غلامرضا ازهارى در اسناد وزارت خارجه آمریکا در سال 1979


1630 بازدید

سازمان اطلاعات دفاعى ایالات متحده آمریکااطلاعات بیوگرافیک ارتشبد غلامرضا ازهارى
اوت 1971 ـ مرداد 1350خیلى محرمانه
(طبقه‏بندى نشده) نام: ارتشبد غلامرضا ازهارى
(طبقه‏بندى نشده) شغل: ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران از تاریخ 20 ژوئیه 1971
(خیلى محرمانه / غیرقابل رؤیت براى بیگانگان) خصوصیات روحى :
     ازهارى یک افسر پیاده‏نظام با صلاحیت، شایسته و پر تحرک بوده و از شهرت شغلى بسیار خوبى برخوردار است و سخت مورد علاقه افسران زیر دست خود مى‏باشد. وى تمرکز قدرت ارتش را در سال 1963 قبول نداشت چرا که معتقد بود این امر سدّ راه پیشرفت ارتش شده و از گسترش و رشد استعداد و توان رهبرى مى‏کاهد. او استعفاى خویش را در اعتراض به این مسئله تسلیم کرد. اما شاه، بدلیل آن که به افسرانى نظیر ازهارى در ارتش براى از میان برداشتن موانع و برطرف کردن نقایص و کمبودهاى سیستم احتیاج داشت، از قبول آن امتناع کرد. با این وجود در سال 1966 به‏عنوان شخصى که تمایلات تمرکز قدرت دارد و مسئولیت فردى زیادى براى خویش قائل است و براى انجام یک کار، سلسله مراتب و تشریفات ادارى را زیر پا مى‏گذارد، قلمداد شد. او خواهان رهنمودهاى مستشاران نظامى آمریکا در ایران بوده و به نظر مى‏رسد که فعالانه در صدد حل و فصل منازعات موجود در واحدهاى خویش مى‏باشد، ضمن این که فرمانده ارتش یکم در فاصله سالهاى 1964 تا 1967 نیز بوده است. در آوریل 1964 به عنوان فرمانده «مانور دلاور» (مانور مشترک ارتش ایران و آمریکا، تحت رهبرى پیمان منطقه‏اى «سنتو») و به جهت اجراى عالى برنامه مورد ستایش مستشاران آمریکایى قرار گرفت. در سمت نماینده دائم نظامى ایران در «سنتو» در آنکاراى ترکیه خدمت کرد و قبل از دستیابى به مقام فعلى‏اش، معاونت ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران را برعهده داشت. در سال 1950 وارد دانشکده دژبانى آمریکا در فورث گوردون جورجیا شد و در سال 1953 ـ 1954 «دانشکده فرماندهى و ستاد» ارتش در فورث لون ورث کانزاس را گذراند.
(خیلى محرمانه / غیرقابل رؤیت براى بیگانگان) گرایشات سیاسى:
     الف ـ در صحنه بین‏المللى:  على‏رغم تمایل دوستانه‏اى که نسبت به ایالات متحده آمریکا دارد، از انتقاد کردن نسبت به آمریکا، زمانى که معتقد باشد چنین عملى مجاز است، تردید نمى‏کند. وى با مستشاران نظامى آمریکا در ایران تشریک مساعى داشته و در سال 1961 گفته است که اعتقاد دارد مستشاران جهت کمک به نیروهاى مسلح ایران براى مدت کمى به کار گمارده شده‏اند و تلاش‏هایشان چنانچه باید ثمربخش نبوده است. ازهارى دوست سپهبد «چیانگ وى‏کو» پسر «ژنرال چیانگ کاى چک» (رئیس جمهور چین در سال 1949) از زمانى که هر دوى آنها در دانشکده فورث لون ورث در سال 1954 ـ 1953 حضور داشتند، بوده و به این ارتباط ادامه داده است.
     ب ـ در صحنه داخلى: شدیدا وطن‏پرست و حامى سرسخت سلطنت ایران و محمدرضا شاه پهلوى (شاه ایران از سال 1941) و مورد اعتماد وى مى‏باشد.


 
(خیلى محرمانه / غیرقابل رؤیت براى بیگانگان)
اطلاعاتى راجع به زندگى شخصى ازهارى:
     (طبقه‏بندى نشده) تاریخ و محل تولد: 1909، شیراز
     (طبقه‏بندى نشده) مشخصات افراد خانواده: در سال 1951 همسر اولش را طلاق داده است. همسر فعلى او عفت شجاع‏الاسدى (ازهارى) است. ازهارى مسلمان و اساسا پایبند به فامیل و اعضاى خانواده‏اش مى‏باشد. سه یا احتمالاً چهار فرزند دختر دارد به نامهاى: گلنار ازهارى (سیمپسون) که در سال 1940 متولد شد و در شیراز تحصیل طب کرده و در سال 1956 تحت حمایت و سرپرستى سازمان ملل وارد دانشگاه ریچموند ویرجینیا شد، در ریچموند با دکترى ازدواج کرد (قبل از سال 1968)؛ رعنا ازهارى که در سال 1942 متولد شد؛ لیلا ازهارى که در سال 1948 تولد یافت ؛ و احتمالاً فرزند چهارمى هم دارد. (خیلى محرمانه / غیر قابل رویت براى خارجیان) مشخصات فردى:
     ازهارى تنومند است و 5 فوت و 8 اینچ قد و 190 پوند وزن دارد. موهایش خاکسترى تیره و چشمهاى مشکى دارد و به علت داشتن بیمارى «فتوفوبیا» (ناراحتى از نور زیاد) عینک رنگى به چشم مى‏زند. ظاهرى تیره و گندمگون و آراسته دارد که مبیّن فردى نظامى به تمام معناست. قاطع، با معلومات و با صلاحیت و شایسته است. در حد متعادل سیگار مى‏کشد و مشروب مى‏نوشد و تا حدى پرخور است. فردى خونگرم، خوش مشرب و مهربان است و علاقه زیاد به فامیل و خانواده‏اش دارد. ساده زندگى مى‏کند و ظاهرا از مزایاى شغلى استفاده چندانى نمى‏برد. ماهیگیرى را دوست دارد. 
     زبان: تسلط کامل به فارسى دارد، انگلیسى را روان و سلیس صحبت مى‏کند و فرانسه را به خوبى
مى‏داند. (طبقه‏بندى نشده)
     مذهب: مسلمان
     علامت مشخصه: معلوم نیست.
     تحصیلات غیرنظامى: ازهارى مدرسه ابتدایى «نمازى» و مدرسه متوسطه «سلطانیه» را که هر دوى آنها در شیراز واقعند، طى کرده است. وى فارغ‏التحصیل دبیرستان «شاپور» شیراز است.

     سوابق شغلى و خدمتى: 1935ـ1933: دانشجوى دانشکده افسرى و در 23 سپتامبر 1935 به درجه
ستوان دومى رسید.
     1936 ـ 1935: فرمانده دسته دوم، گروهان هفتم، هنگ پنجم «نادرى» از لشکر دوم. سپتامبر 1935
          تا مارس 1936.
     1936: فرمانده دسته یکم، گروهان یکم، هنگ پنجم «نادرى» از لشکر دوم، مارس و نوامبر 1936.
     1937 ـ 1936: فرمانده دسته یکم، گروهان یکم، هنگ پنجم «نادرى» از لشکر دوم ؛ نوامبر 1936
          تامه 1937. در مارس 1937 به درجه «ستوان یکمى» نائل شد.
     1938 ـ 1937: فرمانده گروهان هفتم، هنگ پنجم «نادرى» از لشکر دوم؛ مه 1937 تا مارس 1938.
     1939 ـ 1938: فرمانده گروهان چهارم، هنگ پیاده نظام «سلحشور»، لشکر هفتم «فارس»؛          مارس     1938 تا سپتامبر 1939.
     1942 ـ 1939: فرمانده گردان دوم، هنگ 12 پیاده «سلحشور»، لشکر هفتم
«فارس»؛          سپتامبر     1939 تا ژوئیه 1942. در مارس 1941 به درجه سروانى ارتقاء یافت.      1943 ـ 1942: فرمانده گردان دوم، هنگ پانزدهم پیاده «سلحشور»، لشکر هفتم «فارسى» ژوئیه           1942 تا مارس 1943. 
     1944 ـ 1943: فرمانده گردان دوم، پایگاه تیپ هفدهم، لشکر ششم جنوب «جهرم»؛ مارس 1943 تا           مه 1944.
     1945 ـ 1944: رئیس ستاد تیپ شانزدهم کازرون؛ مه 1944 تا فوریه 1945. 
     1945: بازرس شعبه ششم اداره نظام وظیفه در فوریه و اوت. در مارس 1945 به درجه سرگردى           مفتخر گردید.
     1947 ـ 1945: در بخش چهارم دژبان مرکز مشغول به کار شد؛ اوت 1945 تا مارس 1947.
     1947 ـ 1944: رئیس ستاد تیپ شانزدهم کازرون ؛ مه 1944 تا فوریه 1945.
     1945: بازرس شعبه ششم اداره نظام وظیفه در فوریه و اوت. در مارس 1945 به درجه سرگردى           مفتخر گردید.
     1948 ـ 1947: ریاست زندان دژبان مرکز، مارس 1947 تا مارس 1948. در مارس 1948 به           سرهنگ دومى ارتقاء درجه یافت.
     1950 ـ 1948: ریاست ستاد تیپ دژبان تهران، مارس 1948 تا 1950. دانشجوى دوره عالى دژبان
          در دانشکده دژبانى امریکا در فورث گوردون جورجیا در سال 1950 بود.
     1950: رئیس زندان قرارگاه مرکزى دژبان.
     1953: دانشجوى دانشکده ستاد و فرماندهى تهران.
     1954 ـ 1953: دانشجوى دانشکده ستاد و فرماندهى ارتش آمریکا در «فورث لون ورث کانزاس»
     1954: افسر فرمانده شعبه آموزش و عملیات دانشگاه جنگ، تهران.
     1956: ریاست شعبه آموزش دانشگاه جنگ، تهران و در سپتامبر 1956 به درجه سرتیپى ارتقاء           یافت.
     1958 ـ 1957: معاون پرسنلى نیروى زمینى شاهنشاهى ایران ؛ از 26 اوت 1957.
     1959 ـ 1958: فرمانده لشکر یازدهم پیاده کرمان و در 24 سپتامبر 1959 به درجه سرلشکرى
          مفتخر شد.
     1960: در سمت فرماندهى دانشگاه جنگ تهران.
     1960: رئیس ستاد نیروى زمینى شاهنشاهى ایران.
     1961: آجودان نظامى افتخارى شاه
     1963: در 23 سپتامبر 1963 به درجه سپهبدى رسید.
     1967: 1964: فرمانده ارتش یکم و دانشجوى دوره مکاتبه‏اى کالج صنعتى نیروهاى مسلح، در           فورث لسلى جى. مک‏نایر، واشنگتن دى سى، که در سال 1964 به دریافت دیپلم نائل شد. 
     1970 ـ 1967: نماینده دائم نظامى ایران و رئیس گروه نمایندگان دائم نظامى در پیمان منطقه‏اى           «سنتو» در آنکاراى ترکیه، سپتامبر 1970 ـ 1967، و (میهمان) سفر توجیهى براى اعضاى سنتو           در عرشه ناو هواپیمابر آمریکایى فرانکلین روزولت (12 تا 13 ژانویه 1968) و ناو ایندیپندنت (8           تا 9 ژانویه 1969).
     1971 ـ 1970: جانشین ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران، تهران. از حداقل اوت 1970 تا 20 ژوئیه
          1971.
     از 1971 تاکنون: ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران از 20 ژوئیه 1971. در 20 ژوئیه 1971 به درجه
          ارتشبدى مفتخر گردید.
سند بعدی
6 دسامبر 1975 ـ 15/9/54شوراى بازرگانى ایران و ایالات متحده آمریکا
عالیجناب ارتشبد غلامرضا ازهارى نخست‏وزیر ایران
تهران ـ ایران
عالیجناب :
     شوراى (مشترک) بازرگانى ایران و ایالات متحده آمریکا، گروهى از تجار عمده برجسته ایرانى و آمریکایى هستند که در سال 1975 بنا به درخواست دولت‏هاى دو کشور براى مشخص کردن موانع و مشکلات موجود بر سر راه همکاریهاى گسترده اقتصادى بین دو کشور و نشان دادن راههایى که مى‏توانست براین موانع و محظورات فایق آید، به وجود آمد. در مقام ریاست بخش آمریکایى شورا، مفتخرم که نتایج جلسه را به جنابعالى گزارش دهم.
     جلسه برگزار شد، به‏طورى که توانستیم پیشرفتهاى کمیسیونهاى اجرائى شورا در سال گذشته را در جهت مشخص کردن و نشان دادن راه‏حل مسائلى که مانع توسعه روابط اقتصادى بین ایران و ایالات متحده آمریکا مى‏شد، مرور و بررسى کنیم. همچنین در مورد پیشرفت‏هاى اخیر کشور شما و چگونگى تأثیر آن بر محیط‏هاى تجارى و راجع به نقشى که این شورا مى‏تواند در تضمین ادامه همکارى بازرگانى بین کشورهایمان و ثبات اقتصادى کشور ایران ایفا کند، گفتگو به‏عمل آمد. 
     بیانیه پیوست نتایج جلسه را به‏طور خلاصه بیان مى‏دارد. اعضاى شورا حمایت قاطع خویش را از تلاش‏هاى دولت شما در انجام و تکمیل راههایى که اقتصادى ملى شما را تثبیت کند، اعلام داشتند و گروه ما امیدوار است که به همکارى فعال خود با اعضاى جامعه تجارى شما که تا به حال شورا مشخص کرده است، ادامه دهد. هیئتى از اعضاى کمیسیون اجرایىِ آمریکایى شورا در نظر دارد که در اوایل ماه فوریه از ایران دیدار کند و با اعضاى ایران شورا و مقامات رسمى بالاى دولت در مورد اینکه چگونه شورا مى‏تواند در تحقق اهدافتان مشارکت داشته و شما را یارى نماید، گفتگو و تبادل‏نظر کند و اینجانب از نظرات و پیشنهادات شما استقبال مى‏کنم.
     هما‏طور که گزارش نشان مى‏دهد، (مساعى) جامعه تجارى آمریکا صرف حفظ ثباتِ اقتصادىِ ایران
و ایفاى نقش فعال در پیشرفت‏هاى آینده کشورتان مى‏گردد. ارادتمند: «هنرهاى هاپ نیک» 

سند بعدی
15 مارس 1976 ـ 24/12/54
ارتشبد غلامرضا ازهارى رئیس ستاد مشترک بزرگ ارتشتاران
تهران، ایران
     ارتشبد ازهارى عزیز: محترما به اطلاع مى‏رساند اخیرا مطالب بسیارى در مورد سفر هیئتى از کنگره
و بازدید از پایگاههاى نیروى دریایى شاهنشاهى ایران دریافت کرده‏ام.
     تمامى هیئت، تحت تأثیر گستردگى پایگاهها کیفیت بالاى تجهیزات آنها قرار گرفته‏اند و به‏طور طبیعى
در مورد کاهش شدت کارهاى ساختمانى در آنها ابراز نگرانى نموده‏اند. دریادار نصراللّه‏ موقرى، فرمانده
وقت نیروى دریایى شاهنشاهى ایران در خرمشهر، کاپیتان فره‏چورلو در بوشهر و خسرو آزادى در
بندرعباس، افرادى هستند که به پاس خدمات خوبشان قابل قدردانى مى‏باشند. تمامى مراحل بازدید به
صورت مرتب و خوب برگزار شد، که انعکاسى است از اعتبار بالاى دولت ایران و نیروى دریایى
شاهنشاهى ایران. من از اقدامات نیروى دریایى شاهنشاهى ایران مفتخر هستم و عمیقا از تلاش آنها در
برگزارى موفقیت‏آمیز این بازدید قدردانى مى‏نمایم.
دوستدار شما پاول سى ـ بوید آدمیرال نیروى دریایى ایالات متحده
سند بعدی
غلامرضا ازهارى رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران (از ژوئیه 1971)
عنوان: ارتشبد ازهارى
     ارتشبد غلامرضا ازهارى سمت بالایى در ارتش ایران به‏عنوان رئیس ستاد کل بزرگ ارتشتاران دارد که در رهبرى نیروهاى مسلح به شاه، فرمانده کل قوا، کمک مى‏کند. شایعاتى که از اوایل سال 1974 مبنى بر کناره‏گیرى وى رواج داشته، هنوز جامه عمل نپوشیده است. وى به خاطر شایستگى شخصى و  جاعت
اخلاقیش مورد احترام بوده، ولى از نظر پویایى و سازندگى فرد قابل توجهى نمى‏باشد. به‏عنوان میهن‏پرستى متعصب، وى از طرفداران پروپاقرص شاه است.
     در دوران خدمت، ازهارى ریاست هیئت‏هاى اعزامى به کشورهاى مختلف را برعهده داشته و در خرید تجهیزات نظامى شرکت داشته است. وى تلاش مى‏کند که پست‏هاى مهم را به افسرانى که در شعب برنامه‏ریزى، ارتباطات و الکترونیک مجرب هستند بسپارد. ازهارى مرد صریح و واقع‏بینى است و با مقامات آمریکا همکارى مى‏نماید و در صورتى که احساس کند به سیاست آمریکا انتقاد وارد است در بیان آن لحظه‏اى تأمل نمى‏کند. ازهارى در شیراز متولد و در سال 1935 از دانشکده افسرى ایران فارغ‏التحصیل شده است. وى همچنین فارغ‏التحصیل دانشکده فرماندهى و ستاد آمریکا است. در دهه 1960 وى به ترتیب رئیس ستاد نیروهاى زمینى، آجودان نظامى شاه، فرمانده ارتش یکم و نماینده دائمى ارتش در پیمان سنتو بوده است. ازهارى در 1969 بازنشسته شد ولى بعد از مدت کوتاهى مجددا به کار فراخوانده شد و معاون ستاد کل بزرگ ارتشتاران شد و تا ترفیع مقام فعلیش در آنجا باقى ماند.تیمسار ازهارى حدود 70 سال سن دارد و شخص خونگرم و مهربانى است. وى که به بیمارى فتوفوبیا مبتلاست، عینک دودى به چشم مى‏زند. او زیاد غذا مى‏خورد و در مصرف مشروبات و سیگار میانه‏رو است. ازهارى  به دو زبان انگلیسى و فرانسوى صحبت مى‏کند. وى دو بار ازدواج کرده و سه دختر دارد.
22 اوت 1977 ـ 31/5/56
سند بعدی
فوریه 1978 ـ بهمن 1356 خیلى محرمانه
زندگینامه ارتشبد غلامرضا ازهارى
سازمان اطلاعات دفاعى ایالات متحده آمریکا
     (U) نام: ارتشبد غلامرضا ازهارى ـ ارتشى (پیاده‏نظام)
    اسم مستعار: غلام ازهارى
     ( U) موقعیت: ریاست فرماندهى ستاد بزرگ ارتشتاران، از 20 ژوئیه 1971.
     (C/NOFORN) خصوصیات روحى: مورد احترام به خاطر شایستگى شغلى، اعتماد و شجاعت اخلاقى‏اش. وى در طول هفت سال گذشته ریاست و فرماندهى ستاد بزرگ ارتشتاران شجاعت را به‏عهده
داشته است. ازهارى، بى‏گفتگو، ناتمام توان به‏عنوان رئیس فرماندهى ستاد بزرگ  شده بود تا  محمدرضاشاه پهلوى، فرماندهى کل قوا (از سال 1941) را که بدون دیدن مراحل نظامى به این سمت رسیده بود یارى و مدد دهد. هر از گاهى گزارشاتى مبنى بر تصمیم ازهارى براى بازنشستگى مى‏رسد. (او در سال 1978، 69 ساله مى‏شود.)
     (C/NOFORN) سیاسى: یار پر قدرت شاه، اولین و پیشروترین ملى‏گراى ایرانى. دوستدار غرب و همکار نزدیک مستشاران نظامى آمریکایى. در 1964، مستشاران آمریکایى وى را به دلیل فرماندهى بسیار عالیش در مانور «دلاور» که یک مانور نظامى مشترک بین ایران و آمریکا بود و زیر نظر «سازمان پیمان منطقه‏اى ـ سنتو» صورت گرفت، تشویق نمودند.
     (C/NOFORN) شغلى: او دوران اولیه تحصیل را در شیراز گذراند و در 1935 فارغ‏التحصیل دانشکده نظام تهران شد. به‏عنوان افسر جزء پیاده‏نظام، از 1935 تا 1945 که به دژبان رفت، خدمت کرد. در 1948، به فرماندهى تیپ دژبان تهران منصوب شد. در 1950، شاگرد دانشکده دژبانى نیروى زمینى آمریکا، «فورث گوردون» در جورجیا شد و در 1954، از دانشکده فرماندهى و ستاد نیروى زمینى آمریکا( «فورث لیون ورث» در کانزاس) فارغ‏التحصیل گشت. در 1955، عضو هیئت امناى دانشکده جنگ تهران و در 1956، جانشین فرماندهى ادارى شد. شغل‏هاى حساس بعدى وى شامل: فرمانده لشگر 11 پیاده نظام (59 ـ 1958)، ریاست دانشکده جنگ (1960)، فرماندهى نیروى زمینى ارتش ایران (64 ـ 1960)، فرماندهى ارتش اول و همزمان فرماندهى کل نیروها در مانور «دلاور» سنتو از آوریل سال 1964 تا 1967 مى‏باشد. ازهارى نمایندگى دائم نظامى کشورش و ریاست گروه نمایندگان دائم در سازمان پیمان منطقه‏اى ـ سنتو (ترکیه، آنکارا) را در سالهاى 70 ـ 1967 به‏عهده داشت. سپس جانشین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران و از ژوئیه 1971 رئیس فرماندهى ستاد بزرگ ارتشتاران شد. ترفیعات وى به ترتیب عبارتند از 1956 سرتیپ، 1959 سرلشکر، 1963 سپهبد و 1971 ارتشبد.
     اطلاعات شخصى: متولد 1909 شیراز ـ ایران. داراى روحیه عالى نظامى، سرسخت و لجوج، با موهاى جو گندمى و چشمان سیاه (به دلیل ناراحتى از نور (فتوفوبیا)، از عینک دودى استفاده مى‏کند.) افسر فعال و شایسته، خوش مشرب و خونگرم و به زندگى خانوادگى شدیدا پایبند است. گهگاهى سیگار مى‏کشد و مشروب مى‏نوشد. از ماهیگیرى لذت مى‏برد. در 1951، از همسرش جدا شده و به تازگى با  عفت ازدواج کرده است. سه دخترش عبارتند از: گلنار (که در ریچموند ـ ویرجینیا زندگى مى‏کند)، رعنا و لیلا. وى به زبانهاى فارسى و انگلیسى مسلط مى‏باشد و فرانسه را به خوبى صحبت مى‏کند.
تهیه شده توسط: موریل سى ـ ریدیک
سند بعدی
تاریخ: 30 اکتبر 1978 ـ 8/8/57سرّى
از: سفارت آمریکا در تهران، مایلز گرین، بخش نظامى سیاسى به: بایگانى
موضوع: دیدار دونکن معاون وزارت دفاع، از 23 لغایت 26 اکتبر 1978.
     آنچه در زیر مى‏آید یادداشت‏هاى پراکنده‏اى است در مورد دیدار آقاى دونکن. این مطالب هر چند از طریق مخابرات عادى گزارش نشده‏اند، ولى تذکر آنها خالى از لطف نخواهد بود.
دیدار با ارتشبد ازهارى: ازهارى اظهار داشت که ارتش ایران این روزها وقتى زیادى را صرف بررسى اوضاع افغانستان مى‏کند. علیرغم آنچه سیاستمداران به ارتش مى‏گویند، ارتش تصور مى‏کند که رژیم افغانستان یک رژیم کمونیستى است. ازهارى گفت که چنانچه افغانستان بخواهد به روش چکسلواکى، خود را از بند شوروى آزاد نماید، وى اطمینان دارد عکس‏العمل شوروى همان‏طور که در برابر چکها شاهد بودیم، حمله به افغانستان خواهد بود. پاکستان «مرحله دوم» حرکت شوروى به افغانستان خواهد بود. چنانچه پاکستان تضعیف شود، انعکاس آن در بلوچستان ایران فورى است. شاه قصد دارد آنچنان آزادى به مردم ایران بدهد که در آمریکا هرگز وجود نداشته است. آیا دولت آمریکا مذاکرات کنگره را مستقیما از تلویزیون پخش مى‏کند؟ بسیارى از مخالفت‏هایى که با دولت مى‏شود سطحى است. احترام مستمر مردم به نیروهاى مسلح مثال خوبى از این حقیقت است، هر چند برخى گروهها این روزها تبلیغاتى علیه آن به راه انداخته‏اند. ازهارى نظرات مساعد بسیارى در مورد آنچه که وى کرارا از آن به‏عنوان  «قراردادهاى واترگیت» یاد مى‏کرد، (یعنى قراردادهاى «کمپ دیوید») بیان داشت. وى روابط حسنه ایران و عراق را یادآورى کرد. وى تصور مى‏کرد عاقلانه خواهد بود که اعراب با اسرائیل به توافق برسند، زیرا آنها واقعا نمى‏دانند چگونه بجنگند. کشورهاى عرب خلیج‏فارس در واقع حائز توجه نیستند. تنها چیزى که اعراب خلیج دارند نفت است، والا نه جمعیتى دارند، نه صنعتى و نه قدرت نظامى. ازهارى به‏طور گذرا اشاره کرد که به ایرانیان بطور تاکتیکى آزادیهاى بیش از اندازه‏اى داده مى‏شود. ازهارى نیاز ایران را به تجهیزاتى جهت کنترل ازدحام توضیح داد و گفت که نمى‏داند چگونه «دستگاه ادارى واشنگتن» توانسته درخواست ایران را براى خرید چنین تجهیزاتى برگرداند. وى اظهار داشت که فروش هواپیماى جنگى به ایران در حالى که تجهیزات ضد اغتشاش داده نمى‏شود، هیچ مفهومى ندارد.
ارتشبد ربیعى: فرمانده نیروى هوایى در مدت شش ساعتى که در بیست‏وپنجم اکتبر از آقاى دونکن پذیرایى کرد، میزبان سخاوتمندى بود. ظاهرا وى حتى هدایت هواپیماى شخصى‏اش که جهت سفر به  اصفهان در اختیار آقاى دونکن قرار داده بود را به‏عهده گرفت. ربیعى نقطه‏نظرات سیاسى خود را محرمانه براى آقاى دونکن صریحا بیان کرد، یعنى خطر مهلکى که رودرروى ایران است و باید با اقدامى خشن وحتى اگر لازم باشد توسط ارتش به آن پایان داده شود. در گردشى که در پایگاه خاتمى داشتیم و ربیعى  مدت زیادى با سربازان و همافران همراهش صحبت کرد، معلوم شد که وى نیز شخص برجسته‏اى است. به نظر مى‏رسد که روابط متقابل فردى وى به‏طور استثنایى گرم و صمیمى است.
دیدار از پایگاهها: ایرانیان از دیدارهاى ما از پایگاه خاتمى، مرکز آموزش‏هاى نیروى هوایى و پایگاه تدین به خوبى استقبال کردند. میهمانى آقاى دونکن کلاً تحت‏تأثیر عملیات پایگاه، نظافت و سازماندهى در تمام پایگاهها و وسائل مدرنى که در هرکدام از آنها وجود داشت، قرار گرفت. یکى از افسران آمریکایى گروه اظهار داشت که نیروى هوایى آمریکا بسیار مایل است که پایگاهى همچون پایگاه خاتمى داشته باشد.
تیمسار سرتیپ بیژن انور: انور که به تازگى معاون ستاد تاکتیکى نیروى هوایى شده است یکى از میزبانان
ما در شیراز بود. در دو گفتگوى طولانى که در طى روز با وى داشتم، در برابر جوانى که نسبتا درجه پایینى
داشت به‏طور نمایانى در صحبتش صریح و روراست بود. (در طى هر دو گفتگو همسر آمریکایى وى با ما بود). سرلشکر انور آشکارا به نیروى هوایى شاهنشاهى به‏عنوان صاحب مقامى که دائما در حال ترقى است، بسیار مباهات مى‏کند. وى اظهار داشت که مردم ایران به زودى از آزادیهاى بیشترى برخوردار خواهند شد. مردم هنوز آمادگى ندارند تا آزادى کامل احراز نمایند، آنان به مدیریت از بالا نیاز دارند. وى اظهار داشت که ارتشبد ربیعى در جلسات ماهانه خود با افسران ارشد نیروى هوایى سراسر کشور نه تنها امور مربوط به نیروى هوایى را بلکه اوضاع سیاسى داخلى کشور را هم مورد بحث و مذاکره قرار مى‏دهد. در چنین شرایطى، انور اظهار داشت که نیروى مسلح در هر موردى که پیش بیاید از فرامین شاه اطاعت خواهند کرد. سرلشکر انور از سیاست حقوق بشر آمریکا انتقاد نمود.
سند بعدی
سازمان اطلاعات مرکزى ایالات متحده آمریکا (سیا) خیلى محرمانه ـ غیرقابل رؤیت براى بیگانگان
غلامرضا ازهارى نخست‏وزیر ؛ رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران
عنوان: آقاى نخست‏وزیر
     در روز 6 نوامبر 1978، در تلاشى به منظور پایان بخشیدن به ده ماه آشوب‏هاى فزاینده مذهبى، اغتشاشات دانشجویى و کارگرى (و یک روز پس از شدیدترین آشوب و بلوا ظرف 15 سال اخیر در تهران)، شاه، ارتشبد غلامرضا ازهارى را به نخست‏وزیرى برگزید. ازهارى، که از سال 1971 رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران بوده است، نخست‏وزیرى است که وظیفه‏اش استقرار مجدد نظم، پایان بخشیدن به اعتصابات موجود و دست زدن به اقداماتى است تا شاه در پرتو آن بتواند جانشینى انتخاب کند که قادر باشد رهبران مذهبى و مخالفان سیاسى را به شرکت در یک دولت ائتلافى متقاعد سازد.
     پنج تن از 23 وزیر کابینه ازهارى، که همگى توسط خودش انتخاب شده‏اند، نظامى هستند. مشکل او هماهنگ کردن اقدامات گروهى مرکب از تکنوکراتها و افسران عالیرتبه ارتش است که به جز ارتشبد رضا عظیمى، وزیر جنگ همگى فاقد تجربه در زمینه مسئولیت‏هاى محوله هستند. به‏عنوان رئیس ستاد بزرگ  ارتشتاران (شاه فرمانده کل قوا است)، ازهارى پستى هم‏ردیف رئیس ستاد مشترک در ایالات متحده را اشغال کرده است. از جنبه تئوریک او مسئولیت برنامه‏ریزى و هماهنگى امور را دارد، اما او اغلب رسیدگى به امور فرماندهان را نادیده گرفته و مانند شاه، شیوه کنترل مستقیم را اجرا کرده است. او به خاطر شایستگى شغلى، درستکارى و شجاعت اخلاقى مورد احترام است. با احساسات شدید وطن‏پرستى، او
یکى از حامیان سرسخت شاه و از مهره‏هاى خانواده سلطنتى است. او شاید از متفکرترین و جدى‏ترین ارتشبدهاى شاه باشد و اعتقاد و پایبندى وى به اسلام مزیتى براى مذاکره با مخالفین مذهبى است.
تیمسار در مقام نخست‏وزیرى
     ازهارى در اولین نطقى که به‏عنوان نخست‏وزیر خطاب به ملت ایراد کرد، استقرار مجدد نظام را هدف عاجل و فورى اعلام کرد. او از مخالفان دولت خواست که براى صلح و رفع اختلافات تلاش کنند، و سپس قول داد که با فساد مبارزه کرده و «امنیت اقتصادى، اجتماعى و روانى» را براى تمام ایرانیان مجددا برقرار نماید. وى در سراسر نطق خود قول داد که ایران را براساس قوانین اسلام و مذاکره با شخصیت‏هاى مذهبى اداره نماید. وى ضمن تظاهر به داشتن نظر مساعد نسبت به اقدامات ضد خارجى، این هرج و مرج‏ها را ناشى از «تبلیغات بیگانگان و اجانب» قلمداد کرد. ازهارى هرگونه آشوب جدید داخلى را با شدت عمل بیشتر از آنچه سلف خود جعفر شریف‏امامى انجام داد (در طول دو ماه صدارت شریف‏امامى، وى نه موفق  به برقرارى نظم و پایان بخشیدن به اعتصابها شد و نه در جلب حمایت مخالفین پیروز بود)، سرکوب خواهد کرد. دادگاههاى نظامى به فعالیت‏هاى ضد رژیم و موارد نقض حکومت نظامى رسیدگى خواهند کرد. سانسور مطبوعات شدید خواهد بود. ازهارى با جلوگیرى از گسترش اتفاقات ناگوار، چنانچه موفق شود ایرانیان را متقاعد گرداند که هدف دولت جدید به راستى برقرارى نظم است و حمایت آنان را جلب کند و راه را براى انتخابات عمومى هموار سازد، حداقل سه ماه و شاید کمى بیشتر در این پست باقى خواهد ماند. پس از معرفى نخست‏وزیر جدید، چنانچه شاه تصمیم به بازنشسته کردن او نگیرد، او به صورت تمام وقت به شغل قبلى خود، یعنى ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران، بازخواهد گشت. (از سال 1974 شایعه بازنشستگى او بر سر زبانها بوده است).
مبارزه علیه فساد
     در برنامه ازهارى، دستگیرى و محاکمه بیش از صدتن از مقامات بلندپایه که قبلاً در مشاغل مهم دولتى بوده و یا اکنون مشغول به کار هستند، من‏جمله امیرعباس هویدا نخست‏وزیر سابق (نخست‏وزیر در
سالهاى 77 ـ 1965) به اتهام فساد و یا اعمال غیرقانونى، گنجانده شده است.
     حتى خانواده سلطنتى نیز از این امر مستثنى نیستند. دو کمیسیون جداگانه جهت رسیدگى به اموال خانواده سلطنتى و بنیاد پهلوى تشکیل شده است. بنیاد پهلوى متشکل از یک بنگاه خیریه و صندوق  مانى خانواده سلطنتى است. بنیاد پهلوى که با ثروت شخصى شاه فعالیت مى‏کند، درآمدهاى حاصل از سهام در تجارت‏هاى کلان، کارهاى کشاورزى و صنعتى در ایران و خارج را جهت مشارکت در شمارى از خدمات اجتماعى که شاه به آنها علاقمند است، به مصرف مى‏رساند. مدتها است که بنیاد به اتهام مبادرت به معاملات مشکوک آماج حملات منتقدان ایرانى قرار گرفته است. در گذشته ارتش کاملاً حافظ نظام ایران بوده است، نظامى که در آن شاه مى‏توانست از یکى از افراد بخواهد که نخست‏وزیر شود، و همچنین مى‏توانست از نخست‏وزیر بخواهد که کناره‏گیرى کند بدون این که از امتناع وى واهمه‏اى داشته باشد. در شرایط حاضر، تحت فشار شدید تمایل ظاهرى شاه به قربانى کردن نوکران سرسپرده‏اش چون هویدا و بسیارى دیگر، و موافقت موقت در مورد رسیدگى به اموال خود و خانواده‏اش این امکان را به‏وجود آورده است که ازهارى به صورت فردى اصلاح‏طلب در ارتش جلوه کند و نفوذ بیشترى در اداره حکومت  نسبت به رؤساى قبلى ستاد بزرگ ارتشتاران داشته باشد.
روابط با ایالات متحده
     به علت وجود متخصصان نظامى و صنعتى و جنگ‏افزارهاى پیچیده و تجهیزات نظامى، ایران به ایالات متحده وابسته است، بنابراین ازهارى بدون شک سیاست دوستى شاه با ایالات متحده را ادامه خواهد داد. او دوره‏هایى را در این کشور گذرانده و در مقام رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران، سیاست او دوستانه و همراه با تشریک مساعى بوده است. وى همواره خواهان راهنمایى مستشاران نظامى آمریکا  بوده است، اما در مواقعى که معتقد باشد به آمریکا انتقاد وارد است، لحظه‏اى در این کار درنگ نمى‏کند.
سوابق شغلى
     غلامرضا ازهارى در شیراز متولد شده است. پس از فارغ‏التحصیل شدن از دانشکده افسرى در سال 1935، دو سال فرمانده دسته و یک سال نیز فرمانده گروهان در هنگ پنجم «نادرى» بود. در سال 1938 او فرمانده گروهان در هنگ پیاده سلحشور، لشکر هفتم، و در فاصله سال‏هاى 43 ـ 1939 فرمانده گردان در هنگ مذکور شد. پس از انجام وظیفه در پست فرماندهى گردان در لشکر ششم، ازهارى به اولین پست ریاست در ستاد تیپ شانزدهم «کازرون» در لشکر ششم، دست یافت. سپس به‏عنوان بازرس مأموریت کوتاهى در اداره نظام‏وظیفه داشت و پس از آن به دژبان مرکز انتقال یافت. در سال 1947 رئیس زندان دژبان مرکز شد. در سال 1948 رئیس ستاد تیپ دژبان تهران  در سال 1950 رئیس زندان قرارگاههاى دژبان مرکز شد. ازهارى در سال 1950 به دانشکده دژبانى آمریکا در فورث گوردون، جورجیا وارد شد و دانشکده فرماندهى و ستاد ارتش در فورث لیون ورث کانزاس را در سالهاى 54 ـ 1953 گذراند.
     از سال 1954 که ازهارى رئیس شعبه آموزش و عملیات دانشگاه جنگ شد، ترفیع درجه‏اش آغاز گردید. با ترفیع به درجه سرتیپى در سال 1956، وى در سال 1957 معاون پرسنلى نیروى زمینى شاهنشاهى و در سال 1958 فرمانده لشکر یازدهم پیاده نظام شد. در سال 1959 به سرلشکرى ارتقاء یافت و در سال 1960 مدت کوتاهى در پست فرماندهى دانشگاه جنگ خدمت کرد. وى در اواخر آن سال رئیس ستاد نیروى زمینى شاهنشاهى شد. در سال 1963 به درجه سپهبدى رسید و در سالهاى 67 ـ
1964 فرمانده ارتش یکم و در سالهاى 69 ـ 1967 نماینده دائم نظامى ایران در پیمان سنتو بود. در سال 1964 دیپلم دوره مکاتبه‏اى را از کالج صنعتى نیروهاى مسلح در فورث مک‏نایر واشنگتن دریافت کرد.
او در خلال بازدید توجیهى براى اعضاى سنتو در سال 1968، میهمان ناو هواپیمابر فرانکلین روزولت و در سال 1969 میهمان ناو هواپیمابر ایندیپندنت بود. به دلایل نامشخصى، در سال 1969 شاه ازهارى را بازنشسته کرد، اما اندکى پس از آن او را به فعالیت مجدد بازگردانده و به معاونت ستاد بزرگ ارتشتاران منصوب کرد. او در این پست تا رسیدن به درجه ارتشبدى و ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران در سال 1971، خدمت کرد. به استثناى مسافرتهایش در رابطه با مأموریت‏هاى سنتو، ازهارى زیاد مسافرت نمى‏کرد. او در سال 1973 از اردن، در سال 1974 از مصر، در سال 1976 از هند، در سال 1977 از جمهورى عربى یمن و در فوریه 1978 از عراق دیدن کرد.
اطلاعات شخصى
     نخست‏وزیر، حدودا 69 ساله و تنومند است و ظاهرى آراسته دارد. او مردى موقر، خونگرم، خوش‏مشرب و صمیمى است، شمرده سخن مى‏گوید و همیشه بى‏آلایش است. او پرخور است و در حد متعادل سیگار مى‏کشد و مشروب مى‏نوشد. به علت ناراحتى از نور، او عینک دودى به چشم مى‏زند. از ماهیگیرى لذت مى‏برد. ازهارى ساده زندگى مى‏کند و ظاهرا از مزایاى شغلى خود استفاده نمى‏نماید. او انگلیسى را روان فرانسه را خوب صحبت مى‏کند. ازهارى دوبار ازدواج کرده است. اولین ازدواجش با طلاق در سال 1951 پایان یافت. همسر کنونى‏اش، عفت‏الملوک شجاع‏الاسدى است و اساسا پایبند به فامیل و خانواده خود مى‏باشد. ازهارى مردى فامیل دوست است. وى سه دختر دارد، گلنار ازهارى (سیمیسون) که با دکترى ازدواج کرده و در ریچموند، ویرجینیا زندگى مى‏کند، رعنا ازهارى و لیلا ازهارى. 27 نوامبر 1978 ـ 6/9/57
سند بعدی
تاریخ: 6 ژانویه 1979 ـ 16/10/57 خیلى محرمانه
از: مرکز عملیات دریایى، واشنگتن 6320 به: دفتر وابسته دفاعى در تهران، ایران
موضوع: معالجه پزشکى مورد نیاز ارتشبد غلامرضا ازهارى
     1ـ (خیلى محرمانه) طبق مرجع (الف) و با موافقت وزارت امورخارجه (مرجع ب)، ارتشبد غلامرضا ازهارى براى معالجه در مرکز پزشکى ملى نیروى دریایى در تبسدا طبق مرجع (ج) به عنوان یک فرد منتخب از طرف وزیر نیروى دریایى معرفى شده است.
     2ـ (بدون طبقه‏بندى) رفت‏وآمد به مرکز معالجات آمریکا و خرج معالجات پزشکى با خود بیمار و یا دولت ایران مى‏باشد.
     3ـ (خیلى محرمانه) براى سفارت آمریکا در تهران: 1) اطمینان حاصل کنید که وضع ارتشبد ازهارى براى سفر مناسب باشد. 2) به ارتشبد ازهارى بگویید که اگر جراحى لازم باشد، احتمالاً باید مدتى صبر
کند.
     4ـ (خیلى محرمانه) لازم است که سفارت آمریکا در ایران، رئیس عملیات دریایى را از تمام برنامه‏هاى سفر، وقتى آماده شدند، مطلع سازد پرونده‏هاى پزشکى به زبان انگلیسى، باید همراه مریض باشند. در 31 دسامبر 1985 از طبقه‏بندى خارج مى‏شود


از مجموعه اسناد بدست آمده از لانه جاسوسی در تهران – کتاب هشتم