زندگی نامه خود نوشته آیت الله سید ابوالقاسم خوئی


سید هادی خسرو شاهی - مترجم
24 بازدید
اسلام علما آیت الله سید ابوالقاسم خویی

زندگی نامه خود نوشته آیت الله سید ابوالقاسم خوئی

 آیت الله سید ابوالقاسم خوئی زندگی نامه خود نوشتی دارد که توسط استاد سید هادی خسرو شاهی ترجمه شده که تلخیص متن آن را در زیر می خوانید.

ابوالقاسم بن علی اکبر، بن هاشم الموسوی الخوئی (رضوان الله علیهما). «رجال نویسان» به هنگامی که نوبت به نام خودشان می رسد، به نگارش شرح زندگی خود می پردازند و من نیز اکنون که در این کتاب نوبت به نام خودم رسید، طبق روش آنان، این زندگینامه کوتاه را می نویسم:

من در شب 15 رجب 1317 هجری در شهر «خوی» ـ از شهرهای آذربایجان ـ به دنیا آمدم و در همان جا، در کنار پدر و برادرانم پرورش و رشد یافتم. خواندن و نوشتن و بخشی از مقدمات را به خوبی فرا گرفتم تا این که در مسئله مشروطیت، اختلاف شدید میان مردم آغاز شد و به دنبال آن پدرم در سال 1328 هجری به نجف اشرف مهاجرت نمود و سپس من در سال 1330 هجری، به همراهی برادر بزرگترم مرحوم سید عبدالله خوئی و دیگر اعضای خانواده مان به پدر پیوستیم.من به هنگامی که به نجف اشرف ـ دانشگاه دینی شیعه امامیه ـ رسیدم به فراگرفتن علوم ادبی و منطق پرداختم و سپس کتاب های درسی در زمینه فقه و اصول را در نزد گروهی از بزرگان خواندم که از آن جمله علامه بزرگوار، مرحوم پدرم بود. سپس برای مراحل بالاتر ـ بحث خارج ـ در دروس بزرگان مدرسین در سال 1338 حضور یافتم که نام پنج تن از این اساتیدم را ذکر می کنم:

1- آیت الله شیخ فتح الله، معروف به: شیخ الشریعۀ اصفهانی

2- آیت الله شیخ مهدی مازندرانی.

3- آیت الله شیخ ضیاء الدین عراقی.

4- آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی.

5- آیت الله شیخ محمد حسین نائینی.

از دو نفر اخیر، در زمینه آموزش فقه و اصول، استفاده بیشتری نموده ام، به طوری که سالیان متمادی در نزد هر دو، دوره کامل اصول و چندین کتاب فقه را تلمذ می نمودم و در همان زمان، بحث هر یک از دو بزرگوار را بر جمعی از شاگردان حاضر در بحث، که گروهی از افاضل در میان آنها بود، تقریر و بیان می کردم. مرحوم نائینی آخرین استاد من بود که همواره در کنار وی بودم.من در مسئله «نقل روایت» مشایخی دارم که بر من اجازه داده اند که از کتاب های امامیه و دیگران، از آنها روایت کنم و روی همین اصل من از طرق متعدده، کتاب های چهارگانه خودمان ـ الکافی، الفقیه، التهذیب، الاستبصار ـ و هم چنین کتاب های جوامع الحدیث اخیر ـ الوسائل، الوافی، البحار ـ و دیگر کتاب های اصحاب خودمان را، نقل و روایت می کنم.از جمله طرق من در نقل حدیث، اجازه استادم «نائینی»، از استادش «نوری» از طرقی است که در آخر کتابش «مستدرک الوسائل» معروف به «مواقع النجوم» آورده است و به خاندان عصمت و طهارت، منتهی می گردد.من بیشتر به تدریس پرداخته و بحث های بسیاری در: فقه، اصول و تفسیر داشته ام و گروه بی شماری از افاضل طلاب حوزه نجف اشرف را تربیت نموده ام. بحث های من در فقه، دو دوره کامل بحث خارج، بر مبنای کتاب «المکاسب» شیخ اعظم، شادروان انصاری بود. البته کتاب های دیگری از جمله دو دوره کامل کتاب «صلوة» را هم تدریس نموده ام. در 27 ربیع الاول سال 1377 هجری، تدریس فروع «العروةالوثقی» ـ تألیف فقیه الطائفه، سید محمد کاظم طباطبائی یزدی ـ از کتاب «طهارت» را آغاز نمودم. البته قبلاً به یاری خدا کتاب «اجتهاد و تقلید» را تدریس نموده و راه درازی را در آن پیموده بودم، تا این که سرانجام به کتاب «اجاره» رسیدم که تدریس آن را در روز 26 ربیع الاول 1400 هـ آغاز نمودم و در ماه صفر 1401 هـ آن را به پایان رسانیدم.بحث های خارج اصول را شش دوره کامل مطرح ساخته ام. دوره هفتم را به علت تراکم کارهای مرجعیت، در مبحث «ضد» پایان دادم و نتوانستم ادامه بدهم.در ضمن سال های پیشین، بخشی از زمان را به تدریس قرآن مجید اختصاص دادم تا آن که شرایط سختی پیش آمد و از استمرار آن بازماندم و به راستی چقدر دوست داشتم که این درس را توسعه و تکامل بخشم.و به هر حال خدای را سپاسگزارم که بر من نعمت تداوم تدریس را در طول این سالیان دراز عطا فرمود و من هیچ وقت، مگر در حال ضرورت، مانند مسافرت یا بیماری، آن را متوقف نساختم. مثلاً در سال 1353 هجری به زیارت خانه خدا مشرف شدم و در سال های 1350 و 1368 هـ هم به زیارت مرقد امام رضا علیه السلام مشرف شدم (که طبعاً مدتی درس ها تعطیل گردید).

گروهی از شاگردان فاضل من، درس های مرا در فقه و اصول و تفسیر، تقریر و به رشته تحریر درآورده اند که بخشی از آن ها به چاپ رسیده است که فقط فهرست آنچه را که طبع شده است، می آورم... من مجموعه تألیفاتی در تفسیر و فقه و اصول و رجال دارم که بعضی از آنها چاپ شده و بخشی هنوز به صورت مخطوط باقی مانده است. در این جا فقط فهرست آثار چاپ شده را می آورم...( فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر ، شماره 5)

وی پس از 94 سال خدمت و تحمل فشارهای بی شمار از سوی دولت بعثی عراق روز پنج شنبه هشتم صفر 1413 ق( ۱۷ مرداد ۱۳۷۱) در کوفه درگذشت و در مسجد الخضراء صحن حرم علی بن ابی  طالب دفن شد.