صهیونیسم چگونه به روند مردم‌سالاری در ایران ضربه زد؟


صهیونیسم چگونه به روند مردم‌سالاری در ایران ضربه زد؟نیروگاه برق حیفا(فلسطین): سِر روفوس ایساکس و همسرش در مرکز عکس ایستاده‌اند - ۱۹۳۰م

درباره نقش ژنرال آیرونساید، طراح کودتای ۱۲۹۹ در مقابله با مشروطیت و برقراری مردم‌سالاری در ایران مطالعاتی موجود است اما کمتر کسی به چهره پشت پرده این کودتا، «لرد ریدینگ» – قاضی‌اعظم سابق انگلستان و نایب‌السلطنه هند– پرداخته است. 

لرد ریدینگ (Sir Rufus Daniel Isaacs) که از اکتبر ۱۹۱۳ به عنوان رئیس دیوان عالی بریتانیا (Lord Chief Justice) فعالیت می‌کرد، در ژانویه ۱۹۲۱ از این مقام استعفا داد تا به عنوان نایب‌السلطنه و فرماندار کل هند (Viceroy of India) منصوب شود. (تصاویر او را اینجا ببینید.)

درست در همین بازۀ زمانی (۱۴ ژانویه ۱۹۲۱)، ژنرال ادموند آیرونساید (Edmund Ironside) که فرماندۀ نیروهای بریتانیایی در شمال ایران بود، رضاخان (فرماندۀ تیپ قزاق) را به درجۀ سرداران (Colonel) ارتقا داد و عملاً کنترل تیپ قزاق را به او سپرد.

ریدینگ مسئولیت نظارت بر امور امپراتوری بریتانیا از جمله مناطق حوزۀ نفوذ آن مانند ایران را بر عهده داشت و در نخستین سال‌های حکمرانی خود در هند (۱۹۲۱-۱۹۲۶)، درگیر جنبش‌های استقلال‌طلبانه مانند جنبش خلافت و نافرمانی مدنی به رهبری گاندی بود و به علت پیوستگی فرهنگی دو ملت، برایش شرایط ایران اهمیت مضاعف داشت.

سر روفوس دانیل ایساکس (Sir Rufus Daniel Isaacs) یا «لرد ریدینگ»، سیاستمدار یهودی-انگلیسی، در سال ۱۸۶۰ در لندن به دنیا آمد. در اکتبر ۱۹۱۳، به عنوان رئیس دیوان عالی بریتانیا منصوب شد. کمتر کسی درباره‌ی نقش این چهرۀ یهودی در کودتای ۱۲۹۹ سخن گفته است. کودتایی که منجر به بسط ید «تشکیلات صهیونیست ایران» شد و مسبب حمایت پشت پرده حکومت ایران از جعل کشور در مناطق اشغالی فلسطین گشت. (درباره تشکیلات سیاسی صهیونیست ایران اینجا را بخوانید.)

مهم‌ترین بیانیه سیاسی ریدینگ در این زمینه به سال ۱۹۳۲ باز می‌گردد که در مصاحبه‌ای با خبرگزاری تلگراف یهود (JTA) به صراحت اعلام کرد که ایجاد یک «وطن ملی یهودی» در فلسطین یک هدف بریتانیایی است که دولت متعهد به تحقق آن شده است. او گفت: «بریتانیا خود را متعهد به ایجاد یک وطن ملی یهودی در فلسطین کرده است... من شخصاً متقاعد شده‌ام که دولت بریتانیا، فارغ از اینکه متشکل از کدام حزب باشد، به وعده‌های داده شده به یهودیان در بیانیه بالفور وفا خواهد کرد.»

لرد ریدینگ آشکارا یک صهیونیست متعصب بود. او نه تنها در سخنرانی‌های پرشور خود در مجلس اعیان و مصاحبه‌های مطبوعاتی از وعده بالفور دفاع کرد، بلکه با سرمایه‌گذاری شخصی در پروژه‌های زیربنایی فلسطین مانند شرکت برق، پشتیبانی عملی خود را از اهداف صهیونیستی به نمایش گذاشت.

به عنوان مثال در دوره‌ای که بریتانیا سیاست مخصوص خود را در سال ۱۹۳۰ در حمایت از تأسیس اسرائیل در دستور داشت که ظاهری بشردوستانه‌تر اتخاذ کرده بود و تظاهر به حمایت از فلسطینیان نیز داشت؛ او در مجلس اعیان لندن به شدت از سیاست‌های دولت وقت که به نظر می‌رسید از تعهداتش در قبال صهیونیسم عقب‌نشینی کرده، انتقاد کرد. ریدینگ هشدار داد که دولت نباید «این تصور را در سراسر جهان ایجاد کند که به یهودیان خیانت کرده است» و تأکید کرد که «حیثیت بریتانیا در این میان در خطر است.»

مرگ او ۱۳ سال قبل از مرحله نهایی جعل دولت صهیونیستی در فلسطین، اجازه نداد مستقیما درباره اسرائیل سخن بگوید اما حمایت او در مواردی همچون عضویت در هیئت مؤسس «شرکت برق فلسطین» (Palestine Electric Corporation) که ماهیتی صهیونیستی داشت و بعدها به «شرکت برق اسرائیل» (Israel Electric Company) تغییر نام یافت، از گام‌های عملی او در ایجاد یک کشور جعلی بود و سرمایه‌گذاریش در زیرساخت‌های سرزمینی بود که قرار بود مردمش توسط یهودیان آواره شوند.

در همان سالها سیدضیاء طباطبایی (ضلع دیگر کودتای رضاخان) نیز به خرید زمین از فلسطینیان برای کمک به جای پای مهاجران یهودی پرداخت که مسلمانان به آنها زمین نمی‌فروختند و برای تکمیل ایده صهیونیستی غصب فلسطین باید یک جای پای اولیه کسب می‌کردند. امری که نشان از عمق روابط پشت پرده کودتاچیان با صهیونیسم جهانی داشت.

با در هم آمیختن اطلاعات نادرست و طرح مباحث بی‌پایه در خصوص یهودیان مخفی، مطالعه در خصوص تأثیر کودتای سیاه بر بسط ید صهیونیسم رها شده باقی مانده است. اما آنچه مسلم است در دوره حکومت رضاشاه چهره‌های اصلی صهیونیست همچون حبیب لوی (مشاور و دندانپزشک ویژه) و سلیمان بهبودی (محرم‌ترین فرد در زندگی خصوصی رضاشاه)، امینی و برخی خاندان‌های یهودی و یهودی مخفی نقشی جدی در تغییر روند امور کشور در مسیر دین‌زدایی و غرب‌گرایی بر عهده داشتند. به عنوان نمونه مئیر عزری (سفیر اسرائیل) علی‌اصغر حکمت را به عنوان فردی با اصالت یهودی (از خاندان خاخام) معرفی کرده است، همان وزیر فرهنگ رضاشاه که از عوامل اصلی کشف حجاب بود.

خاندان هویدا، خاصه عین‌الملک پدر نخست‌وزیر بعدی که در دوره رضاشاه سرکنسول ایران در فلسطین بود و نقش مهمی در ارتباط با صهیونیست‌ها داشت. نمونه دیگری است. 

رضاشاه حتی سیاست جذب متخصصان یهودی آلمانی را به طور فعال دنبال کرد و این افراد در مناصب حساسی مانند ریاست بانک ملی مثل دکتر لیندنبلات به کار گرفته می‌شدند.

این جدای از کنشگران فعالی مثل شموئیل حییم (مسیو حیم) عضو انجمن صهیونیست و نماینده یهودیان در مجلس پنجم، عزیزالله نعیم، رئیس تشکیلات صهیونیسم ایران، موسی کرمانیان و امثال آنها است که بستر ترویج صهیونیسم در ایران و مهاجرت بخشی از یهودیان ایرانی به سرزمین‌های اشغالی را فراهم کردند. 

با دقت به نقش دیده نشده سِر روفوس ایساکس، به نظر می‌رسد باید کنش‌های سیاسی عصر پس از کودتا را بار دیگر از منظر اهداف مرد پشت پرده برکشیدن رضاخان بازخوانی کرد.