اعطای نخستین درجه سپهبدی توسط رضاشاه برای کشتار جمعی لرستان


اعطای نخستین درجه سپهبدی توسط رضاشاه برای کشتار جمعی لرستان

نخستین کسی که در سال ۱۳۰۸ شمسی به دستور رضاشاه در ایران به درجه سپهبدی رسید. کسی جز احمد امیراحمدی معروف به قصاب لرستان نبود. یکی از دلایل رشد و ترقی امیراحمدی قاطعیت در برخورد با با قیام‌ها و شورش‌ها و همچنین قساوت و شهامت بود که به سرعت اعتماد رضاخان را جلب کرد.

او بین سال های ۱۳۰۳ تا ۱۳۰۶ کشتار و سرکوب لرها را در کنار سرتیپ شاه بختی دنبال کرد و برگی دیگر از تاریخ کشتار دسته جمعی را در لرستان رقم می زند.

در بخشی از سند "وقایع یوم ۲۴ آذر ماه ۱۳۰۶" چنین می خوانیم: "طیاره امروز صبح نیز در فضای رومشکان و سرطرهان پرواز نموده مقداری بمب برای متمردین قسمت شرقی رومشکان پرتاب نمود" (عملیات لرستان ص ۲۴۹). در گزارش دو روز بعد خوانده می شود، "یک فروند طیاره مطابق دستوری که بدواً داده شده بود به فضای سراب فرخ آباد آمده و فرود آمد. بدواً به طرف رومشکان و پران پری رفته موقع اشرار را بمباران نمود" ( همان، ص۲۵۰). از گزارش "وقایع ۲۲ دی ماه ۱۳۰۶" خوانده می شود، "در ساعت دو و نیم صبح یک فروند طیاره به موجب دستوری که لیله گذشته صادر شده بود با هشت بمب حرکت نمود موقع اشرار را در کبیرکوه کنار صیمره بمبارد نمود. راپرت داد که دو بمب خیلی خوب اصابت کرده و چهاربمب دیگر درمیان چادرهای اشرار محترق شده، دو بمب دور افتاده است" ( همان، ص۲۷۴).

 مدت سرکوب و دستگیری تعدادی از سران عشایر لر و اعدام آنان سه سال به درازا کشید. در این سه سال ، همانگونه که بخشی از اسناد بالا نشان می دهد، بمباران هوائی موجب وحشت سیاه چادر نشینان ها شده و کشتار تعداد زیادی زنان و کودکان بی گناه را در کنار خود به دنبال آورد. بازتاب این قتل و عام ها، علی الخصوص جنایات امیر احمدی که تأثیر ناگواری در اذهان عمومی برجای گذاشته بود، رضاخان را واداشت تا با تلگرافی مراتب استمالت خود را به صورت عفو عمومی از آن همه فاجعه که بر قاطبه لر روا شده بود ابراز دارد. در آن تلگراف چنین آمده است، "کلیه طوایف و ایلات لرستان جزو سکنه این مملکت و از فرزندان غیور و رشید ایران محسوب و با چشم پوشی از اعمال خبط و خطاهائی که مرتکب شده اند را عفو عمومی اعلام می دارد" 

در بهار ۱۳۰۷ رضا شاه به لرستان سفر کرد. روزنامه شفق سرخ در تاریخ ۲۷ تیر ماه همان سال چنین نوشت، "در طول اقامت رضاشاه در لرستان بسیاری از روسای لر مانند محمدعلی خان غضنفری، منصور خان بیرانوند و پسرش عزیز خان که در نتیجه سوء تفاهمات پیشین یاغی شده بودند، تأمین یافته و به خدمت نیروهای دولت در آمدند. روسای چگنی نیز به حضور شاه ..... عارض شدند که در زمان اردوکشی تعدیاتی نسبت به آن ها شده است و بی جهت اموالی از آن ها برده اند، فوراً امر فرمودند کمسیونی تشکیل، کلیه اموال حضرات چگنی را از مرتکبین مسترد داشته و روی صورت و سیاهه تا دینار آخر به صاحبانش برسانند و این اقدام بدون درنگ به عمل آمد و حقیقت در تاریخ لرستان بی نظیر است. به طوری که عدالت انوشیروانی در قلوب لرستانی ها اثر کرد که متوحش ترین سرکردگان و طوایف آن که به هیچ قول و قراری اطمینان حاصل نمی نمودند بلافاصله در خرم آباد حاضر شده و اسلحه خود را تسلیم کردند" ( به نقل از عملیات لرستان، ص۲۰۷).

این جنایات منحصر به او نبود و اعمال «سلطان عباس نیکبخت» در ایل قشقایی؛ و «یاور اکرم» و «حاجی‌خان ارمنی» در ایلات بویراحمد و ممسنی، اختلاف زیادی با کارهای امیراحمدی نداشته است. به عنوان نمونه محمد بهمن بیگی، می‌نویسد: «دولت [رضاشاه] با برگزیدن مأمورین رشوه‌خوار و مردم آزار و ایجاد حکومت ستمگر نظامی در میان ایلات،‌ چیزی نگذشت که انزجار مطلق افراد ساده و بدوی ایل را نسبت به خود جلب نمود. تجاوز، تعدی و فشار و ظلم مأمورین دولت بخصوص در زمان حکومت سروانی به نام عباس [خان نیکبخت]  باوج شدت رسید، تا آنجا که این افسر ناشایسته و خائن توله سگهای خود را برای آنکه بعدها زبان بفهمند با شیر زنهای نجیب ایلات می‌پرورید. چند سالی نگذشت که این مظالم طاقت‌فرسا منجر به طغیان قشقائی‌ها در [سال] 1308 گردید.»

اما امیراحمدی سرسلسله کشتار مردم بود. نقش او در کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ش و سرکوب قیام عشایر لرستان به اندازه‌ای است که شاید اگر نقش‌آفرینی‌های او در فرماندهی سپاهیان سردار سپه نبود، بعید نبود که سرنوشت سیاسی سردار سپه به گونه‌ای دیگر رقم بخورد. از این رو پس از کشتار لرستان و با سابقه کمک به کودتای ۱۲۹۹ در ۱۹ فروردین ۱۳۰۸ درجه سپهبدی گرفت و نخستین نظامی ایران شد که به این درجه دست می‌یابد.

اما این جایگاه دوام نداشت. او نیز مثل اغلب یاران رضاشاه، پس از مدتی مورد سوء ظن و بی مهری قرار گرفت و کلیه مشاغل خود را از دست داد و تا شهریور ۱۳۲۰، تنها ریاست اداره اصلاح نژاد اسب را عهده‌دار بود.

در شهریور ۱۳۲۰، رضاشاه پیش از ترک کشور، سپهبد امیراحمدی را به سمت فرماندار نظامی تهران منصوب کرد تا پادشاهی پسرش بدون حاشیه باشد.

امیراحمدی در سیزدهم آذر ۱۳۲۰ برای اولین بار در ترمیم کابینه فروغی، به عنوان وزیر کشور به مجلس معرفی شد. سال بعد، در بلوای نان که ناشی از قحطی تحمیلی متفقین به مردم بود، به عنوان فرماندار نظامی تهران وارد ساختمان شهربانی کل کشور شد و ظرف چند ساعت اعتراضات را سرکوب کرد. قوام‌السلطنه که از آغاز دولتش در هجدهم امرداد ۱۳۲۱ خود وزات جنگ را به عهده گرفته بود، در دوم دی امیراحمدی را به این سمت به مجلس معرفی کرد. او در دولت‌های مختلف تجربه وزارت جنگ و کشور را داشت که آخرین بار، در تیرماه ۱۳۲۷ توسط عبدالحسین هژیر، نخست‌وزیری که از مهم‌ترین انگلوفیل‌ها در میان سیاستمداران ایرانی به شمار می‌رفت به وزارت رسید. با جدا شدن حساب آمریکا از انگلیس در سیاست ایران که از اوائل دهه بیست به مرور شدت یافت، او به مشاغل تشریفاتی منتقل شد و از  ۱۳۲۸ تا ۱۳۴۴ که عمرش به پایان رسید، سناتور بود.



رزم آرا و دیگر اعضای همراه با رضاشاه در سفر به لرستان