طالقانی در نهضت امام خمینی


طالقانی در نهضت امام خمینی

حضرت آیت‌الله طالقانی از روحانیون پیشتاز در نهضت امام خمینی بود که با وجود حضور موثر در مبارزات، بخش عمده‌ای از سال‌های مبارزه را در زندان و تبعید سپری کرد. او در کنار حمایت از نهضت امام خمینی، از روحانیون مبارز نیز دفاع می‌کرد و با شجاعت در برابر سیاست‌های رژیم شاه ایستاد، روایت این ماجرا در صفحات ۵۸ تا ۶۶ از کتاب « آیت الله طالقانی و گروه های سیاسی» به رشته تحریر درآمده است. کتابی که در توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است و خواندن آن خالی از لطف نیست:

پیشگامی در نهضت و سال‌های زندان و تبعید
در جریان نهضت امام خمینی، حضرت آیت‌الله طالقانی یکی از روحانیون پیشتاز بود. پس از واقعه خونین قیام ۱۵ خرداد که در اعتراض به‌دستگیری امام خمینی اتفاق افتاد، آیت‌الله طالقانی نیز دستگیر و زندانی شد. ایشان با نوشتن مقاله‌ای تحت عنوان «دیکتاتور خون می‌ریزد» به تبعیت از منش سیاسی امام به رژیم شاه هجوم آورد.
[...] ورود امام خمینی به صحنه مبارزه[1]

سبب شد تا رژیم شاه سختگیری شدیدتری نسبت به مبارزان، به‌ویژه روحانیون مبارز، اعمال کند. بیشترین عمر مبارزاتی آیت‌الله طالقانی نیز در همین دوران در زندان‌ها و تبعیدگاه‌ها سپری شد.
قبل از دستگیری آیت‌الله طالقانی در سال ۱۳۴۲، منزل وی یکی از مراکز فعال مبارزاتی نهضت امام خمینی بود. در گزارشی از ساواک آمده بود که در منزل آقای سید محمود طالقانی فعالیت بسیار شدیدی وجود دارد، افراد بسیاری شبانه به آنجا رفت‌وآمد می‌کنند و رابط‌های متعددی از طرف آقای خمینی به منزل آقای طالقانی رفت‌وآمد دارند و آنجا «ستاد عملیاتی آخوند‌ها و مخالفین» است.

دفاع از روحانیون و مقابله با رژیم شاه
در زمانی که رژیم شاه به روحانیت شدیدا حمله و آنان را با دردناک‌ترین اهانت‌ها روبه‌رو می‌کرد، آقای طالقانی در دفاع از علما گفت: «رژیم علما را همدست با مالکین می‌داند»؛ در‌حالی‌که هیئت حاکمه خود از بزرگ‌ترین سرمایه‌داران، بانکداران و ملاکین بودند.[2]

وی همچنین با اشاره به برخورد رژیم با زنان باعفت و مقدس قم، تاکید می‌کرد که رژیم با علمایی محاربه می‌کند که با زندگی ساده، حافظ ایمان و اخلاق مردم و استقلال کشورند.
در دوران تکوین نهضت امام خمینی، بیشتر عمر مبارزاتی طالقانی در بند سپری شد. [...] پس از اعمال محدودیت‌های شدید و کنترل‌های فراگیر، به مدت یک‌ونیم سال به بافت و زابل تبعید شد. در سال ۱۳۵۶ نیز مجددا دستگیر و به ده سال زندان محکوم گردید که با رشد انقلابی مردم و شکل‌گیری انقلاب اسلامی، در هشتم آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد.

ارتباط با روحانیون خط امام
به دلیل زندان و تبعید، حضرت آیت‌الله طالقانی فرصت بسیار کمی یافت تا در دوران تبعید امام خمینی، به تشریح و تبیین مواضع و اندیشه‌های سیاسی ایشان بپردازد. با‌این‌حال، در اولین فرصت، چه در زندان و چه بیرون از زندان، ارتباط خود را با روحانیون خط امام برقرار می‌کرد.
وی در مسائل سیاسی و عقیدتی در میان روحانیون جایگاه پیشکسوتی داشت؛ تا جایی که درباره ارتباط او با شهید مطهری گفته شده است که شهید مطهری نسبت به آیت‌الله طالقانی حالت شیفتگی داشت.[3]
در سال ۱۳۴۸ جلسه‌ای در منزل آقای هاشمی رفسنجانی با حضور روحانیون مبارز تشکیل شد و شخصیت‌هایی چون استاد مطهری، لاهوتی، دکتر باهنر، سیدعلی غیوری، شیخ حسین کاشانی، محمدرضا مهدوی کنی، شیخ فضل‌الله محلاتی و سید محمود طالقانی در آن حضور داشتند.
[...] به دلیل حساسیت بسیار ویژه ساواک نسبت به آیت‌الله طالقانی که صریحا با رژیم مبارزه می‌کرد، ارتباط او با دیگران نیز موجب محدودیت برای آنان می‌شد و حتی همین جلسات حداقلی نیز از بین می‌رفت.
طالقانی در هر فرصتی از نهضت روحانیون دفاع می‌کرد و به روشنگری می‌پرداخت. وی در مقابل متهم کردن روحانیون به «ارتجاع سیاه» می‌گفت: «اگر می‌گویید ارتجاع سیاه می‌خواهد مردم به چراغ موشی و الاغ‌سواری برگردند، چرا اساتید دانشگاه و سران سرشناس جبهه ملی و دانشجویان را زندان می‌کنید و به بند می‌کشید.»[4]

حمایت شجاعانه از روحانیون مبارز
رویای آیت‌الله طالقانی در قبال نیرو‌های مذهبی مبارز، حمایت شدید و همه‌جانبه بود. وی که خود روحانی آگاه و سیاستمداری بود، از اینکه روحانیون و افراد هم‌لباس او برای استقلال و آزادی و سربلندی اسلام و مسلمین رنج می‌بردند، دچار غرور و افتخار می‌شد. از این‌رو در کنار روحانیون مبارز بود و از آنها پشتیبانی می‌کرد.
هنگامی که خبر شهادت آیت‌الله حسین غفاری به گوش رسید، طالقانی برای تسلیت به منزل آنان رفت؛ این در حالی بود که ساواک تمام محله و منزل شهید غفاری را محاصره و کنترل می‌کرد. طالقانی بدون ملاحظات امنیتی از حلقه محاصره عبور کرد و وارد منزل شد. [...] سپس شجاعانه خانه آیت‌الله غفاری را ترک کرد.
وی در واکنش به شهادت آیت‌الله محمدرضا سعیدی در زندان ساواک نیز برخورد مشابهی داشت. آیت‌الله سعیدی در دوران مبارزات با طالقانی ارتباط داشت و بخشی از جزوه «امر به معروف» را که از رساله تحریرالوسیله امام ترجمه و چاپ شده بود، در اختیار بازرگان و سید محمود طالقانی قرار داده بود تا میان دوستان و طرفدارانشان توزیع نمایند.[5
پس از شهادت آیت‌الله سعیدی، ساواک از برگزاری مراسم ختم و یادبود جلوگیری کرد. دو روز پس از شهادت او، مردم در مقابل مسجد امام موسی بن جعفر (ع) اجتماع کردند، اما ماموران مانع برگزاری مراسم شدند. طالقانی به منزل سعیدی رفت و سپس همراه دکتر شیبانی و دیگران به‌سوی مسجد حرکت کرد. ماموران با دیدن جمعیت عقب‌نشینی کردند.
[...] به‌دستور آقای طالقانی، مردم در خیابان نشستند و به قرائت قرآن پرداختند. سپس با باز شدن در مسجد، مردم وارد شدند و از طرف آیت‌الله طالقانی اعلام فاتحه شد. مردم نیز شعار‌های تند و انقلابی سر دادند. آیت‌الله طالقانی فردای آن روز دستگیر شد، ولی از ترس واکنش مردم، بلافاصله آزاد گردید.

نقشی کم‌نظیر در تداوم نهضت روحانیون
به‌طور‌کلی، رابطه آیت‌الله طالقانی با نهضت اسلامی، رابطه‌ای بسیار تعیین‌کننده بود که در مناسبات وی با روحانیون مبارز و انقلابی نمود داشت. به گفته مرحوم علی دوانی، محقق برجسته معاصر، طالقانی در تداوم نهضت روحانیون تقریبا از همان روزگاری که در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل بود، نقشی کم‌نظیر داشت.[6]

دوانی پس از آشنایی با نام طالقانی از زبان فدائیان اسلام، برای آشنایی بیشتر با او به مسجد هدایت رفت. وی طالقانی را روحانی بصیر و شجاعی یافت که زبان نسل جوان و طبقه تحصیل‌کرده را به‌خوبی می‌دانست و وزنه‌ای قابل‌اعتماد در میان روحانیون بود.
 

جایگاه طالقانی پس از پیروزی انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آیت‌الله طالقانی جایگاه بلندی در میان همه انقلابیون داشت. وی علاوه بر عضویت در شورای انقلاب که پس از شهادت استاد مطهری به ریاست آن نیز رسید؛ از مرداد ۱۳۵۸ نخستین امام‌جمعه تهران پس از انقلاب اسلامی بود؛ منصبی سیاسی مذهبی که به‌واقع متناسب با زهد و روحیه پدرانه آیت‌الله طالقانی بود.

 


[1] پس از رحلت آیت الله العظمی بروجردی، امکان ورود امام به عرصه ی سیاست مهیا شد. اتفاقا در این زمینه آیت الله طالقانی از نخستین افرادی است که به این موضوع آگاهی می یابد. وی می گوید در منزل آیت الله حاج شیخ محمد تقی ثقفی تهرانی با حاج آقا روح الله جلسه داشتیم. گفتم: حال که مانعی برای مبارزه در برابر شما نیست چرا اقدامی نمی کنید؟ گفتند: در فکر هستم! از همین پاسخ دانستم که ایشان برنامه ی مفید و مؤثری برای ورود به مبارزه علیه رژیم دارند. (ر. ک. به: یاران امام به روایت اسناد ساواک، ابوذر زمان، جلد دوم، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1382، ص یازده)

[2] بوذر زمان، ص430

[3] محمد مهدی جعفری، سازمان مجاهدین خلق از درون، تهران، نشر نگاه امروز، 1383، ص 204

[4] همان تاریخ سند 9/9/48

[5] یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهید آیت الله سعیدی، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1376، ص 200

[6]  علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 432