حقایقی در باره انتشار اسناد سازمان سیا در باره کودتای 28 مرداد


5682 بازدید

حقایقی در باره انتشار اسناد سازمان سیا در باره کودتای 28 مرداد

درشصتمین سالگردسقوط دولت ملی دکترمحمدمصدّق،انتشاراسناد جدید سازمان سیا واعتراف این سازمان دردست داشتن در کودتاعلیه دکترمحمدمصدّق بسیار بازتاب داشت

http://www2.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB435

اگرچه انتشار این اسناد جدید هیجان فراوانی درمحافل سیاسی-تحقیقاتی ایران پدید آورد زیرا پس از60سال، این اسناد، بریکی ازمهم ترین، مبهم ترین ومناقشه برانگیزترین رویدادهای سیاسی تاریخ معاصر ایران پرتو ِتازه ای افکند. اما با مطالعه ی این « اسنادتازه سازمان سیا »در می یابیم که دراین اسناد هیچ رازناگفته ای را برای ما افشاء نمی کند. شاید بتوان گفت در واقع  ویرایش گزارش«دونالد ویلبر» یکی ازعوامل اصلی طرح ( T.P.AJAXپاکسازی ایران از حزب کمونیست توده) است که پیش از این درسال 2000 منتشرشده بود [1]و درهمان زمان بعنوان«مهم ترین ومعتبرترین سند درباره ی نقش سازمان سیا درسقوط دولت مصدّق»،مورداستنادعموم پژوهشگران قرارگرفت.

http://www2.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB28/

اینک محتوای اصلی همان گزارش با ویرایش وانشای جدید به انضمام گزارش هائی از کرمیت روزولت (فرماندهء عملیّات) درکتاب«ضدکودتا» [1] منتشر شده بود

به عنوان«اسنادتازه» انتشاریافته است!کارمسئولان سازمان سیا دراین باره،مصداق روشن ِ ضرب المثل معروف است که می گوید:«کوهی که موش زائید!.

ویلبر، درگزارش خود، روند تهیه ی  طرح و تدارک عملیـّات برای تضعیف و سرنگونی دولت مصدّق را بازگو کرده بود وعلّت اصلی طرح عملیـّات کودتا  را نه منافع اقتصادی آمریکا و انگلیس  بلکه « ترس از کمونیسم و سلطه ی حزب  توده بر ایران » می‌دانست. ویلبر بعدها خاطراتش را در باره ی مأموریـّت خویش در ایران منتشر کرد.

با وجود لحن محتاطانه ی ویلبر، گزارش او ـ به روشنی ـ شتابزدگی در تنظیم طرحِ «ت. پ .آژاکس» و عدم پیش‌بینی‌های لازم در تدارکات اساسی عملیـّات را در موارد ذیل  آشکار می‌ساخت:

1- ویلبر وهمکارانگلیسی او،« داربی شر» به مدت 17 روز (از 13 مه 1953 تا 30 مه 1953 = 23 اردیبهشت تا 9 خرداد 1332) برروی طرح، مطالعه وکارکردند (گزارش دونالد ویلبر بخش 2، ص  5، )

2ـ سازمان سیا در آن زمان برای کمک به طرح «ت. پ. آژاکس»، هیچ عامل نظامی‌در ایران نداشت وسرهنگ بازنشسته، عباس فرزانگان (افسر سابق مخابرات) نیز پیش ازآن درهیچ عملیـّات نظامی شرکت نکرده بود و در مورد وقایع پیش رو، هیچ چیز نمی‌دانست (پیوست گزارش دونالد ویلبر د،ص3)

3ـ سازمان سیا برای این نوع طرح عملیـّاتی، فاقد آمادگی بود (پیوست گزارش دونالد ویلبر د،ص2، )

4- سرلشکرزاهدی، فاقدهرگونه طرح دقیق یا سازمان و نفرات نظامی‌بود وهیچ یک ازافسران مذکور در طرح را نمی‌شناخت ولذا« نمی‌شد روی سرلشکرزاهدی حساب کرد»(پیوست دگزارش ویلبر ،ص3، )

5ـ سرلشکر زاهدی تا ساعت 5/4 بعد از ظهر روز 28 مرداد، در یک خانهء امـن، مخفی بوده(بخش 8، گزارش دونالد ویلبر ص69، )

6ـ اینکه برخلاف پیش‌بینی‌های طرح ـ‌که شاه را کانون محوری عملیـّات می‌دانست ـ در سراسر مذاکرات، شاه از همکاری با طـّراحان کودتا خودداری کرد بطوریکه «فشار بی‌امان بر شاه» ضرورت یافت (بخش 5، پیوست ت، ح2، وبخش 10، از گزارش دونالد ویلبر ص88، )

7ـ اینکه برخلاف پیش‌بینی‌های طرح، هیچ یک ازعلمای معروف مذهبی (بروجردی و کاشانی) به درخواست‌های طـّراحان عملیـّات، پاسخ مثبت ندادند(بخش10، گزارش دونالد ویلبر ص91، )

8ـ درآغاز عملیـّات، معلوم شد که «همه چیز به اِشکال برخورد کرده است»‌(بخش7،از گزارش دونالد ویلبر ص44، )

9ـ با توجـّه به قطع کامل روابط دیپلماتیک بین ایران و انگلیس، سازمان اطلاعاتی انگلیس (MI6) غیر از چهارـ پنج تَن (برادران رشیدیان و دو خبرنگار روزنامهء اطلاعات: علی جلالی و فـّرخ کیوانی) فاقد نفرات، امکانات و اطلاعات لازم در ایران بود،

10ـ اینکه تعداد مأموران در مقـّر فرماندهی عملیـّات (نیکوزیا) فقط 2 مأمور و 2 ماشین نویس بودند که در نگاه اول، بسیار شگفت‌انگیز می‌نمود و ارتباط مرکز فرماندهی عملیـّات (نیکوزیا) با تهران، با تأخیرهای فراوان همراه بود(بخش 10، از گزارش دونالد ویلبر ص84)... همه و همه نشان می‌دهند که طرح سازمان سیا، بیشتر به یک طرح کودکانه یا خیالپردازانه شبیه بود تا به یک طرح کودتا، و بهمین جهت، شکست آن محتوم ویاعمل به آن، غیرممکن بود.

عموم پژوهشگران وحتی محققّان مصدّق وحزب توده (مانند سرهنگ غلامرضا نجاتی وبابک امیر خسروی ) گزارش های کرمیت روزولت را، لاف وگزاف هائی دانسته اند که به توصیه ی مقامات سازمان سیا و درپیوند با شکست این سازمان درعملیات«خلیج خوک ها»(درحمله به کوبا)به منظورتامین بودجه ازدست رفته ی سازمان سیا نوشته شده است، دراین باره، «ریچاردهلمز»(رئیس اسبق سازمان سیا) نیزدر مصاحبه با شبکه جهانی  B.B.C  گفته بود:

« ... سیا در1961 ‌درعملیات «خلیج خوک»ها علیه کوبا شکست خورده بود و می‌خواست به نوعی «پیروزی» خود را نشان دهد تا بتواند بودجه‌اش را ـ که موجودیتش به آن بستگی داشت ـ توجیه کند. برای این مقصود، سازمان سیا به نقش ناچیزی که درایران[درجریان سقوط مصدّق] ایفاء کرده بود، توسـّل جْست. سیا با این اقدام، تاریخ را جعل کرد. افکارعمومی‌آمریکا را منحرف ساخت و زمینهء دشمنی بین مردم ایران و آمریکا را ـ که برای دو نسل ،ازدوستان نزدیک ومتحـّد هم بودند ـ فراهم ساخت .

تبدیل موضوع تاریخی به منازعات سیاسی!

بدین ترتیب، باتوجه به ادعاى قبلی مسئولان سازمان سیامبنی بر«آتش گرفتن ونابود شدن اسنادمربوط به سقوط دولت دکترمصدق » وباتوجه به ناکامی های اخیرسازمان سیا درعراق وافغانستان و...آیا انتشاراین «گزارش تازه» برای اعاده ی اعتبار سازمان سیا به منظور تامین بودجه اش صورت گرفته؟ یامقاصد سیاسی دررابطه تغییریک موضوع تاریخی وسقوط آن به منازعات سیاسی ودرنتیجه ایجاد نفاق ونفرت سیاسی بین ایرانیان وممانعت از اتحاد وهمبستگی ملی میان آنها ، انتشارآن را ضروری ساخته است؟

طرح کودتای آمریکا و انگلیس، با نامِ« T.P.AJAX »، ونقش سازمان سیا دراین طرح،امری مُسلّم و انکارناپذیر است. هدف اساسی این طرح، چنانکه از نام آن پیدا است،« پاکسازى ایران از حزب کمونیست توده و سرنگونی دولت دکتر مصدّق» بود، امّا طبق گزارش‌های متعدّد سفارت آمریکا در تهران و نیز بر اساس گزارش مهّم ویلبر ادعا می شود که  شاه ازآغاز، با انجام هرگونه کودتا علیه دولت مصدّق، مخالف بود!! به نظرشاه: « مصدّق ازطریق پارلمان به قدرت رسیده بود و لذا ازطریق پارلمان نیز بایستی برکنار می‌گردید.» مخالفتهای پایدار شاه با کودتا آنچنان بود که به ادعای ویلبر:«فشاربرشاه برای پذیرفتن طرح کودتا » ویا حتـّی« انجام کودتا بدون آگاهی یا موافقت شاه» ضرورت یافت (بخش 5 ازگزارش دونالد ویلبر ) ،

 درچنین شرایطی، انحلال مجلس توسّط دکترمصدّق، راه را برای اقدام شاه مبنى برصدور« فرمان عزل مصدّق » هموار ساخت و لذا با در دست داشتن فرمان عزل مصدّق، اساساً، هرگونه عملیّات نظامی به قصد کودتا، نالازم بود، به همین جهت، هم دکترمظفر بقائی و برخی دیگر از سران جبهۀ ملّی، و هم مأموران سفارت آمریکا در تهران، در اوّلین ساعات این ماجرا(در25مرداد32)، آن را «کودتائی ساخته و پرداختۀ دکتر مصدّق برای تضعیف شاه و سرکوب مخالفان» دانستند،ادعائی که با سخن کرمیت روزولت درکتاب«ضدکودتا»همخوانی دارد. بنابراین،حتی اگرگزارش های کرمیت روزولت را ملاک و معیار قراردهیم، وقایع25- 28مرداد32را می توان «ضدکودتا»ئی علیه«کودتای دکترمصدّق»نامید!واین ادعا،چنانکه پیداست،چندان به نفع کسانی نیست که رویداد28مردادرا«کودتاعلیه مصدّق» می دانند!

بقول عموم شاهدان عینی( ازجمله دکترهدایت الله متین دفتری نوه ی دکترمصدّق درگفتگوبا«بی بی سی») درروز28مرداد،تهران درآرامش کامل بودوباوجود وقایع شب 25مرداد،هیچگونه نشانه ای ازآشوب وکودتا درتهران دیده نمی شد و زندگی عادی ادامه داشت آنچنانکه عبدالرضاانصاری، همکار« ویلیام وارن»(رئیس طرح موسوم به «اصل  چهار ترومن 4»درزمان دولت مصدّق) درگفتگویی یادآورمی شود:

« در روز 28 مرداد گروهی اززنانِ کارمندان بلندپایه ی سفارت آمریکا،ازجمله خانم ویلیام وارن( رئیس اداره‌ی «اصل چهارترومن »)، همراه با گروهی از بانوان نیکوکار ایرانی، مانند: خانم عزّت سود آور، خانم ناصر (رئیس وقت بانک ملّی)، خانم مبصّر (شهردار تهران) و... که در یک انجمن خیریّه فعالیّت می‌کردند، طبق معمول، در سالن بانک ملّی جلسه داشتند... این امر، نشان می‌دهد که هیچیک از کارمندان بلند پایه‌ ی  آمریکائی، حتّی تصوّری از وقوع «کودتا» نداشتند،چه در غیر این صورت، با توجه به حسّاس بودن اوضاع و احتمال وقوع حوادث ناگوار در روز 28 مرداد،از رفتن این زنان امریکایی به جلسه‌، ممانعت می‌کردند. » البته ممکن است این احتمال را در نظر بگیریم که انها برای عادی نشان دادن اوضاع چنین مراسمی را برگزار کرده باشند.

ازاین گذشته،سرلشکرحسن اخوی، « مغزمتفکّرو فرماندهء افسران کودتاگر »، دررابطه باحوادث 25مرداد، دستگیرو درروز28مرداد درزندان بود!

با این همه،«حلقه ی گمشده» درماجرای28مرداد، نه طرح واقدامات سازمان سیا، بلکه« نقش ونقشه ی دکترمصدّق » وآینده نگری وایران دوستی اودرمواجهه با حوادث بود. بعبارت دیگر: در روز 28 مرداد، دکتر مصدّق در برابر یک موقعیـّت تراژیک قرار گرفته بود، انتخاب آگاهانه در برابر دو سرنوشت که می‌بایست انجام می‌گرفت و مصدّق بهای آن را می‌پرداخت:

1- تن دردادن به یک جنگ داخلی واحتمال تصرّف قدرت توسط سازمان نظامی حزب توده؟

2- یاعقب نشینی آگاهانه وانفعال خردمندانه دربرابرمخالفان؟

مصدّق باآینده نگری وایراندوستی،تاکتیک دوم را اختیار کرد

پی نوشت ها : 

 

[1] Countercoup; the struggle for control of Iran/, McGraw-Hill; First Edition, August ,1979.

[2] Overthrow of Premier Mossadeq of Iran, November 1952-August 1953," March 1954


http://digpress.blogfa.com/post-2899.aspx