مصاحبه خبرنگار کانال 3 تلویزیون فرانسه با هویدا در زندان قصر


مصاحبه خبرنگار کانال 3 تلویزیون فرانسه با هویدا در زندان قصر

اشاره : 

در اسفند ماه 1357 «کریستین اوکرن» (اوکرانت) خبرنگار کانال سوم تلویزیون فرانسه اجازه می یابد که در زندان قصر برای انجام ملاقات به سلول امیرعباس هویدا برود. جریان این دیدار به انجام یک مصاحبه منجر می شود که در فروردین ماه 1358 هم زمان با برگزاری دادگاه هویدا ، از کانال ۳ تلویزیون فرانسه پخش می شود . البته در توضیح روزنامه بامداد آمده است که قرار مصاحبه نبوده بلکه صرفا یک بازدید از وضعیت هویدا در زندان مورد نظر بوده است که با موافقت مسئول همراه گروه خبرنگاری تبدیل به یک مصاحبه تاریخی کوتاه می شود.  خانم «کریستین»  تنها روزنامه‌نگاری  که توانسته است با هویدا گفت‌وگو و چندین دقیقه از زندگانی‌اش در زندان قصر را ضبط کند، سئوالات شفافی را از هویدا مطرح می کند اما هویدا از پاسخ دقیق و صریح فرار میکند. هویدا به امید اینکه شاید بتواند با رفع مسئولیت از خود در دادگاه همه چیز را به نفع خود تمام کند در پاسخ به سئوالات می کوشد خود را بی اطلاع از جنایات رژیم پهلوی نشان دهد اما وقتی می بیند خبرنگار باور نمی کند یک نخست وزیر 13 ساله و شش ماهه از جنایات مهمی مثل اعمال شکنجه در زندان ها بی اطلاع باشد تلاش می کند اینگونه اقدام ها را به گردن گروه ویژه که مشخص نمی کند چه کسانی بودند ، بیندازد . با هم متن کامل این مصاحبه را به نقل از روزنامه بامداد می خوانیم :

متن مصاحبه هویدا با کریستین اوکرن خبرنگار  کانال سوم تلویزیون فرانسه:

سؤال: آقای هویدا، آیا شما خود را قربانی کفاره‌دهنده‌ای نمی‌بینید که می‌کوشند با این قربانی، رژیمی را به داوری بکشند؟

هویدا: می‌بینید که در چه موقعیتی هستم. به زحتمش نمی‌ارزد که با من  چنین سؤال‌هایی در میان بگذارید.

سؤال: این سؤال‌ها به شما فرصت می‌دهد مطالبی بگویید که یک بار دیگر این مطالب به گوش دوستانتان خواهد رسید.

هویدا: می‌دانید، باید گذاشت که قربانی ساکت بماند، این‌طور بهتر است.

سؤال: حتی وقتی که امکان دفاع از خود در میان باشد؟ اما این شاه است که شما را به زندان انداخته بود، این رژیم نیست؟

هویدا: من دقیقاً شش ماه است در زندان هستم.

سؤال: شما فکر می‌کنید چرا شاه شخصاً تصمیم گرفته بود شما را زندانی کند؟

هویدا: بروید از خودش این را بپرسید. من گمان می‌کنم او بهتر از من می‌تواند به شما جواب دهد. من چه چیزی می‌توانم به شما بگویم. او حتماً می‌خواست مرا قربانی کند.

سؤال: شاه یا رژیم کنونی؟

هویدا: رژیم فعلی؟ چرا رژیم فعلی؟ من هنوز به دادگاه نرفته و حکم درباره‌‌ام صادر نشده است.

سؤال: آیا فکر می‌کنید که دادگاه بعدی، بیشتر به نفع شما باشد؟

هویدا: امیدوارم.

سؤال: آیا فکر می‌کنید که بتوانید از خود دفاع کنید؟

هویدا: نمی‌دانم دفاع چگونه خواهد بود. هنوز به من چیزی نگفته‌اند. من پرونده‌‌ای ندارم و از تصمیم بازپرس درباره خودم خبری ندارم…بعضی پرونده مرا خوانده‌اند…من طی نامه‌‌ای پرونده‌‌ام را خواستم ولی هنوز نمی‌دانم آیا وکلایی برای دفاع خواهم داشت و یا خودم باید از خود دفاع کنم…ولی یک مطلب روشن است. طبق آنچه بازپرس گفت من مرتکب… (در اینجا هویدا به فارسی با مامور حرف‌هایی گفت که در متن سؤال و جواب تلویزیون فرانسه نیامده است.)

سؤال: قاچاق مواد مخدر در فرانسه…

هویدا: بله…من…من می‌خواهم که پلیس فرانسه این پرونده را پیدا کند و به اینجا بفرستد…

سؤال: می‌دانید که چندین نفر از اروپاییان می‌خواهند برای دفاع از شما به اینجا بیایند؟

هویدا: در این شش ماه من روزنامه‌‌ای نخوانده‌‌ام، نمی‌دانم در دنیا چه می‌گذرد. رادیو هم ندارم. هیچ خبری ندارم. اگر بنابر آنچه شما می‌گویید اشخاصی هستند که می‌خواهند دفاع مرا به عهده بگیرند، در این فرصت از آن‌ها سپاسگزاری می‌کنم ولی من شخصاً در جریان نیستم، با دنیای خارج هیچ‌گونه تماس ندارم.

سؤال: من می‌توانم به اطلاعتان برسانم که ادگار فور پیشنهاد کرده تا برای دفاع از شما به اینجا بیاید.

هویدا: من از همه دوستان فرانسوی تشکر می‌کنم. شنیدن صدای آن‌ها به من قوت قلب می‌دهد. اما اینجا رابطه من با دنیا قطع شده است.

سؤال: آیا در زندان ملاقاتی هم دارید؟

هویدا: من یک بار فقط یک ملاقاتی داشته‌ام.

سؤال: آیا احساس می‌کنید که از سوی نزدیکان و اشخاصی که به آن‌ها نزدیک بوده‌‌اید رها شده‌اید؟

هویدا: می‌دانید، اجازه نمی‌دهند. اجازه نمی‌دهند…آن‌ها فقط یک بار ملاقات با مرا اجازه دادند و من تا حال جز یک بار با یکی از خویشان ملاقاتی نداشته‌‌ام زیر از بستگان بسیار نزدیک مادری ۸۰ ساله دارم که نمی‌تواند تا اینجا بیاید.

سؤال: وقتی نخست‌وزیر بودید آیا می‌دانستید چه تعداد زندانی سیاسی در زندان‌هایتان دارید؟

هویدا: نه.

سؤال: آیا می‌دانستید چه شکنجه‌ها و چه نوع شکنجه‌هایی بر آن‌ها تحمیل می‌شد؟

هویدا: نه این را پس از آنکه از صلیب سرخ خواستم به اینجا بیایند، فهمیدم.

سؤال: پس نخست‌وزیر ایران عملاً در جریان امور نبود؟

هویدا: سیستم سیاسی ما با سیستم سیاسی کشورهای دیگر متفاوت بود و مسلماً نخست‌وزیر در جریان نبود.

سؤال: با این حال عفو بین‌الملل ما طی سال‌ها…

هویدا: آن‌ها گزارش می‌دادند…بله.

سؤال: آن‌ها ایران را در ردیف کشورهایی قرار دادند که از شکنجه بسیار استفاده می‌کردند. شما گزارش‌ها و نامه‌هایشان را که برایتان می‌فرستادند باور نمی‌کردید؟

هویدا: سازمان‌های ایرانی این گزارش‌ها را تکذیب می‌کردند.

سؤال: این سازمان‌های ایرانی به وسیله چه کسی کنترل می‌شد؟ به وسیله نخست‌وزیر ایران کنترل نمی‌شد؟

هویدا: نه…نه.

سؤال: پس نخست‌وزیر…

هویدا: نمی‌دانید. قلمروهایی وجود داشت که می‌توانیم آن‌ها را قلمروهای ویژه بنامیم.

سؤال: آیا امروز فکر می‌کنید که شما اولین قربانی این سیستم سیاسی هستید؟

جواب: می‌دانید قربانی. من نمی‌توانم این کلمه را به کار برم. نمی‌خواهم با کلمات بازی کنم. من فکر می‌کنم که باید منتظر باشم تا ببینم چگونه مورد داوری و قضاوت قرار می‌گیریم. من تنها نیستم. سلول‌ها از همکاران قدیمی پر است.


تصویر صفحه اول روزنامه بامداد 30 تیرماه 1358