بازخوانی تاریخچه معاصر ری و نخستین جرقه‌های مبارزه با استبداد


897 بازدید

بازخوانی تاریخچه معاصر ری و نخستین جرقه‌های مبارزه با استبداد

به گزارش خبرگزاری فارس از جنوب استان تهران، انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان یکی از رویدادهای مهم تاریخ معاصر، توجه و کنجکاوی محققان بسیاری را درباره علل و چگونگی این رویداد در داخل و خارج کشور به خود جلب کرده است.

اگر چه شهرهایی چون تهران و قم کانون مهمترین وقایع انقلاب اسلامی بوده‌اند، ولی شهرری نیز به‌عنوان منطقه‌ای که همواره هویت مستقل خود را حتی در ساختار امروز تهران حفظ کرده است، در جریان انقلاب اسلامی نقش در خور توجهی داشته است.

مقام متبرک حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) از یک سو و نزدیکی به شهر مقدس قم از سوی دیگر و همچنین بافت مذهبی این شهر موجب گردید تا مبارزات اسلامی در این خطه ویژگی‌های بارزی داشته باشد.

حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی (ع) هر چند که با قدمتی 1400 ساله به‌عنوان یک نهاد سنتی در جامعه قلمداد می‌شده است، اما با ارائه کارکردهای متناسب با نیاز روز جامعه توانست گوی سبقت را از نهادهای مدرن و وارداتی ربوده و به‌عنوان ستون فقرات و سازمان‌ انقلاب با محور قرار دادن مفاهیم بنیادین نهضت عاشورایی امام حسین (ع) نظیر «جهاد» و «شهادت» به ایفای نقش بپردازد.

از این رو جامعه مذهبی شهرری با بهره‌گیری از این پایگاه دینی و فرهنگی، نقش فعالی در جنبش‌های اولیه احیای اسلام انقلابی و جهت‌دهی به حرکت‌ها و جریانات مردمی از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی ایران داشته است.

شهرری در دوران انقلاب مشروطه

در میان حوادثی که قبل از انقلاب مشروطه روی داد و از عوامل فراهم آوردن زمینه‌های انقلاب به‌شمار می‌رود، تحصن سید جمال‌الدین اسدآبادی و کشته شدن ناصرالدین شاه است که هر دو در شهرری اتفاق افتاده است.

تحصن سید جمال‌الدین اسدآبادی در شهرری

سید جمال‌الدین اسدآبادی از مبارزین سرسخت علیه استبداد و استعمار بود. وی با افکار روشنگرانه خویش به بررسی سیاست‌های دولت‌های بزرگ در کشورهای اسلامی، آشکار کردن علل ناتوانی مسلمانان و برانگیختن آنان به اصلاح اوضاع خویش می‌پرداخت.

سید به دعوت ناصرالدین شاه که تحت تاثیر نیکنامی و آوازه و شهرت سید قرار گرفته بود، به ایران می‌آید. اما زبان صریح و تند سید در اولین دیدارش با ناصرالدین شاه، این شاه مملکت را به هراس می‌اندازد. سید با صداقت و شجاعت از استبداد و استعمار انتقاد می‌کرد. تذکرات شجاعانه سید سبب رنجش شاه می‌شد و سعایت اطرافیان نیز موثر واقع شد تا شاه فرمان اخراج سید را از تهران صادر کند.

سید برای اینکه تسلیم فرمان ناحق شاه نشده باشد و شاید با این گمان که در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) مصون از تعرض خواهد بود، به شهرری رفت و آنجا را سنگر خود ساخت.

در شرایطی که دربار ایران محل رقابت بریتانیا و روسیه برای امتیازگیری بیشتر از شاه شده بود، سید با سخنرانی‌های بیدارگرانه خود از حضرت عبدالعظیم (ع) یک دژ مقاومت در میان مردم شهرری به‌وجود آورده بود. به تدریج موقعیت سید جمال‌الدین در جوار حرم حضرت عبدالعظیم (ع) چنان بالا گرفت که علاوه بر اهالی ری مردم تهران و حومه نیز متوجه نبوغ و شجاعت او شدند و رفت و آمد نزد او زیاد شد.

از این رو با تحریک وزیر مختار انگلیس که سید را فتنه‌گر می‌نامید، ماموران ناصرالدین شاه وارد صحن حضرت عبدالعظیم (ع) شدند و با نهایت بی‌‌احترامی و به زور ضرب و شتم سید را از صحن بیرون کشیده و به‌ دستور ناصرالدین شاه از ایران تبعید کردند.

بدین ترتیب نخستین مقاومت علیه استبداد ناصری در شهرری شکل گرفت.

ترور ناصرالدین شاه در شهرری

میرزا رضا کرمانی از جمله افرادی بود که سخت تحت تاثیر سخنرانی‌ها و شخصیت سید جمال‌الدین اسدآبادی قرار گرفته بود و مانند او بدون ترس و بیم از شاه و دستگاه استبداد بدگویی و انتقاد می‌کرد. وی پس از تبعید سید از ایران به آن وضعیت فجیع، بارها در محافل بی‌باکانه اظهار کرده بود که این بی‌احترامی و ستمکاری حکومت را در حق سید و مولای خود بی‌پاسخ نخواهد گذاشت.

علاوه بر آن، تلاش میرزا رضا برای ادامه راه سید جمال‌الدین اسد‌آبادی و مبارزات و تظلم‌خواهی او بارها با حبس و جور و شکنجه از سوی ماموران حکومت پاسخ داده شده بود.

با اینکه میرزا رضا به‌ واسطه همین عناوین و اظهاراتش مدتی در قزوین و تهران محبوس و تحت زجر و شکنجه ماموران دولت بود، در نهایت تصمیم خود را عملی ساخت و در روز دوم شوال 1313 قمری زمانی که ناصرالدین شاه در فضای سرشار از جور و ستم و فسادی که بر جامعه تحمیل کرده بود، به قصد زیارت وارد حرم حضرت عبدالعظیم (ع) شده بود، وی را با شلیک تپانچه به هلاکت رساند.

تحصن علما و مردم در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) 1323 قمری

اواخر رمضان 1322 ق و در پی کمیابی و گران شدن قند و شکر در بازار تهران، علاءالدوله حاکم تهران که به بی‌رحمی معروف بود با دستاویز قرار دادن این مساله و در اصل برای تنبیه تجاری که در واقعه مسیو‌نوز در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) متحصن شده بودند، چند نفر از تجار را احضار کرده و آنان را به فلک بست.

در پی آن مساله بازار تهران متشنج شد. جمع کثیری از کسبه و تجار با همراهی علما با تجمع در مسجد شاه به امام جمعه تهران متوسل شدند. اما با تلاش امام جمعه مزدور دربار در جهت بهره‌برداری از این تجمع به نفع حکومت مظفرالدین شاه درگیری بزرگی بین جمع علما و مردم با ماموران و عمالان حکومت روی داد.

این مسائل در نهایت به تحصن عده‌ای از علما و طلاب در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) منجر شد.

معروف‌ترین روحانیونی که در این تحصن که به مهاجرت صغیر معروف است، شرکت جستند، عبارتند از: سید محمد طباطبایی، سید عبدالله بهبهانی،حاج شیخ مرتضی آشتیانی، صدرالعلماء، سید جمال افجه‌ای، میرزا مصطفی آشتیانی، سید محمدصادق کاشانی، شیخ محمدرضا قمی.

علی‌رغم تلاش دربار مظفرالدین شاه به‌ویژه شخص عین‌الدوله در ممانعت از این تحصن که با ارعاب روسای اصناف و کسبه و غارت چندین دکان همراه بود، ظرف مدت چند روز عده مهاجران بر 2 هزار نفر بالغ شد. بسیاری از تجار که جرأت نکردند متحصن شوند، مخفیانه به متحصنین کمک مالی می‌کردند.

جلسه تاریخی ملک المتکلمین و نصرت السلطان در حرم حضرت عبدالعظیم (ع)

در بحبوحه تحصن اعتراض‌آمیز در حرم حضرت عبدالعظیم (ع)، حاجی میرزا نصرالله معروف به ملک‌المتکلمین (از خطبای مشهور دوره مشروطیت و واعظ و از بنیان‌گذاران مدارس جدید) به‌ همراه نصرت السلطان، به دیدار علما و سران متحصنین رفتند.

ایشان در این جلسه از آقایان خواستند به جای تقاضاهای کوچک و کم ارزش از شاه برقراری مجلس منتخبین (مبعوثان) ملت و حکومت مشروطیت را بخواهند.

ولی این مفاهیم هنوز برای مردم ثقیل بود و عده‌ای از متحصنین که از طولانی شدن تحصن خسته بودند، اکثراً به مخالفت برخاستند. بنابراین سران نهضت به حکم اجبار از آنچه پیشنهاد شده بود صرفنظر کردند و برای هدفی که در پیش داشتند تقاضای عدالتخانه کردند.

با اجتماع بر این پیشنهاد، متحصنین در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) پس از این جلسه به عدالت‌خواهان یا ملیون معروف شدند.

سران نهضت تقاضاهای خود را در 7 بند به دربار مظفرالدین شاه فرستادند که در اصل تفسیر بند 7 مبنی بر «تشکیل مجلس مشورت خانه ملی برای اجرای قانون مساوات در تمام ایران» را می‌توان منشأ مشروطیت و مشروطه‌خواهی دانست که چندی بعد به خواسته اصلی معترضان تبدیل شد.

اهمیت تحصن مشروطه خواهان در حرم حضرت عبدالعظیم (ع)

واقعه تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) که به مهاجرت صغری معروف شد، در روند شکل‌گیری نهضت مشروطیت از اهمیت شایانی برخوردار است. در جریان تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) بود که برای نخستین بار مطالبات مردم تدوین شد و به‌صورت مکتوب به هیئت حاکمه ارائه شد.

مهم‌ترین این مطالبات عزل مسیونوز، عزل حاکم تهران، تاسیس عدالتخانه و اجرای شریعت اسلام بود.

تلاش‌های شاه، عین‌الدوله و دیگر رجال سیاسی برای بازگرداندن متحصنین به تهران اثری نداشت و مظفرالدین شاه ناگزیر پذیرفت که خواسته‌های آنان را برآورد. واکنش به واقعه تنبیه تجاری جنبه‌ای نمادین داشت و این خواسته، آن نمادها را عینیت و رسمیت بخشید.

عزل مسیونوز نماد مبارزه با سلطه بیگانگان و عزل علاءالدوله نماد مبارزه با استبداد بود و وجه سلبی مطالبات سیاسی نهضت را نشان می‌داد. تاسیس عدالتخانه و اجرای شریعت اسلام بیان‌کننده وجه ایجابی مطالبات مردم و جهت‌گیری کلی و راهکار نهضت بود.

تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) در حقیقت یک نوع مدرسه‌ای بود که در آن افراد از اوضاع جهان و افکار نوین و منافع مشروعیت و حقوق ملت اطلاع پیدا کردند و آموختند که چگونه آگاهانه در راهی که پیش گرفته بودند، قدم بردارند.

قبل از نهضت مشروطیت افرادی که از روی تحقیق و مطالعه معنی و منافع حکومت ملی و آزادی را می‌دانستند انگشت‌شمار بودند، ولی بعد از واقعه مهاجرت به حرم حضرت عبدالعظیم (ع)، واقعه مسجد جامع و مهاجرت به قم هزاران نفر مطلع و معتقد به مشروطیت و آزادی در میان مردم پیدا شدند.

شهرری و نهضت ملی شدن نفت

جنبش ملی کردن صنعت نفت ایران، از جمله نهضت‌های عظیم و تاثیرگذار در تاریخ معاصر ایران است. دوره کوتاه و پرالتهاب 1329 تا 1332 که به دوره نهضت ملی شدن صنعت نفت شهرت یافت، با نخست وزیری دکتر مصدق وارد مرحله جدیدی شد. در زمان نخست وزیری دکتر مصدق، حزب توده از جمله احزابی بود که در اکثر نواحی ایران تبلیغات دامنه‌داری را برای جلب مردم به راه انداخته بود. حزب توده ایران دکتر مصدق را نه زمامداری ملی و نه ضد استعمار می‌شناخت و نه نماینده بورژوازی ملی ایران. برعکس معتقد بود که هدف نهایی مصدق چیزی جز تحکیم نفوذ امپریالیسم در کشور نیست.

مواضع حزب توده موجب شد تا جمعی از اهالی شهرری با صدور اعلامیه‌ای از دولت درخواست کنند تا با اختیارات خود کلیه تشکیلات علنی و مخفی حزب توده ایران را منحل کند.

خلاصه متن اعلامیه بدین شرح بود:

«اینجانبان امضاکنندگان زیر که ساکن شهرری هستیم و در راه نهضت ملی جانفشانی نموده‌ایم، مراتب نفرت و انزجار خود را از عمل خائنانه بازپرس و دادیار دادگستری در برائت سران خائن حزب غیرقانونی توده ابراز داشته و جدا از دولت خواهانیم کلیه تشکیلات علنی و مخفی بلشویک‌ها را منحل کرده و یکباره دست عمال اجانب شمالی را نیز مانند اجانب جنوبی از ایران قطع نماید... ما اهالی شهرری هر چه زودتر در انتظار این اقدام قانونی دولت هستیم.»

قیام سی تیر 1331 در شهرری

در 30 تیر 1331 هزاران نفر از مردم تهران که بیشتر آنها از تنگ‌دست‌ترین مردم جنوب شهر و منطقه شهرری بودند با پای برهنه و پیراهن ژنده در گرمای سوزان نیمه تابستان با تانک‌ها و رگبارهای سرنیزه‌داران روبه‌رو و تعداد زیادی کشته و زخمی شدند.

مردم شهرری شورش کردند و پس از ورود به داخل صحن حرم حضرت عبدالعظیم (ع)، وارد صحن ناصرالدین شاه شدند و از آنجا به قصد ویران کردن مقبره رضاشاه روانه شدند. اما یکی از واعظان ساکن شهرری با نام سید محمد موسوی، که مورد احترام مردم بود، برای جلوگیری از کشتار بیشتر مردم توسط عمال و مزدوران شاه، اهالی شهرری را از این کار منصرف کرد.

از حوادث دیگر مربوط به شهرری در قیام سی تیر تدفین شهدای قیام در ابن بابویه شهرری و مراسم بزرگداشت برای آنان بود. همچنین به مناسبت هفتمین شب شهادت شهدای سی تیر بیش از 200 هزار نفر از مردم از تهران و شهرری بر سر مزار شهدا در ابن بابویه حاضر شدند.

نخستین تظاهرات ضد دولتی در شهرری

در روز دوم اردیبشهت 1340 اعتصاب معلمان به‌ علت کمی حقوق در تهران و تمام شهرستان‌ها آغاز شد. در آن روز معلمان در میدان بهارستان گرد آمدند و ضمن ایراد سخنرانی خواستار ملاقات با نمایندگان مجلس شدند. شریف امامی رئیس دولت دستور متفرق ساختن فرهنگیان را به رئیس کلانتری میدان بهارستان داد. نیروهای پلیس به معلمان حمله کردند که در این هجوم عده زیادی مجروح و یکی از فرهنگیان به نام ابوالحسن خانعلی به شهادت رسید.

پیرو این اعتصاب در شهرری تظاهراتی از طرف دانش‌آموزان دبیرستان عظیمیه در میدان شهرری صورت گرفت.

دکتر احمد صفی‌نژاد از محرکان و دستگیرشدگان این تظاهرات خاطرات خود را از این روز تاریخی چنین روایت می‌کند:

«چنین تظاهراتی که برای نخستین بار با این تعداد و یک صدا در شهر راه افتاده بود، از این جهت که نشان‌دهنده همبستگی دانش‌آموزان و فرهنگیان شهرری با تظاهرات تهران بود، مهم بود. عده زیادی از جمله مردم و کسبه دو طرف خیابان‌های حرم نیز با شعارهای کوبنده مرگ بر جلادان، زنده باد فرهنگیان به ما پیوستند... با شعارهای زنده باد فرهنگیان شهرری، مرگ بر امپریالیسم، زنده باد همبستگی فرهنگیان شهرری با تهران و ... سخنرانی را شروع کریم. در میدان شهرری شور و غوغایی به پا شد... سپس به طرف اداره فرهنگ شهرری و بعد به طرف کلانتری راه افتادیم ...»

تظاهرات دانش‌آموزان شهرری نخستین تظاهرات دسته جمعی بود که در شهرری به‌وقوع پیوست و ماهیت ضد رژیم داشت. در پی این تظاهرات شریف امامی که به دنبال اقدامات سختگیرانه‌اش مسئول و منفور شناخته شده بود، مجبور به استعفا شد.

تظاهرات در شهرری به حمایت از اعتصابات مبارزان ایرانی در پاریس 1356

شرایط خفقان‌بار و ضداسلامی حاکم بر ایران موجب شد تعدادی از روحانیون و دانشجویان مبارز به نشانه اعتراض در تاریخ نهم مهر 1356 به مدت یک هفته در کلیسای سن مری پاریس دست به اعتصاب غذا بزنند.

به‌دنبال اعلام اعتصاب غذا از طرف روحانیون مبارز ایران، فعالیت و پشتیبانی وسیعی از جانب نیروهای اسلامی و مبارز داخل و خارج کشور آغاز شد. همچنین به‌مناسبت اعتصاب غذای روحانیون مبارز در پاریس، اعلامیه‌ای پخش و از مردم خواسته شد روز 15 مهر در صحن مطهر حضرت عبدالعظیم (ع) تجمع کرده تظاهرات گسترده‌ای برپا دارند.

به گزارش ساواک به تاریخ 24 مهر 56 از این اجتماع، 500 نفر از اعضای گروه‌های جبهه ملی و نهضت آزادی و مردم، دانشجویان و روحانیون در این اجتماع شرکت کرده و اقدام به دادن شعارهایی به نفع آیت‌الله خمینی و دکتر علی شریعتی و پخش اعلامیه کرده و تدریجاً از صحن حرم حضرت عبدالعظیم (ع) خارج شده به تظاهرات خیابانی پرداختند. ساواک در این گزارش تایید کرده است که 34 نفر از تظاهرکنندگان را دستگیر و مورد بازجویی قرار داده است.

بازتاب شهادت حاج مصطفی خمینی در شهرری

آیت‌الله سید مصطفی خمینی در روز یکشنبه اول آبان 1356 در سن 47 سالگی در نجف به‌طور ناگهانی و مرموزی درگذشت.

با انتشار خبر درگذشت ایشان حوزه علمیه نجف اشرف و برخی از شهرهای عراق تعطیل شد. در ایران نیز بازار تهران و شهرستان‌ها تعطیل و مجالس ختم و بزرگداشتی برگزار شد.

روحانیون مبارز شهرری نیز همراه روحانیون تهران اعلامیه تسلیتی آماده کردند و چون روزنامه‌های اطلاعات و کیهان از انتشار آن خودداری کردند، آن را تکثیر و در بین مردم توزیع نمودند.

فاصله شهادت حاج آقا مصطفی خمینی در اول آبان 56 تا پیروزی نهایی انقلاب اسلامی در 22 بهمن را باید دوره فراگیر شدن انقلاب دانست. از قیام 15 خرداد 42 تا این زمان، به دلیل گسترش قوای امنیتی رژیم پهلوی و ایجاد فضای رعب و وحشت، بسیاری از حرکت‌های انقلابی شیوه مبارزه مخفی و چریکی را انتخاب کرده بودند. اما ماجرای برگزاری مجلس ترحیم فرزند امام و بهره‌گیری از حرمت و وجاهت مساجد و محراب‌ها به وسیله گروه‌های مذهبی، به یکباره سکوت مرگبار سیاسی را درهم شکست.

برگزاری نخستین چهلم در اربعین شهادت حاج مصطفی خمینی سرسلسله چهلم‌هایی بود که منجر به سقوط رژیم پهلوی در سال 57 شد.

شهرری نیز از شهرهایی بود که در آن مراسم باشکوهی برای گرامیداشت شهادت فرزند امام در مسجد صدوق (ره) و مسجد خاتم‌النبیین (ص) برگزار شد و پس از آن نیز چله‌ها شروع شد و انقلاب اوج گرفت.

اوج‌گیری مبارزات در سال 57

با آغاز سال 57 مبارزات انقلابیون علیه رژیم پهلوی اوج گرفت. در این سال مبارزه در قالب تظاهرات بزرگ و اعتصابات فلج‌کننده دولت، شعارنویسی و پخش اعلامیه و ... گسترش یافت.

در شهرری نیز فعالیت‌های گسترده‌ای صورت می‌گرفت که بسیاری از آن‌ها در روزنامه‌ها و اخبار ساواک منعکس شده است.

از جمله این فعالیت‌ها می‌توان به اعتصاب دانشجویان دانشسرای تحصیلی شهرری به‌مناسبت چهلمین روز شهدای یزد و جهرم و اهواز، اعتصابات کارگری مهر 57 در شهرری، تظاهرات دانش‌آموزان شهرری در مهر و آبان 57 و بیش از ده‌ها اعلامیه جمعی از سوی روحانیون شهرری و تهران در ارتباط با موضوعات و مسائل روز جامعه پرالتهاب آن روزها اشاره کرد.

اعلامیه جمعی روحانیون تهران و شهرری به‌مناسبت چهلم شهدای قیام 29 تبریز، محاصره منزل امام در نجف اشرف، هجرت امام به فرانسه، فاجعه مسجد جامع کرمان در مهر 57، حمله مزدوران رژیم شاه به حرم مطهر امام رضا (ع)، فراخوانی مردم برای شرکت در راهپیمایی روزهای تاسوعا و عاشورا، پشتیبانی از اعتصاب کارکنان صنعت و ده‌ها اعلامیه دیگر از جمله فعالیت‌های صورت گرفته توسط روحانیون و فعالان مذهبی شهرری در سال 57 بود.

قیام 18 دی شهرری

به تدریج شور انقلابی سراسر ایران را گرفت و هر روز که می‌گذشت بر عمق مردمی شدن آن افزوده می‌شد.

شهرری نیز به‌دلیل نزدیکی با کانون انقلاب یعنی قم و تهران از این جریان نه تنها مستثنی نبود، بلکه بیش و پیش از سایر شهرستان‌ها در جریان مبارزه قرار گرفت.

در دی 1357 وقایعی در شهرری روی داد که مهم‌ترین آن‌ها قیام 18 دی و سقوط مجسمه شاه پس از فرارش در 26 دی بود.

نقطه عطف تظاهرات ضد رژیم مردم شهرری در روز 18 دی 1357 روی داد. مردم مبارز شهرری روز 18 دی ساعت 9 صبح در صحن مطهر حرم حضرت عبدالعظیم(ع) گرد آمدند و با ذکر شعار علیه رژیم طاغوت، به سمت مرکز شهر حرکت کردند. در پیشاپیش جمعیت علمای شهر از جمله آیت‌الله محمد لاله زاری، ابوالقاسم موسوی همدانی، مهدی فضیلت و حجج‌الاسلام شیخ عبدالرحیم کنی، عبدالکریم کنی، عبدالعلی کنی(شیخ آقا بزرگ) و ... حضور داشتند.

پس از عبور از بازار و خیابان حرم، در حالی که تمام اصناف مغازه‌های خود را تعطیل کرده و صفوف راهپیمایان هر لحظه فشرده‌تر می‌شد، ماموران در میدان مرکزی شهر از ادامه حرکت به سمت کلانتری جلوگیری کردند و سیر حرکت به سمت خیابان 24 متری زکریا ادامه پیدا کرد.

طولی نکشید که موج جمعیت از طرف حرم به سوی میدان شهرری به جریان افتاد. شهرری تا آن روز به این شدت و با این گستردگی تظاهرات و راهپیمایی نداشت. مردم مدام شعار می‌دادند.

اما هنوز نیمی از مردم در خیابان 24 متری و نیمی دیگر در خیابان حرم بودند که تیراندازی عوامل رژیم شروع شد.

نخستین شهید قاسم سبزعلی بود. شهیدان علی کوهی‌نژاد، و عباس ملکی از دیگر شهدای قیام 18 دی بودند مردم که با دست خالی فریاد می‌زدند، برای رهایی از چنگ نظامیان از هر گوشه که راه گریزی می‌یافتند فرار می‌کردند. اما از پشت سر، نظامیان جمعیت را به گلوله می‌بستند. عده‌ای از مردم زخمی و عده‌ای دیگر نیز شهید شدند.

یک هفته بعد روحانیون شهرری طی اعلامیه‌ای به‌مناسبت هفتم شهدای قیام 18 دی شهرری، این حرکت رژیم را محکوم کردند. در تبریز و سایر شهرها نیز مراسم چهلم این شهیدان برگزار شد و خبر این روز تاریخی در روزنامه‌ها انعکاس ویژه‌ای پیدا کرد.

هم‌اکنون هر ساله به مناسبت حماسه 18 دی در این روز در شهرری مراسمی برگزار می‌شود و همه اقشار در آن شرکت می‌کنند.

همچنین در این روز تاریخی در مراسم صبحگاهی کلیه مدارس شهرری، زنگ حماسه 18 دی 57 و طلیعه انقلاب در ری به صدا در می‌آید. سرود جمهوری اسلامی ایران خوانده می‌شود و مسئولان مدارس به‌ مناسبت بزرگداشت این روز و تنویر افکار دانش‌آموزان یاد شهدای این روز حماسی را گرامی می‌دارند.

فرزندان سلحشور خطه کهن ری در عرصه‌های مختلف انقلاب نیز نقش‌آفرینی کردند و در طول انقلاب بیش از 2 هزار و 735 شهید را تقدیم اسلام و انقلاب کرد و در جریان فتنه نیز در دفاع از انقلاب و حریم ولایت شهید و جانباز در راه نظام اهدا کرد.


فارس