رنج نامه شاهدان عینی فاجعه اشغال فلسطین


1207 بازدید

رنج نامه شاهدان عینی فاجعه اشغال فلسطین

آرزوی من بازگشت به شهرک اصلی ام یعنی "حمامه" است، هرگز سیمای این شهرک و خیابان ها و خانه هایش را فراموش نخواهم کرد و آن را با هیچ سرزمینی در دنیا عوض نخواهم کرد. حمامه برای من بهترین محل برای زندگی کردن است، به هیچ کس اجازه نمی دهم که در مورد حقوق من به دشمن صهیونیستی امتیاز بدهد.
به گزارش مرکز اطلاع رسانی فلسطین، حاج "حسن محمود النجار" متولد سال 1932 در سالروز تبعید خانواده اش از این شهرک با این عبارت سخنان خود را آغاز کرد.
وی افزود:«یقین راسخ داریم که به سرزمین و زمین و کشتزارهایمان باز می گردیم.»
النجار تاکید کرد:« زمانی که درگیری ها میان فلسطینیان و صهیونیست ها آغاز شد، نیروهای مقاومت درصدد دفاع بر آمدند، ولی ساز و برگ کافی نداشتند، صهیونیست ها در یک پست بازرسی 7 تن از جوانان فلسطینی را به خاک و خون کشیدند، آنان جوانان را با نام های جانوران صدا می زدند.»
وی خاطرنشان ساخت:« در آن زمان اهالی شهرک اسدود به شهرک ما پناه آورند، زیرا در آنجا امنیت بود، آنان از بیم جنایات یهودیان به این روستا فرار کرده بودند، روزها گذشت، یهودیان بر اساس سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن تعامل می کردند، آنگاه که متوجه این خطر شدیم، بار خویش را بستیم و با بقیه اهالی این منطقه از آنجا کوچ کردیم و به منطقه شیخ عجلین در غزه رفتیم.»
وی تصریح کرد:« 370 دونم زمین زیر کشت انگور، گوجه فرنگی، خیار، گندم، جو، ذرت و خانه ای به مساحت 500 متر داشتم، این خانه 3 اتاقه بود، پیش از وقوع فاجعه اشغال فلسطین زندگی آرامی داشتیم، ولی پس از این فاجعه عرصه برای ما تنگ شدم.»
هرگز حقم را فراموش نخواهم کرد
حاج "حسن یاسین شقوره" گفت:«بنده هرگز شهرک اصلی خودم و حق بازگشت به آن را فراموش نخواهم کرد، دشمن صهیونیستی مرا از این شهرک به شهرک المجدل از توابع غزه کوچاند، امیدوارم که روزی به این شهرک بازگردم، این شهرک جزء زیباترین و باشکوه ترین سرزمین های دنیاست.»
وی در خصوص مهاجرتش از المجدل به همراه خانواده ادامه داد:« با پای پیاده از این شهرک به سوی غزه راه افتادیم و تمامی دارایی هایمان را به امید بازگشت در آنجا رها کردیم، درگیری های شدیدی میان ارتش صهیونیستی و ارتش عربی صورت گرفت، ارتش اسرائیل به روستاهای مجاور یورش برد، یک مرد آمد و فریاد زد که ارتش اسرائیلی در حال یورش به این منطقه است.»
وی خاطرنشان کرد:« شهرک آن به صنعت بافندگی و کاشت حبوبات و سبزیجات و تجارت پارچه معروف است.»
از سوی دیگر، حاج حسین نشوان تاکید کرد:« یهودیان به شهرک ما حمله ور شدند، به سویمان آتش گشودند و ما به سوی دریا گریختیم و زمانی که اوضاع آرام شد و به منازل مان بر گشتیم، مقاومت به خاطر نبود سلاح های کافی قادر به رویارویی نبود، ما نتوانسیم در برابر این ارتش و هواپیماهای آن مقاومت کنیم.»
وی افزود:« با پای پیاده از این شهرک فرار کردیم و به غزه مهاجرت کردیم، یهودیان در آن زمان در کمین مهاجران می نشستند و آنان را به خاک و خون می کشیدند.»
وی خاطرنشان کرد:« امیدوارم به وطنم برگردم، زیرا این سرزمین برای من حکم بهشت روی زمین را دارد و پر از خیر و برکت است، مردمانش در صفا و صمیمت با هم زندگی می کنند و هرگز از حق خودم در مقابل هیچ چیزی چشم پوشی نمی کنم و به کسی هم اجازه نمی دهم در مورد این حق چانه بزند، همین جا اعلام می دارم کسی که از حق خود در سرزمینش چشم پوشی می کند در واقع از ناموس خود چشم پوشی می کند.»
از سوی دیگر، حاج سعید محمد عباد الهادی که در شهرک صبارین واقع در سرزمین های اشغالی 48 به دنیا آمد،اظهار داشت:« ما پس از برداشت محصولات مان (گندم و جو)، آنها را بسته بندی می کردیم،سپس با استفاده از شتر این محصولات را به خرمن انتقال می دادیم و در آنجا بر روی زمین پهن می کردیم ، سپس داس های چرخدار را به اسب می بستیم و پس از اینکه اسب چندین دور بر روی این محصولات می چرخید، پوست از دانه جدا می شد.»
وی یادآوری کرد:« ما زمین هایمان را با استفاده از اسب شخم می زدیم، زیرا تراکتور نداشتیم، زمین هایمان پر از انواع گیاهانی بود که خاصیت دارویی داشت که از جمله آنها مرامیه، نعناع و بابونه و غیره بود.»
وی خاطرنشان کرد:« ما با استفاده از کانال کشی زمین های زیر کشت صیفی جات را آبیاری می کردیم، سپس بذرهایمان را از چندین ماه مانده به فصل کاشت آماده می کردیم، ما هیچ بذری از بیرون خریداری نمی کردیم.»
محمد سلمان سرحان متولد سال 1930 از شهرک الکفرین در سرزمین های اشغالی 48 اظهار داشت:« با برادرم احمد به نوبت زمین های خود واقع در مناطق البصه و الظهره و کویکس و بیت راس و الحنانه را شخم می زدیم.»
وی افزود:« مردم بدون چشمداشت در زمینه کشاورزی با همدیگر همکاری می کردند، ما بامیه می کاشتیم و هر سال بیش از دو ماه را در خرمن هایمان سپری می کردیم.»
از سوی دیگر، حاج سعید عبدالهادی تاکید کرد:« پیوند میان ملت فلسطین و سرزمینش همانند پیوند میان روح و جسم است.»
وی همواره داستان های مربوط به سرزمینش را به نوادگان خود روایت می کند و ایمان دارد که بالاخره روزی به این سرزمین بر می گردد.
وی ادامه داد:« سرزمین ما یک سرزمین مقدس و خجسته و منشا خیر و برکت است و نسل های آتی آن را از دست صهیونیست ها بازخواهند ستاند و آرزوی ما را محقق خواهند کرد.» 


مرکز اطلاع رسانی فلسطین