تاثیر سید جمال بر گفتمان روشنفکری در آستانه جنبش مشروطه


باقر صدری نیا
78 بازدید
سید جمال الدین اسدآبای

تاثیر سید جمال بر گفتمان روشنفکری در آستانه جنبش مشروطه

  نیمه دوم قرن نوزدهم و دهه های پایانی قرن سیزدهم هجری قمری دوران شکل گیری نخستین هسته های جنبش روشنفکری در ایران بود، پیشگامان این جنبش که به لحاظ مبانی نظری تحت تاثیر آرا وعقاید اندیشه ورزان قرن هیجدهم و نوزدهم اروپا قرار داشتند با نقد افکار، شیوه ها و نهادهای سنتی در صدد تبلیغ تجدد خواهی و مدرنیسم در ایران بودند. آنان بر اثر آشنایی با اندیشه های نوین و شناخت مستقیم یا با واسطه نسبت به پیشرفت های فنی، اقتصادی و سیاسی مغرب زمین، پیش از اقشار دیگر جامعه استعداد و آمادگی نظری برای ایجاد دگرگونی در ایران داشتند.(1)

با کوششهای تبلیغی پیشروان تجدید خواهی، گفتمان های تازه ای در پهنه اندیشه و سیاست ظهور کرد که تا آن روزگار پیشینه و پشتوانه استواری در تاریخ فکر و فرهنگ ایران نداشت. در بازکاوی تحولات نظری این روزگار دو گفتمان روشنفکری را می توان از یکدیگر تفتیک کرد. این تفکیک،هرگز به معنایی انکار وجوه تشابه میان آن ها نیست، بلکه تاکید بر تمایزهای در خور توجهی است که با مقداری دقت نظر می توان میان آن ها قایل شد.این دو عبارت بودند از:

الف: گفتمان ناسیونالیستی، با صبغه نژادی، باستان گرایانه، مخالف با عرب و اسلام و منادی مشروطه خواهی و ضدیت با استبداد که میرزا فتحعلی آخوند زاده (2) و پس از وی میرزا آقا خان کرمانی (3) - در سالهای نخست اقامت در استانبول و پیش از همکاری با میرزا ملکم خان و هم اندیشی و همگامی با سید جمال الدین - نمایندگی آن را بر عهده داشتند. این جریان روشنفکری با رویکرد تاریخی خاص از تفکیک حوزه شرع و عرف و کنار نهادن دین از عرصه اجناح و استقرار حکومت عرفی جانبداری می کرد.

ب: گفتمان ناسیونالیستی لیبرال، با تاکید بر بازسازی ساختار سیاسی و اقتصادی، ضرورت استقرار قانون و اصول مشروطیت از تلفیق اندیشه ها و آموزه های جدید با معتقدات دینی دفاع می کرد - دستکم در حیطه نظر و سخن - که میرزا یوسف مستشار الدوله، میرزا ملکم خان و اندکی بعد میرزا عبدالرحیم طالبوف از سر شناس ترین نمایندگان آن شمرده می شوند.

رواج و گسترش این گفتمان ها، قطع نظر از دستی و نادرستی آنها نیازمند وجود شرایط عینی و ذهنی مناسب، و ابزارها و شیوه ها متناسب با اوضاع و احوال و فهم و فرهنگ آن روزگار بود. اما جریان روشنفکری از آغاز فاقد توانایی، امکانات و روشهای مناسب برای بسط اندیشه های جدید در میان مردم بود.علاوه براین پذیرش گفتمانهای روشنفکری از سوی مردم جز از طریق بومی کردن و انطباق آنها با فرهنگ و معتقدات روزگار و به کار گرفتن زبان و ادبیات آشنا و قابل فهم و قبول امکان پذیر نبود.

هسته های اولیه جنبش روشنفکری به سبب بی بهره بودن از پایگاه مردمی، گسیختگی نسبی از فرهنگ، ارزشها و معتقدات بومی، هرگز به تنهایی قادر به پیشبرد آرمانهای تحول طلبانه خود نبودند، بویژه اینکه اغلب پیشروان این جنبش در آن سالها در خارج از ایران می زیستند و این خود محدودیتهای خاصی را برای آنان به وجود می آورد.

گرچه نخستین بار به وسیله این گروه، مبانی ناسیونالیسم تفضیل یافت (5) و اندیشه مشروطه خواهی، نفی استبداد و حاکمیت قانون در میان اقشار محدودی از جامعه پراکنده شد، اما جریان روشنفکری جز با همراهی و مشارکت گروههای دیگر و بطور خاص روحانیان و علمای دین نمی توانست توفیقی در جهت ایجاد تحول در جامعه ایران به دست آورد.

روحانیان هم به دلیل کمیت اعضا و هم از حیث برخورداری از نفوذ وسیع مردمی و تشکیلات ویژه خود که در سراسر ایران گسترده بود، مهمترین طبقه اجتماعی بود که در صورت همراهی با اندیشه ها و آرمانهای جدید می توانستند نقش تعیین کننده ای در شکل دهی به تحولات ایفا کنند.

اما روحانیت شعیه از دوران صفویه به بعد غالبا روابط نزدیکی با حکومتهای وقت داشت، علاوه بر این موانع ذهنی گوناگون، استنباط ویژه از دین که بیشتر آن را در محدوده مسائل فردی متوقف می کرد، مانع از آن بود که تحرک کارسازی در میان روحانیان پدید آید.

جریان روشنفکری نیز نه تنها از جهت مبانی نظری پیوندی با روحانیت نداشت، بلکه چه بسا که در تعارض با آن شکل گرفته بود و اهداف کاملا متفاوتی را تعقیب می کرد، سخنان این گروه بویژه موضع مغایر با آداب و معتقدات مذهبی برخی از آنان نیز نه فقط نمی توانست خوشایند روحانیان باشد، بلکه در بسیاری مواقع آنان را در مقابل علمای دین قرار می داد.

از سوی دیگر روحانیت نمی توانست به این نوخاستگان که دعوی ها و دعوت ها تازه ای داشتند و در صدد نفوذ در باور مردم بودند به چشم یک رقیب لاابالی به آداب مذهبی ننگرد. بخصوص اینکه قیام بابیه و فعالیت ازلیان و بهائیان در آن سالها، فضای جامعه را با شبهه و تردید نسبت به دعوت ها و دعوتگران تازه آکنده بود، کمترین مشابهت میان سخنان وکردارهای منادیان روشنفکری و فرقه مطرود یاد شده، کافی بود تا سوظن روحانیان را نسبت به آنان برانگیزد.

علاوه بر این روحانیان به افکار و عقایدی که خارج از سلسله مراتب نظام روحانیت طرح شده باشد به دیده بد گمانی می نگریستند و آن را بیگانه و یا مخالف با دین ارزیابی می کردند. تنها در صورتی این اندیشه ها می توانست راهی به درون حوزه های دینی و میان روحانیان بگشاید که از زبان یکی از همنوعان آنها و متناسب با چهارچوب فکری و معتقدات آیینی آنان بیان می شد.

تنها شخصیتی که می توانست در این سالها واسطه العقد میان جریان روشنفکری و روحانیت باشد، زبان آنان را به یکدیگر نزدیک کند، و اندیشه های روشنفکری را با استنباط تازه از دین در چهارچوب نظری علما و در قالب ادبیات مانوس آنها طرح کند، سید جمال الدین اسد آبادی بود.

با وجود اظهار نظرهای مختلف و بعضا متناقض درباره سید جمال الدین اسد آبادی،(6) در این نکته نمی توان تردید ورزید که در سالهای پایانی قرن سیزدهم و دهه نخست قرن چهاردهم هجری قمری این تنها او بود که بر اندیشه و خط مشی گروهها و جریانهای نامتجانس بیشترین تاثیر را گذاشت، و آنها را به یکدیگر نزدیک ساخت، در پرتو تلاشهای او بود که اندیشه های روشنفکری صبغه دینی به خود گرفت و گروههایی از روحانیت منادی اندیشه های روشنفکری عصر خود شدند.

میرزا ملکم خان، میرزا آقا خان کرمانی، از یک سو و سید محمد طباطبائی و شیخ هادی نجم آبادی (7) از سوی دیگر، نمونه های قابل ذکری در این مورد به شمار می آیند، بویژه اینکه هر چهار تن ارتباط نزدیکی با سید جمال الدین داشتند و از اندیشه های وی تاثیر پذیرفته بودند.

سید جمال الدین با عرضه تفسیر و تلقی نوگرایانه از دین کوشید تا به نیازها و ضرورتها عصر خویش پاسخی بسزا دهد، در پرتو کوششهای تئوریک و عملی او صبغه نژادی و باستان گرایانه ناسیونالیسم کاستی گرفت و تعارضهای نظری میان دیانت و ملیت جای خود را به سازگاری و تفاهم بخشید.

ناسیونالیسم ایرانی چنان با اسلام و دمکراسی و قانون خواهی در آمیخت که هرگونه مخالفت با آرمانهای میهنی، به منزله مخالفت با اسلام تلقی شد، چنان که حتی معارضاتی که از موضع دیانت با این آرمانها صورت می گرفت هم از سوی مجتهدان بزرگ عصر و رهبران دینی جنبشی مشروطیت و هم از جانب مردم به عنوان خروج از دین و همکاری با ظلمه و معاندان مذهب حقه تلقی شد.

سید جمال الدین با دعوت به مبارزه با استعمار غرب به مثابه تضاد اصلی دنیای اسلام، و ستیز با استبداد حاکم بر ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی، و تاکید بر مقوله استقلال و ضرورت حاکمیت قانون و وجهه دینی بخشیدن به این گونه آرمانها، توانست بسیاری از عالمان دین را به عرصه چالشهای فکری، سیاسی نوین بکشاند (8) و به وسیله آنان اقشار مختلف مردم را به صحنه پیکارهای سیاسی و اجتماعی آورد.

شواهد تاریخی موید آن است که با اوجگیری کوششهای سید جمال الدین، بویژه از زمان انتشار مجله «عروة الوثقی» گفتمان روشنفکری در ایران به تدریج رو به دگرگونی نهاده و جنبه دینی آن فزونی گرفته است چنان که از حدود سالهای 1305 به بعد تمایلات مغایر با دین از ساحت گفتمان روشنفکری حذف شده است، آن دسته از آثار میرزا آقا خان کرمانی که پس از این تاریخ به تحریر در آمده و نیز مندرجات روزنامه قانون و آثار طالبوف همگی گواه تحول گفتمان روشنفکری از سالهای نخستین قرن چهاردهم هجری است.

این گفتمان چنان که پیش از این مورد اشاره قرار گرفت با حساسیت نسبت به مطامع استعمار، تلاش در جهت تلفیق آموزه ها و دستاوردهای تمدن جدید با فرهنگ و معتقدات دینی، تاکید افزونتر بر استقلال و حاکمیت ملی، استقرار قانون و دگرگون ساختن ساختار سیاسی تمایز می یابد.

با تحول در گفتمان روشنفکری و همگامی روشنفکران و عالمان دین روند حادثه ها در ایران شتاب افزونتر می گیرد و پیروزی نهضت تنباکو به عنوان محصول همرامی و همگامی روشنفکران و روحانیان فصلی تازه در تاریخ ایران می گشاید، و سرانجام به شکل گیری جنبش مشروطه خواهی و دگرگونی بیش و کم بنیادی در ساختار سیاسی و مناسبات اجتماعی می انجامد.

پی نوشت:

1) تقریبا همه پیشگامان اندیشه تجدد خواهی مدتها در خارج از کشور اقامت داشتند اغلب آنها حداقل با یکی از زبانهای خارجی آشنا بودند و برخی نظیر سید جمال الدین اسد آبادی و میرزا ملکم خان از نزدیک با پیشرفتهای اروپا آشنایی بلاواسطه داشتند.

2) درباره زندگی و سوانح حیات میرزا فتععلی آخوند زاده، ر.ک: آخوند زاده، میرزا فتحعلی الفبای جدید و مکتوبات، به کوشش حمید محمدزاده، نشر احیا تبریز1357،ص349،359 نیز آخوند زاده، میرزا فتحعلی: مقالات فارسی، به کوشش حمید محمد زاده، انتشارات نگاه، تهران، چاپ اول ص یک - بیست و چهار.

در باب عقاید وی نیز ر.ک: آخوند زاده، میرزا فتحعلی: مقالات فلسفی، ویراسته ح. صدیق، کتابفروشی ساوالان، تبریز 1357. نیز نگاه کنید به آدمیت، فریدون: اندیشه های آخوند زاده، انتشارات طهوری تهران 1349 - آرین پور، یحیی: از صبا تا نیما، انتشارات زوار، تهران 1372 ج 1، ص 342- 358 - برای یک بررسی متفاوت، ر.ک: سحابی، عزت الله: مقدمه ای بر تاریخ جنبش ملی ایران، شرکت انتشار، تهران 1364، چاپ اول.

3) در خصوص زندگی و افکار میرزا آقا خان کرمانی، ر.ک: کرمانی، میرزا آقا خان: هفتاد و دو ملت، به اهتمام میرزا محمد خان بهادر، انتشارات ایرانشهر، بر این 1343 ه.ق - کرمانی، ناظم الاسلام: تاریخ بیداری ایرانیان، انتشارات امیر کبیر، تهران ص 5 - 10 و 140 - 157 - آدمیت، فریدون: اندیشه های میرزا آقا خان کرمانی، انتشارات طهوری، تهران 1364، چاپ اول.

4) در مورد عقاید مستشار الدوله، میرزا ملکم خان و طالبوف از جمله ر. ک: مستشار الدوله تبریزی، میرزا یوسف خان: یک کلمه (به ضمیمه رویای صادقه - لباس التقوی ) به کوشش صادق سجادی، نشر تاریخ، تهران 1364 - از صبا تا نیما، ح 1، ص 280 - 286 - رحمانیان، داریوش: تاریخ علت شناسی انحطاط و عقب ماندگی ایرانیان و مسلمانان، موسسه تحقیقات علوم اسلامی - انسانی دانشگاه تبریز، 1382، چاپ اول، ص 109 - 111.

- در مورد میرزا ملکم خان علاوه بر مجموعه آثار او که به اهتمام محیط طباطبایی به چاپ رسیده است (انتشارات علی، تهران، بی تا ) ن.ک: تاریخ بیداری ایرانیان، ص 117 - 121 - الگار، حامد: میرزا ملکم خان، ترجمه جهانگیر عظیما، مجید تفرش، شرکت انتشار، تهران 1369- نورایی فرشته: تحقیق در افکار میرزا ملکم خان ناظم الدوله، کتابهای جیبی، تهران 1354- از صبا تا نیما، ج1 ص 314- 322- درباره طالبوف و دیدگاههای او، ن.گ: طالبوف، میرزا عبدالرحیم: مسالک المحسنین، شرکت سهامی کتابهای جیبی، تهران 1347- حائری، عبدالهادی: تشیع و مشروطیت در ایران، انتشارات امیر کبیر، تهران 1364- ص 47-56- آدمیت، فریدون: اندیشه های طالبوف تبریزی، انتشارات دماوند، تهران 1363

5) داوری، رضا: ناسیونالیسم، حاکمیت ملی و استقلال، انتشارات پرسش، اصفهان 1363، ص 50 - 53 و 131 - 132

6) در خصوص زندگی و عقاید سید جمال الدین اسد آبادی دیدگاهای متفاوت و گاه متعارضی اظهار شده است. در مورد زندگی او ر.ک: اسد آبادی، لطف الله: شرح حال و آثار سید جمال الدین اسد آبادی معروف به افغانی، ایرانشهر، برلین 1304، افست تهران سحر{135- تقی زاده، سید حسن: سید جمال اسد آبادی معروف به افغانی، انتشارات سروش، تبریز 1348- در مورد عقاید وی، ر.ک: پطرس غالی، پطرس: جنبش آفریقایی، آسیایی، ترجمه فرج الله ناصری، انتشارات فرمند، تهران 1349 ص 42 - 44 - لوین، ز.ا: اندیشه ها و جنبشهای نوین سیاسی، اجتماعی در جهان عرب، ترجمه یوسف عزیزی بنی طرف انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1378 ص 108 - 113- یوسفی اشکوری، حسن: درای قافله، شرکت انتشار، تهران 1376 - فراستخواه، مقصود: سر آغاز نو اندیشی معاصر، شرکت سهامی انتشار، تهران 1374 ص 150 - 181- عنایت، حمید: سیری در اندیشه سیاسی عرب، کتابهای جیبی، تهران 1356، ص 77 - 113 - از صبا تا نیما، ج 1 ص 367 - 389 - تاریخ علت شناسی انحطاط و عقب ماندگی ایرانیان و مسلمین، ص 115- 174

7) در مورد ارتباط سید جمال الدین با شخصیتهای دینی نظیر سید محمد طباطبائی، شیخ هادی نجم آبادی و... ر. ک: تاریخ بیداری ایرانیان، ص 64 ناظم الاسلام فهرستی از نام کسان دیگر را که به تعبیر وی با مقاصد سید همراه بودند به دست داده است: ن،ک: همان، ص 64 - 65- نیز درای قافله، ص 5- در مورد روابط سید جمال الدین با میرزا ملکم خان و میرزا آقا خان از جمله ن.ک: میرزا ملکم خان، ص 215-236 از صبا تا نیما، ج1، ص 378.

8) درباره اهداف سیاسی سید جمال الدین، ن.ک: جنبش آفریقایی، آسیائی ص 43 - 44، مقایسه کنید با درای قافله 126- 128.


باشگاه اندیشه