذاکرات دیپلماتیک تا آخرین لحظات ادامه یافت، اما هیچیک از دو طرف حاضر به عقبنشینی از مواضع خود نبودند.
به باور آنها، روزولت که میدانست ورود به جنگ برای شکست هیتلر ضروری است، اما افکار عمومی انزواگرا مانع این کار بود، به نوعی به ژاپن اجازه داد اول شلیک کند. موافقان این نظریه به اطلاعات رهگیریشده و تمرکز عجیب ناوگان در بندر آسیبپذیر پرل هاربور اشاره میکنند.
با این حال، اکثر مورخان این روایت را رد میکنند. استدلالشان ساده است: اگر دولت میخواست آمریکا وارد جنگ شود، هرگز اجازه نمیداد ناوهای جنگی نمادین تا این حد نابود شوند و تلفات جانی سنگینتری رخ دهد. کیفیت پایین اطلاعات، ابهام در مکان و زمان دقیق حمله، و ناتوانی در شکستن رمز جدید ژاپن، غافلگیری را توجیه میکند.
کمیسیون مشترک کنگره برای تحقیق درباره حمله پرل هاربور، پس از شنیدن شهادت ۴۴ نفر و بررسی بیش از ۱۴۰۰۰ صفحه سند، در ۲۰ ژوئن ۱۹۴۶ گزارش نهایی خود را منتشر کرد. نتیجهگیری این کمیسیون صریح بود: «مسئولیت نهایی حمله و نتایج آن بر عهده ژاپن است» و «سیاستها و اقدامات دیپلماتیک ایالات متحده هیچگونه تحریک موجهی برای حمله ژاپن به این ملت فراهم نکرده بود.» اکثریت هشتنفره کمیته به این نتیجه رسیدند که فرماندهان در هاوایی و واشنگتن «خطاهای قضاوتی و نه ترک وظیفه» مرتکب شدهاند. کمیته قاطعانه این ادعا را که رئیسجمهور روزولت و مشاوران ارشدش ژاپن را به حمله «فریب دادند، تحریک کردند، برانگیختند یا مجبور ساختند» رد کرد.
اعلام چنین نتیجهای به عنوان تحقیقات کنگره مورد پذیرش بسیاری قرار نگرفت و آن را بخشی از بازی هماهنگ حکمرانان با انگلستان تلقی کردند.
اما برخی این استدلال را رد میکنند، با یک منطق ساده: اگر تحقیقات در رد روایت موجود از هولوکاست را بپذیریم و قبول کنیم که این روایت منشأ صهیونیستی دارد، باید بسیاری از این روایتها را از منظر منافع «اسرائیل» در آستانه تولد بازخوانی کنیم، نه منافع آمریکا.
نتیجه هرچه باشد، آمریکا از تاریخ آن شکست اولیه پس از حمله رعدآسا، رسما بازیگری متفاوتی را آغاز کرد و به جایگاه فعلی در مناسبات جهانی رسید. مناسباتی بیشترین سود را برای حلقه صهیونیستی دارد.


















نظرات