تسخیر سفارت آمریکا عکس العمل تدافعی ملت ایران


2439 بازدید

با بررسی اسناد و شواهد موجود آشکار می شود که عامل اصلی در تسخیر لانه جاسوسی، دولت امریکا و عملکرد آنها در طی پیش از 25 سال فعالیت در ایران است. این عملکرد سبب شد امام و ملت ایران، دشمن اصلی خود را امریکا بدانند که به وسیله نوکرش یعنی شاه بر ضد اسلام و ملت ایران فعالیت می کرد. وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه ایران و پیامد عملکرد غیرانقلابی دولت موقت نیز عوامل دیگری بودند که سبب شد ملت خواهان یک حرکت تدافعی و تکمیل مبارزه خود علیه استعمار و استکبار امریکا شود. سفر شاه به امریکا مثل جرقه ای سبب شعله ور شدن آتش خشم ملت مسلمان شد. پیرو سخنان حضرت امام (ره) دانشجویان بعنوان بخشی از جامعه انقلابی ایران خواست ملت را برآورده نمودند و به همین دلیل امام و همه اقشار ملت از ایشان حمایت کردند.
مقدمه :
در تاریخ 13 آبان سال 1358 و به دنبال سفر شاه به امریکا ، سفارت ایالات متحده امریکا در تهران توسط دانشجویان تسخیر و کارکنان آن بازداشت شدند. این حادثه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی و تاریخ انقلاب اسلامی اثری فوق العاده عمیق بر جای گذارد ، به گونه ای که آثار آن هنوز بر روابط دو کشور ایران و امریکا سایه افکنده است . عظمت و اهمیت این حادثه از دیدگاه امام خمینی (ره) آنقدر زیاد بود که آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامیدند. برای درک علل و شرایط بروز این حادثه ، تحلیل و بررسی وضعیت اجتماعی –  سیاسی جامعه ایران و عملکرد ایالات متحده امریکا و دولت موقت امری ضروری است ، که در این مقاله به آن پرداخته شده است .
 
تحمیل کاپیتولاسیون ( حق قضاوت کنسولی ) بر ملت ایران
ملت ایران که تازه خود را از کاپیتولاسیون تحمیلی انگلیس و روسیه رها ساخته بود ، در اواخر سال 1342 دوباره با این قرارداد روبرو شد . طبق این قرارداد که به صورت پنهانی به تصویب مجلس دست نشانده وقت رسید ، اتباع امریکایی در ایران از کاپیتولاسیون برخوردار شدند. این حق که در عرف بین الملل به صورت محدود به مأموران سیاسی دولت ها در محل مأموریتشان داده می شود ، به همه اتباع امریکایی و کارکنان و حتی خدمه این کشور داده شد . (1) رژیم شاه سعی داشت این قانون را که در صورت اجرا علاوه بر نقض حاکمیت ملی ایران و از بین بردن استقلال قضایی کشور به نوعی توهین به ملت ایران به شمار می رفت ، پنهان کند . اما چشمان تیزبین حضرت امام (ره) متوجه آن شد و در سخنرانی خود در آبان همان سال به آن اعتراض شدیدی کردند. (2) پیام فوری این رویداد که موجب تبعید امام خمینی به ترکیه شد ، تحریم قانون کاپیتولاسیون از سوی گروهها و جمعیت های اسلامی بود که نماد آن قتل حسنعلی منصور ، توسط فدائیان اسلام و سوء قصد نافرجام به جان شاه در کاخ مرمر بود . پیامد بلندمدت آن نیز انقلاب توفنده ای بود که در 22 بهمن 1357 به سرنگونی رژیم پهلوی انجامید . (3)

تاراج سرمایه های ملت ایران
روابط نزدیک شاه با رؤسای جمهور امریکا، زمینه غارت منابع کشوربدست آمریکایی ها را فراهم ساخت ، به طوری که نفت ایران به ثمن بخس دراختیارکمپانی های نفتی امریکا قرارگرفت ودرعوض درآمدهای حاصل از فروش نفت برای خرید تسلیحات ، تسلط شرکتهای اسلحه سازی امریکا به یغما رفت. (4)
همزمان با سرازیر شدن جنگ افزارهای امریکایی به ایران ، تعداد پرسنل نظامی امریکا در ایران نیز افزایش یافت . این افراد طبق تحقیقات سنای امریکا ، با احتساب خانواده هایشان در سال 1357 بین 40 تا 50 هزار نفر بودند که پس از جنگ ویتنام بیکار شده و مشاغل پردرآمدی را در ایران بدست آورده بودند . (5) علاوه بر فروش تجهیزات نظامی ، ایران به صورت بازاری برای کالاها و سرمایه های امریکایی درآمده بود،به طوری که بیش از400 شرکت امریکایی درایران در کار واردات کالا فعالیت داشتند. (6)
عقد قراردادهای دو جانبه ایران و امریکا نتیجه ای جز تشدید وابستگی و مستحکم شدن پایه های حاکمیت امریکا در ایران نداشت و ایران کاملا تحت سیطره امریکا قرار گرفت . به گونه ای که شاه در آخرین روزهای حیات خود به وزیر خزانه داری دولت کارتر چنین می گوید : ( ارتش در دست شما بود ، اقتصاد مملکت را خود شما اداره و برنامه ریزی میکردید ، هیچ چیز در دوران من بدون نظر و هماهنگی با شما انجام نمی گرفت و از دید شما پنهان نبود. ) (7)

حمایت همه جانبه از رژیم شاه حتی تا آخرین روزها
سیاست امریکا پس از کودتای 28 مرداد این بود که ایران به صورت کشوری با ثبات اما سلطه پذیر و در خدمت امریکا باشد . بر این اساس امریکا در سال 1336 با اعزام چند کارشناس امور امنیتی ، سازمان اطلاعات و امنیت کشور یعنی ساواک را برای شکستن صدای هر نوع اعتراضی در ایران ، پایه ریزی کرد . این سازمان کارایی دستگاه سرکوب شاه را افزایش داد و او را قادر ساخت تا کنترل خود بر دولت را تحکیم بخشد و رژیم دیکتاتوری خود را تثبیت نماید . در حالی که وخامت زندان ها و حال زندانیان سیاسی حتی صدای سازمان عفو بین الملل را هم در آورده بود ، کشورهای غربی و مدعیان حقوق بشر رابطه بسیار خوبی با شاه ایران داشتند و امریکا با حمایت های همه جانبه خود از رژیم پهلوی حمایت می نمود . جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت امریکا در کاخ نیاوران خطاب به محمدرضا پهلوی سخنانی را ایراد کرد که بعدها تبدیل به یکی از بزرگترین شوخی های تاریخ سیاسی خاورمیانه شد ؛ ( به دلیل رهبری بزرگ شاهنشاه ، ایران جزیره ثبات در یکی از آشوب زده ترین نقاط جهان شده است . اعلی حضرتا ، این به دلیل تکریم بسیار نسبت به شما ، رهبری شما و احترام شما و ستایش و عشقی است که ملت به شما دارد ... هیچ کشور دیگری برای بررسی مشکلات منطقه ای که مورد علاقه هر دو طرف ما نیز هست ، ارتباط نزدیکتری از ایران با ما ندارد و هیچ رهبر دیگری نزد من احترامی عمیق تر و رابطه ی دوستانه تر از شما ندارد ... ) (8)
با شدت گرفتن انقلاب در ایران امریکا بیشتر احساس خطر نمود و برای حفظ این منطقه حساس و منافع سرشار آن حداکثر تلاشش را انجام داد . حمایت از رژیم در هنگام سرکوب های بیرحمانه و قتل عام مردم بی گناه و بازگذاشتن دست شاه در انجام هر کاری برای سرکوب انقلاب تنها یک قسمت از این
تلاش ها بود . بعد از مدتی با وخیم شدن اوضاع در ایران تعدادی از نظامیان عالی رتبه امریکایی به فرماندهی ژنرال هایزر به ایران آمدند . هدف این افراد کمک به ارتش در کنترل انقلاب و در صورت لزوم اجرای کودتای نظامی و برقراری دولتی دست نشانده بود. (9)
ژنرال هایزر هدف خود را از سفر به ایران چنین عنوان می کند : ( دستورات من از امریکا این بود که برای واشنگتن حیاتی است که در ایران حکومت قوی و با ثبات و دوست امریکا روی کار بیاید ) (10)
وی تا آستانه پیروزی انقلاب در ایران ماند و حتی روز 21 بهمن در صدد انجام کودتا و حفظ رژیم شاه بود که با فرمان حضرت امام (ره) مبنی بر نادیده گرفتن حکومت نظامی و حضور مردم در خیابانها نقشه او به شکست انجامید.

عملکرد امریکا علیه ملت ایران
منابع سرشار نفت، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، داشتن مرزهای طولانی با شوروی، نقش مثبت ایران در جنگ اعراب و اسرائیل به نفع اسرائیل و غرب ، ایران را به کشور مهمی در منطقه تبدیل کرده بود که غرب به خصوص کاخ سفید سعی کرد ، با همکاری این متحد ارزشمند خواسته ها و دستورات خود را در جهان اسلام و کل دنیا عملی سازند . با عنایت بدین نکات روشن می گردد که وقوع انقلاب اسلامی ایران به منزله شکست سنگین برای کاخ سفید و سردمداران استکبار جهانی بود. لذا برای شکست این انقلاب و برگرداندن وضعیت به حالت قبل ، توطئه های فراوانی را آغاز کردند. ایجاد فرقه های گوناگون در قسمت های مختلف ایران و تلاش برای تجزیه و به آشوب کشیدن ایران نمونه ای از کارهایی بود که امریکا در آن نقش داشت . جالب توجه اینکه ایجاد فتنه های قومی در میان مردم مسلمان در سرزمینهایی که خود را در طول تاریخ همواره جزء کشور ایران می دانستند و وابستگی دینی و ملی ایشان بسیار قوی تر از مسائل قومی بود ، هیچ موفقیتی کسب نکرد و به همین دلیل این گروهها به کشتار مردم محلی می پرداختند . موضعگیری های غیردوستانه و خصمانه کنگره امریکا و رسانه های گروهی آن کشور علیه دولت ایران ، فرار بسیاری از مهره های اصلی رژیم شاه به امریکا و مشارکت آنان در برخی فعالیتهای ضد انقلاب ، موجب شد تا ملت ایران که سعی در حفظ نظام و انقلابشان داشتند ، امریکا را مهمترین دشمن خود بدانند.

عملکرد سفارت امریکا
آنچه در اکثر آثار در مورد تسخیر سفارت آمریکا نادیده گفته می شود ، نقش و عملکرد سفارتخانه امریکا در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است . اسنادی که از سفارتخانه امریکا بدست آمده نشان دهنده این واقعیت است که سفارت آمریکا به عنوان یک ستاد طرح و برنامه ریزی و مرکز هماهنگ کننده توطئه ها برای حفظ نظام شاهنشاهی و بعدها ایجاد موانع در مسیر انقلاب و نهایتا شکست و یا منحرف کردن آن بسیار فعال بوده است . ما در این بخش بطور مختص عملکرد سفارت امریکا را بیان می کنیم.
سفارت امریکا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی
در بررسی تاریخی دوران سرسپردگی حکام بی کفایت ایران به شرق و غرب به خصوص در دوران پهلوی ، یکی از مراکز اصلی تصمیم گیری در مورد سیاستهای کلی کشور ، سفارت امریکا در ایران بود .
ویلیام . اچ . سالیوان از ژوئن سال 1977 سفیر امریکا در ایران بود. وی در سه ماهه آخر سال 1978 تقریبا یک روز در میان با محمدرضا شاه دیدار و مذاکره داشت . زمانی که برای آخرین بار با اتومبیل کرایسلر ضد گلوله خود به کاخ سلطنتی می رفت ، به قول خودش مأموریتی غیرعادی داشت ؛ ( وی می بایست به رئیس کشوری که نزد او اعزام شده بود ، بگوید که باید کشورش را ترک کند ؛ اما طی ماههای اخیر به قدری مطالب عجیب و غیرعادی میان آن دو رد و بدل شده بود که ابلاغ این به اصطلاح توصیه، زیاد هم غیرعادی به نظر نمی رسید . (11)
در این دوره سفارت امریکا ضمن مشارکت در جنایتهای رژیم سعی در برقراری رابطه با گروهها و افرادی که در جریان نهضت قرار گرفته بودند ، کرد. آنها قصد داشتند با نفوذ ایادی خود بین سران گروهها و نیروهای انقلاب در حوادث آینده انقلاب تأثیرگذار باشند . این دوره از تلاشهای سفارت امریکا با مقاومت مردم و پیروزی انقلاب اسلامی به شکست انجامید.
سفارت امریکا پس از انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب ، سفارت وارد مرحله جدیدی از کار خود شد . در این دوره آنها وظیفه داشتند تا با برقراری رابطه با گروههای مختلف درون ایران و خصوصا نفوذ ایادی خود در بین نیروهای انقلاب ، تمام تلاش خود را جهت ایجاد هرج و مرج و اختلاف در مسیر حرکت نهضت اسلامی بکار ببرند و زمینه را برای بازگشت مجدد امریکا به عرصه سیاسی ایران و مراکز تصمیم گیری را فراهم نمایند.
سفارت مرکز توطئه علیه جمهوری اسلامی
یکی از اعضای سفارت به نام جان گریوز در نامه ای به رؤسای خود در واشنگتن برای تضعیف وحدت ملی و هرج و مرج در کشور و سقوط حکومت ایران پیشنهادی می دهد. او می گوید : ( من حداقل دو سناریو و برنامه را که می تواند به هرج و مرج در کشور و سقوط تدریجی بینجامد ، در نظر دارم . یکی نیروهای تمرکز یافته که بر اثر نارضایتی های منطقه ای و قومی تحریک شده باشند و اگر به نحوی غلط با این ها برخورد شود ، ممکن است باعث تعطیل شدن و بسته شدن مناطق نفتی گردد ، .... تا توده ها به مخالفت با رهبران مذهبی برخیزند . سناریوی دیگر اینکه نفاق در مدارس بین محصلین و بین کادرهای مدارس . هر دو می تواند باعث بسته شدن مدارس برای مدت طولانی شود و در نتیجه باعث نارضایتی عمومی گردد یا تبدیل به خشونت های افراطی شود ) (12)
در اسناد دیگر، منافع امریکا از ناآرامیها در ایران اینگونه بیان شده است :
 1- جمهوری اسلامی درصدد مقابله با ناآرامیها برمی آید و مدت زیادی امکانات و توانایی های انقلاب صرف این امر می شود و از پرداختن به زمینه های سازنده جلوگیری می شود و این خود یک امتیاز به نفع ضد انقلاب است .
2- جمهوری اسلامی ناچار به مذاکره با رژیم بعث شده و در ازای پایان تحریک عراق ، نگرانی امریکا از بابت گسترش انقلاب اسلامی در منطقه یا آنچه صدام تحریک شیعیان عراق می خواند ، از بین می رود.
3- در صورت درگیری ارتش با این جریان ، بافت و سیستم ارتش که وابسته به امریکا می باشد ، به خاطر پرداختن به درگیری دست نخورده باقی می ماند و همچنین احتیاج به لوازم یدکی ، این وابستگی را تشدید می کند و در نتیجه کانال نفوذی امریکا باز می ماند. (13)
مجموعه اسناد ذکر شده و هزاران برگه سندی که در مجموعه اسناد لانه جاسوسی به ویژه در جلدهای 31 و 32 وجود دارد به وضوح نشان دهنده تلاشهای فتنه انگیز مأموران و جاسوسان سفارت امریکا برای تضعیف وحدت ملی در کشور ایران است .
سپاه پاسداران که به فاصله کوتاهی پس از پیروزی انقلاب به ابتکار حضرت امام (ره) و برای حفظ دستاوردهای انقلاب تشکیل شد، از همان آغاز با هجمه شدید ضد انقلاب و همچنین نیروهای لیبرال و وابسته به امریکا مواجه شد. در اسناد لانه جاسوسی تشکیل سپاه را خطر بدی برای منافع خود بیان می کنند : این سپاه به عنوان چشم و گوش انقلاب اسلامی عمل می کند و به عنوان نیروی مخصوص امام جهت در هم کوبیدن هر نوع حرکت ضد انقلابی از هر طرف که بر علیه دولت اسلامی باشد ، وارد عمل می شود ... سپاه به عنوان نیرویی به موازات ارتش عمل کرده تا اینکه از نظر نیرو، هم سطح آنها شود و بتواند از هر نوع انحراف در میان ارتش جلوگیری کند ... سپاه به عنوان نگهبان سرسخت انقلاب اسلامی عمل می کند . این افراد با شوق و شور ، میهن دوستی وروحیه فداکاری اسلامی را تعلیم می دهند . (14)
درباره کمیته های انقلاب نیز که برای رویارویی با هرج و مرج های اولیه پس از انقلاب و برقراری امنیت و دستگیری ضد انقلاب و تروریستها تشکیل شد ، نیز می گویند : کمیته های انقلاب از [امام] خمینی حرف شنوی دارند و از دولت موقت ، مستقل هستند و سعی دارند برای خود قانون وضع کنند و اعمال آنها اکثرا مانع کوششهای دولت موقت در جهت تثبیت حاکمیتش می باشد . (15)این ادعاها از سوی سفارت امریکا صورت می گیرد که به شدت نگران تثبیت دولت موقت بوده اند . چرا که افرادی از نهضت آزادی و لیبرالهای موجود در دولت موقت که تمایل به حفظ روابط با امریکا نشان می دادند ، از نقاط امیدوار کننده برای سفارت و کاخ سفید به شمار می آمدند .
شهید دکتر بهشتی و آیت الله سید علی خامنه ای، شهید دکتر محمدجواد باهنر، شهید محمدعلی رجایی و حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی و ... از افرادی هستند که به دلیل اثرگذاری در تصمیمات و جریانات انقلاب مورد توجه سفارت امریکا بوده اند. اینکه سفارت به شناسائی افراد و فعالان انقلاب وشخصیتهای پیرو خط امام (ره) پرداخته است شاید جای ایراد نباشد اما جالب توجه است که اکثر این سرمایه های انقلاب یا شهید شده اند و یا ترور آنها به لطف الهی ناکام مانده است. ما در این بخش فقط به اسنادی در مورد دکتر بهشتی اشاره می کنیم .
شهید مظلوم دکتر بهشتی از افرادی است که در میان یاران امام (ره) بیشتر از همه مورد توجه مأموران سفارت بوده است . در سندی که به فعالیتهای ایشان اشاره می کند این چنین آمده است : حزب جمهوری اسلامی که به وسیله اشخاص مذهبی مورد اعتماد [امام] خمینی و عضو سرشناس انقلاب ، دکتر محمد بهشتی ، اداره می شود ، در حال حاضر از بیشترین میزان حمایت مردمی در میان دیگر احزاب سیاسی ایران برخوردار است . خط مشی این حزب تا آنجا که می دانیم ، قویا ایجاد یک حکومت الهی است . (16)
کاخ سفید که از سرشت ضد استکباری حضرت امام (ره) و روحانیت پیرو ایشان آگاهی داشتند و می دانستند که انقلابیون اصیل هرگز با امریکا سازش نخواهند کرد ، در رأس برنامه های خود برای مقابله با انقلاب ، تضعیف امام و خط امام را قرار دادند و با ترور بازوهای اجرایی و متفکران انقلاب سعی در اجرای این برنامه کردند. آنها همچنین در کنار تقویت روابط با نیروهای لیبرال میانه رو و طرفدار غرب، تمام تلاش خود را برای تضعیف انقلابیون اصیل انجام دادند. در این ارتباط، در یکی از اسناد لانه جاسوسی می خوانیم:
( اگر هر گروه میانه رو و متمایل به غرب به مبارزه علیه ملاها برخیزد در مورد او به عنوان یک گروه  مترقی ، با علاقه تمام فعالیت خواهیم کرد ) (17)
آنها حتی برای تعدیل نظرات حضرت امام (ره) تلاش کردند. در این مورد در سندی که از طرف سفارت خطاب به وزارت امور خارجه امریکا ارسال شد می خوانیم : ( در حال حاضر ، من هیچ راه حل سریع و مؤثری که سیاست خارجی نوین ایران را معتدل نماید ، نمی بینم ، ما از طریق فرصت هایی که به دست می آید ، سعی می کنیم ذهن (امام) خمینی را تعدیل کنیم ) (18)
همچنین در اسناد دیگری بیان شده که چگونه سعی کرده اند قاطعیت و سازش ناپذیری امام (ره) را با ملاقات با ایشان و برخی وعده ها درهم بشکنند و به خیال خود به وضعیت خود در ایران مشروعیت دهند و روحانیون دیگر را برای ملاقات با مأموران سفارت آماده کنند . ( ما باید هر چه زودتر پیام یا نماینده ای نزد [امام] خمینی بفرستیم . اگرچه او ضد آمریکایی سرسختی است و همچنین ممکن است در ملاقات ما را بکوبد ولی این امر یعنی ملاقات ما را به او نزدیک خواهد کرد و مسایل مهم تر را می توانیم به او برسانیم و همچنین سوء ظن او را کم کنیم . ولی تماس با او نباید موجب شود دوستان غیرمذهبی مان را از دست بدهیم . همچنین دیدار با [امام] خمینی می تواند وسیله ای شود ، برای تماس با دیگر روحانیون ، زیرا تا ایشان ما را نپذیرد آنها ما را نمی پذیرند . (19)

شناسائی مخالفان انقلاب و حمایت از آنها
موضع قاطع حضرت امام (ره) و استقامت ملت ایران در برابر توطئه های استکبار موجب شد که سفارت آمریکا به نتیجه زیر برسد : ( ما می خواهیم برای ایرانی کار کنیم که میانه رو باشد و ناسیونالیست های مخالف مذهب ، تسلط بیشتری در اداره مملکت داشته باشند ) (20)
همچنین سفارت امریکا راهکارهای زیر را برای مقابله با خط امام و انقلاب طرح ریزی کرده بود که تسخیر سفارت مجال عملی شدن آنها را نداد. ( مادامی که جهت سیاسی دقیق ایران اتخاذ نشده و مادامی که قدرت روحانیت توسط دیگر گروهها کم نشده، ما باید طوری رفتار کنیم که بتوانیم با جناح روی کار آمده سازش کنیم. و این در حالی است که یک پیوند محکم بتوانیم با دیگر گروههای مخالف سیاسی برقرار کنیم ... در این موقع حساس هیچ دولتی قادر نیست که حکومت ایران را سرنگون کند . پس باید از در مسالمت آمیز با ایران درآمد و به گسترش کارهای عملی کمک نمود. از جمله جلب عناصری در ارتش و گروههای میانه رو مذهبی که در آینده نقش خاصی خواهند داشت ) (21) به این ترتیب سفارت ضمن تماس با بعضی شخصیتهای مؤثر برای به سازش کشاندن آنها ، شروع به بزرگنمایی احزاب و افرادی کرد که نه فقط هیچ نقشی در انقلاب نداشتند بلکه نسبت به اصول متعالی انقلاب ، ذره ای اعتقاد در دل نداشتند . تنها هدف از بزرگنمایی این طیف توسط امریکا، استفاده از آنها در مواقع ضروری بود . در تایید این مدعا ما به طور اجمال به بررسی بعضی از اسناد مربوط به مخالفان امام و وابستگی آنها به سفارت امریکا را بیان می کنیم.
بنی صدر یکی از افرادی است که به علت عملکرد موذیانه و ضد انقلابی خود ( البته نه به ظاهر ) از همان آغاز فعالیت هایش با نیروی انقلاب مورد توجه سفارت امریکا قرار داشت. در اسناد لانه جاسوسی بنی صدر با اسم رمزSD LURE خطاب شده است. در سندی که به بررسی نقاط مثبت و منفی شخصیت بنی صدر – از دید جاسوس سیا – پرداخته شده  چنین آمده است : ( چون او یک توطئه گر کهنه کار است ، اگر احساس کند که رژیم از اهداف او دور می شود ، یا اینکه به نفع خودش خواهد بود ، ممکن است در آینده برای توطئه علیه رژیم مانعی سر راه خود نبیند . اگرچه او به خمینی احترام می گذارد ، اما او را مصون از خطا نمی داند ... او جاه طلبی سیاسی دارد .
افشا شدن روابط مخفیانه اش با ما احتمالا به زندگی حرفه ای سیاسی فرد مزبور خاتمه خواهد داد . (22)
گروههای چپ و التقاطی و سران آنها با وجود ادعاهای ضد امپریالیستی مورد توجه سفارت بوده و به عنوان یک نیروی بالقوه که می تواند نیروهای ارزشی و اصولگرای درون انقلاب را با مشکل مواجه سازد ، برای امریکا اهمیت داشته اند . چنانچه اسناد سفارت نشان می دهد که امریکا رجوی و گروهش را به عنوان گروهی ضد نظام جمهوری اسلامی حساب می کرده اند و از آنها حمایت های گوناگون به خصوص حمایت مالی کرده و آنها نیز در جهت خواسته های امریکا عمل می کرده اند .
( زودترین موقعی که این نوع مقابله ی چپی ها می تواند سازمان داده شود ، پاییز [سال 58] خواهد بود . ) (23)
سید کاظم شریعتمداری یکی از سرشناس ترین چهره هایی بود که به علت روحانی بودن و مواضع خود – در برابر انقلاب – مورد توجه سفارت امریکا قرار داشت . وی که با حمایت و تحریک حزب خلق مسلمان در اوایل انقلاب به ایجاد آشوب و فتنه در برابر انقلاب اقدام کرد و حتی با همکاری صادق قطب زاده ، قصد کودتا ضد نظام جمهوری اسلامی و فتنه در برابر انقلاب اقدام کرد و حتی با همکاری صادق قطب زاده ، قصد کودتا ضد نظام جمهوری اسلامی داشت ، مورد توجه ویژه جاسوسان سفارت قرار داشت . در اسناد سفارت آمریکا ذکر شده : مقدم ( استاندار دولت موقت در آذربایجان شرقی ) گفته است : ( خیلی ها از شریعتمداری به خاطر عدم رهبری انتقاد می کنند ، در صورتی که این انتقاد نابجاست و [امام] خمینی قدرتمندتر از آن است که شریعتمداری فعلا بتواند با او مقابله کند . ولی البته وقتش خواهد رسید ، او افزود که آذربایجان مترصد اشاره او ( شریعتمداری ) است . ) (24)
در سند دیگری به فعالیت های شریعتمداری و فاصله عمیق او زا انقلاب بیان می شود:
( این سند به تاریخ 16 خرداد 1358 حاوی اظهارات یکی از ژنرالهای ارتش وفادار به شاه مخلوع است . او می گوید ارتش خود را آماده می کند تا سازماندهی شده و از خود در مقابل انقلاب دفاع کند . گروه الهی [نام یک – ژنرال ارتش شاه ] و بقیه امیدوارند که با شریعتمداری متحد شوند . بطوری که گفته شده رئیس سابق ستاد ارتش – ژنرال قره باغی – تحت حمایت شریعتمداری در خفا به سر می برد. این مسأله امید را به میانه روها داده است که وقتی شریعتمداری وضع را مناسب ببیند با آنها کنار خواهد آمد ) (25)
ناصر میناچی ( وزیر ارشاد در دولت موقت ) -  حجم فراوان تماس های او و آمریکاییان که در اسناد سفارت امریکا ثبت شده نشان می دهد که وی نیز یک منبع اطلاعاتی مناسب برای سفارت امریکا محسوب می شده است . در سندی میناچی می گوید : ( نخست وزیر اخیرا موافقت [امام] خمینی را جلب کرده تا انتقادات خود را در مورد امور خارجی عموما و روابط با ایالات متحده خصوصا کم کند . .... میناچی می گوید امیدش را بر روی کوششهای نخست وزیر برای بیرون بردن [امام] خمینی از عرصه بین المللی گذاشته است . ) (26)
رحمت ا... مقدم مراغه ای ( استاندار آذربایجان شرقی در دولت موقت ) -  در سندی که از سفارت امریکا بدست آمده ( آقای مراغه ای آنچنان دلسوزانه به مأموران سفارت توصیه می کند تا برای آنکه بتوانند در ایران فعالیت کنند ، با امام خمینی (ره) ملاقات کنند که هر فرد منصفی به خوبی در می یابد که ایشان به جای اینکه در راه منافع ملت خود گام بردارد ، در جهت منافع دولت امریکا خدمت می نماید . ) (27)
خوشبختانه تسخیر سفارت امریکا و افشای اسناد موجود در آن ماهیت واقعی افرادی مانند مقدم مراغه ای را افشا کرد و به آنان اجازه نداد که بیش از این در برابر انقلاب سنگ اندازی کنند . بعدها با افشای اسناد سفارتخانه امریکا ثابت شد که مرکز تمامی جریانات ضد انقلاب اسلامی در سفارت امریکا بوده است ، در حالی که مواضع منافقانه امریکا مانع از روشن شدن چهره واقعی ایادی امریکا در میان مردم گردیده بود.

عملکرد دولت موقت ( تقابل دو رویکرد )
نهضت ملی شدن صنعت نفت، نخستین تجربه جامعه ایران در مبارزه همزمان با استبداد و استعمار بود. اگرچه این نهضت به ظاهر شکست خورد اما همزمان با رشد استبداد پهلوی دوم، سلطه قدرتهای خارجی ( بویژه امریکا ) در ایران افزایش یافت و زمینه برای یک جوشش انقلابی و مردمی بر ضد استبداد حاکم بر کشور به وجود آورد. انقلاب اسلامی ملت ایران به رهبری امام در واقع مبارزه ای بود با دو وجه ضد استبدادی و ضد استعماری که با آزادسازی پتانسیل های درونی جامعه و خشم فرو خفته مردم ، سرنگونی حاکمیت مستبد داخلی و قطع دست سلطه گران خارجی و قدرتهای استعماری را هدف نهایی خود قرار داده بود.
سخنان حضرت امام خمینی پس از چهارده سال دوری و تبعید در 12 بهمن 1357 و در کنار مزار شهدا تأییدی بر این مطلب است. ایشان در همان ابتدای امر ، لبه تیغ برنده کلام خود را به سوی دولت امریکا و نوکر آن شاه گرفتند : ( ... زراعت ما به کلی از بین رفت و شما مردم ایران در همه چیز به خارج محتاج هستید ؛ محمدرضا این کار را کرد تا بازار درست کند برای امریکا و ما محتاج او باشیم ، در اینکه گندم از او بیاوریم ... اینها [پهلوی ها] به همه معنا ، به این مملکت خیانت کردند. و اما نفت ما، تمام نفت ما را به امریکا و غیر از امریکا دادند. مقداری را که به امریکا دادند ، عوضش را گرفتند. عوض ، اسلحه هایی بود برای درست کردن پایگاه برای امریکا. ما هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست کردیم ... این آقا [شاپور بختیار] که خودش هم خودش را قبول ندارد ، رفقایش هم قبول ندارند ، ملت هم قبولش ندارد ، ارتش هم قبولش ندارد ، فقط امریکا از او پشتیبانی کرده ... باید این آدم سرجایش بنشیند و یا اینکه به امر امریکا ، یک دسته از اشرار را وادار کند که این ملت را قتل عام کند . ما تا هستیم نمی گذاریم این ها سلطه پیدا کنند ، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود این حیثیت سابق و آن ظلم های سابق . ما نخواهیم گذاشت که محمدرضا برگردد. این ها می خواهند او را برگردانند... ) (28)
با وجود اینکه نهضت امام از ابتدا ضد استبداد شاه و ضد استکبار امریکا بود اما در میان نیروهای انقلاب و عناصری که در صف مبارزین فعالیت می کردند، عده ای نسبت به انقلاب تنها رویکردی ضد استبدادی داشتند و هدف مبارزه را در ساقط کردن حاکمیت مستبد خلاصه می کردند. دولت موقت به نخست وزیری مهندس مهدی بازرگان که بیشتر از جناح لیبرال اعم از نهضت آزادی و جبهه ملی تشکیل شده بود ، با چنین رویکردی در صف انقلابیون قرار داشتند . مرحوم بازرگان در کتاب ( آفات تردید ) خود تصریح کرده است که ( مبارزه ما یک مبارزه ضد استبدادی و آزادی خواهانه است و با استبداد دو هزار و پانصد ساله مبازره می کنیم . ) (29)
البته این گروه از مبارزین، منکر وابستگی رژیم مستبد شاه به قدرتهای خارجی نبودند اما اصل مبارزه را بر محو استبداد داخلی گذاشته بودند و برای وجه ضد استعماری نهضت، اهمیتی قایل نبودند. این گروه حتی معتقد به لزوم دگرگونی های بنیادی و انقلابی در نظام و ساختار حکومتی نیز نبودند و تصور می کردند با از بین رفتن استبداد سلطنتی و ایجاد اصلاحاتی در نظام سیاسی موجود ، می توان به ساختار مطلوبی برای اداره کشور دست یافت . بر اساس این تفکر ، پس از سرنگونی شاه از نظر آنها عملا انقلاب پایان یافته تلقی می شد و لزوم استمرار حضور گسترده و انقلابی مردم در صحنه برای استقرار نظام نوین احساس نمی شد.
اما از نگاه بسیاری از نیروهای انقلابی و مبارزین ، انقلاب همچنان در معرض تهدید عوامل  ضد انقلاب ، بازماندگان نظام پیشین و خصوصا قدرتهای خارجی قرار داشت . اینان با تأکید بر تجربه نهضت ملی نفت ، امکان وقوع کودتای 28 مردادی دیگر را بسیار محتمل می دانستند و معتقد بودند رفع چنین نظری مستلزم اصلاح ساختارهای موجود و پاکسازی عناصر نظام پیشین ، همزمان با تأکید بر وجهه ضد استعماری و ضد امپریالیستی انقلاب و از بین بردن فرضیه هرگونه سلطه جویی و توطئه های خارجی است . (30 )
طبیعی بود که صاحبان این دو رویکرد نمی توانستند در کنار یکدیگر ، هدایت انقلاب را به عهده بگیرند و به همین جهت اختلاف ها و تضادها در میان این دو گروه از عناصر و همراهان انقلاب به سرعت بروز و ظهور پیدا کرد. دانشجویان انقلابی مسلمان از جمله عناصری بودند که نسبت به تفکر حاکم در دولت موقت از خود واکنش نشان دادند. محسن میردامادی از عناصر اصلی اشغال سفارت امریکا و از سخنگویان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در این باره می گوید : ( مطلبی که بعد از پیروزی انقلاب وجود داشت که هم باعث نگرانی دانشجویان مسلمان بود و هم آنها را به هم نزدیکتر و صفوف آنها را فشرده تر می کرد ، عملکرد دولت موقت بود. آن موقع شور و شوق قوی انقلابی در جامعه وجود داشت . شاید در دانشگاهها بتوانیم بگوییم که این دو از جو عمومی جامعه هم شدیدتر و قویتر بود و آن روحیه قوی و انقلابی حضرت امام ، مخاطبین خودش را به خوبی در دانشگاهها پیدا می کرد. یعنی دانشگاهیان احساس می کردند مطالبی را که امام بیان می کنند و خطوطی که ایشان ترسیم می کنند حرف دل آنهاست و علاقمند بودند که آن را دنبال کنند . از طرف دیگر دولت موقت زمام امور را در دست داشت و به شدت محافظه کارانه عمل می کرد و بین عملکرد دولت موقت و آن چیزی که امام ترسیم می کردند و دانشگاهها هم می طلبیدند و می خواستند به آن عمل شود ، یک تعارض و دوگانگی کاملا محسوس وجود داشت. این محافظه کاری بیش از حد دولت باعث یم شود جریانها بیش از حد افراطی، رشد پیدا کنند. مثلا ماههای اول انقلاب را اگر بازنگری کنید، مشکل اصلی دانشجویانی که مایل بودند دیدگاههای امام را دنبال کنند، این بود که احساس می کردند عملکرد ضعیف و محافظه کاری بیش از حد دولت یک جریان غلط و افراطی را در دانشگاهها رشد می دهد که این جریانها بعدا به صورت گروهکها در جامعه بروز پیدا کردند. برای مقابله با این وضعیت دانشجویان درصدد برآمدند که یک جریان متشکل دانشجویی ایجاد کنند و به نحوی خود را با امام مرتبط کنند و از امام رهنمود بگیرند و آن را در دانشگاهها دنبال کنند ) (31)  عملکرد ضعیف و غیرانقلابی دولت موقت و برخورد ضعیف با عوامل رژیم شاه و مواضع تند آن در برابر نهادهای انقلابی باعث شد امریکا امید فراوانی به آنها پیدا کند . چنانچه در یکی از اسناد در این باره گفته شده: ( اگر این دولت [دولت موقت] دوام پیدا کند، روابط اقتصادی – سیاسی چنان خواهد بود که یک موقعیت بهتر برای ما به دست خواهد آورد ) (32)
دولت موقت که از مشارکت سیاسی مردم برای حفظ انقلاب به عنوان بستن دست دوستان از طریق حضور در نهادهای انقلاب مانند کمیته های انقلاب ، جهاد سازندگی و با عنوان چوب لای چرخ دولت گذاشتن یاد می کرد و به شدت به این نهادهای انقلابی می تاخت ، خود در برابر ضد انقلاب و دشمنان جمهوری اسلامی سیاست مذاکره را در پیش گرفته بود. در حالی که هر روز بر تعداد شهدای مردم محلی کردستان و ترکمن صحرا افزوده می شد و ضد انقلاب پایگاه های خود را در این نواحی مستحکم می کرد ، دولت موقت با فرستادن هیأت حسن نیت که در عمل موجب وقت کشی و تجدید قوای ضد انقلاب می شد، آب به آسیاب آنها می ریخت . در حالی که نیروهای انقلابی درگیر در کردستان از دولت موقت تقاضای کمک می کردند ، دولت موقت به جای کمک رسانی و اقدامات قاطعانه، رئیس ستاد ارتش ( شهید قرنی ) را که برای دفاع از تمامیت ارضی کشور و حفظ انقلاب زحمات زیادی کشیده بود، را تعویض کرده و فردی را که به فراماسونری شهرت داشت به جای او منصوب کرد. یونسی  که توده ای بود استاندار کردستان شد. مدنی  که بعدها به علت خیانت از کشور گریخت ، استاندار خوزستان شد. (33)
در بعد سیاست خارجی نیز علی رغم نظر حضرت امام (ره) ایجاد رابطه حسنه و نزدیکی با امریکا در دستور کار دولت قرار گرفته بود. ملاقات نخست وزیر و وزیر خارجه وقت با برژینسکی وونس برای حل مشکلات و اختلافات فی ما بین ، نمونه ای است که رویکرد دولت موقت را به خوبی نشان می دهد .
تقریبا بعد از این دیدار بود که اعتراضات نیروهای انقلابی علیه دولت موقت گسترش یافت . چنانچه امام خمینی (ره) در سخنانی فرمودند : ( این ننگ را ما به کجا ببریم که برخی از اهالی مملکت، حالا که امریکا را شکست داده است، باز روابط با امریکا دارند ) (34)

دیدار مسئولین دولت موقت با مقامات امریکایی :
روز یکشنبه یکم مهر ماه سال 58 ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه دولت موقت به منظور شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد عازم امریکا شد. وی هفده روز بعد به ایران بازگشت در حالی که به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بود . چرا که در جریان اجلاس سازمان ملل ، وی با وزیر امور خارجه امریکا ( سایروس ونس ) دیدار کرده بود و خبر این ملاقات از سوی رسانه های غربی به عنوان نخستین دیدار رسمی مقامات ارشد دو کشور پس از انقلاب، با آب و تاب منتشر شده بود. این در حالی بود که احساسات امریکایی در ایران به حد بی سابقه افزایش یافته بود و مردم ، این کشور را مسئول مستقیم و غیرمستقیم فجایعی می دیدند که همه روزه در کشور واقع می شد . البته تقارن بازگشت یزدی با تشییع پیکرهای سوخته 22 جوان پاسدار که در سردشت به دست ضد انقلاب به شهادت رسیده بودند، او را از مخمصه ای که ممکن بود گریبان گیرش شود رهانید. ضمن اینکه او در مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد که موضوع ملاقاتش با ونس فسخ قراردادهای نظامی ، استرداد مجرمین سیاسی، اعلام جرم علیه شرکت های امریکایی و دخالت های اسرائیل در کردستان و نقش دولت امریکا در این مورد بوده است. جالب توجه است که در همین روز محمدصادق طباطبایی سخنگوی دولت که از سفر چند روزه نود به کشورهای منطقه بازگشت، طی مصاحبه ای مطبوعاتی گفت : ( ... که سه تن از سفرای ایالات متحده امریکا که سابقا در ایران بوده اند ، سرپرستی کمیسیونی در سیا را بر عهده گرفته اند که مسائل ایران را دنبال می کنند. این سازمان علیه انقلاب اسلامی ایران توطئه می کند و در جهت انجام همین توطئه است که یکی از این سه تن در حال حاضر در کردستان ایران به سر می برد. ) (35)
دیدار بعدی در روز پنج شنبه دهم آبان ماه توسط مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت و به همراه ابراهیم یزدی ( وزیر خارجه ) با برژینسکی مشاور امنیت ملی کاخ سفید بود . انتشار خبر این ماجرا در ایران با توجه به وقایع جاری در آن بازتاب بسیار شدیدی به همراه داشت . حرکت دولت موقت این اعتقاد را به وجود آورده بود که دولت موقت از مسیر انقلاب منحرف شده و گام به گام به سمت آمریکا پیش می رود.
عملکرد دولت موقت و وضعیت داخلی کشور سبب شد که بدنبال فرمایش حضرت امام (ره) مبنی بر اینکه ( ما هر چه گرفتاری داریم از امریکا داریم ) عده ای از دانشجویان تصمیم به انجام اقدامی بعنوان نمادیک حرکت انقلابی و اعتراض علنی به عملکرد دولت موقت و امریکا بگیرند.

ترسیم مختصری از فضای اجتماعی و سیاسی ایران
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ، تمام نیروهای سیاسی جامعه ایران با وجود اختلاف و اهداف گوناگون در جبهه ای متحد، در برابر نظام شاهنشاهی قرار گرفتند . به همین جهت صحنه اجتماعی ایران به فاصله کوتاهی پس از پیروزی، با پیدایش و حضور دهها گروه و سازمان سیاسی مواجه شد که هر کدام از آنها خط مشی خود را داشتند. این گروهها از زوایای مختلف دسته بندی و طبقه بندی می شوند.
اما از نظر اعتقادات ایدئولوژیک و مذهبی ، این احزاب به دو دسته مذهبی و غیرمذهبی تقسیم می شوند. گروههای غیرمذهبی متشکل از سازمانهای مستقل و بزرگی مانند : حزب توده، گروههای کوچک مارکسیستی، جبهه ملی و ... بودند. سازمانهای سیاسی غیرمذهبی بیشتر دارای سابقه تشکیلاتی چند ده ساله بودند و فعالیت بسیاری از آنها به دهه 30 و 40 شمسی باز می گشت. این گروهها تشکیلات ، سازمان سیاسی و اهداف مشخص داشتند که با توجه به امکانات و تجارب سیاسی خود صحنه ی فکری و تبلیغاتی انقلاب را به دست گرفتند. در مقابل طیف مذهبی ها قرار داشتند که جریان اصلی آن خط امام و حزب جمهوری اسلامی بود. اما چون تشکیلات و تجربه سیاسی کافی نداشتند، کم کم سیر امور پس از پیروزی انقلاب به دست نیروهای مقابل افتاد و صحنه سیاست جامعه در دست آنها قرار گرفت . به عنوان مثال این گروهها در دانشگاهها که نبض فعالیت سیاسی گروهها محسوب می شد، به ایجاد دسته بندی سیاسی اقدام کردند و با برنامه ی تبلیغاتی منظم خود، بخش بزرگی از دانشجویان را به سوی خود جذب کردند. مخالفین در آن زمان، جار و جنجال تبلیغاتی شدیدی برپا کردند و در مسیر تضعیف انقلاب قدم برمی داشتند . دکتر ابدی در این مورد می گویند: ( اینها هم شروع کرده بودند که معتقد بودند که این انقلاب کور بوده و آن انقلاب اصیل و ضد امپریالیستی هنوز به وقوع نپیوسته ، انقلابی که به دنبال ایجاد جامعه برابر و مساوی است ، این نیست ... حتی علنا می گفتند این انقلاب ، انقلاب اصلی نیست . .... چنین فضای تبلیغاتی را اینها ایجاد کرده بودند و در هر شهر و مدرسه و دانشگاهی می رفتی می دیدی که جوانهای مسلمان مرعوب اینها شده اند ) (36)
آقای محسن میردامادی در ترسیم فضای اجتماعی ایران در آن سالها چنین می گوید: ( در اولین سال پس از پیروزی انقلاب که حکومت طاغوت فرو ریخته بود هنوز حاکمیت انقلاب تشکیلات مقتدری برای اداره کشور نداشت. از یک سو استان های مرزی کشور دستخوش حرکت های جدایی طلبانه شدند و از سوی دیگر، در سایر استان ها، گروههای ریز و درشت ضد انقلاب دست به آشوب و فتنه زدند. اعتصاب و تحصن و درگیری و اغتشاش در ادارات و کارخانه ها و دیگر جاها، امری عادی و روزانه شده بود . شواهد و قرائنی در دست داشتیم که این وضع ، طبیعی نیست. به نظر می رسید این کارها باید از جایی هدایت شود و این تصور در بین دوستان وجود داشت که این کارها، به نحوی به وسیله امریکا هدایت می شود. (37)
از سوی دیگر موضع گیری های متناقض و عجیب مقامات مسئول امریکایی در مجلس سنا ، کنگره و کاخ سفید که هر روز در رسانه های عربی و علی الخصوص خاورمیانه منتشر می شد بر شعله های بی اعتمادی و ضدیت با امریکا در ایران دامن می زد ، به خصوص که جنگ داخلی در بعضی مناطق مرزی و ترور شخصیت های محبوب مردمی توسط گروهک های ضد انقلاب جریان داشت. مردم همه این اقدامات را به حساب بازمانده های رژیم پهلوی و یا حامیان آنان می گذاشتند و طبیعی بود که امریکا در صدر لیست این عوامل قرار داشت ، به خصوص که کمترین مخالفت رسمی با این حوادث دردناک از سوی کاخ سفید انجام نمی گرفت .
در چنین شرایطی بحث تشکیل یک نهاد واحد برای سازماندهی دانشجویان مسلمان آغاز شد و با ارتباطی که با حضرت امام (ره) برقرار گردید، دفتر تحکیم وحدت در تابستان 1358 شکل گرفت.
در شرایطی که دولت موقت توان و اقتدار لازم برای اداره یک جامعه انقلابی را نداشت و گروههای ضد انقلاب و فرصت طلب در مناطق مختلف دست به آشوب و اغتشاش می زدند، پذیرفتن محمدرضا شاه فراری توسط دولت امریکا، همچون جرقه ای در انبار باروت بود که شعله های آن دامان عوامل امریکا در تهران را گرفت.
اقدام دولت امریکا در پذیرش شاه جنایتکار، نه تنها از نگاه انقلابیون داخلی بلکه به اعتراف ناظران خارجی نیز احتمال مداخله جدی امریکا در ایران به منظور ناکام گذاشتن حرکت انقلابی مردم و بازگرداندن شاه به سلطنت و اجرای سناریویی همچون کودتای 28 مرداد را به شدت افزایش داده بود. فرانسیس آنتونی بویل استاد دانشکده حقوق دانشگاه ایلینوی امریکا در مقاله ای تصریح می کند : ( بحران گروگانها در ایران یا توقیف دیپلماتهای امریکایی در 4 نوامبر 1979 آغاز نشد. بلکه تصمیم کارتر به پذیرش شاه برای معالجه که امکان آن در دیگر جاها نیز فراهم بود، باعث بروز این بحران گردید ) (38)
این تصمیم به رغم نظر مشاوران و دستگاههای امنیتی و با وقوف کامل به این که تصرف سفارت و توقیف اعضای آن واکنش احتمالی آن خواهد بود اتخاذ شد. چنانچه خود کارتر 8 روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در دفتر خاطراتش چنین می نویسد : ( عقیده دارم اگر بوی گند شاه در کشور ما به مشام برسد نه برای ما خوب است نه برای او ) (39)
دکتر احمدی نژاد نیز در طی مصاحبه ای ویژه در این باره گفت: ( در آن شرایط وضعیت به این صورت بود که شاه از ایران به امریکا رفته بود و امریکا او را تحت حمایت کامل خودش قرار داده بود. امام و مردم اصرار داشتند که شاه به خاطر جنایاتش به ایران بازگردانده شود تا محاکمه گردد، اما حکومت امریکا از این کار ممانعت می کرد و این برای مردم خیلی سنگین بود ضمن اینکه یک سابقه تاریخی هم این اعتراض را تقویت می کرد. چرا که مردم ما در طول بیش از 25 سال از حضور امریکاییها در کشورمان، هیچ خاطره خوشی نداشتند و تنها خاطره تحقیر و فشار، چپاول و ظلم و فساد در ذهن آنها نقش بسته بود، لذا زمینه اقدام بر علیه امریکا بطور طبیعی وجود داشت ) (40)
تصرف سفارت حرکتی خود بوش و غیردولتی
اشغال سفارت امریکا حرکتی کاملا خودجوش بود که توسط گروهی از دانشجویان انقلابی مسلمان، که پس از تصرف سفارت خود را دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نامیدند، انجام شد . نگاهی به سیر اجرایی و عملیاتی اشغال سفارت امریکا توسط دانشجویان نشان می دهد که نه تنها هیچ مرجع رسمی و حکومتی در جریان این اقدام نبوده است بلکه طراحان عملیات نیز که پیش از آن، ارتباط با حضرت امام برقرار کرده بودند، ایشان را در جریان طرح و تصمیم خود قرار ندادند.
محسن میردامادی که در آن ایام نقش مؤثری در ساماندهی فعالیتهای دانشجویان مسلمان و تصرف سفارت داشت جزئیات قابل توجهی را در این باره بیان می کند : ( از ابتدا و قبل از اقدام درصدد بودیم که در صورت امکان نظر امام را دریابیم . راهی که به ذهنمان رسید این بود که مشورتی با آقای موسوی خوئینی داشته باشیم و این طور هم بود که قبل از تصرف سفارت به جز دانشجویان، تنها کسی که از قضیه مطلع بود، ایشان بودند. با ایشان مفصلا مشورت کردیم و تحلیل خودمان را گفتیم که مرکز توطئه علیه انقلاب را سفارت امریکا می بینیم و تصمیم به چنین کاری گرفته ایم و می خواهیم نظر امام را هم بدانیم . تحلیل ما را ایشان قبول داشتند اما در این مورد که نظر امام را جویا شویم ، موافق نبودند. ایشان می گفتند ما از مجموعه نظرات امام این طور درک می کنیم که امام قاعدتا مخالفتی نباید داشته باشند اما اگر از ایشان سؤال شود ، احتمالا به دلیل محظوراتی نتوانند اعلام موافقت کنند و احتیاج به سؤال نیست.) (41)
حضرت امام از ابتدا در کنار مخالفت با شاه و سیاستهای وی با دولت امریکا به عنوان بزرگترین عامل خارجی حمایت کننده از شاه و محرک وی نیز به شدت مبارزه می کردند . امام در سخنرانی 29 اردیبهشت 58 فرمودند: سنای امریکا گفته بود اگر این اعدام ها ادامه پیدا کند در روابط ایران با آمریکا یک قدری خطر می افتد. الهی که به خطر بیفتد ، ما روابط با امریکا را می خواهیم چه بکنیم ؟ روابط ما با امریکا ، روابط یک مظلوم با ظالم است، روابط یک غارت شده با غارتگر است . آنها میل دارند که با ما رابطه داشته باشند ، آنها احتیاج دارند که با ما رابطه داشته باشند، ما چه احتیاجی به امریکا داریم ...) (42)
با توجه به این سخنان تأیید حرکت مردمی – دانشجویی تسخیر لانه جاسوسی از سوی امام (ره) قابل پیش بینی بوده است. زیرا چنین حرکتی موجب می شد تا علاوه بر استبداد، ریشه استعمار نیز از کشور کنده شود . حضرت امام بدنبال ورود شاه به امریکا و در ماههای منتهی به تصرف سفارت همچنان مواضع ضد امریکایی خود را حفظ کرده و به تشریح علل مخالفت خود با امریکا می پرداختند. ایشان در تاریخ 10 آبان 1358 در بخشی از سخنرانی خود فرمودند:( بر دانش آموزان ، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیه است که با قدرت تمام حملات خود را علیه امریکا و اسرائیل گسترش داده و امریکا را وادار به استرداد این شاه مخلوع جنایتکار نمایند و این توطئه بزرگ را شدیدا محکوم کنند ) (43)
پیام امام که با انتشار خبر ملاقات بازرگان با برژینسکی همزمان شده بود، سرآغاز حرکتی نوین برای دانشجویان مسلمان شد. بدنبال آن دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک ، صنعتی شریف و ... گرد هم آمدند و طی یک راهپیمایی به سفارت حمله کردند و علی رغم مقاومت امریکاییها، سفارت را با دست خالی به تصرف کامل در آوردند . آنها پس از تسخیر سفارت از نابود کردن بسیاری ازاسناد باقی مانده توسط امریکاییها جلوگیری نموده و ضمن انجام اقدامات احتیاطی مانع از سوء استفاده جریانات انحرافی شدند.
افشای اسرار سفارت موجب شد که زحمات سی ساله امریکا و سازمان سیا در نفوذ به اعماق جامعه ایرانی و استخدام نیروهای مناسب برای بهره برداری در زمان مطلوب به هدر رود و تقریبا سیستم اطلاعاتی و جاسوسی امریکا در منطقه مختل شود. پس از تسخیر لانه جاسوسی و تأیید حضرت امام (44) تا چندین ماه اقشار مختلف مردم از سراسر کشور به مقابل سفارت آمده و ضمن حمایت از دانشجویان از سیاستهای امریکا و عملکردش ابراز انزجار می کردند.  در این دوره که 444 روز به طول انجامید، ایران تلاشهای متعددی برای معاوضه گروگانها با شاه فراری و اموال متروکه ایران انجام داد اما امریکا با اقدامات خصمانه به خصوص حمله نظامی به ایران جهت آزادی گروگانها به رفتار مستکبرانه خود ادامه داد. پس از طی کشمکشهای فراوان در روابط بین ایران و امریکا و ناکامی کاخ سفید سرانجام بطور رسمی امریکا روابط خود را با ایران قطع نمود . تا به امروز امریکا بطور رسمی به سازماندهی معاندین و معارضین نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخته و از هیچگونه کمک و حمایت به آنها دریغ نورزیده است. از جمله اقدامات دیگر امریکا تحریمهای اقتصادی ، تعیین بودجه های کلان برای مبازره با ایران، افزایش احساسات ضد شیعه و ضد ایران و ایجاد اختلاف بین مردم منطقه و ... است بگونه ای که به واقع ثابت کرده است که سخن امام (ره) در مورد امریکا صحیح است: ( امریکا شیطان بزرگ است ) (45)

جمع بندی :
تسخیر سفارت امریکا عکس العمل تدافعی ملت ایران و واکنشی طبیعی در برابر عملکرد دولت امریکا در طول بیش از 25 سال در ایران بود و از این رو مورد حمایت قاطع رهبری انقلاب حضرت امام خمینی (ره) و همه گروههای سیاسی و آحاد ملت قرار گرفت و به سرعت از یک حرکت دانشجویی به حرکت ملی و فراگیر تبدیل شد. نقش امریکا در کودتای 28 مرداد و سقوط دولت دکتر مصدق و تحمیل قانون کاپیتولاسیون بر ملت ایران، حمایت همه جانبه از رژیم پهلوی در سرکوب مبارزان تا آخرین روز سقوط و خصوصا پذیرفتن شاه در امریکا سبب واکنش ملت آزادیخواه ایران شد. صرفنظر از اقدامات امریکا در روی کار آوردن رژیم پهلوی و تحکیم و پشتیبانی همه جانبه از آن، حداقل انتظار پس از پیروزی انقلاب ، تغییر رویه دولتمردان امریکا در برخورد با جمهوری اسلامی ایران و جبران گذشته بود. اما واقعیتهای تاریخ و اسناد باقی مانده در سفارت نشان می دهد که امریکا علی رغم مواضع ظاهری در به رسمیت شناختن نظام جدید، هرگز دست از مداخله در امور ایران برنداشت و بر خلاف موازین حقوقی بین المللی از پوششهای دیپلماتیک برای توطئه و سنگ اندازی در برابر ثبات یافتن نظام نوپا در ایران استفاده کرد.
همچنین عملکرد دولت موقت و شرایط خاص ایران در ماهها و سالهای اولیه انقلاب در درجه دوم بر این اقدام اثر گذاشته است. آنچه باید امروز در نظر داشت این است که تسخیر سفارت امریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و حمایت ملی از آن یک رویداد منحصر به فرد است . بدیهی است محکوم کردن یک ملت به خاطر دفاع از حقوق خود در برابر توطئه و سلطه دیگران حتی در عرف روابط بین الملل نیز مردود است. درباره آثار و پیامدهای ملی و بین المللی این رویداد حرف و حدیث فراوان است اما به آنانی که بر ملت ایران به خاطر پاره ای تبعات منفی مثل تحریمهای اقتصادی و همچنین آشکار شدن سیاست خصمانه امریکا علیه ایران طعنه می زنند ، می گوییم که این تبعات ، هزینه ای است که باید برای تضمین استقلال سیاسی و ثبات انقلاب پرداخت. با منطق این منتقدان ، ما به خاطر برخی تبعات و عوارض منفی ( آن هم از دید آنها ) نباید انقلاب هم می کردیم.
پی نوشت ها:
1- هوشنگ صدری ، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی ، نشر البرز ، تهران : 1377 ، ص 308.
2- حضرت امام در این سخنرانی فرمودند : ( عظمت ایران از بین رفت ، استقلال از دست رفت ، عزت ما پایکوب شد ... می دانید مجلس به پیشنهاد دولت سند بردگی ملت ایران را امضاء کرد !؟ ) صحیفه امام ، ج 1 ، ص 16.
3- هوشنگ مهدوی ، پیشین ، ص 318.
4- ازغندی ، علیرضا ، روابط خارجی ایران 57-1330 ، نشر قومس ، تهران : 1362 ، ص 61.
5- هوشنگ مهدوی ، پیشین ، ص 406.
6- اسناد لانه جاسوسی ، جلد 60 ، ص 136-134.
7- دادگر ، حسن ، بررسی ارتباط با امریکا ، مصاحبه با روزنامه رسالت 14 آبان 1380.
8- روزنامه اطلاعات 11/10/1356
9- هوشنگ مهدوی ، پیشین ، ص 482-479.
10- مأموریت مخفی هایزر در تهران (خاطرات ژنرال هایزر) ، ترجمه سید محمدحسین عادلی ، نشر رسا ، تهران 1366 ، ص 169.
11- سولیوان ، ویلیام ، مأموریت در ایران ، ترجمه محمد مشرقی ، نشر هفته ، تهران : 1361 ، ص 96.
12- اسناد لانه جاسوسی ، جلد 1-6 ، ص 290.
13- همان ، ج 32 ، ص 7 و 8 .
14- همان ، ج 1-6 ، ص 159و160.
15- همان ، ج 14 ، ص 41 و 42.
16- همان ، ج 24 ، ص 160 و 161.
17- همان ، ج 1 – 6 ، ص 187.
18- همان ، ص 164.
19- همان ، ص 165.
20- همان ، ص 175.
21- همان ، ص 180.
22- همان ، ج 9 ، ص 43 و 44.
23- همان ، ج 28 ، ص 65.
24- همان ، ج 1-6 ، ص 157.
25- همان ، ج 28 ، ص 59و60
26- همان ، ص 69.
27- همان ، ج 1-6 ، ص 152و 153.
28- صحیفه امام ، ج 6 ، ص 14-17.
29- نگاهی به اشغال سفارت آمریکا در تهران بعد از 20 سال : زمینه ها ، ابعاد ،پیامدها ،عصر ما ،ش 135 ، ص 1.
30- همان.
31- عصر ما ، 13 آبان 77 ، ش 107.
32- جزوه افشاگری شماره 6 دانشجویان پیرو خط امام ، به نقل از کیهان ، 12/8/1379.
33- احمدرضا شاه علی ، پیشین ، ص 102.
34- صحیفه امام ، جلد 6 ، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، تهران ، چاپ سوم ، 1379 ، ص
35- مرتضی قاسمی ، بررسی علل و زمینه های شکل گیری انقلاب دوم ، یالثارات الحسین ، ش 297 ، ص 5.
36- ابدی ( مصاحبه ) ، روزنامه جمهوری اسلامی ، 13/8/77
37- محسن میردامادی ( گفت و گو با ) نشریه عصر ما ، ش 107.
38- احمدرضا شاه علی ، انقلاب دوم ( تسخیر لانه جاسوسی امریکا ، آثار و پیامدها ) مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهران : 1385 ، ص 50.
39- جیمی کارتر ، خاطرات 444 روز ، ترجمه احمد باقری ، نشر هفته ، تهران : 1361 ، ص 21.
40- هفته نامه شما ، ش 144 ، مورخ 3/78 ، ص 5.
41- عصر ما ، 13 آبان 77 ، ش 107.
42- صحیفه امام ، ج 7 ، ص 357.
43- همان ، ج 10 ، ص 412.
44- مرحوم حاج احمد خمینی در مورد عملکرد حضرت امام می گویند : ( امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب نخستین کسی بود که از اقدام شجاعانه دانشجویان حمایت کرد و عمل آنان را واکنش طبیعی ملت در مقابل جنایات بی شمار امریکا دانست ) سید احمد خمینی ، مصاحبه با روزنامه ابرار ، 10/8/79.
45- صحیفه نور ، ج 10 ، ص 140.


http://noorportal.net/90/134/138/12600.aspx