«پروین اعتصامی »


4486 بازدید

«پروین اعتصامی »

رخشنده اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در 25 اسفند 1285 در تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی از ادیبان ودانشمندان زمان خود بود که به زبانهای فارسی، ترکی، عربی و فرانسوی تسلط داشت و مادرش اختر فتوحی تبریزی فرزند میرزاعبدالحسین‌خان قوام‌الدوله متخلص به شوری شاعر دوره قاجار بود. پروین در سال 1291 ش به همراه خانواده‌اش به تهران کوچید و تا آخر عمر در این شهر ماند.
با نمایان شدن ذوق و قریحه شاعری پروین در اوان کودکی، پدرش بر آن شد تا تمام توان خود را برای شکوفایی استعداد او به کار بندد. پروین آموزش زبان و ادبیات فارسی را نزد پدر آغاز کرد و قطعه‌هایی از شعرا و نویسندگان خارجی را که پدرش به زبان فارسی ترجمه می‌کرد، به شعر در می‌آورد. پروین که از هفت یا هشت سالگی سرودن شعر را آغاز کرد، با بهره‌گیری از استعداد سرشار خود و در سایه آموزشهای پدر، توانست در نوجوانی شاعری توانمند گردد. شعر «ای مرغک» از اشعار زیبای اوست که در دوازده سالگی سروده است:
ای مرغک خُرد، زآشیانه پرواز کن و پریدن آموز
تا کی حرکات کودکانه در باغ و چمن چمیدن آموز
رام تو نمی‌شود زمانه رام از چه شدی، رمیدن آموز
از قدیمی‌ترین آثار پروین یازده شعر زیر است که در سنین دوازده تا چهارده سروده و در دوره دوم مجله بهار به صاحب‌ امتیازی پدرش، به چاپ رسید؛
ای مرغک، ذره، گوهر وسنگ، اشک یتیم، کودک آرزومند، صاعقه ما ستم اغنیاست، اندرزهای من، از یک غزل، مادر دوراندیش، خزان و اندوه فقر.
او هم‌زمان با آموزش زبان و ادبیات فارسی و عربی در یک مدرسه دخترانه امریکایی تحصیلات رسمی خود را آغاز کرد. پشتکار و تلاش او سبب شد تا همواره از شاگردان ممتاز مدرسه باشد.
در خرداد 1303 تحصیلاتش را به پایان برد و با ایراد خطابه‌ای به نام «زن و تاریخ» و سرودن شعر «نهال آرزو» در جشن فارغ‌التحصیلی‌اش تحسین همگان را برانگیخت.
پس از پایان تحصیلات بنا به درخواست مدیر مدرسه دو سال به تدریس زبانهای فارسی و انگلیسی پرداخت.
در سال 1304 ش آوازه فضایل علمی و اخلاقی پروین به دربار پهلوی اول رسید. از این رو رضاخان دستور داد تا او را به عنوان ندیمه ملکه و استاد فرزندانش استخدام کنند که وی نپذیرفت. بار دیگر پیغام داد از قول من به پروین بگویید که هر شب پس از شام یک ساعت تاریخ ایران را با صدای بلند برایم بخواند و میزان حقوق و مزایا را هم به خودش واگذار می‌کنم. باز هم شاعره جوان نپذیرفت و این پیشنهاد تا سه بار تکرار گردید و سرانجام پروین با این جمله که «من هرگز به آن کاخ داخل نمی‌شوم»، ماندن در میان مردم را به رفت و آمد در کاخ سلاطین ترجیح داد.
در سالهای 1305 تا 1313 ش پدرش را در مسافرتهای داخلی و خارجی همراهی کرد و از این طریق تجربه‌های بسیاری به دست آورد.
او زندگی مشترک خویش را با پسرعموی پدرش سرهنگ دوم فضل‌الله همایونفال در 19 تیر 1313 آغاز کرد و به همراه وی که رئیس نظمیه کرمانشاه بود به آن شهر رفت، اما این زندگی عمر کوتاهی داشت و او پس از دو ماه و نیم، خانه شوهر را ترک کرد و به تهران بازگشت و سرانجام در مرداد 1314 به دلیل نداشتن تناسب فکری و روحی با همسرش و با گذشتن از همه حقوق قانونی خود طلاق گرفت و تا آ‌خر عمر با کمتر کسی در این باره سخن گفت. او شکایت خود را از این حادثه تلخ با سرودن این اشعار بیان داشت:
ای گل تو ز جمعیت گلزار چه دیدی؟
جز سرزنش و بدسری خار چه دیدی؟
ای لعل دل‌افروز، تو با این همه پرتو
جز مشتری سفله به بازار چه دیدی؟
رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبت
غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟
در سال 1314 ش. دیوان اشعار پروین برای نخستین بار به همت برادرش ابوالفتح اعتصامی و با مقدمه ملک‌الشعرای بهار به چاپ رسید که با استقبال فراوانی از سوی مردم روبه‌رو شد.
در سال 1314 ش. با پیشنهاد پدرش به عنوان کتابدار در کتابخانه دانش‌سرای عالی (دانشگاه تربیت معلم) مشغول به کار شد. نجابت و آرامش پروین باعث شد که در این مدت شهرت او برای بسیاری از مراجعه‌‌کنندگان پنهان بماند.
در سال 1315 ش. وزارت معارف نشان درجه سوم علمی را به او اهدا کرد اما وی با بیان این جمله که «آن را به کسی که شایسته‌تر از من است بدهید» از پذیرش آن خودداری کرد.
پدرش در دی‌ماه 1316 از دنیا رفت و این واقعه تأثیر ناگواری بر روحیه پروین گذاشت.
وی پس از پدر چهار سال بیشتر زندگی نکرد و سرانجام بانوی شاعر و نامدار ایرانی در فروردین 1320 در 34 سالگی به بیماری حصبه در محله سرچشمه تهران درگذشت. پیکرش پس از انتقال به قم در مقبره خانوادگی اعتصامی در جوار حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد.
تنها اثر به جا مانده از او دیوان اشعارش است که از سال 1314 ش. تاکنون بارها چاپ شده است. این دیوان شامل 42 قصیده و نزدیک به 170 قطعه است که دارای مضامین اجتماعی، اخلاقی و تعلیمی است. شعرهای پروین بیشتر در زمینه پند و اندرز، توجه به ستمدیدگان و پرخاش به بیدادگریهاست.
او بیشتر قطعه‌ها را به صورت پرسش و پاسخ و گفت و گو سروده است؛ مانند خاک و باد، کوه و کاه، و مور و مار. از اشعار معروف پروین می‌توان «سفر اشک»، «طفل یتیم»، «ای رنجبر» و «مست و هوشیار» را نام برد.
ملک‌الشعرای بهار درباره شعر پروین می‌گوید: «سفر اشک» پروین کافی است که او را در ردیف نخستین شاعران ایران قرار دهد. ابیات زیر قسمتی از شعری است که وی برای سنگ مزارش سروده است:
اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه جز تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آن همه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بی‌دوست دلی غمگین است

به نقل از : دایرۀ‌المعارف انقلاب اسلامی (وابسته به حوزه هنری)، ج1، ص 207


موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی